فیشــــــنگار

حمل ایده‌ها مانند بار شیشه

پنجشنبه, ۲۶ مهر ۱۳۹۷، ۰۲:۴۶ ب.ظ
وقتی جرقه ی یک ایده در ذهن پدید می آید گاهی لازم است 9 ماه که هیچ نُه سال صبر کنیم تا زمان مناسب برای تولد آن ایده برسد. و چقدر دشوار است تا آن روز این بار را در قلب خود نگه داشت و در بازارهای خودنمایی و تفاخر آن را برای لحظه ای لذت بردن نفس قربانی نکرد...
 
پی نوشت: مراقب باشیم ایده های ناب زندگی خود را سقط نکنیم. 👀
پست مرتبط: نباید گذاشت اسرار فکری به زودی برملا شود.

ایده روزانه نویسی هدف پیامک

خیلی سخته خیلی سخت...
هوم :)
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته

حفظ رازو من الایمان 
سلام علیکم و رحمت الله و برکاته
بله بله این هم جزوش هست
چشم مراقبت میکنیم: دی


اول باید ذهنی باشه و ایده ای باشه و تا به مقام فخیمه ی حامله برسی داداش 😵
آدم که بدون ایده نمیمونه تو زندگیش

آقا شوخی کردیم! 💐
منصور حلاج هم اتفاقا به همین خاطر اعدام شد. وقتی ندای اناالحق سر داد...‌‌‌‌‌‌

چجوری این چیزا به ذهنت میرسه انصافا؟ :)
افق دید شما کجاست
مال ماها کجا ...

ارادت داریم آقای مردد :|
الان داری یک باری رو تو قلبت نگه میداری؟ :)))
بقیه که از بارم رفتن
از این به بعد مراقبت میکنم 😂
سلام
یه روایتی از امام هادی علیه السلام هست که اگر در مورد کاری که به سر انجام نرسیده حرف بزنیم اون کار ابتر میشه.

سلام بله منم شنیدم همچین مضمونی رو
خیلی هم جالبه به نظرم یکی دو روزه دارم بهش فکر میکنم :)
حکمتش رو نمیدونم ولی به تجربه دیدم پیش اومده برای خیلیا.
بله برا من زیاد پیش اومده مع الاسف
دقیقا...

قشنگ درک میکنیم همه
از امام جواد بود ولی!
خوب الان من دارم حرفشو میزنم :| 
خدایا به خیر کن لطفا 

چه برنامه ای در سر داری ای وی؟
خیلی جالب انگیز بود‌‌‌‌...
مرسی
کلا پست هایی که از خودم می نویسم خیلی جالبن ...


🤞
پیامک بود‌. از خودتون نبود که 
پیامک یعنی اینکه میشه پیامک داد اینو :)
چه جوری از بارت رفتن؟ :))))
تو این مطلب معلوم نیست دقیقا منظور از ایده چی هست، اما اگه ایده رو براساس مطلب مرتبط در نظر بگیریم، میشه بحث اعتقادات و خط فکریه
آقا حالا این درسته که کسانی که قلبشون بارداره (اعتقادات و خط فکری)، شوخ طبع هستن؟ بر این اساس که معمولا فرد دارای بار، خودش رو بالاتر از دیگران تصور می کنه و فکر می کنه که دیگران درک و فهم پایینی برای دریافت بار، دارن، تو همچین موقعیتی، فرد برای ارتباط گیری جدی دچار مشکل میشه و ترجیح میده که ارتباطاتش بر محور شوخی کردن قرار بگیره

مثل نحوه ارتباط گرفتن یک بزرگسال با یک خردسال که معوملا شوخی کردنه
نه داداشی
ایده یعنی یک فکر نو
یک طرح خاص
موضوع قابل دنبال شدن و غیره
یعنی در آب نمک بخوابونیم؟:) 
یعنی ایده رو بخیسونیم ؟
یعنی اون چه ایده ای می‌تونه باشه که باید زمان ازش رد بشه؟...ایده ها معمولا باید سریع کاربردی بشه؟!!...

نه یعنی وقتی شرایط اجراش رو نداری مطرح نکن
یا اینکه مقدمات کار رو تا یه جایی پیش ببر بعد که نزدیک تحقق رسیدی ایده ات رو بصورت عملی مطرح کن :)
صحیح...!

حوصله داشته باشید خب :))
سلام نگار
چطورین نگار جون


سلام دو سه روزه دارم بهت فکر میکنم :))
کجایی شما؟
سلام 
میخاستم توی پست قبلی ک مربوط ب خاطره نویسی ست بنویسم ولی بسته بود و نشد برای همین اینجا مینویسم 

خاطرات آیت الله مصباح از آیت الله العظمی بهجت با مقدمه محسن غرویان انتشارات یمین  ص 204

زمان جنگ ایران عراق آیت الله بهجت گفت : میتونم یه وردی بخونم صدام سقوط کنه ، ولی مصلحت نیست ؛ چه میدانیم بعد از او کسی بدتر از او نخواهد آمد

سلام اگه آقا ایمان نیستی بیا خصوصی خودت رو معرفی کن :)
من برای آرامش مخاطبانم و خودم :) ارزش قائلم.

باز هم متشکرم از حضورتان
سلام 
باهات موافقم
دیگه حرفی ندارم 
والسلام :)
منم سلام والسلام :)
سلام 
منم باهات موافقم مخصوصا سقط افکار
سلام و عرض ادب
تفاخر آن را برای لحظه ای لذت بردن نفس قربانی نکرد...


ینی چی؟
دوباره بخونی درست میشه 😉
چقدر دلچسب بود.....سخت ترین کار ممکنه....باردار ایده ای بودن و نمایان نکردنش....
هوم باید مراقبت کنیم
من عجولم. :|
عجول خوبه که
تنبل خوب نیست :)
سلام
فعلا توی فضای مطالب اخیرت نیستم اما این رو خیلی دوست داشتم
خودت بهش رسیدی؟

سلام چطوری؟

داشتم می رفتم نهارخوری محل کارمون، تنها بودم؛ توی مسیر بهش رسیدم :)
بحمدلله امروز خوبم
تو خوبی؟
اینو هم میدونستی که اگر بخوای روی این حرف عمیق تر بشی و بهش عمل کنی چقدر سخت و سنگینه؟
و از اون طرف هم البته انسانی که بتونه بهش عمل کنه واقعا سعه پیدا میکنه

اگه عمل میکردم که پستش نمی کردم!
این اولین مرتبه اش ...

فیلم بازی کنم و جمله قصار بگم: کسی که راهی کربلا نباشه خوبه حالش به نظرت؟ :))) |الکی مثلا من از اونام که دارن حسرت میخورن|
اگه حالش خوب نبود برای زائران اربعین دعا کنه حالش خوب میشه...
دیروز یه دفعه حال پسرم  بد شد و دکتر گفت حداقل سه روز باید این درمان رو انجام بدی تا حالش خوب بشه... خیلی داغون بودم... هم باید قید رفتن به پیاده روی رو میزدم... هم نگران حال بچه بودم... هم غم عجیبی وجودم رو گرفته بود که بعید میدونم فقط مال نرفتن اربعین و مریضی بچه بوده باشه... زن و بچه نبودن از شدت این غم میتونستم یکی دو ساعت اشک بریزم... باور میکنی؟
اما بحمدلله به خیر گذشت...
برای همین دیروز مطلب آخر رو برداشتم... تصورم این بود که نمی بایست رفتن ام رو بیان میکردم
(مرتبط با این مطلبت :) )

داغون نداریم اینجا داداش! داغان :)

+ خدا سلامتی بده به همه اطرافیان
++ منم یبار میخاستم برم سینما گفتم اینجا بعد دیر رسیدم به فیلمه :| نگو آقا :))
تقریبا سه سال از زمانی که ایده ام در ذهنم جرقه زد و همه توانم را به کار گرفتم تا ایده رو به بهترین روش پیاده کنم میگذره. ان زمان ، زمان مناسب اجرای ایده نبود و متاسفانه شکست خوردم. درسی که گرفتم: هر ایده اگر در زمان مناسب و در جای مناسب پیاده نشود قطعا شکست میخورد

کامنتتون قشنگ و جالب بود برام

+ بنظرتون توی یکی دو هفته آینده گوشی ارزونتر میشه؟
من نمیفهمم چر باید نگهش داریم تا موقعش؟
خب وقتی به ذهنمون همچین چیزی رسیده حتما فضای خوب و مناسبی بوده
نمیدونم:ا !!
مثلا حداقل باید بررسی کنیم ببینیم این ایده در چه قالبی قابل اجراست
آیا در حال حاضر امکاناتش فراهم هست؟
آیا خریداری داره الان؟ و بررسی های دیگر
سخته اما شیرین...اگه بتونیم حفظ کنیم ایده ها رو و سرانجامی هم داشته باشه
انشالله که بچشی این شیرینی رو :)
کاملا موافق 
وقعا خیلی از ایده ها رو ما سقط می کنیم 
عجله، خودنمایی و خیلی امراضی که گرفتارش هستیم 
یکی از چیزهایی که باید مراقبش باشیم همینه
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی