فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

واکسن ضدسامری

دوشنبه, ۲۵ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۰۶ ب.ظ

اکثر کسانی که به سبب معجزه به موسی (ع) ایمان آوردند، عقیده آنها با شعبده ای که شخص سامری انجام داد منحل شده و از بین رفت. عوام با معجزه ایمان می آورند و عقلا با تفکر(ملاصدرا.ص:28)

نظرات (۲۶)

کار عامی نبود جز خری و خر خری
گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان
نوح را باور ندارند از پی پیغمبری!

پاسخ:
احسنت! مرحبا به ناصرنا :)

معجزه ی محسوس فقط در نفوس عوام اثر می گذارد، در حالی که هزار حجت و برهان در این نفوس موثر نیست! ولی یک برهان عقلی در خواص عمل کرده و در باب اعتقاد به خدا و ایمان برای آنها مفید است. در حالی که هزار معجزه نظیر تبدیل شدن عصا به اژدها در آن اثر نمیکند.
۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۲۲ آب‌گینه موسوی
و البتّه که اندیشه و تفکّر هم خود، یک معجزه است! 
پاسخ:
چه تعبیر خوبی کردید شما...

۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۴۵ شبگیر ‌‌‌
زدی به خود خال!
پاسخ:
من فکر میکنم فردای قیامت 
ما بیشتر از هر چیز بخاطر 
کارهایی که بدون رسیدن به یقین کردیم 
می سوزیم...
۲۵ بهمن ۹۵ ، ۱۶:۵۰ بنت شهرآشوب
از بنی اسراییل نگید که دلم اندکی کمتر از موسای نبی ازشون خونه
یه عالمه سوال دارم
آخه چرا؟؟؟؟؟؟؟
حالا بین معجزه ی عصا و گوساله سامری یه مدت فاصله زمانی هست
اینا همچین که با معجزه از دریا گذشتند ،به پیامبرشون گفتن برا ما یه بت بتراش عین اینا ماهم خدا داشته باشیم!
پاسخ:
به نظر میرسه اونها 
بخاطر اینکه به تدریج به طبقه برده تبدیل شده بودن 
یه مثال بارز از مصادیق جامعه ی دور از اندیشه و دیرفهم بودن ...
:)
پاسخ:
:))
اما من دلم معجزه می خواهد ..عوام بودن عیب نیست ..
پاسخ:
گاهی پیچ و خم های زندگی را چیزی جز معجزه حل نمی کند.
اینکه با تفکر ایمان بیاریم و با یقین جلو بریم، خیلی خوب و ایده‌آله. ولی مسئله اینجاست که ما وراثتی ایمان میاریم و عادتی ادامه میدیم. خیلی هنر کنیم شک میکنیم (که البته نشان از تفکره) ولی خیلی‌ها به جواب شبهاتشون نمیرسن. (یا نمیگردن یا میگردن و نمی‌یابن)
اصلا واقعا کسی هم هست که به یقین رسیده باشه؟ چند درصد عامه؟
پاسخ:
کسی که بخواد به یقین برسه یا باید با تحقیق و تفکر برسه 
یا تهذیب و تهجد...
ولی هست آدمی که از هر دو راهش رفتن و رسیدن..
۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۲۲ ساکن طبقه 40
یعنی کسانی هم که الآن دنبال معجزه ان ... دنبال معجزه نیستن
پاسخ:
خیلی عمیق بود حرفتون :) 
+میشه اینجوری هم نگاه کرد که معجزه هم قانعشون نمیکنه :)
۲۵ بهمن ۹۵ ، ۲۳:۴۱ ام اسی خوشبخت
شکل دیگری از قانون مور هم وجود دارد: هر ده سال یکبار، شعور جمعی به نصف مقدار قبلی خود کاهش می‌یابد.  (از کتاب "تخت پروکروستس")

اگر اکثر مردم فکر میکردند اینچنین نمیشد.
پاسخ:
هر ده سال؟!
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۵۴ دایی ‌‌جان
سلام. 
قبلا پرسیده بودید که آقا محمد(هم اتاقی فلسفه خوان) چه چیزی گفته که تو(یعنی منو) مجذوب فلسفه شدی؟ 

من بهش فکر کردم دیدم هیچی! محمد چیزی از فلسفه نگفته به من.اما بحث فقهی و اعتقادی و اینها زیاد کرده ،نمیدونم شاید اون بحث ها هم فلسفی بوده ... و چیزی که من رو جذب کرده کلام آقا محمد بوده و نه فلسفه!

اما چیز بسیار بارزی که از ایشون در باب فلسفه یادمه اینه : فلسفه رو باید با اهلش گفت! یعنی اول باید اهل بودن طرف ثابت شده باشدی بعد با وی سخن کردی. 

خلاصه معذوریم اگر اهل نبودیم :))) 
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۰۹:۵۶ دایی ‌‌جان
مضافا اینکه
 
بحث من و آقا محمد و فلسفه ،

بسیار بسیار مشابه است با :

بحث بنی‌اسرائیل و موسی و یکتاپرستی! 


پاسخ:
سلام بدجوری حرفت رو ربط دادی به پست :)) 
معلومه فلسفه ات قوی شده در جوار هم اتاقی‌ت:)
۲۶ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۲۱ آرزو ﴿ッ﴾
حقیقتا گاهی‌اوقات به خودم میگم: من اینجا رو دنبال می‌کنم که با یه‌خط برم تو فکر!
اون جمله‌ای که در جواب نظر شبگیر گفته‌بودین رو میشه بیشتر توضیح بدین؟
اصلا یقین رو میشه توضیح بدین؟! الآن احساس می‌کنم نمی‌دونم به چی یقین دارم و به چی نه!
پاسخ:
+این نظر لطف شماست واقعا

خب توضیحش میشه همین احساسی که خودتون دارید میگید :) 
 نمی‌دونم به چی یقین دارم و به چی نه!
+بهترین راهش اینه که مبانی اصلی اعتقادیمون رو باتحقیق سختگیرانه ای برای خودمون جفت و جور کنیم 
یجوری که معقول و قابل دفاع باشه ... دلیل داشته باشیم واسه کارمون ...واسه حرفمون....
سلام 

ممنون که به خونه ی من هم سر زدید :)

دقیقا همینه . چه بسا که با تفکر ، به معجزه های بیشتری پی ببریم 
پاسخ:
سلام* چه تعبیر خوبی کردید شما! ++
چه پست عجیبیه!!!
خیلی!
باید پرسید پس چرا خدا اصرار داشت که قوم موسی با معجزه ی شعبده گون ایمان بیاورند؟؟؟!


ذهنم رو درگیرکرد.
پاسخ:
بابا قوم موسی صدها معجزه ی جورواجور دیدن و ... بازم :))

+ مثلا به معجزه الهی براشون خورشت و مرغ می اومده در تیه بیابان ... اما اونا رفتن پیش پیغمبرشون گفتن آقا ما پیاز و عدس میخوایم :)) نمیدونم جوابم به اون چیزی که ذهن شما رو درگیر کرده ربط داشت؟
ببینید مسئله اینه که از قوم موسی علیه السلام آنچنان انتظار نمیرفته که تفکری بکنند یا فکری داشته باشند. یعنی شاید اصلا چنین انتظاری وجود نداشته! به همین علت معجزه ی موسی علیه السلام چیزی مانند سحر و جادوست.
تنها پیامبر ماست که معجزه ی رسالتش از نوع تفکره. در نتیجه انتظار تفکر درمورد ما وجود داره. اما درمورد بقیه خیر!

حالا سوال اینه که از قومی که انتظار تفکر ازشون وجود نداشته،چرا ملاصدرا به این نحو خرده میگیره؟؟! یعنی دارم فکرمیکنم چرا خدا از چنین قومی چنین آزمایشی گرفت؟!
یه اتفاق عجیبی این وسط افتاده انگار!
نمیدونم! خودمم نمیدونم درگیر چی شدم! باید بهش فکر کنم.
پاسخ:
اتفاق عجیب اینه که شما نگاهتون به انسان یک نگاه تاریخی هست :)) شاید فکر میکنید انسان زمان پیامبر به لحاظ نرم افزاری قابلیت هایی داشت که انسان زمان حضرت موسی (ع) نداشته/ ولی آیا این تصور درسته؟

من نمیدونم!شما فلسفه خوندین!شما بگین!
آیا این تصور درسته؟!


+کسی شک نداره که انسانها با گذر زمان دارن از امکانات نرم افزاری بیشتری برخوردار میشن.معصومین رو از این حیطه جدا میکنم عوام مردم منظورمه. امروزه هم کاملا قابل مشاهده ست. جهان رو به دگرگونی میرود. اصلا چرا باید علم با ظهور حضرت حجت تکمیل بشود؟ و چرا هنوز جامعه ظرفیت پذیرش حضرت حجت را ندارد؟؟!
این تصور میتونه یکی از ابعاد و دلایلش باشه.

پاسخ:
منظورم اینه که انسان همون انسانه . بقول شما میزان رشد و فهم ها فرق میکرده فقط :)

+ منظور ملاصدرا هم اینه که عقل و منطق شرافتش از هر چیزی بیشتره حتی از دین . چون ما دین را هم اگر با عقل بفهمیم ماندگاره وگرنه اگه با چشم بندی و سخنرانی های سراسر شور و معنویت :) به‌خواهیم دین را ترویج کنیم تا فلافلی بغل مسجد بیشتر نمیمونه اثرش :)) (حالا من نمیگگم قلیونی بغل هیات:)
من منظور ملاصدرا روفهمیدم مسئله ام چیز دیگری است.
اوکی!

عالی...
پاسخ:
سلام ممنون و تشکر :)
سلام 
در کلام اسلامی برای اثبات نبوت خاصه ی شخص نبی،برهانی هس بنام برهان آیات یا برهان معجزات بنابراین این نوشته فاقد نسبت معتبر با تعالیم اسلامیه.
پاسخ:
نحن ابناء الدلیل؛ نمیرُ حیثُ یمیر ...
همون طالع بینی دختران آبان روحذف کردم. که خواستید براتون بفرستم.
متن ایمان هم جالب بود تفصیل جالبی ارائه کرده بود از عشق
پاسخ:
شما تایید میکنید که در اسلام عشق وجود نداره؟
نظری ندارم اما به نظرم شریعت و عرفان با هم فرقهایی دارند.
در ثانی تعریف مشترک از عشق باید ارائه بشه بعد سرش بحث کنیم!
در ثالث اینکه خوش شخصیت اصلا کلمه ای نیست که وجود خارجی داشته باشه من خودم اختراعش کردم!
پاسخ:
درسته
باید تعریف مشترک از عشق رو اول بگیم بعد حرف بزنیم درمورد شرعی بودن یا نبودنش
نمیفهمم؟ کدام معجزه؟ کدام شعبده؟ یا چه کسی میخواهد معجزه کند و چه کسی میخواهد شعبده بازی کند؟

اما میدونم که اگه این گاو جون بگیره، نه از شیر و گوشتش چیزی به مردم میرسه و نه میشه گاو آهنی بهش بست! فقط رم میکنه و همه را زیر میگیره که اگه جون سالم به در ببریم سال ها طول میکشه تا کبودی برطرف بشه و شکستگی ها خوب بشه! 
پاسخ:
به تاریخ انتشار مطلب توجه شود لطفا :)
:) جالبه که به این پست رسیدم، الان هم از روی وبلاگ های باز شده اخیر پیداش کردم! ظهر هرچه فکر کردم ربطش را به اوضاع و احوال این روزها نفهمیدم!  فکر کردم کسی از کاندیدها گاو رو کرده یا معجزه ای تازه کرده! 
پاسخ:
خخخخ :) نه داداشی پست قدیمی بود :/
1. یه جایی خوندم که نوشته بود: کمترین چیزی که خداوند بین آدمها تقسیم کرده، یقینه. گمانم بخشی از یک حدیث بود. 
2. بستگی داره به چی بگیم یقین. یا اینکه با چه چیزی به یقین برسیم. وقتی آدم گرسنه اس با دل ضعفه و قار و قور شکم به یقین میرسه. اما اینکه الان غذا باید گوشت و سبزیجات بیشتری داشته باشه، چون خورندهء غذا بارداره، چیزیه که برای رسیدن بهش باید حداقلی از دانش رو داشته باشید. قار و قور شکم، هیچ یقینی دربارهء کیفیت غذا به آدم نمیده.

و اینکه برای خوردن یه آبنبات کوچولو " دلم میخواد" می تونه یه دلیل باشه که آدمو در تصمیم به خوردن آبنبات به یقین برسونه. اما برای لایی کشیدن تو اتوبان، این دلم میخواد دیگه دلیل خوبی نیست. 

3. یک مساله ای که وجود داره، سخن دیگرانه. تو خودت میدونی داری چه کار میکنی و چرا این کارو می کنی و چرا... دیگران، میان وسط کارت. هزار دلیل و بهانه، هزار نیت غیرواقعی رو بهت نسبت میدن.

گاهی وقتها آدمها حرف میزنند و شکاف عظیمی رو در می یابید بین نیت تو برای انجام یه کار و برداشت طرف مقابل از نیت و کارت، یا بین یک عمل و عکس العملش، اینجاست که دچار شوک میشی. شایدم شک. که آیا واقعا آن کار خوب بود، درست بود؟
پاسخ:
اینجاست که دچار شوک میشی. شایدم شک :))

+ توضیحاتتون دینی بود :)
۲۰ مرداد ۹۷ ، ۲۲:۵۳ سِـــــــد جَــــــواد
هر چند یک مقدار ازت خوشم نمیاد
ولی خواستم بگم همین امروز کلی ذهنم مشغول بود سر همین بحث معجزه و حتی پست آخرمم سوال اولش این بود چرا مردم را با معجزه دعوت میکردند و نه استدلال و منطق
پاسخ:

سلام سید جواد :)

بنظر میرسه درمورد وروردی های ذهن خودمون باید به شدت سختگیر باشیم. چون که سرنوشت و اعمال ما رو ذهنیت ما میسازه. ما نباید بدیم هر حرف بی منطق و بی منبع معتبری وارد ذهنمون بشه ...


همین که خودت هم بهش رسیدی که : من اخلاقی مثل اخلاق محققانه که در پست قبل گفتم را نداشتم و هر حرفی را باور میکردم و پشت اعتقاداتم استدلالی نبود و صرفا تقلید بود ... همین اخلاقت باعث شده هر حرفی رو درمورد دچار عزیز باور کنی :)


♦ اینجا آدمای زیادی هستن که به خاطر فیشنگار تشریف میارن و از دچار خوششون نمیاد :)

میدونید چی تو ذهنم تداعی میشه؟
اینکه وقتی با یه چیز انقلاب طوری مردم رو داغ کردی و به سمت خودت کشوندی باید برنامه مشخصی واسه عمق دادن به تفکرشون داشته باشی وگرنه قطعا باید منتظر باشی با سامری ها بروند...

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تصاویر زیباسازی نایت اسکین