فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

عده ای که بسیار کم از گذشته می دانند، و حداکثر چند کتاب کلی از دوره هایی از تاریخ مطالعه کرده اند، از همین کتابهای چاپی عمومی، بیش از هر چیز به زمان حال می اندیشند و می کوشند با معلوماتی که جسته و گریخته دارند، چاره دردهای معاصر را بکنند و از دین و تشیع و تاریخ آنها، روایتی بسازند که بکار این اصلاح گری آنها بیاید. گاه با ادعای دینداری، یا ایرانی گری، یا در پیش گرفتن روش های چپ گرایانه، مردم را جذب می کنند و خشنودند که کاری کرده اند و کم کم خود هم به اشتباه می افتند که راه درستی می روند.

 

در بهترین صورت، آنان تلاشگرانی هستند که می کوشند، با تأمل در قرآن و سنت، و عقل [که این عقل چیزی جز معلومات عمومی نیست که طی تربیت آنها در مدرسه و دانشگاه بدستشان آمده] راهکارهایی برای مسائل روز جامعه بدهند. آنها خود فرزند زمان خویش هستند، تربیت شده یک مقطع تاریخی مشخص، با شعارهای خاص، ارزشهای خاص، و افکار معین که به هر حال طی دوره تعلیم و تربیت فرا گرفته اند، اما تقریبا از متون قدیم چیزی نمی خوانند و فرصت نمی کنند اثری از متون اخلاقی و فلسفی و دینی کهن را ورق بزنند. آنها اسلام را به گونه که امروز می خواهند می شناسند.

 

این افراد، از تاریخ اندیشه ای که حتی در دوره پهلوی اول و دوم گذشته، کمتر آگاهند، مگر روایت خاصی را که در مطالعات عمومی فراگرفته اند، اما حقیقتا از هزاران کتاب و اندیشه و فکری که در گوشه و کنار مملکت بوده، و در ساختن دوره آنها موثر بوده، کمتر خبر دارند.

 

اگر اندکی عقب تر برویم، از مشروطه، یک روایت خاص می دانند، و از فرهنگ دوره قاجاری بسیار کم. اساسا مگر از دوره قاجاری چه اندازه متن منتشر شده که اینها خوانده باشند و بدانند که ما در شهرهای بزرگ، در دوره قاجاری چه افکاری را پشت سر گذاشتیم. برای اینها، هنوز هم شکل گیری جریانی مثل بابیه نامفهوم است و ریشه های فکری آن نامشخص. با چند جمله و قضاوت کلی در باره اینها، مساله را در ذهن خود حل می کنند. دوره قاجاری، دوران گذار ماست، و اسناد و مدارک آن نه در چند کتاب چاپی در صدها هزار برگ سند است که همچنان در کتابخانه ملی یا مرکز اسناد وزارت خارجه خاک می خورد.


یک دوره بحران و فترت در تاریخ ایران به نام دوره افشاری و زند هست، که صدها مسأله ناگفته از لحاظ اندیشگی دارد. جریانهای خاصی که آن دوره شکل گرفت. سرنوشت اخباری گری در این دوره، سرنوشت فلسفه، سرنوشت علم. آنچه میراثش به دوره قاجاری رسید و ما غالبا به دلیل عدم آشنایی با متون این دوره، آثار مخطوط و مسائل دیگر از آنها بی خبریم. مهم ترین تحول در فکر شیعه، مقدمه ظهور جریانهای انحرافی بعدی شد، از این دوره است. حتی یک تحقیق درست در این زمینه نیست.

 

وقتی شریعتی به صفویه پرداخت، و بیش از پانصد صفحه، ناسزار نثار آن دوره کرد، تقریبا می شود گفت، جز حرف های عامیانه، هیچ چیز از صفویه نمی دانست. بعید است حتی کتاب شاه عباس نصر الله فلسفی را خوانده بود. او تصورات واهی خود را از فکر مجلسی و دیگران، به عنوان صفوی شناسی عرضه کرد. اتفاقا او مصداق یک مصلح کلی است که خبری از تاریخ اندیشه در آن دوره جز ابعاد بسیار اندک ندارد. می توان یقین داشت که حتی برای یک بار عالم آرای عباسی که مهم ترین تاریخ این دوره است نخوانده بود. البته آدم با هوشی بود و نثر شگرفی داشت. تاریخ فرهنگ صفوی در شعر فارسی است که اینها حتی یک تذکره نصرآبادیش را یک دوره نخوانده اند، چه رسد به خواندن خلاصة الاشعار یا اثر هشت جلدی عرفات العاشقین و صدها دیوان و تذدکره دیگر.

 

به همین ترتیب، مصلح کل های ما، از تاریخ ایران طی نهصد سال از ورود اسلام به این سرزمین تا دوره صفوی، خبری ندارند. اندک و بسیار اندک هستند کسانی که بدانند سلجوقیان، مثلا پیش از خوارزمشاهیان بودند. درباره مغول حرفهایی شنیده اند، اما از این که طی سیصد سال پس از مغول که چطور این فرهنگ ایرانی شکل گرفت، بی خبرند. هجومی از مغول شنیده اند، اما این که دوره ایلخانی چه تأثیری بر فرهنگ ما داشت را نمی دانند.

 

معنای این حرف این نیست که مثلا بنده از این دوره ها مطلع هستم. بحث این است که اگر کسی می خواهد فکر امروز را بشناسد، و بر اساس گذشته، در باره حال نظر دهد، بی جهت نباید به مخش فشار بیاورد و با کلیاتی که از دین و فلسفه می داند، رهنمود بدهد. جزء جزء این تاریخ اندیشه، در میان تمامی لایه های جامعه ما حضور دارد. همین طور که صدها لغت مغولی در زبان فارسی رسوخ کرده، در افکار و اندیشه ها و احساسات ما هم، افکار دوره ایلخانی نفوذ کرده است. اینها گاهی چیزهایی را به تشیع و ایران نسبت می دهند، که هیچ نشانی از آنها در تاریخ شیعه و ایران نیست، اما چنان نظر می دهند که گویی از عمق آن آگاهند.

 

ما چند کتاب در باره فخر رازی این دانشمند برجسته ایرانی داریم که آثارش عمیق ترین تأثیرات را بر تاریخ کلام در میان داشته است؟ ما تا قبل از کربن چه قدر ملاصدرا را می شناختیم، کسی که دست کم سیصد سال است فکر ما را جهت می دهد؟ به دوره قاجار برگردیم. ما تا پیش از کتاب الگار، چه قدر از نحله های فکری متنوع دوره قاجار خبر داشتیم که تازه آن کتاب هم سطحی بود؟ ما بعد از عبدالهادی حائری چند کتاب در باره تاریخ تفکر در دروه قاجار نوشتیم؟

 

حقیقت این است که بدون دانستن تاریخ تفکر و اندیشه در ایران، بدون آشنایی با متون دقیق هر دوره از ادوار تاریخ ایران، علم کلام، تصوف، فلسفه، حدیث، تفسیر و ... نمی توان مدعی آشنایی با دین بود. این که کسی قرآن را به روز ترجمه کند و از آن هم معلوماتی که در تفاسیر قدیم هست، فاصله داشته باشد، اصلا نمی تواند مدعی باشد که قرآن شناس و مترجم خوبی است. این برداشت های خود اوست نه آنچه که قرآن بیان کرده است. فخر رازی، یکی از مهم ترین و موثر ترین افراد در تاریخ تفکر ایرانی است. همین طور غزالی. نشناختن درست آن افکار، نشناختن فکر ایرانی، اصلاح گری را به روشی سست برای تغییرات دلبخواهی افراد تبدیل می‌کند و باز تجربه ای بی فایده بر تجربه های گذشته می افزاید.

 

در باره تاریخ تفکر در ایران، متاسفانه به رساله های دانشگاهی هم غالبا نمی شود اطمینان کرد. بیشتر آنها سبک و اساسا، بدون خواندن متون اصلی و بیش از هرچیز حدسها و گمانها به ظاهر زیبا، اما بی محتواست. عمده دلیل بی محتوایی هم به دلیل نخواندن درست متون کهن و انتخاب چند متن عمومی و عادی است.

نظرات (۳۶)

۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۰:۲۱ خورشید ‌‌‌
چه‌قدر خوب بود. 
پاسخ:
هوم نکته های خوبی داشت.
که آدم اثر آن را در میان نخبگان زمانه خودش می بیند.
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۰:۲۷ آب‌گینه موسوی

سپاس.

بله؛ از مشکلاتِ عمدۀ  روشن‌فکران و سیاست‌گذارانِ ما همین عدمِ آشنایی با میراثِ تاریخی و فرهنگی است ولی در عوض، تا بخواهید شیفته و مدهوشِ غرب و آشنا با آن سرزمین و متفکّرانش.

حالا مگر نظریّۀ تمدّنیِ خوب با همۀ پیش‌فرض‌ها تدوین شود، اِعمال هم می‌شود؟!

پاسخ:
هر اقدامی خب باید این مراحل را طی کند از مطالعه تحقیق تدوین نظریه پردازی پارادایم سازی و سپس اجرا در سطح جامعه

از این منظر از تلاش های نظری حتی اگر در عصر ما به عمل منجر نشود نمی توان دست کشید
در خور این فیش طولانی یه نظر طولانی نوشتم ولی دکمه ارسال رو که زدم نت قطع شد ...!!!! دیگه حوصله تایپ مجدد ندارم!

در کل می خواستم بگم اقای داوری تا حدی قصد احیای این امر رو داشته هرچند کم است و موفقیت آن را باید خوانندگان کتاب هایش بگویند مثلا دو کتاب فلسفه معاصر ایران و ما و تاریخ فلسفه اسلامی را نگاهی بیندازید !
پاسخ:
با تشکر اشاره شما به تالیفات جناب آقای دکتر رضا داوری اردکانی استاد فلسفه می باشد که که برای خوانندگان علاقه مند مفید است
جالبه که کل این مطلب طولانی رو خوندم...
من ظن ام اینه که خود آقای جعفریان هم مشمول همین نگاه ناقص و ناپخته به تاریخ تفکر باشه...
در کل حرفشون درسته... اما باید دید منظور جزئی شون چیه...
عمیقا معتقدم کسانی که دید فلسفی عمیقی ندارن نمی تونن تاریخ رو درست بفهمن...
ولو مثلا عمر 2000 ساله داشته باشن و در هر دوره همزمان در 1000 نقطه از مناطق حساس جهان هم بوده باشن...

باید در مورد شخص ایشون تحقیق بیشتری بکنم که آیا اصلا نگاه دقیقی به تاریخ و تحولات تاریخ دارن یا نه...
برای من، مبانی فکری اشخاص خیلی مهم تر از اطلاعاتشون هست...
لذا اطلاعات آقای جعفریان رو ممکنه بگیرم اما تحلیلهاش رو ممکنه نپذیرم...
چون تحلیل به مبانی فکری برمیگرده..
پاسخ:
برای شناخت بیشتر نامبرده می تونید چند روزی کانال تلگرامی شرو دنبال کنی
من شناخته به خصوصی از ایشان ندارم وی هم اکنون رئیس کتابخانه ملی هستند یا بودند مرددم در این مطلب
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۱:۱۶ س _ پور اسد
سلام و تشکر از این بازنشر مناسب.
-صرف نظر از اینکه شاید از نظر متخصصین!؛ نقدی به فحوای کلام و تفکر جناب جعفریان باشد! که بنده نه بدنبال آنم و نه در مقام آن ؛اما پس از خواندن این متن مجددا" متوجه شدم که چقدر نادانسته هایم بیش و چه مقدار دانسته هایم اندک است . تلنگر خوبی بود برای اهلش ... 
پ ن:
- معمولا هر مطلبی را "لایک"نمی کنم ؛ ولی این یکی داشت :)
وفقکم
پاسخ:
هوم تلنگر خوبی بود حتی برای من :))

سلام و درود
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۲:۲۹ پیـــچـ ـک
سلام
این فیش نبود! موبی دیک بود.

بعدا میخونم.
پاسخ:
سلام :))
ملت چجوری این همه رمان می خونن! 😱
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۳:۳۵ امید شمس آذر
مشکل اینجاست که تاریخ برخلاف علوم دیگه، اصطلاحات تخصّصی ویژه ای نداره و همه متوجّه میشن. این باعث میشه عدّه ای فکر کنن حالا که میتونیم بخونیم، پس لابد میتونیم بنویسیم.
پ.ن: ایراد رسول جعفریان بر شریعتی روا نیست.
پاسخ:
پ ن جالب بود بیشتر توضیح می دهید ؟
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۱ س _ پور اسد
سلام مجدد...
*الحاقیه_ ضمنا"؛تکمله ایی که (ن ش) معطوف به آن هست به شرح زیر می آید...
«قبل از طلوع صفویّه‏ و بعد از دوران سلجوقیان، ایران کشورى بود که هر بخشى از آن آهنگ جداگانه‏ اى مى‏ نواخت و از عزّت و عظمت ایران در آن دورانها خبرى نبود. این عزّت را صفویّه‏ دادند.»
...على ‏رغم کسانى که سعى کردند صفویه را ضدّ شیعه و اسلام و مفاهیم و ارزش‌هاى دینى معرفى کنند، سلاطین صفویه با همه‏ ى بدی‌هایى که در جانب حکومت و شخصیت‌هاى خودشان داشتند، حرکت‌هاى بزرگِ ماندگارِ فراموش ‏نشدنى ‏اى انجام دادند که یکى از آن‏ها گسترش حوزه‏ هاىِ علمى شیعه است که در آن وقت، حوزه‏ى علمیه ‏ى اصفهان و خراسان و قم و نجف و بقیه‏ ى مناطق، به برکت آن‏ها آباد شد که اگر کسى وارد مطالعه شود، شگفتی‌هاى عظیمى را خواهد دید. اگر شما تا قبل از دوران صفویه، فقهاى شیعه را نگاه کنید، تعداد ایرانیان انگشت‌شمار است؛ امّا بعد از صفویه، هرکدام از بزرگان علما را که نگاه کنید شاید نود درصد آنان فقهاى ایرانى هستند. بعد از این دوره، اوج حوزه ‏ى نجف و کربلا و حضور تلامذه ‏ى مرحوم «وحید بهبهانى» و سپس «شیخ» و «صاحب جواهر» و تلامذه‏ ى این بزرگواران تا دوره‏ ى اخیر است. بعد مرکزیت عظماى حوزه‏ ى فقاهت به وسیله‏ ى مرحوم «آیت ‏اللّه حائرى» و بعد مرحوم «آیت‏ اللّه بروجردى»، باز به قم منتقل مى‏ شود و تا امروز ادامه دارد...
امید که گره گشا باشد :)
باتشکرمجدد
وفقکم

پاسخ:
توضیح و اتفاقا تکمله خوبی بود برای پست

متشکرم استاد
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۶:۵۲ پیـــچـ ـک
رمان نهنگ سفید رو نخوندم. کلا داستانش برام جذاب نبوده. اصولا موبی دیک ها برام جذاب نیستن.

پاسخ:
موبی دیک یعنی چی ؟
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۸:۲۸ امید شمس آذر
نمیدونم جوابم رسید یا نه؟ اگر نرسید، دوباره بفرستم.
پاسخ:
چیزی نرسیده مهندس
۱۵ آذر ۹۷ ، ۱۹:۴۶ امید شمس آذر
من مهندس نیستم، من تاریخدان هستم! گفتم که: رسول جعفریان یه آدم دروغگو و در درجه اوّل سیاسیه که میخواد نظرات خودشو با گزینش سلیقه ای از منابعی که در دست داره اثبات کنه و با شگرد "مخالفت با همه"، خودشو مشهور کنه. همین "طلوع صفویّه" یعنی چی؟ مگه صفویّه خورشیدند؟! با اطمینان عرض میکنم صفویّه از بنی امیّه بدتر بودند تمام علمای برجسته اون دوره هم عرب بودند. بین تاریخدانهای معاصر شیعه هم، کسی به اندازه مرحوم شریعتی جرئت نقد واقعی اونا رو نداشته.
پاسخ:
سلام بر آقای دکتر
ممنون که توضیح دادین

کامنت یکی از دوستان که متناظر به سخن شما است را هم ملاحظه بفرمائید. سپاس
سلام 

عـجـــــب !!!
@  جناب آذر
تاریخدان به شخصی گفته میشود که حداقل دارای مدرک دکترا در این علم و حداقل تالیف و تصحیح یک کتاب تاریخی باشد  
مرحوم شریعتی تاریخ دان نبودند بلکه دکتری جامعه شناسی داشتند و بصرف اینکه در گفتارهاشون به مسائل تاریخی اشاره و نقد میکردند نمی توان ایشون رو درزمرۀ تاریخدانان قرار داد 
و اگر محبت بفرمائید و برای مطلبی که فرمودید رفرنس معتبر ارائه بدهید دعاگوی شما خواهم بود و سپاسگزار 
1 ـ تمام علمای برجستۀ عرب آن دوره (البته بجز سه مجتهدی که از جبل عامل ـ بحرین و عراق)آورده شدند

پاسخ:
چقدر جدی هست عیار تاریخ دانی !! 😂
۱۶ آذر ۹۷ ، ۰۹:۴۲ سِـــــــد جَــــــواد
پرچم رسول جعفریان بالاست
یکی از بهترین تاریخ نویسان
البته بعدِ عبدالله شهبازی
پاسخ:
:))
نه بابا!
۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۱:۵۶ امید شمس آذر
بهترین تاریخ نویسان این مملکت سیّد محمّد محیط طباطبایی و پرویز رجبی بودند. بعد از اون هم تا حدودی غلامحسین زرگری نژاد. امثال رسول جعفریان که میخوان "راهرو نبوده راهبر بشن" خیلی مونده به پای این بزرگواران برسن.
۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۷:۳۵ امید شمس آذر
مرحوم شریعتی رشته ش "تاریخ و علوم اجتماعی" بود. نیمۀ اوّل دورۀ صفویّه هم برجسته ترین عالمان که تونستن از به فنا رفتن تشیّع در سرزمین ایران توسّط اون حکومت «علی اللهی» جلوگیری کنند، همون سه استثناء بودن. علمای بعدی ایرانی که شاگردانشون بودن، عمدتاً اخباری بودن و توان اجتهاد و تفقّه در معارف شیعه رو نداشتند و این وضعیّت ادامه داشت تا اواخر دورۀ قاجار و احیای حوزۀ علمیّۀ قم.
۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۸:۱۸ پیـــچـ ـک
اسم نهنگ سفید موبی دیک بود دیگه.
من این کامنت رو قبلا هم براتون فرستاده بودم و شما هم همین سوال رو پرسیده بودید و منم جواب داده بودم هااا!
پاسخ:
دقیقاً خودم هم دارم به همین فکر می کنم که پیش از این این مطلب را برایم توضیح داده بودید و اما چرا ؟؟

به نظر می رسد سن یادگیری ذهن من به پایان رسیده است. هوم ؟
۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۸:۳۷ پیـــچـ ـک
یادگیری که مشکل پیدا نمیکنه مگر این که تمرکز نداشته باشید. حافظه ضعیف میشه. استرس تاثیر زیادی داره. درسته؟


مردم تازه از چهل سالگی بعد شروع به یادگیری میکنن. زوده ها!نا امید نشید..
پاسخ:
پس منظور شما این بود که این مطلب بیشتر به یک نهنگ بزرگ شباهت دارد تا فیش یا ماهی کوچک. درسته؟

ممنون چشم با امید خواهم ماند :)
آقا مرتضای عزیز 
این ریسه رفتن ات برای حداقل ملاکها بود یا چیز دیگه ای ؟؟
پاسخ:
چیز دیگه ای :)
علاقه‌مند شدم به ایندکس  مورخ های معاصر
۱۶ آذر ۹۷ ، ۱۹:۱۳ پیـــچـ ـک
بله
پاسخ:
شکلک ذوق کردن دانش آموز طور
بله 😉 lsl هم یکی دیگه اش هست 



پاسخ:
آقا بذارید ما همینجوری نمه نمه  تاریخ بخونیم قول میدم نظریه پردازی نکنم . هوم ؟😂
اقا شما بخون 
قول هم نمیخواد بدی عزیز :))
کی به کیه  :)))
اینهمه مقاله و مدرک دکتری قلابی اگر نظریه پردازی هم کردی ظاهرن اشکالی نداره 
پاسخ:
خدا خیرتون بده :)
مرسی

۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۱:۴۷ سوته دلان
چقدر من حرفاش رو قبول داشتم حتی در مورد شریعتی...

تا حدودی تم فکری رسول جعفریان به مرحوم مددپور نزدیکه!
پاسخ:
مرحوم مددپور رو شما درک کردین؟ یادش بخیر
۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۲:۰۴ سوته دلان
درک؟! 
نه متاسفانه...
ولی خب چندین کتاب ازشون خوندم
پاسخ:
فکر کردم مثلا استادتون بودن و اینها :)
۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۲:۴۶ سوته دلان
آقا پیر شدم ولی دیگه نه تا این حد که ایشون استادم باشن!! :)
پاسخ:
84 بود دیگه
محمد مددپور (زادهٔ ۱۳۳۴ در بندر انزلی - درگذشتهٔ ۱۳۸۴) نویسنده و محقق ایرانی در حوزهٔ فلسفهٔ غرب، فلسفهٔ هایدگر، فلسفهٔ تکنولوژی، نیهیلیسم، فلسفهٔ هنر و هنر اسلامی بود.
۱۷ آذر ۹۷ ، ۱۴:۲۴ س _ پور اسد
سلام...کامنتهاراکه دیدم لازم شدتوضیحاتی جهت دوستان علاقمند؛ازجمله جناب@شمس_آذر عرض کنم.

تعبیر"طلوع صفویه" از رهبر معظم انقلاب ؛ می باشد و متن الحاقیه کلا"از دو سخنرانی ایشان درتاریخهای( ۱۳۷۹/۰۵/۰۳ و ۱۳۷۴/۰۹/۱۳)گرفته شده و ربطی به نظرات جناب جعفریان ندارد.
معهذا بخشهای دیگری از بیانات رهبرعزیز در خصوص موضوع این بحث آورده می شود:

" از آن زمان ترویج شد که دروه صفویه، دوره انحطاط شعر است! نه؛ شاعر بزرگی مثل صائب، متعلّق به دوران صفویه است. شعرایی مثل کلیم، مثل عرفی، مثل طالب آملی، متعلّق به دوران صفویه‌اند.
شعرایی که در همه طول تاریخ شعر، ما نظیرشان را کم داریم، در دوره صفویه بوده‌اند.
نصرآبادی در «تذکره نصرآبادی»، در زمان خودش در اصفهان، نزدیک به هزار شاعر را اسم میآورد و شرح حالشان را مینویسد.

شهری مثل شهر اصفهان با هزار شاعر! البته شعرای خوب، نه شاعر جفنگ‌گو! شعرهایشان هست، تذکره نصرآبادی هم موجود است. ما کِی و کجا چنین چیزی داشتیم؟

در فلسفه، ملاصدرا، بزرگترین فیلسوف همه تاریخ فلسفه اسلامی، متعلّق به زمان صفویه است.
میرداماد، مربوط به زمان صفویه است.
فیض کاشانی - عارف معروف - مربوط به زمان صفویه است.
لاهیجی - متکلّم و فیلسوف معروف - متعلّق به زمان صفویه است. این چه حرفی است که زمان صفویه، دوره انحطاط شعر است؟ نخیر؛ اتّفاقاً دوران صفویه، دوران شکوه و اوجِ ادب و هنر است. البته ادب به معنای شعر، نه نثر. نثر هم خوب است، اما آن‌چنان اوجی ندارد.

بهترین کاشیکاریها و بهترین معماریها، متعلّق به دوران صفویه است.
شما در طول تاریخ، مثل مسجد شیخ لطف‌اللَّه - در یک مقوله - مثل میدان نقش جهان اصفهان - در یک مقوله - مثل آن ساختمانها - در مقولات دیگر - نمیتوانید پیدا کنید؛ مگر خیلی کم. اینها متعلّق به دوران صفویه است.
البته صفویه شعرا را به دربار نمی‌بردند، تا به آنها پول بدهند؛ ولی واقعاً نمیخواهم از صفویه دفاع هم بکنم. ما با همه شاهها بدیم. شاه بد است. اصلاً شاه نمیتواند خوب باشد. ملوکیّت بد است. ملوکیّت، به معنای مالکیت است. آن کسی که خودش را مَلک مینامد - یعنی پادشاه - مالکیتی نسبت به مردم و به اصطلاح رعیت خودش برای خود قائل است.

در اسلام اصلاً ملوکیّت مردود است. آن روز در نماز جمعه هم گفتم که خلافت و ولایت، نقطه مقابل ملوکیّت است.

پادشاهان صفویه هم پادشاه بودند و ما اصلاً نمیتوانیم از آنها دفاع کنیم؛ اما از لحاظ تاریخی، این حرف، حرف غلطی است که ما بگوییم در دوره صفویه، شعر و ادبیّات، تنزّل و انحطاط پیدا کرده است.

من میبینم که هنوز هم به تبع همان دوران، در تلویزیون و رادیو و این‌جا و آن‌جا، گاهی همین مطالب را میگویند. نخیر؛ دوران صفویه، دوران انحطاط نیست. بعد از حافظ، هیچ غزلسرایی به عظمت صائب نیامده است. بعد از رودکی، هیچ شاعری به تعداد صائب شعر نگفته است؛ دویست هزار بیت شعر دارد."(۱۳۷۷/۰۲/۲۲)

"علمای برجسته فقه شیعه عموما ایرانی هستند و در این ارتباط بیشترین شرف، متعلق به صفویه است و اینجانب بر خلاف کسانی که صفویه را در چشمها ضد‌ارزش کردند، تأکید می‌‌کنم که صفویه بزرگترین حق را به دانش، فقاهت و کلام شیعی دارند زیرا آنها بودند که راه را باز کردند و علمای شیعه را در این سطح پرورش و پرواز دادند."(۱۳۷۵/۰۳/۳۰)

"ما اسلام را از اعراب گرفتیم؛ اما به اعتراف دوست و دشمنِ اهل فن و حتّی آنهایی که حاضر نیستند اسم ایران را بر زبان بیاورند از بس متعصّب و ضدّ ایرانی هستند گُلی که ایرانی بر سر فرهنگ و معارف اسلامی زده، هیچ ملت دیگری نزده است. فلسفه‌ی اسلامی مالِ ایران است. عربها غیر از «ابن رشد» و یکی دو نفر دیگر، کسی را ندارند. تازه ابن رشد هم عرب نیست؛ اندلسی است. فلسفه مالِ ایران است، ادبیات عرب مالِ ایران است.

شما نگاه کنید؛ این ادبای بزرگ مثل «زمخشری»، «تفتازانی» و امثال اینها، همه ایرانی‌اند. بزرگترین و برجسته‌ترین کتب ادبیات عرب را ایرانیها نوشته‌اند. «قاموس» مالِ یک ایرانی است. بزرگترین کتاب لغت عرب، «قاموس» است. «قاموس» مالِ «فیروزآبادی» است که ایرانی است. لغت عرب را، ادبیات عرب را؛ حتّی دستور زبان عرب را اینها نوشتند. نوبت به فقه و اصول و حدیث که می‌رسد، دیگر غوغاست. اینها ایرانی هستند. این، مخصوص شیعه هم نیست.

بعضی از بی‌عقلهای دنیا که نه تاریخ می‌دانند، نه جغرافیا را می‌شناسند و نه اسلام را می‌فهمند، وقتی می‌خواهند راجع به ایران حرف بزنند، فکر می‌کنند که ایرانیها از اوّل تا به حال، شیعه بوده‌اند؛ نه! البته، همیشه دوستدار اهل بیت بوده‌اند؛ اما شیعه نبوده‌اند. از زمان صفویه، ملت ما شیعه شد و البته، آذربایجان و اینها، مقدّم و جلوتر بودند. بعد هم بقیه‌ی بلاد ایرانْ شیعه شدند. مگر بعضی از بلاد، مثل «قم» و بعضی شهرهای دیگر که از قدیم شیعه بودند.

در فقه و حدیث سنّی هم، ایرانیها جلوترند. همین «صحّاح ستّه»ای که عامه دارند، از جمله «صحیح بخاری»، مال بخاراست. «صحیح مسلم نیشابوری»، مال نیشابور است. «صحیح تَرمذی»، مال تَرمذ است؛ در شمال شرقی ایران. و از این قبیل...(۱۳۷۲/۰۵/۰۸)"
وفقکم
پاسخ:
خیلی تلاش کردم تا لینک منابع رو پیدا کنم

ولی موفق نشدم منبع تاریخ ۱۳۷۵/۰۳/۳۰ رو پیدا کنم
بقیه رو ولی لینک کردم به متن

از حوصله و مشارکت عالی شما در بحث متشکر و ممنونم
کامنت آخرتون رو گم کردم! :/
نمیدونم فکر کنم اشتباهی حذفش کردم.
پاسخ:
کذومش ؟
دست سهراب نیست؟ :)


با تشکر از جناب اسد پور که زحمت نوشتاری کردن گفتار آقای خامنه ای را متحمل شدن که این خظبه ها چکیده ایست از اینجا
http://www.icro.ir/files/document/9116/19.pdf
و سبک شناسی مرحوم بهار 
تحلیل تطبیقی تاریخی نیست یک سویه است و بیشتر به موضوع ادبیات (نظم و نثر) پرداخته 

سایت تاریخ ایران و فرهنگ ایران ـ دکتر خنجی دارای یکی از بهترین تحلیل های این دوره است 

http://irantarikh.com/

لظفا خودتون بخونید و نتیجه گیری کنید نه اینکه آقای x و y  گفته

۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۸:۰۰ امید شمس آذر
اکثر کسانی که صفویّه را کوبیده اند، با تشیّع مشکل داشتند.
ابتدا در دام آنان افتاده اند که شیعه مدیون و مرهون اونهاست، بعد کوبیدنشون. من به شخصه در مقابل همۀ اونا می ایستم؛ ولی قضیه این بوده که خود این خاندان منحوس، دغدغۀ خاطر تشیّع نداشته ن.
عربها به اسم گسترش اسلام رفتن کشور گشایی کردن، اسماعیل صفوی که جای جدیدی براش نمونده بود تا فتح کنه، اومد و متوسّل شد به تشیّع تا فتوحات رو در دل فتوحات قبلی ادامه بده. همین!
ما منکر اثرات حکومت اونها نیستیم؛ ولی اگر شخصیّتشونو مطالعه کنید، بی نمازی و شرابخواری و خونریزی و دروغگویی و... با اصل اسلام و تشیّع نمیخونه.
ایراد بزرگ حکومتشون هم نادیده گرفتن اصل رجوع به فقیه جامع الشّرایط در دورۀ غیبت و جا زدن خودشون به جای او بود.
پاسخ:
منبع معرفی کنید واسه این نتیجه گیری ها بهتره
۱۸ آذر ۹۷ ، ۱۸:۱۹ امید شمس آذر
بنده تحلیل شخصیمو عرض کردم. اگر دقّت نظر داشته باشید، به همین نتیجه میرسید. منبع: تمام کتابهایی که از موضع مخالف یا موافق یا بیطرف دربارۀ صفویّه نوشته شده.
پاسخ:
پس یعنی هر کس این کتاب ها را بخوانند نتیجه گیری او مانند شما خواهد بود
البته انتظار داشتم از اقای شمس آذر که تحصیل کردۀ رشتۀ تاریخ هستند برای نتیجه گیریهاشون منبع و رفرنس معرفی کنند که نمیدونم چرا نکردند

آقا مرتضای نازنین اینکه اکثر سلاطین صفوی از نظر شخصیتی انسانهایی فاسد بودند رو بی شک میتونید با مطالعه در 
1 ـ مجلۀ یغما سال 57 (سی گفتار) مقاله های استاد طباطبایی
2 ـ سده های گمشده (اگر اشتباه نکنم جلد سوم) از دکتر رجبی
3 ـ رستم التواریخ،هذیان بجای تاریخ ـ نوشتۀ زرگری نژاد
4 ـ روضه الصفویه ـ میرزا بیگ حسن
5 ـ تاریخ شاه اسماعیل ـ دکتر خنجی
6 ـ حدیقة الشیعه ـ محمد اردبیلی
رو بخونی که بی شک خودت به نتیجه گیری مختص خودت میرسی
پاسخ:
هوم باید یه وقتی بخونم این اطلاعات رو مدون کنم ببینم استدلال هر کس چی بوده.


۱۹ آذر ۹۷ ، ۱۳:۰۷ امید شمس آذر
بخواند و مثل حقیر 10 واحد تاریخ صفویّه و مهارتهایی مثل تاریخ تطبیقی، تاریخنگاری، روش تحقیق در تاریخ، فلسفۀ تاریخ، مبانی تاریخ اجتماعی، جغرافیای تاریخی و... هم پاس کرده باشد. صفویّه موضوع پیچیده ایه و دقّت نظر زیادی میخواد. هیچکدام از نویسندگانی که در این مورد اظهارنظر کرده ن، بیطرف نبوده ن: یا ضدّشیعه بودن یا ملّی گرا. به استثنای مرحوم شریعتی و در زمان ما امثال دکتر علی سالاری صاحب مقالاتی مانند: "نقش شاه اسماعیل در تأسیس سلسلۀ صفویّه"، "شمس الدّین گیلانی معلّم شاه اسماعیل افسانه یا واقعیّت؟" و... . حتّی دایرة المعارف هایی مثل ویکی پدیا هم در این مورد بیطرف نیستند. به عنوان مثال:

۱۹ آذر ۹۷ ، ۱۳:۰۸ امید شمس آذر
1- همه جا میگن صفویّه سیّد بودن، ولی هیچکس دقّت نداره که اسم صفی الدّین اردبیلی در همۀ منابع شیخ صفی الدّین اومده و نه سیّد صفی الدّین!!
2- همه جا میگن خاندان صفوی قبل از رسیدن به حکومت، صوفی بودن، ولی هیچکس دقّت نداره که در هیچ یک از منابع مربوط به تاریخ تصوّف، اسم طریقتی به نام صفویّه نیومده!!
3- همه جا میگن صفویّه حکومت ملّی تشکیل دادن، ولی هیچکس دقّت نداره که در حکومت صفوی به استثناء شخص پادشاه، بقیّۀ مناصب همگی در دست بزرگان ترک تبار قزلباش بود و حتّی در منابع عثمانی، از قلمرو صفوی تحت عنوان "قلمرو قزلباشی" یاد شده و همین الآن هم ترکیه ای ها به جای صفویّه میگن قزلباشان!!
4- همه جا میگن جنگهای صفوی و عثمانی به خاطر دعوای مذهبی شیعه و سنّی بود، ولی هیچکس دقّت نداره که سلطان بایزید سنّی، نامه فرستاده به شاه اسماعیل شیعه و او رو به خاطر از میان بردن حکومت سنّی مذهب آق قویونلو تشویق کرده!!
5- و... .
همین "صفوة الصّفا"ی ابن بزّاز اردبیلی رو بخونید؛ چقدر خواسته که از صفویّه تعریف کنه، برعکس تخریبشون کرده. نمیدونیم خیلی آدم ساده ای بوده که اونا رو لو داده یا خیلی زیرک بوده که نتونسته ازشون خوب دفاع کنه و براشون کرامت تراشی کرده باشه. منابع خیلی زیاد داریم در این خصوص. دقّت نظر نداریم برادر، دقّت نظر!
پ.ن: عبارت "طلوع" رو در هیچ کجای سخنان رهبری مشاهده نکردم.
پاسخ:
سلام توضیحاتتون خیلی خوب بود ممنون

۱۹ آذر ۹۷ ، ۱۳:۱۶ امید شمس آذر
و یه مسئلۀ مهم اینکه باید تفکیک قائل بشیم بین صفویّۀ قبل از شاه عبّاس اوّل -که درست در نیمۀ این دوره واقع بوده- با بعد از او. در دورۀ اوّل همۀ امور دست قزلباشها بود. عبّاس اوّل که از کشتن برادرا و پسرای خودش هم ابایی نداشت (همون کسی که همه جا میگن هزار تا کاروانرا ساخته، ولی هیچ کس دقّت نداره که پس چرا هزار تا مدرسه نساخته!!)، در زمان فرمانروایی خودش تمامی قزلباشها رو به تدریج قلع و قمع کرد و این باعث شد یه مقداری صفویّه مستقل بشن، ولی روند سقوطشون از همون موقع آغاز شد. وقتی از اسماعیل اوّل با عنوان مؤسّس، از طهماسب اوّل با عنوان تثبیت کننده و از عبّاس اوّل با عنوان قدرتمندترین پادشاه این سلسله یاد میکنیم، طبیعاتاً باید پادشاهان بعد از او همگی اکثراً قدرتمند و اهل اصلاحات بوده باشن که نیستن. علمای عرب برای نجات شیعه اومده بودن، از نیمۀ دوّم به بعد بود که مذهب شیعه در ایران تونست تا حدّ اندکی روی پای خودش بایسته، اونهم با اون شرایط.
پاسخ:
خلاصه: باید تفکیک قائل بشیم بین صفویّۀ قبل از شاه عبّاس اوّل با بعد از او.
۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۱ خورشید ‌‌‌‌
حقیقتا از هزاران کتاب و اندیشه و فکری که در گوشه و کنار مملکت بوده، و در ساختن دوره آنها موثر بوده، کمتر خبر دارند.


عمر آدمی کفافِ مطالعه ی هزاران کتاب و اندیشه رو میده؟

من که فکر میکنم حتی در یه حوزه‌ی مشخص (که تخصصمون هم باشه) نمیشه تمام آراء و اندیشه‌ها رو خوند! فهمیدنش که بماند!
پاسخ:
@ دوستان گرامی توضیح بدهید
۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۰۶ خورشید ‌‌‌‌
"عرفان العاشقین" ؟؟؟

چون دو واژه ای که در عنوانِ این کتاب بود، برام جالب بودند رفتم جستجویی کردم ببینم محتوای کتاب چیه

اسم کتاب "عبهر العاشقین" هست!



+ چند مورد خطای تایپی و نگارشی هم در متن بود!
فکر کنم زیادی جزئی نگرم!!
پاسخ:
ممنون که بحث ها رو پیگیری می کنی و ممنون تر به خاطر اینکه  نکته‌ای که به ذهنت میرسد را مطرح می کنی
۲۰ آذر ۹۷ ، ۲۱:۱۴ خورشید ‌‌‌‌
اگه موبی دیک نبود که زودتر میخوندم و نظرم رو میگفتم :)

فیشهاتون مستدام
پاسخ:
خزان زده خزینه را 😊

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر به وسیله آدرس یا "ایمیل " کامنت بدهید.


صفحه «معرفی وبلاگ» را بخوانید.

آخرین نظرات