فیشــــــنگار

نقش عقل در تحقق سبک زندگی

شنبه, ۲۲ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۳۰ ق.ظ

وظیفه عقل این است که انسانها را تعالی ببخشد. عقل انسان را به مقام توحید میرساند؛ عقل انسان را به سبْک زندگی اسلامی میرساند؛ عقل ارتباطات مادّی زندگی دنیا را تنظیم میکند؛ همه‌ی اینها کار عقل است.

 

مطلب مرتبط:همه احکام الهی ارشادی است.

باز نشر: بدون تعارف با یک انقلابی بی مسؤولیت

 

سبک زندگی عقل عقل تمدن ساز

عقل توحیدی یا عقل تجربی؟
عقل آدمی زاد
فارغ از این دسته بندی های بیخودی :)
واقعا درسته 
اینکه همه احکام عقلانی اند؟ :)
راستشو بخواید منم به نظرم ادم یه مدل عقل بیشتر نداره ولی با یه بلاگری بحث میکردم هی عقل تجربی و توحیدی بیان میکردن و من نمی فهمیدم فرقشون چیه گفتم از شما که فلسفه میخونین بپرسم شاید چیزی دستگیرم شد :دی
جدی فرقی ندارن؟
این حرفا رو بی سوادها می زنند :)
با عرض پوزش از همگان مخصوصا آقا وحید

به نظر ما تضاد بین سنت و مدرنیته حرف مفت است :)
اقا وحید کیه؟
خب پس یه مسئله ی دیگه
نظرتون در مورد رمان بی وتن چیه؟
 
وحید یکی از دوستای بلاگرم :)


من هرگز انقلاب اسلامی را پدیده ای سنتی یا حتی سنتگرا نمی‌دانم. انقلاب اسلامی ایران یک پدیده ی عمیقا مدرن است و برای همین این دوگانگی [سنت و مدرنیته] در ذات انقلاب اسلامی وجود ندارد و باز به همین دلیلِ مدرن بودن انقلاب اسلامی، اساسا پروتستانتیزم شیعی بی‌معناست. (امیرخانی, جانستان کابلستان 1390, 210)

بازگرداندنِ صدسالِ پیش شدنی نیست

سه شنبه, ۱۹ بهمن ۱۳۹۵، ۰۱:۵۳ ب.ظ
بازگرداندنِ جهانِ امروز به صد یا چندصدسالِ پیش، شاید دل‌خواهِ آدمی باشد، اما شدنی نیست.

توی بیوتن مسئله های فرد امروزی مطرح شده که ذهن دیروزی داره.  همدلی ماها با بیوتن هم به خاطر همینه|قبول دارید؟
اغلب عقل دیر به سراغ انسان میاد ...:(
هوم هوم هوم
هوم هوم هوم
هوم هوم هوم

هوم ...
نه همه ی احکام عقلانی نیستن
عقل، دین را می‌شناسد یا دین، عقل را می‌شناسد؟

طبیعی است، عقل، دین را می‌شناسد.
عقلی که گرفتار اوهام و نفسانیات نباشد. |link|
تا چقدر از عقل استفاده بشه....البته سبک زندگی اسلامی....برای دین های دیگه هم؟!!!!
درسته که دین ها نزدیک بهم هستن و منشا همه یکیه ولی بازم....
خب اولا که دین های ااصلی دینهای آسمانی هستن
دو اینکه توی دین های آسمانی، اسلام از همه شون معقول تر و دست کاری نشده تر هست.

سه اینکه عقل رسول باطن است و دین رسول ظاهر |پس میشه گفت در عمل به دین اصالت با سلوک عقلی است.
همون اقای ن .ا هستن؟

در مورد سنتی بودن یا نبودن انقلاب چیز زیادی سر در نمیارم لذا سکوت میکنم :)

اما در مورد بی وتن اینکه فرد به شدت حس همدلی رو در ما ایجاد میکنه تایید میکنم ولی ایا تاثیر محیط نیست؟ 
یعنی محیط به نحوی نبوده یه کم سنتی باشه یه کم مدرن بعد بنده خدا قاطی کرده باشه؟
یا فقط تاثیر مثلا تربیت بوده؟
نه این اون نیست :)

+ میدونی که امیرخانی خودش گفته من میخواستم فضای امروز ایران رو ترسیم کنم فلذا به خاطر همین همه ی شخصیت ها ایرانی الاصل هستن و فضا امریکایی (یعنی غربی) نویسنده معتقده ما (ایران و هر کشور دیگه) داریم توی فضای غالب فرهنگی غرب زندگی میکنیم.
عقل یکی است و همون معیار انتخابهای درست ماست، چه سنّتی باشند چه مدرن.
هوم معیار های انتخاب نکته ی خوبیه در تعریف عقل.
اگر سهم اراده زیاد نباشه
سلام

و گفته شده که اینها وقتی محقق میشه که عقل، "تربیت معنوی" شده باشه...

هوم چون مادیت و نفسانیت (امور غیر معنوی) عقل را ضعیف و عقال را پاره می کند :))
آقا عقل چی هس اصن؟!!!
همون که اصفونیا خیلیشو دارن :)
مسئله اینه که هرکی برداشت خودشو از عقل داره.
یکی با عقلش میسنجه و نتیجه میگیره همه احکام عقلانی‌ان اما یکی دیگه هم همینکارو میکنه و این نتیجه رو نمیگیره. خواهش‌های نفسانی هم خودش بخشی از دینه. کلا منظور از عقل چیه؟!
حرفاتون رو قبول دارم و اینو می پرسم تا روشن تر بشه سوالتون

خواهش‌های نفسانی هم خودش بخشی از دینه؟
یا دین برای مدیریت خواهش های نفسانی؟
با توجّه به اینکه بحث فلسفی میکنی،
یه کم به ویلاگت نظم بدی بدک نیست. حداقل نظمی که مخاطب متوجّه بشه.

نظرات مختلف هم به این آشفتگی دامن می زنن.

خیلی دوست دارم شرکت کنم، امّا چون سر و ته قضیه مشخص نیست شرکت نمی کنم. حداقل برای من مشخص نیست.

خودم کلّی مطلب فلسفی دارم که چون هنوز نظام مند نکردم،  و سیرش کامل نیست، منتشرش نمی کنم. 


ما فیلسوف کف تایم لاینی هستیم داداش ✌😏😂🙋😇😂😂
فک نکنم عقل اینقدر قوی باشه؛ وگرنه نیاز به نبی نبود!
ولی لیاقتش رو داره :)
بنده جمله آخرمو یه مقدار بد گفتم. واسه همین برداشت درستی ازش نشد.
منظورم اینه که اصلا تعریفی به نام «خواهش‌های نفسانی»، در کلام دین وجود داره. درواقع کسی که دین رو قبول داره به اون تمایلات میگه خواهش‌های نفسانی. درصورتی که از نظر کسی که دینو قبول نداره اون خواست‌ها میتونه یه حق برای هرآدم تلقی شه! و خب اون آدم وقتی از عقلش استفاده کنه اصلا به اون خواست‌ها لقب نفسانی نمیده که نتیجه‌ای هم که میخواد ازش بگیره برسه به دین. اینو میخواستم بگم در اصل.
شما اون کلیپ تد که درباره علت دقیقه نودی شدن اکثر مردم را بررسی کرده بود رو دیدین ؟
لوسی می توی وبش گذاشته بود .
اونجا حرفی از هوای نفس نمیزنه ولی دقیقا توصیف میکنه که چه اتفاقی برای آدم میفته تا عقل و هواسش پرت بشه
عقل خیلی خوبه:))
اصلا وقتی کسی از عقل حرف می‌زنه، من حالم خوب می‌شه:)
اصلا میشه گفت عقل عشق شماست :)
خدا بده عقل!
خدا که داده حاج خانوم :)
اهمیّت اراده و اختیار برای انسان از اهمّیات عقل هم بالاتره، ولی همین اراده هم باید موقع انتخابهاش، تابع عقل باشه.
یه چیزایی هست که توی اراده اثر میذاره و ضدِ عقل هست
واقعا! جمله خوبی بود:)
:)) ناشی از شناخت بالای من نسبت به بچه هاست :)
دوستان کتاب «عقلانیت و معنویت» جناب دینانی رو بخونید جواب خیلی از سوالاتتون رو در مورد «عقل» می گیرد. کتاب کوچیکی هم هست. (150 صفحه انتشارات هرمس)

کاملا منطقی، عقلانی و قابل فهم در مورد عقل صحبت می کنند.
ممنون که این کتاب رو معرفی کردین.

لینک در گودریدز
https://www.goodreads.com/book/show/3939583
جهت اطلاع :)
وبگاه شفافیت داوطلبانه نمایندگان مجلس شورای اسلامی
http://shafaf.parliran.ir/
سلام
عنوانت رو اگر برعکس هم بنویسی درست هست هااا قبول داری؟
یعنی نقش سبک زندگی در رسیدن به عقلانیت
سلام :) بی شک قبول ندارم /دارم.
یعنی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری میان عقل و سبک زندگی هست؟
هر وقت شما گفتی اول مرغ بود یا تخم مرغ من هم میگم اول عقل بود یا سبک زندگی :))))

البته جمله بالا کمی با مغالطه همراهه اما عقل و سبک زندگی دو حقیقت بسیار تاثیرگذار بر روی هم هستن و اگر تقدمی برای عقل قائل بشیم تقدم رتبی هست نه تقدم زمانی
اول تخم مرغ بوده.
تخم مرغ چجوری بوجود اومد؟
داستان بگم؟
یه مشت علف و میوه های نیمه خورده رفتن توی یه سوراخی که روی تنه ی یه درخت بزرگ بوده گیر کردن بعد یه عنکبوت میاد اونجا تار میزنه
بعد بهار میشه و الف ها رشد میکنن و تنه ی درخت پر از علف میشه و بخاطر گرما اون میوه ها همونجور هی عرق میکنن و فاسد میشن و تبدیل به تخم میرغ میشن و به خاطر شدت گرما جوجه میشن و بقیشم که خودت میدونی دیگه:) مرغ
آقای دینانی عقیده اش بر این بوده که اول مرغ بوده
عقیده ایه مگه این چیزا؟
واقعیت تاریخیه. که هیچ کس بهش دسترسی نداره|| همون داریم حدس میزنیم یا داستان می بافیم در این موارد| مثل چیزی که من گفتم :)
مرتضی نگو این حرفا رو...
:(
دینانی استاد فلسفه هست... یه فیلسوفه... داره یه قاعده عقلی رو میگه...
مثلا قاعده عقلی میگه کل بزرگتر از جزء هست... این منافاتی با علم تجربی درست نداره اگر جایی در علم تجربی گفتن ما یه جزئی پیدا کردیم که بزرگتر از کل خودش هست باید در اون حرف علم تجربی تحقیق بیشتری کرد حتما یا خلط مبحثی شده... یا برداشتهای ناصوابی بوده...

دینانی وقتی میگه اول مرغ بوده.... داره قاعده میگه...
یادمه کسی از وب نویس ها در انجمن حکمت و فلسفه این سوال رو از استاد پرسیده و استاد خیلی از این سوال ساده ناراحت شدن و گفتن یه ... هم میفهمه اول مرغ بوده...
:)


قاعده اش چی بوده؟ :) نحن ابناء الدلیل.
سیر جنینی که در داخل تخم مرغ اتفاق می افته در طبیعت اتفاق می افته هاا
اما چیزی به شکل تخم مرغ که پوسته ای شبه آهکیِ سخت و بیضی شکل در کار نیست...
اون سیر جنینی در طبیعت اتفاق می افته علی قاعده...
یه بحث های تجربی و فیزیکی خوندما... ولی به خاطر چاپ نشدن اونها نمی تونم رفرنس بدم...
در مورد خلقت مادی جسم حضرت آدم هم بحث هایی شده...

داستانه همش :)
جدی نگیر
باشه جدی نمیگیرم...
بحث من این بود که شما برای عاقل شدن انسان باید روش ارائه بدی...
اگر در ارائه روش فقط تبیین نظری و مفهومی و فکری رو پیشنهاد بدی این روش ناکارآمد خواهد بود...
عقل ما انسانها یه درک اجمالی داره و یه درک تفصیلی... حالا همین درک اجمالی و تفصیلی خودش مراتب داره در اشخاص اما فعلا بحثم کلی هست...
برای هر انسانی ابتدا درک اجمالی اتفاق می افته بعد درک تفصیلی... حلقه مفقوده بین درک اجمالی و درک تفصیلی، سبک زندگی هست
این رو جدا در موردش فکر کن... سبک زندگی رو نمی گم///
حلقه مفقوده بین درک اجمالی و درک تفصیلی رو...

بله دورادور میفهمم چی میگی مهندس

فک کنم نکته ی مهمی هم باشه این رویکرد به عقلانیت. اساسا عقل وقتی میتونیم بگیم حاکم شده بر فرد که توی رفتار و سبک زندگی ش نمود عقلانی ببینیم.

اینی که میگی هم هست هااا
اما فراتر از این هم هست 
یه مثال میزنم:
شما در هوای سرد یه سمباده سرد رو روی آهنی سرد چندین بار که بکشی گرما تولید میشه...
سمباده و آهن گرم میشن...
حرکت و اصطحکاک، عاملی هست که گرمای درون آهن و سمباده رو آزاد میکنه...
سبک زندگی اون حرکت و اصطحکاک هست که عقول درون انسان رو آزاد میکنه...


مثل مداحی های آهنگران؟

دارم اینو گوش میدم
نظرتو دوس دارم بدونم
http://panahian.ir/post/5245
گوش بدم؟
باشه صبح بعد از نماز گوش میدم نظرمو میگم
متشکرم
انسان باید اراده شو تقویت کنه تا هرچیزی نتونه توش تأثیر بذاره. همین تقّوندن مفاصل یا گوش دادن دائم به موسیقی، میدونید چقدر اراده رو ضعیف میکنه؟!
نه چقدر؟ :)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی