فیشــــــنگار

پژوهشکده ی غیرانتفاعی

عقلِ تمدن ساز و ما جماعت فوروارد کننده

دوشنبه, ۲۴ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۵۰ ق.ظ

اشاره: هفته پیش تصمیم گرفتم برخی از فایل‌های سیستم خودم را بررسی کنم و موارد تکراری یا چیزهایی که دیگر به دردم نمی خورد را حذف کنم و نظم جدیدی به فایل ها و پوشه هایم بدهم. در حال انجام همین کار بودم که با یک مطلب مواجه شدم که «آسیب شناسی»_طور بود. آن هم از زبان یک بچه مثبتِ با دغدغه. مثل همه ی شما که وقتی وسط کاری هستید خواندن مطلب برایتان جذاب می شود شروع کردم به خواندن مطلب و تصمیم گرفتم بدهم شما هم بخوانیدش. این مطلب را شاید حدود 5 سال پیش من ذخیره کرده ام اما متاسفانه url آن را ضمیمه نکرده ام! فلذا شما اگر مطالب را ذخیره می کنید در حفظ آدرس منبع آن کوشا باشید. زیاده عرضی نیست بفرمایید وارد مطلب شوید: |دوستان محترم اگر نقدها بهشان برخورد از چشم من نبینند|

________________________________________

 

هفته هاست که موضوعی به شدت ذهنم را به خود مشغول کرده است. با دوستان و اطرافیان در مورد آن صحبت کرده ام. برخی از آنها دغدغه های مشابهی داشتند و حرف‌های خوبی زده شد و افکارم مرتب‌تر شد...

 

ذات نایافته از هستی بخش/ کی تواند که شود هستی بخش

 

 

خیلی از ما شاید برای خدا، جامعه خود و یا این نظام کارهای زیادی (به‌زعم خودمان) انجام داده باشیم، با این و آن مناظره و گفتگوهای جدی کرده باشیم، در فضای مجازی و حتی میان دوستان و آشنایان از آرمان‌های انقلاب دفاع کرده باشیم، حتی برای انقلاب سیلی خورده باشیم و...

 

اما سوال مهمی از خودم و دوستان دارم: برای انقلاب درست، برای خودمان چه کرده‌ایم؟ بعد از انقلاب، متاسفانه ما بیشتر از اینکه به فکر اصلاح خودمان باشیم به اصلاح جامعه و فروعات آن (ظهورات رفتار دیگران) اهمیت دادیم؛ آنچه داشتیم صرف گسترش کمی و کیفی مجتمع‌های فرهنگی و گروه‌های ارزشی شد. سیر و سلوک از فردیت خارج شد... همه اسفار اربعه ای که هر «مومنِ سائر» و سالکی باید باهم داشته باشد در «سفر سوم» و انقلابی‌گری خلاصه شد. باید شب ها در سلوک الهی خود چیزی کاسب شد تا در روز بتوانیم با نور آن در زندگی و جامعه خود حرکت کنیم.

 

چرا ما مناسک انسان‌ساز معنوی را مقید کرده ایم به حضور در هیات‌ها یا مسجد و... حتی رعایت و خودسازی هم در مواردی بین ماها اینگونه (وابسته به حضور در جمع رفقا) شده است! که تنها وقتی در جمع‌های خودمان هستیم اهل مراقبت و هیات و دعای توسل و زیارت عاشورا و در زندگی شخصی خود نتوانسته ایم چنین سلوکی را جدی بگیریم و نهادینه کنیم. آیا اصالت با جمع است یا فرد یا هر دو؟

 

اول باید به فکر نجات خودمان باشیم. نمی توانیم بگوییم عیبی ندارد؛ من می‌روم جهنم تا دیگران بروند بهشت. این شده حکایت بعضی از فعالان فرهنگیِ ما! اول زمان ارتباط مستقیمشان با خدا کم می‌شود، بعد در عبادت به فکر فعالیتشان هستند، من در نمازم دارم به منبرم فکر می‌کنم و تو داری به پوسترت فکر می‌کنی. نه خیری در این منبر خواهد بود نه خیری در آن پوستر! (حجت‌الاسلام نظافت، فروردین ۱۳۹۳)

 

معتقد نیستم رفتارها و نهادهای دینی و فرهنگی باید جمع بشود و همچنین معتقد نیستم هر رفتار جمعی نشانگر باورهای سوسیالیستی و کمونیستی است بلکه باید در عرصه فرهنگ توجه مضاعفی به افراد و آحادِ عضو این جماعت‌ها هم بشود و فرد در جمع محو نشود. این در حالی است که رفتارهای بی‌ربطی چون قهوه خانه رفتن، قلیان کشیدن، خوردن فلافل و صحبت های بی معنی و بی ارزش پس از اتمام مراسم های هیات که به جزء جدانشدنی این مراسم تبدیل شده چیزی غیر از این را نشان می دهد.

 

همه می‌دانیم و تجربه کرده‌ایم قدرت تاثیر ما به میزان کاری است که روی خودمان کرده‌ایم و معنویت و نورانیت هیات‌های ما بیشتر به میزان نورانیت و معنویت ما افراد هیات مربوط است تا قدرت آمپلی‌فایرها و بلندی ضجه‌ها و تعداد غذاها و نذورات توزیع شده.

 

نمی‌دانم اگر این حرارت حسین (ع) در فطرت‌ها نبود امروز این موج‌های «توده‌ای ریش‌دار» و لیبرال‌مسلک های حجت الاسلام دکترِ علمی و اداری و اربابان آنها چه به روز این مملکت و بوم و بر آورده بودند.

 

در کنار همه‌ی اینها یکی از عواملی که در زمینه خودسازی فردی رهزن است و مانند سراب عمل می‌کند فضای سایبر است. اهل سایبر وقتی دغدغه‌ای دینی پیدا می‌کند به جای اینکه ظاهر خودش را مذهبی کند قالب وبلاگش را مذهبی کرده و اینگونه دغدغه‌اش را ارضاء می‌کند، به جای اینکه خود را به اندیشه هایش مشغول دارد به زودی آنها را در فضای سایبر می‌پراکند و از ذهن خود خارج می‌کند. به جای اینکه تحلیلی سیاسی و قضاوتی عمیق داشته باشد به باز نشر خبرهای بی‌ارزش رسانه‌ها و دست به دست کردن آنها دل خوش می‌کند و آن وقت و انرژی عظیم جوانی که در کنار دغدغه‌های پاکش می‌تواند او را در زمینه خودسازی و تعالی واقعی کمک کند در تلاش بی‌محتوای مجازی هدر می‌دهد با توجیه تلاش برای تولید محتوای خوب برای محیطی نامطلوب (اینترنت)!

 

تار و پود‌ِ بافتِ فکری ما

 

جامعه ما پس از انقلاب از نظر فرهنگی شبه‌سوسیال و از نظر فردی و معرفتی شبه لیبرال شده است. آیین‌ها دارد رنگ دولتی به خود می‌گیرد و تداوم حیات خود را مدیون عزم نهادهای جمعی‌است و دیگر پمپاژ کننده روحیه‌های پیشران در دل مردم نیست. اگر سازمان‌های مردم‌نهاد و گروه‌های شبه دولتی نباشند گویا رفتاری فرهنگی رخ نخواهد داد و مراسمی برگزار نخواهد شد.

 

اوایل انقلاب به‌خاطر پررنگ بودن بُعد ضدامپریالیستی انقلاب، متاسفانه به دریچه‌های رسوخ افکار سوسیالیستی به بافت فرهنگی، اجتماعی کشور توجهی نشد و امروز اساتید و محققان دغدغه‌مند کشور از تصدی شریان‌های مهم فرهنگی، اجتماعی (اعم از شبکه توزیع کتاب، انتشارات و چاپخانه‌ها، وزارتخانه های مرتبط با فرهنگ و ...) توسط توده ای های ریش‌دار خبر و هشدار می‌دهند.

 

در دهه دوم و سوم انقلاب، با توجه به غفلتِ ‌ما از تکمیل انقلاب در بُعد علوم انسانی، طیفی از منتقدان و غرب‌گراها به ترجمه و ترویج مبانی لیبرالیستی در فضای علمی کشور نمودند که در برهه‌هایی این تفکر به فضای نهادهای اداری کشور نیز راه یافته است.

 

نتیجه چنین هجمه‌هایی را می‌توان التقاط و «تشتت فکری، هویتی و اجتماعی» توصیف کرد و نشانه‌هایش را رنگ باختن برخی روحیات در دنیای فردی ما و صوری شدن برخی دینداری‌ها و آیین‌هایی که قوام‌بخش فرهنگ و هویت جامعه ما هستند.

 

هیات‌های عزاداری و جلسات مذهبی‌ما زیاد شده اند اما در اطراف خود افرادی که اهل سلوک و رعایت فردی باشند کمتر از قبل می‌بینیم.

 

گویا سهمی که باید به رابطه خود و خدای خویش اختصاص بدهیم در اجتماعات مذهبی خلاصه می شود و دیگر وقتی برای خلوتهای فردی و سلوک فکری نمی‌ماند.

 

از سوی دیگر هیچ دونفری حاضر نیستند با هم درمورد فهم و تصورشان از عقاید، باورها، نظریات سیاسی و مسائل مهمی چون ولایت فقیه، گفتگو کنند و بدون اینکه باور دیگری را رد کنند (توان رد آن را داشته باشند) فهم خود را ترجیح می دهند.

 

رفتارهای جمعی پوچ و بی‌معنای پست مدرن‌ما همچون استقبال بی‌معنا از برنامه هایی چون چهارشنبه سوری در سبک جدید، فوت یک خواننده، پیروزی یا شکست تیم ملی، بازگشت تیم مذاکره کننده و رفتارهایی چون حمله به صفحه شخصی داور بازی فوتبال ایران و آرژانتین نشانه‌های واضح و نگران‌کننده‌ای است که تایید می‌کند جامعه ما گرفتار این «تشتت فکری» است و از مفاهیم زیربنایی فرهنگ خود دور شده و به سمت دیگری می‌رود.

 

این رسوخ فکری مکاتب شرقی و غربی با پروژه استکباری جنگ نرم و قیام علیه باورهای ملت وضوح بیشتری یافته است و نگرانی دغدغه مندان را برای طیف بیشتری از مردم قابل فهم کرده است.

 

نمی‌دانم اگر این حرارت حسین (ع) در فطرت‌ها نبود امروز این موج‌های توده ای ریش‌دار و لیبرال‌مسلک های حجت الاسلام دکتر علمی و اداری و اربابان آنها چه به روز این مملکت و بوم و بر آورده بودند.

 

قیام برای کشف و ضبط مختصات هویتی

 

به فردیت فراموش‌شده‌ی خویش برگردیم و گرد و غبار غفلت از هویت خویش بزداییم؛ بیش از آنکه به فکر اصلاح جامعه باشیم اصلاح خود را مقدم داریم که تنها راه اصلاح جامعه همین است.

 

خوب است بدانیم امام خمینی مصلح بزرگ عصرما تا سن پنجاه- شصت سالگی و تا قبل از قیام ۱۵ خرداد یک استاد اخلاق بوده است و آن گونه که نوشته اند در زندگی شخصی بسیار اخلاقی بودند و از دوره نوجوانی مثلا هیچ کس جرات نمی‌کرد در حضور او غیبت کند!

 

برای من و شما لازم است دریابیم که در کجای تاریخ و جهان ایستاده‌ایم و این دو بستر (تاریخ و زمانه) چه میراث و مختصاتی برای هویت و شخصیت فردی و جمعی ما با همه ی پسوندها و پیشوندهایی که خواهیم داشت (عناوینی مانند یک ایرانی+مسلمان+شیعه ۱۲ امامی+ پیرو ولایت فقیه+ و ساکن در انقلاب اسلامی و +ده ها عنوان دیگر) ساخته است؟ هر کدام از این پسوندها بعلاوه برخی بُت‌های دیگر از قبیل تقسیم دنیا به شرقی و غربی، سیطره فرهنگی تمدن غربی و برخی رگه‌های نفوذ مکتب‌های چپ در ایران در کنار اختصاصات زبانی، قومی، نژادی و ... ویژگی های مثبت و منفی مختلفی را در هویت ما سهیم کرده اند که راه فهم سهم هر کدام از این مولفه ها و کنترل آنها، دقیق شدن در رفتار و افکار خود ماست. در هر صورت این دغدغه همچنان با من خواهد بود چرا که دغدغه ای هویتی است.

 

در ابتدای امر باید با دقت در تحلیل ها و قضاوت های خود به تاثیر هر کدام از این عوامل برسیم و حواسمان باشد مولفه های تاثیر گذار غیراسلامی و نامطلوب در تحلیل ها و قضاوتمان نفوذ نکند.

 

به ادعای پژوهشگران علاوه بر رگه‌هایی از تفکرات لیبرالیستی و کمونیستی، اندیشه‌های نورپرستی، جبرگرایی و برخی عقاید مکتب کلامیه اشاعره به لایه‌هایی از بافت فرهنگی ما – بخاطر حکومت‌ها و شرایط تاریخی- رسوخ یافته است.

 

کار دیگر این است که راه‌های ناشناخته ورود تفکرات و باورها به ذهن و زندگی خود (مانند کتب درسی، اساتید دانشگاه، رمان‌ها و فیلم‌ها، سخنرانان مختلف، نویسندگان و ...) را پیدا کنیم.

 

در این زمینه شناخت مکاتب فکری و جریان‌های فرهنگی و ضدفرهنگی مختلف جهت شناسایی رسوخ احتمالی چنین افکاری در ذهن ما ضروری است؛ مثلا باید شناختی اجمالی از اندیشه کمونیسم داشته باشیم تا بدانیم که آیا ما هم کمونیستی فکر می‌کنیم یا خیر!

 

خطاب زیر تاییدی است بر مهم بودن دغدغه های این نوشته: «نظام‌سازی کار بزرگ و اصلی شماست. این کار، پیچیده و دشوار است. نگذارید لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی یا گرایش‌های چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند»

 

این توصیه حکیمانه خطاب به ما جوانان وطن است... به هر تقدیر خودسازی فقط جنبه‌ی اخلاقی و ظاهر ندارد، بلکه انسان‌سازی و حتی جامعه‌سازی و تمدن‌‎سازی از مجرای خودسازی عبور می‌کند. این ذهن و فکر ماست که گفتار، رفتار و شخصیت ما را می‎‌سازد پس مراقبت از خود در جهان فکر، به نوعی هم بخشی از مواظبت‌های اخلاقی محسوب می‌شود و هم پاسبانی اعتقادی از حریم عقیده و فرهنگ ناب و ان‌شالله رشد آن و هم یک ضرورت برای حرکت به سوی تمدنی نوین.


مطالب مرتبط:

ما کسانی را دیدیم که با احساسات وارد این میدان شدند، بدون تکیه‌گاه نظرىِ مستحکم؛ با یک تندباد سرنگون شدند، راهشان عوض شد. آن کسانی میتوانند در این حرکت و در این مسیر محکم بایستند که شناخت عمیقی از مبانی نظری انقلاب داشته باشند.


اکثر کسانی که به سبب معجزه به موسی (ع) ایمان آوردند، عقیده آنها با شعبده ای که شخص سامری انجام داد منحل شده و از بین رفت. عوام با معجزه ایمان می آورند و عقلا با تفکر(ملاصدرا.ص:28)

نظرات (۱۹)

علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.

تمدن بدلی bornos.blog.ir
پاسخ:
قبول ندارم این تضادسازی رو
سلام
متاع کفر و دین بی مشتری نیست ...
پاسخ:
سلام :)
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۵:۴۱ .: مهتاب :.
بعد از مدت‌هااااااااا تو فضای وبلاگ یه چیزی خوندم که ارزش داره دوباره بادقت بخونیش.
ممنون بابتش. 
نویسنده مطلب کیه؟ خود شما؟
پاسخ:
حدس زده بودم یکی از اونایی که خوشش میاد شمایی :)

+ البته دقیقا حرفای من رو زده!
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۶:۲۷ مردی بنام شقایق ...
سلام

استاد ما همیشه میگفتن تا وقتی درون خودتون به جایی نرسیدید معروف نشید! حتی به نام اسلام و انقلاب!

و یه روزی معنی این حرفش رو فهمیدم که دیدم تو یه استادیوم حدود 2500 نفر آدم نشسته بودن و داشتن به حرفای من گوش میکردن و من نگران بودم که این شهرت چه بلاهایی داره سرم میاره...
پاسخ:
بعد از اون روز چه تصمیمی گرفتی؟ :)
سلام شقایق عزیز
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۶:۳۴ مردی بنام شقایق ...
سلام مجدد

تصمیم گرفتم شهرستان ها و روستاها و مسجدهای کوچیکی که هیشکی برا روشنگری جریان هسته ای نمیرفت رو برم.
همون جاها که کلا 100 نفر نشسته بودن.

هر چند خدا همیشه لطف داشت و جلسه ها شلوغ بود خصوصا که حس میکردن یه فرد علمی و متخصص میخواد بیاد تخصصی حرف بزنه

ولی خدایی یکی از سخت ترین کارهای دنیا اینه که اون جلسه 10 نفریه با اون 2000 نفریه برات یکی باشه و هدفت واقعا خدا باشه

خیلی سخته
خیلی مرد میخواد

من مردش نبودم خدایی

+
هر چند خدا برای بنده اش کافیست ^_^
پاسخ:
راستی امیدوارم اون پست هجرتت رو حذف نکرده باشی من برم کامنتم رو ذخیره کنم برا خودم :)


برام پس بفرستش

اینقدر ماها رو مطالبه گر و منتقد بار آوردن و اینقدر کاستی های دولت ها و نواقص سیستمی رو بزرگ کردیم که دیگه خوبی ها مزیت ها و دستاوردهای اونها  رو نمی بینیم. | و این از دو جهت پیامد بد داره:

یکی اینکه اگه ببینیم و قدردانی کنیم طبق سنت شکر نعمت نعمتت افزون کند در رشد این خدمات تاثیرگذار خواهیم بود که ما این جوری نبودیم... و دو اینکه در بررسی ها مون از وضع مملکت دچار اشتباه محاسباتی میشیم.

خب فرزندم شما خودت شرایطی که مانع میشه بمونی رو گفتی
شرایطی که مانع میشه بروی رو هم گفتی :)

الان ما چی بگیم؟
فقط یه نکته ی کم ربط بگم و اون اینکه اینقدر ماها رو مطالبه گر و منتقد بار آوردن و اینقدر کاستی های دولت ها و نواقص سیستمی رو بزرگ کردیم که دیگه خوبی ها مزیت ها و دستاوردهای اونها  رو نمی بینیم. | و این از دو جهت پیامد بد داره:
یکی اینکه اگه ببینیم و قدردانی کنیم طبق سنت شکر نعمت نعمتت افزون کند در رشد این خدمات تاثیرگذار خواهیم بود که ما این جوری نبودیم... و دو اینکه در بررسی ها مون از وضع مملکت دچار اشتباه محاسباتی میشیم.

در هر صورت ما دعا میکنیم بهترین تصمیم رو بگیری :) ♥

سلام. کپی برداری هیچ اشکالی از نظر بنده نداره بشرط صلوات بر محمد(ص) و آل محمد(ص)
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۷:۰۴ مردی بنام شقایق ...
برام جالب بود برخورد مخاطبا!

من چند تا سوال پرسیدم و داشتم اونچیزایی که تو ذهنم اذیتم میکرد رو میریختم بیرون!

اون آخراش دیگه متهم شده بودم یه اینکه خون شهدا رو به فنا دادم و فراری ام و بی عرضه ام و این صوبتا :))))

گفتم تا کار به فوش ناموسی نرسیده دیگه ادامه ندم ^_^
پاسخ:
وقتی دهان مردم رو باز میکنی دیگه نمیتونی ببندیش که! :) اینو بدون
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۷:۳۱ مردی بنام شقایق ...
من موندم شما چجوری جرئت میکنه یه سری مسایل حساس رو اینجا فیش بزنی :))))

احیانا مثلا یه بار درباره ناکارامدی نظام چهل ساله یه چیز نقل کنی از یه خارجی مثلا!
قشنگ مقتول میشی :)))))
پاسخ:
بابا ما اینجا پروتکل داریم ولی باز یه چند باری چیز شدیم :)
ولی خب همیشه دوستان حمایتگر و خوش فهمی بودن که در این جور مواقع از حمایتشون برخوردار بودم.
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۷:۴۵ خورشید ‌‌‌‌
 «نظام‌سازی کار بزرگ و اصلی شماست. این کار، پیچیده و دشوار است. نگذارید لائیک یا لیبرالیسم غربی، یا ناسیونالیسم افراطی یا گرایش‌های چپ مارکسیستی خود را بر شما تحمیل کند»

این خطاب از کیست؟
پاسخ:
رهبر
۲۴ دی ۹۷ ، ۱۹:۲۹ خورشید ‌‌‌‌
در این زمینه شناخت مکاتب فکری و جریان‌های فرهنگی و ضدفرهنگی مختلف جهت شناسایی رسوخ احتمالی چنین افکاری در ذهن ما ضروری است؛ مثلا باید شناختی اجمالی از اندیشه کمونیسم داشته باشیم تا بدانیم که آیا ما هم کمونیستی فکر می‌کنیم یا خیر!


+ این نکته برای من یه راهکار مهم به شمار میره
حوصله کنم میگم چرا :)
پاسخ:
بگید که چرا 
۲۴ دی ۹۷ ، ۲۰:۳۱ امید شمس آذر
توضیحات را اضافه کردم.
پاسخ:
توی پست خودتون؟
بله میخونم
هیچ چیز مثل این پست نمی‌تونست انگیزه‌ی من از تصمیمی که از صبح در سرم چرخ میخوره رو تقویت کنه.
فکرهایی که از صبح در سرم می‌چرخه رو کامل و جامع در یک متن جمع کردید.
خیلی ممنونم جناب دچار :)
خدا خیرتون بده.
پاسخ:
تصمیم شما * که چندین بار تا حالا گرفتینش* به پست من هیچ ربطی نداره!
دنبال بهانه دیگری باشید .
راستی!
در صورت رفتن یک ایمیل به من بدهید . ممنون و سپاسگزار :)
۲۴ دی ۹۷ ، ۲۲:۲۸ خورشید ‌‌‌‌
 اهل سایبر وقتی دغدغه‌ای دینی پیدا می‌کند به جای اینکه ظاهر خودش را مذهبی کند قالب وبلاگش را مذهبی کرده و اینگونه دغدغه‌اش را ارضاء می‌کند، به جای اینکه خود را به اندیشه هایش مشغول دارد به زودی آنها را در فضای سایبر می‌پراکند و از ذهن خود خارج می‌کند. 


2-3 سال پیش، هر سخنرانی گوش میدادم یا یه مطلب جالبی میخوندم یا دغدغه ای به ذهنم میرسید خلاصه اش رو میذاشتم تو وبم یا چند جای دیگه
اونقدر با ذوق حرفهام رو میزدم که چند نفر میومدن میگفتن چه دغدغه های خوبی داری و...
یه بار به یکیشون گفتم فقط در حد دغدغه است، راه حلی براشون ندارم و کاش داشتم!
خودم فقط همون لحظه به اون حرفها فکر میکردم یا فوقش چند دقیقه بعدش
ولی اونقدر هیجان زده بودم که دوست داشتم به همه بگم چه حرفهای خوبی شنیدم....
ولی الآن دیگه مثل اون موقع ها نیستم...
دلیلش هم شاید این باشه که بدون دانش کافی رفته بودم جایی که بیشتر از تفکرات همراه برای دفاع از آرمانها، مخالفت وجود داشت.
نتیجه اینکه الآن سرخورده از تمام تلاشهام، خودم هم به تمام باورهام شک کردم!

+ البته این تنها عاملِ رسیدن به وضع فعلیم نیست :)

+ این بود دلیلِ من برای مهم بودن اون راهکاری که در متن گفته شده

+ با تشکر از شما :)
پاسخ:
قربانی دوم حساب کنیم شما رو؟ :)
+ ممنون از اظهار نظر 
۲۴ دی ۹۷ ، ۲۲:۳۶ خورشید ‌‌‌‌
قربانی؟ :)
من رها شده‌ام :))
راه رهایی نشون داده این پست
پاسخ:
راهش امیر شده‌اند بر نفس خویش است
سلام آقا مرتضا
1 ـ آیا این نوشته نشئت گرفته از همون متن آسیب شناسی (طور) آن دوست دلسوز هست یا نظر شخصی ات ؟
2 ـ تکرار این پاراگراف دوبار آیا عمدیست یا ... ؟
نمی‌دانم اگر این حرارت حسین (ع) در فطرت‌ها نبود امروز این موج‌های «توده‌ای ریش‌دار» و لیبرال‌مسلک های حجت الاسلام دکترِ علمی و اداری و اربابان آنها چه به روز این مملکت و بوم و بر آورده بودند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سلام
و چقققدر که انگار نظرات من رو نوشته
راستش خیلی وقته سکوت پیشه کردم تو خیلییی از موارد و داره حااالم بهم میخوره از حرفای بی در و پیکر جماعت دغدغه مند حزب اللهی... اونقدر خسته شدم از شنیدن یه سری حرفا که دیگه حتی نمی تونم یک جمع این چنینی رو هم تحمل کنم.... تا کارشون گیر میکنه یادشون میوفته اونجا سنگر امام زمانه و با این دست اصطلاحات میخوان ملت رو به سمت خودشون بکشونن و نمی فهمن اسیب های کارشون هم بعدش برای طرف به نام امام زمان تموم میشه

:((((
پاسخ:
سلام :)

+ این هم که هر کسی کرسی خودش را تکیه میدهد به سلسله ای تا برسد به خود خدا
یکی از بزرگترین آسیب هاست.
۲۵ دی ۹۷ ، ۱۵:۰۰ اسرافیل مهدوی
سلام و عرض ادب.

تک تک جمله های این نوشته اگر به صورت مجزا و تکی بررسی شوند کاملا درست و منطقی اند. اما وقتی به کلیت متن و روابط بین جمله ها و پاراگراف ها نگاه می کنیم، چیز دیگری به ذهن می آید.

از این دست مطالب زیاد شنیده ایم و زیاد خوانده ایم.
همانند آنهایی که شنیده ایم و خوانده ایم، این نوشته نیز سعی در اثبات امری با استفاده از انکار امر دیگر کرده است. بدون اینکه کوچکترین ارتباط منطقی بین آنها باشد.

باز هم می گم: حرف هایی که توی این نوشته گفته شده اگر تکه تکه اش کنیم، منطقا درست اند:

اول خود سازی و بعد جامعه سازی و تمدن سازی
اول باید از خودمون شروع کنیم
اول فرد بعد جامعه
نفوذ سوسیالیسم و لیبرالیسم
منطق و عقل از احساسات مهمتر اند
و ...

در این ها که اصولا شکی نیست.
اما کلیتش چیز دیگریست و چیز دیگری می گوید.

فلسفه خوانده اید اما ظاهر متوجه «مغالطه آشکار» این نوشته نشده اید.
پاسخ:
هوم:) ممنون می شوم اگر برای ما آشکارش کنید
۲۵ دی ۹۷ ، ۱۷:۲۲ اسرافیل مهدوی
!!!!!!!!!!!!!! یعنی تا این حد؟؟؟!!!

عرض کردم که: یه سری مقدمات درست آورده شده ولی نتیجه گیری غلط صورت گرفته.

از این آشکار تر؟!

ظاهرا یه بار هم کامنت بنده رو نخوندید.
به جز جمله آخر، تمام کامنت قبلی بنده، ذکر همین مغالطه بود.

مطمئنید فلسفه خوندید؟!
از این آشکار تر؟!

:)
پاسخ:
بله من ارشد فلسفه دارم. شما چی خوندید؟

+ حالا ولش کن نتیجه گیری متن رو میشه دقیقا بگی چی بوده آقا؟ :) |شاید درست متوجه منظور نشدم|
۲۵ دی ۹۷ ، ۱۹:۱۸ محمد قاضی
خطابه‌ی قشنگی بود!

در ضمن، نویسنده‌ی این نظر:
((علوم جدید و تکنولوژی، مختص سبک زندگی ماده گرایی غرب بر محور تفکر اومانیستی است که محرّک آن نظام سلطه و سرمایه می باشد و مسلمانان نباید نظام آموزشی خود را بر اساس این علوم قرار دهند.))

یه بار بای منم همین پیام رو گذاشت، بهش گفتم بیا منظره، قبول کرد و اومد. امّا وسطای منظاره که  مچش رو گرفتم، نامردی کرد و کل پست و نظرات رو پاک کرد.البته یه سری نظرات هنوز تو بلاگ من هست، می تونید ببینید:

http://blackocean.blog.ir/1397/09/23/%D9%81%D8%B1%D8%B5%D8%AA-%D9%BE%DB%8C%D8%B4-%D8%B1%D9%88-%D9%BE%DB%8C%DA%86-%D8%AA%D8%A7%D8%B1%DB%8C%D8%AE%DB%8C-%DA%A9%D8%A7%D8%B1-%D9%81%D8%B1%D9%87%D9%86%DA%AF%DB%8C


 سواد فلسفی نداره و الکی حرف میزنه!


پاسخ:
اهل مناظره ای ها :))
۲۵ دی ۹۷ ، ۲۰:۲۳ محمد قاضی
در تایید مطلب، یک پستی داشتم که فردا صبح میاد تو وبلاگم:
ولی متنش رو اینجام ذارم :


طبق مطالعاتی که داشتم، عمق دعوای بین اسلام و مدرنیسم، در بحث اخلاق هستش!


حتی یه بار یادمه از اساتید شنیدم که آیت‌الله مصباح یزدی فرمودن که : اگر من الآن با این علومی که دارم، جای شماها بودم، سراغ رشته‌ی اخلاق می رفتم و در این رشته کار می کردم!


امّا چرا اخلاق اینقدر مهمّه!؟ قبل از پاسخ به این سوال، باید اوّل اخلاق رو معنا کنیم. اخلاق از منظر فلسفی، همون علمیه که به بایدها و نبایدها می پردازه و میگه که خوب چیه و بد چیه و چکار بکنیم و چکار نکنیم!؟  اخلاق، ارزش‌های موجود در زندگی انسان رو بیان میکنه!


اگر دقّت بکنید، اخلاق، نقطه اتّصال دانش‌ها با ارزش‌ها است. 


در علم اخلاق هستش که دانش‌های ما، ارزش‌ها و باید و نبایدهای زندگی ما رو شکل میده!

و اتّفاقا جای سخت کار همینه.

برای مثال، ما سال‌ها ست که فلسفه‌ی غرب رو نقد می کنیم، فلسفه‌ی اسلامی هم داریم، امّا چون نتونستیم از این فلسفه و دیگر علوم موجود بایدها و ارزش‌های متناسب با زندگی انسانی رو تولید کنیم، باز هم همون نظام اخلاقی غرب بر جامعه‌ی ما حاکمه!


این دقیقا همون نقد مقام معظم رهبری به فلسفه‌ی موجود در حوزه‌های علمیه است. رهبری تذکّر داده‌اند که فلسفه2ی اسلامی باید به متن جامعه بیاد. چطوری میاد، از طریق همین اخلاق!


إن شاءالله روزی که اخلاق اسلامی در جامعه‌ به بلوغ برسه، اون روز فرهنگ و تمدّن غرب نابود شده!


إن شاءالله در قسمت بعدی، یک تطبیق میدانی که روی اخلاق جامعه انجام دادم رو  در وبلاگ قرار میدم، که عمق قضیه رو احساس کنید!

(در موضوع خرید کالای ایرانی)

پاسخ:

¨        میتوان در مبانی موجود فلسفىِ ما نقاط مهمّی را پیدا کرد که اگر گسترش داده شود و تعمیق گردد، جریانهای بسیار فیّاضی را در خارج از محیط ذهنیّت به‌وجود میآورد و تکلیف جامعه و حکومت و اقتصاد را معیّن میکند. دنبال اینها بگردید، این نقاط را مشخّص و رویشان کار کنید؛ آن‌گاه یک دستگاه فلسفی درست کنید. از وحدت وجود، از «بسیط الحقیقة کلّ الاشیاء»، از مبانی ملاّ صدرا، اگر نگوییم از همه‌ی اینها، از بسیاری از اینها - میشود یک دستگاه فلسفىِ اجتماعی، سیاسی و اقتصادی درست کرد.

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.

آخرین نظرات