فیشــــــنگار

بسیار کنند از کرم این طائفه کم را

يكشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۰۰ ق.ظ

هر کس که نهاده است به این خانه قدم را
از خاطر خود برده همان ثانیه غم را


انگار که بر بال ملائک شده زائر
هر کس که گذر کرده خیابان ارم را


هر قدر حرم آمدم از یاد نبردم
آن بار که با مادر خود آمده ام را

آباد شد از پا قدم ابر،بیابان
بخشیده وجود از نظر لطف،عدم را


در آینه کاری حرم فلسفه اینست
بسیار کنند از کرم این طائفه کم را


در جمع گدایانم و تفسیر نموده است
با یک نظر لطف خود آیات کرم را


میخواست که وصفش کند اما نتوانست
شاعر خجل از کار خود انداخت قلم را


عباس جواهری رفیع

امام رضا شعر

بیت آخرش خیلی بامزه بود ^_^
.
سلام
عیدتون مبارک :)
سلام عید شما هم مبارک
خوش باشید :)
اییییی جاااانم
امام رضا جااااانم

در آینه کاری حرم فلسفه اینست
بسیار کنند از کرم این طائفه کم را

سلام
دلچسب بود....
هوم ...
سلام به روی ماهت :)
واقعا عالی بود 
عیدتون مبارک 
عید شما هم مبارک :)
شما رو دعوت میکنم این مطلب رو هم بخونید:عروس مجازی
هی هر بیت رو بلند برای همکارم میخوندم
هی با هم میگفتیم : به به... به به...

بعد که به این بیت رسیدیم:
در آینه کاری حرم فلسفه اینست
بسیار کنند از کرم این طائفه کم را

گفت : واااای چه تصویر سازی خوبی.... اتم بود

بعد رسیدم به این بیت:

میخواست که وصفش کند اما نتوانست
شاعر خجل از کار خود انداخت قلم را

هر دو از شدت کیفور شدن ساکت شدیم و فقط میگفتیم
آفرین... آفرین



دم شما و همکارتون گرم :)
دم شاعر هم گرم
عیدتون هم مبارک :)
اتفاقا همین بیتش هم منو گرفت که پستیدمش
مطالعه کردم عالی بود 
اللهم عجل لولیک الفرج
خواهش میکنم دوست عزیز :)
اگه بگردید بازم از این مطلبا هست توی فیشنگار

بر کف گرفته‌ام دلِ صدپاره تا شود

سیصد هزار پاره در آیینه‌کاری‌ات...

به به Night
خیال نابی بود...
چشم میخونم وبلاگ رو 
سپاس از شما 
چشمانت به سلامتِ آب
اینجاست که شاعر میفرماید:

آیینه کاری حرمت ذره پروریست
من در رواق چشم تو تکثیر می شوم...


+
من با تو زندگی نکنم پیر میشوم...
اللهم اجعلنا :)
سلام :)

به به به
دورد خدواندگان شعر بر شما باد :)
اون بیتی که سروده بودی رو به چند نفر پیامک کردم
در آینه کاری حرم فلسفه اینست
بسیار کنند از کرم این طائفه کم را

این بیت یه شاهکاره :)
هوم  آخی فلسفه دوس داری؟ :)    
زیبا بود
قم هم به خیابان ارم داره که وصله به حرم
متشکرم :)
آره نمی دونم مشهد هم ارم داره یا نه؟
این مصرعو دوسش دارم:
 هر کس که نهاده است به این خانه قدم را
از خاطر خود برده همان ثانیه غم را

همان ثانیه غم رااا
آره بیت اولش خیلی قشنگ و با انرژی شروع میشه
حسن تعلیل دوست دارم :))
خوش باش دمی
حالا چرا امام رضا؟

امروز مبارک باشه... :)
بارگاه ایشون به نوعی دفتر نمایندگی اهل بیت در کشور ایران محسوب میشه.

"دفتر نمایندگی اهل بیت در کشور ایران"
چقدر قشنگ بود این تعبیر...
چه سعادتى دارید که چشمهاى شما به آن بارگاه عظیم ملکوتى باز مى‏‌شود

و در آن حرم شریف؛ مرکز علم و مرکز ملائکة اللَّه مى‏روید و ما حسرت آن را داریم.
من حسرت یک همچو توفیقى را دارم که خداى تبارک و تعالى موفق کند ما را که به پایبوس آن بارگاه معظم بیاییم.|link|

من که توی سیاهیا از همه روو سیاه ترم
میون این کبوترا با چه رویی بپرم؟؟؟؟؟
سحرم هاتف میخانه به دولت خواهی
گفت باز آی که دیرینه ی این درگاهی :)
شکسته وار به درگاهت آمدم که طبیب
به مومیایی لطف توام نشانی داد
دمی نشستن در ابتهاج زوال خورشیدش
https://lh3.googleusercontent.com/-udlnWPWh0tY/XBZ0zXqPgNI/AAAAAAAABPs/nlHL9k36ayIjWp48gvyhCjc4gQSr-ZKQACL0BGAYYCw/h640/2018-12-16.png
دلت به وصل گل ای بلبل صبا خوش باد
که در چمن همه گلبانگ عاشقانه توست
چو رسی به طور سینا ارنی بگو و بگذر
تو صدای دوست بشنو | چه تَرآ ... | چه لن تَرانی


سحر آمدم به کویت که ببینمت نهانی
ارنی نگفته گفتی دو هزار لن ترانی
لن ترانی می رسد از تور موسی را جواب 
چون خطاب از دوست آید سر بنه گردن متاب
آسان و سخت عشق سوا کردنی نبود 
ما نیز مهر و قهر تو در هم خریده ایم
بس که از واسطه ی کبر به تنگ آمده ایم
عشوه هایش عوض عشق خریدیم و برفت

اوقات خوش آن بود که با دوست به سر شد
باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود... :(
دل مسکین نرود جز به در خانه دوست
که گدایان درش پادشهان خواهد بود
گفت:
تا کی از سیم و زرت کیسه تهی خواهد بود؟
بنده ی من شو و بر خور ز همه سیم تنان :)
بسیار سروده ی زیبایی بود....لذت بردم از خوندنش....
سله ی شاعر را نمیدانم اما پورسانت من برای باز نشر شعر این بود که امروز 600 تایی شدم :)
سله بود یا صله؟ خخخ

خنده  زدی  زنده شدم ، طعنه زدی بنده شدم

جلوه ی  لبخند  تو  را  دیدم  و  رقصنده  شدم

تو را صبا و مرا آب دیده شد غماز
وگرنه عاشق و معشوق رازدارانند ...
600 تایی شدن مبارک :)


+ من 3 - 4 پست عقبم!
انشالله همگی دسته جمعی 600 تا یی بشیم :)
متشکرم

رخ در رخ معشوق و کنون دست به جام است
وین کفر و گناهم همه جا صحبت عام است

مژده ای دوست: مسیحا نفسی می آید
که ز انفاس خوشش بوی کسی می آید
مژده ای دله هاا. تحریف نداشتیم.

هیچ کس نیست که درکوی تواش کاری نیست

هرکس آنجا به طریق هوسی می‌آید

هر کسی از ظن خود شد یار من
از درون من نجست اسرار من

حق با شماست :)
هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
هر که این کار ندانست در انکار بماند
از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر
یادگاری که در این گنبد دوار بماند
هر جا که دری است به شب بربندند
الا در دوست را که شب باز کنند ... 
ما در میان زخم و شب و شعله زیستیم
در تور تشنگی و تباهی
با نظم واژه های پریشان گریستیم.
همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست
طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند ....
‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌صبحِ امروز ؛ خدایا چه مبارک بدمید
که همی از نفسش بوی عبیر آید و عود 
گر کسی شکرگزاری کند این نعمت را 
نتواند که همه عمر برآید ز سجود
آمد بهار خرم با رنگ و بوی طیب
با صد هزار زینت و آرایش عجیب

لاله میان دشت درخشد همی ز دور
چون پنجه ی عروسِ به حنا شده خضیب ...
جناب شاعر از دوستان خیلی نزدیک من هستند :)
جدی؟ تشکر بکن ازش از شعرش خیلی لذت بردیم با دوستان
واقعا همین طوره ؛ بسیار کنند از کرم کم را ...

بر بال ملائک نشته ام، منظورم خیابان ارم است؛ و این پست حال تازه‌ای بهم داد!
حال تازه ات رو خریداریم :)
آره مادرش واقعا زن نازنینی بود 
خدا رحمتش کنه این زن رنج کشیده رو 
برای من همون بیتش که نوشته:
هر قدر حرم آمدم از یاد نبردم
آن بار که با مادر خود آمده ام را 
خیلی دردناکه واقعا.... جز زن هاییست که هیچ وقت از خاطرم نمیره 
خدا در جوار بانوان بهشتی محشور بداره مادرشون رو
مرسی که گفتین دوستشین :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی