فیشــــــنگار

پرسش و پژوهش و گفتگو | 📚 | وبلاگ‌نویسی روزانه

97

پنجشنبه, ۲۲ فروردين ۱۳۹۸، ۰۸:۱۵ ق.ظ
مطلب وبلاگ خانه موقتی که از خودش درباره «آنچه در سال 97 آموخته » پرسیده بود من را علاقمند کرد تا تجربه های مفید و آموخته های مثبت سال گذشته را مرور کنم. پیشنهاد می‌کنم شما هم در فرصت مناسب «یک همچین پستی» بنویسید. نود و هفتِ من:


کمتر کتابی را در این سال برای تمام کردن خوانده‌ام ولی «اثر مرکب» کتابی بود که آن‌را تمام کردم. این کتاب به من آموخت که در همه اتفاقاتی که در زندگی برای من افتاده و خواهد افتادخودم را 100% مقصر بدانم؛ این آموزه من را واداشت که برای اتفاقات ناگوار بعدی هیچ توجیهی نداشته باشم و آینده‌ام را فقط به خودم متکی کنم نه هیچ فرد دیگری. «اثر مرکب»به من یادآوری کرد که اتفاقات و موفقیت‌های بزرگ از اتفاق‌های کوچک و تصمیم‌ها ریزِ روزمره ترکیب شده است. (اتفاق بزرگ منظور هر شکست یا موفقیتی است که به چشم می آید) More
 
 
آموختم که در کار تیمی باید نقش خود را جدی گرفت مخصوصا در فوتبال و مخصوصا اینکه در نقش مهاجم باشی که مثلا یک توپ و فرصت مناسب با زحمت زیاد هم‌تیمی ها از دروازه بان و مدافع و هافبک توپ به تو می‌رسد ولی تو با بی‌دقتی آن را خراب می‌کنی. در هر پست دیگری که باشی باز کوتاهی تو به موفقیت کار تیمی ضربه می‌زند.
دوستانی که اهل تعمق هستند مجازند این برداشت را بکنند که فرصت‌هایی که نسل امروز ما به دست آورده است مدیون چه تلاش‌هایی است.
راستش مدتها من به خاطر روحیات شخصی بیشترِ امورات زندگی را به شوخی می‌گرفتم و این باعث شد زندگی هم به نوعی مرا به شوخی ... بعدها متاثر از نگاه فلسفی زندگی را یک جبر پنداشتم که این نگاه موجب شد زندگی‌ام به وضوح تلخ و سخت و پوچ شود؛ در سالی که گذشت من تصمیم گرفتم زندگی را یک موهبت بدانم، یک موهبتِ سرشار از فرصت و محبت و رشد؛ حالا این نگاه هر روز مرا شارژ می‌کند، شانه‌هایم دیگر زیر بار امورات سخت و جدی زندگی خسته نمی‌شود چرا که چشم‌هایم حالا همه چیز را زیبا می‌بیند، زیبایی‌هایی که باید با تمام وجود قدرشان را بدانم.
 
 
یکی از جذاب‌ترین چیزهایی که در سال 97 تجربه کردم مطالعه تفسیر آیه‌های موردنظرم در سایت تدبر بود. آموختم که اگر آیه‌ای خواندم یا شنیدم به این سایت بروم و ترجمه‌ها و تفسیرها مخصوصا المیزان را بخوانم شاید متوجه شدم که چرا این آیه مرا به خودش جذب کرده است. More
 
 
فهمیدم (هر چند دیر) که رفتارم با مدیرم مغرورانه است و خیلی بهتر از این میتونه باشه و کمی تغییر کردم. آموختم که خودم را در این رابطه مقصر بدانم و این باعث شد همه چیز درست شود! به همین سادگی.
 
 
فهمیدم که گاهی برخی اتفاقات مجازی خیلی میتونه آدم رو خوشحال کنه؛ مثل ازدواج خانم الف و مثل کار پیدا کردن محبوبه شب، (آدم خواسته یا ناخواسته با زندگی دوستانی که خاطره‌طورهای خودشون رو توی وبشون به ما میگن، همراه میشه دیگه، یک نمونه ی جالبش هم ماجراهای مامان پریسا و اردشیرشون بود که خیلی توی ذهنم مونده؛ مال قبل از 97 بود البته) یکی از چیزهایی که دوست دارم برایم به عادت تبدیل بشود این است که سعی کنم اگر با کسی دوست شدم به راحتی دوستی ام با او را تمام نکنم. دوستی ها ثمره اعتماد است و این اعتمادها در همین حد دوستی مجازی اش هم ساده به دست نیامده است.
 
 
 
در اوج گرانی‌های سال 97 که همه چیز کشید بالا من نیازمند مبلغ زیادی پول شدم و البته فهمیدم که هنوز رفقایی هستند که در این جور مواقع با اشتیاق به آدم کمک می‌کنند.
 

از یکی از رفقای وبلاگی درباره اخلاق خودم پرسیدم و گفتم قبول داری که من اکثر اوقات پسر خوبی هستم؟ تایید نکرد| پاسخش منو یاد پست 894 فیشن‌نگار انداخت. فکر کنم باید بروم ارزیابی ام از خودم را دور بِیَندازم. یا حق
 
 
 

نظرات (۴۳)

آخه آدم میاد بپرسه قبول داری من پسر/دختر خوبیم؟ :))
پاسخ:
هوم؛ گاهی وقتا این جور پرسیدنا باعث میشه طرف راحت تر بتونه نظرش رو بگه :)
من هم پارسال چنتا فحش جدید یادگرفتم.

پاسخ:
چیا بودن؟ (الان همه انگشت به دهان میشن از سوال من و جلوی چشماشون رو میگیرن) :|
من تصمیم گرفتم زندگی را یک موهبت بدانم، یک موهبتِ سرشار از فرصت و محبت و رشد؛ حالا این نگاه هر روز مرا شارژ می‌کند، شانه‌هایم دیگر زیر بار امورات سخت و جدی زندگی خسته نمی‌شود چرا که چشم‌هایم حالا همه چیز را زیبا می‌بیند

این خیلی خوب بود.
پاسخ:
هوم خوبی از خودتونه
البته طرح این سوال از طرف دکتر شیری برای من الهام بخش بود
و به خاطر این از دکتر شیری -و پیچک که کانال ایشون رو معرفی کردن متشکرم-
خوشم اومد...الان بعد ۲۲ روز بیام دوباره از نود و هفت بنویسم یه جوری نیست؟منم به احتمال ۹۰درصد می نویسم.
+همونقدر که از خوشحالیشون خوشحال میشی از ناراحتی و سردرگمی و غصه خوردناشونم ،ناراحت میشی.

پاسخ:
هوم اتفاقا برا منم به نسبت بقیه پست ها وقت بیشتری گرفت.
+ آره مخصوصا که اگه من آدم احساسی :) باشی
97 یک تجربه ی تلخ اما با ارزش توی روابطم با دیگران بود.
اینکه همه رو مثل خودم ندونم
اینکه به ظاهر آدما اعتماد نکنم
اینکه همیشه یک درصد احتمال بذارم برای اینکه ممکنه از کسی رو دست بخورم
97 خیلی تلخ گذشت.
پاسخ:
امیدوارم عوضش 98 براتون بشدت شیرین باشه و به همه کاراتون برسید
نود و هفت خیلی سال تلخی بود ولی از تلخی هاش تجربه گرفتم...
دیگه دست به همچون کاری که پارسال زدم و باعث شد کل سال تلخ بشه نمیزنم...
دیگه واسه دومین بار از یه سوراخ گزیده نمیشم...
پاسخ:
توی عربی دبیرستان یه جمله بود:
الهزیمت(شکست) جسر(پل) الانتصار(پیروزی)
سلام 
موقع نوشتن این پست (البته یکم ماهیتش فرق می‌کرد) فهمیدم که چقدر چیزهای حتی کوچکی وجود داشتن که زندگیمو تغییر دادن و من هیچ وقت نفهمیده بودم. 

سپاس که منو ترغیب کردین برای خوندن «اثر مرکب»

+ نحوه پرسشتون از دوستتون واقعاً جالب بود D: جون میده واسه نه گفتن 
پاسخ:
ندیدم اون پستتون رو یا منتشر نشده؟

کتاب خوبی بود برام. پیشنهاد میکنم اگر خوندین پرسشنامه های ارزیابی شخصی رو آخر هر فصل انجام بدین.

+ ممنون که دلداری میدین :)
جالب بود... اگه فراموش نکنم حتما می نویسم
پاسخ:
ممنون نظر لطف شماست.

+ امیدوارم موفق بشوید
۲۲ فروردين ۹۸ ، ۱۲:۵۸ خانم الفــــ
سلام
حتما این از خوش‌قلبی شماست که اتفاقات زندگی ادمهای مجازی خوشحالتون می‌کنه. 
ان شالله همیشه شاد و خوش‌روزی باشید
پاسخ:
دعاتون رو محکم آمین گفتم :)
متشکرم و سلام
به شخصه معتقدم شما مشاور خیلی خیلی خوبی هستی
نمیدونم از این پیامم چه برداشتی میشه یا خواهد شد (برام مهم نیست : )  ) 
ولی اینو میدونم اگر خواست خدا و راهنمایی شما نبود نمیدونم وضعم چطور پیش می رفت

+ بانو که وبو نمی خونه نه؟ : )))
پاسخ:
این که نظر لطف شماست
ولی من معمولا یه جوری مشورت میدم که طرف بره برعکسش رو عمل کنه :) نه؟

+ بانو روی سر ما جا دارن♥
سلام
شما آدمی هستید که بیشتر مواقع خوبی هاتون خیلی بیشتر از بدیهاتونه و کاملا بدون چشمداشت محبت میکنید. تایید نکرده چون شما یه پسر خوب نیستید شما یه مرد قوی خوب هستید.

برای پستتون هم واقعا خوشحال شدم.
پاسخ:
بدون چشم داشت رو خوشم اومد
امیدوارم که اینجوری باشه :)

اون هفته یه زنه اومده بود یار جمع کنه واسه امام زمان چنتا سوال ازش پرسیدم ناراحت شد وبشو حذف کرد | متوجه نشد که سوالاتمم هم بدون چشمداشته :))

+ متشکرم
از نظرات و جواب نظراتتون واسه پستای جدی میشد فهمید امورات زندگی رو به شوخی میگیرید:))
منم خیلی وقتا اینطوریم..کی میخوام درست شم خدا میدونه:/

پست خوبی بود
پاسخ:
تا جوونی یه فکری به حال این رفتارای خودت بکن
البته من ندیدم این رو در شما

+ واقعا؟ قشنگ نوشتم یعنی؟ :)
۲۲ فروردين ۹۸ ، ۱۵:۰۸ آب‌گینه موسوی

عالی، کاربردی و تأمّل‌برانگیز!

سپاس. استفاده کردم.

کاش یافته‌ها و آموخته‌هایمان فراموش نشوند!

پاسخ:
اتفاقا پست شما رو هم خوندم
http://ab-gine.blog.ir/post/422

و انگیزه ام بیشتر شد برای نوشتن این پست

+«مَن لَم یَنفَعه الله بِالبَلا وَ التَّجارب، لَم یَنتَفع بِشیءٍ مِنَ العِظّة»؛ «آن‌کس که از آزمون‌هاى الهى و تجربه‌ها سودى نبرد، از هیچ پند و اندرزى سود نخواهد برد.» نهج البلاغه؛ خطبۀ 176.
شدت به شوخی گرفتنم کمه...و ظاهرا اینطور نشون نمیده،درونیه :/

اوهوم نگارشش هم خوب بود،محتواش هم:)
پاسخ:
هر وقت میخواهم در رعایت قواعد نوشتاری اهمال کنم ترسی از جانب شباهنگ و استادش بر وجودم حاکم میشود
۲۲ فروردين ۹۸ ، ۱۵:۲۰ آب‌گینه موسوی
سپاس بابتِ مطالعه و همراهی.
پاسخ:
متقابلا سپاسگزارم از لطف شما به این بنده

حالا چرا عرفان کامپیوتر شدید یهو؟
پاسخ:
:))))))) :|
غروربازی خنده دار جلوی رئیس ندارید برای تعریف کردن؟ :)
پاسخ:
آدم پزِ دوران جهالتشو که نمیده که!! خجالت بکش :|
البته دست خالی نرو اینو بخون :))
جهت اطلاع مدیر غرورکش پژوهشکده :)

رییس #دانشگاه_آزاد_اسلامی در گفتگو با "عصر اندیشه":
🔻ما چیزی در حدود ۳۰۰۰ هزار پایان‌نامه و ۳۰ هزار رساله دکتری در سال انجام می‌دهیم و هیچ نظام‌مندی برای این‌ها در نظر نگرفته‌ایم. نگاه آموزش‌محوری داریم با یک سری شعارهای قدیمی هم جلو می‌رویم.
🔻من به یکی از این آقایان گفتم اگر همه دانشگاه‌ها را به دانشگاه شریف تبدیل کنیم، چه می‌شود؟ فقط خارجی‌ها را غنی‌تر و بازار آنها را گرم‌تر می‌کنیم. نظام علمی ما مثل نیروگاهی شده که برق تولید می‌کند، ولی به شبکه مصرف نمی‌رساند.

🔻متوسط جمعیت محقق در کشورهای پیشرفته ۴ هزار نفر در یک میلیون است. در یک سری از کشورها تا ۷ هزار نفرهم رفته است؛ اما ما هنوز زیر هزار، یعنی ۷۰۰ هستیم. بعد آقایان می‌گویند زیادی دکتر داریم و نباید این قدر دانشجوی دکتری داشته باشیم. خیر؛ شما دارید بد تربیت می‌کنید.

🔻چینی‌ها بنا داشتند در سال ۲۰۲۰ از آمریکایی‌ها در تعداد دکتراهایی که تربیت می‌کنند، جلو بزنند. آمریکا احساس خطر کرد و از سال ۲۰۱۵ دوباره شتاب دانشجوی دکتری را افزایش داد.
🔻کسانی که از بحران تعداد زیاد دانش‌آموختگان آموزش عالی گسترده صحبت می‌کنند، نه از اقتصاد دانش‌بنیان چیزی درک کردند و نه از جامعه علم‌بنیانی که قرار است تمدن‌ساز شود. مگر باید کشور را با کارگر اداره کرد؟ قبول دارم این آموزش عالی کارآمد نیست؛ بنابراین، باید آموزش عالی را درست کنید.
در دانشگاه به تحول نیاز داریم. به پوست اندازی در وزارت علوم تحقیقات و فناوری نیاز داریم.

🔻ما تنها کشوری هستیم که ۷۵ درصد دکتراهایمان به خارج می‌روند. این رقم در دنیا ۳۰ درصد است.
🔻چیزی حدود ۹۰ هزار هیئت علمی داریم. با آمار خود آقایان، برای این که ۴ میلیون دانشجو را جلو ببریم، ۲۰۰ هزار هیئت علمی نیاز است و همین الان ۱۱۰ هزار هیئت علمی کم داریم.
@FarhikhteganDaily
کانال فرهیختگان
https://t.me/farhikhtegandaily/22826
پاسخ:
چقدر جا زیاد هست!
بریم هیات علمی بشیم

+ الان این یعنی اینکه دیگه نفیشیم؟
باتوجه به پست ارزیابی یعنی توهم زدین؟!
بعضی وقتها بخاطر اینکه آینده امون به گذشته امون گره خورده کلافه میشم.
یه سال برا کسب تجربه زمان خوبیه.
پاسخ:
هوم یعنی خودم خیال میکردم پسر خوبیم و ممنون از دوستمون که پاشوندم از این خیال خام :)

+ آره هلما یک سال از عمر آدم، پر از درس و تجربه است... | اگر یادمون بمونه
"الان این یعنی اینکه دیگه نفیشیم؟"
این رو نفمیدم، کلمه آخر رو

جدای از این بحث آقای طهرانچی که یک مشکل ساختاری وجود داره و نباید خروجی ضعیف دانشگاه (که دانشجو نمیتونه درست فعالیت کنه) رو پای اشباع شدن گذاشت. یکی بحثی هم داره راه میفته یا راه افتاده پیرامون شکستن انحصار در بعضی از حوزه ها، حالا با ساختار هئیت علمی ها آشنا نیستم و نیدونم که اینجا انحصار معنی و مفهوم پیدا میکنه یا نه اما خب اگه انحصاری هم هست باید شکسته بشه. شاید اینکه گفتن ما 110 هزار هئیت علمی نیاز داریم، جدای از عرضه کم، به خاطر انحصاری باشه که اجازه وزود نمیده البته بازم نمیدنم که انحصاری هست یا نه.
پاسخ:
من با توجه به جمله اول که:
  • ما چیزی در حدود ۳۰۰۰ هزار پایان‌نامه و ۳۰ هزار رساله دکتری در سال انجام می‌دهیم و هیچ نظام‌مندی برای این‌ها در نظر نگرفته‌ایم.

گفتم منم دیگه فیش نذارم :)
نکته مهمش اینه که اگه پژوهشکده مثل دانشگاه شریف بشه، خارجی ها رو غنی تر میکنه
فقط باید مواظب این بود دیگه بقیه ش مشکلی نیست :)
پاسخ:
یه فکرایی به ذهنم رسیده
میخوام پژوهشکده رو بکنم نشریه اینترنتی
تغییر کاربری بدم :)

اگه خوب پیش رفتیم بعدا پژوهشکده اش میکنیم. نظرته؟
همین که خودتون رضایت از عملکرتون داشته باشین، یعنی نصف راه رو با سرعت دو رفتین!

پاسخ:
مرسی👌
+
الان از پست اینو برداشت کردین؟
به نظرم اومد که بعد از یه دوره شوخی پنداشتن زندگی و یه دوره جبرگرایی، سال ۹۷ رو با وجود سختی، با رضایت نسبی گذروندین...

برداشتم اشتباه بود؟

پاسخ:
نظری ندارم|چون ریا میشه|؛ فقط می‌خواستم ببینم از کجاش اینو برداشت کردین و ممنون که گفتین :)
ما که شما رو نمی‌شناسیم که بخواد ریا بشه!

به معارف الهیه دست پیدا کردین؟! :)

پاسخ:
همون نمیشناسی که از این فکرای خوب درباره ما میکنی :)
ان‌شاءالله که این فکر ما یقینی باشه... :)

پاسخ:
ان‌شاءالله که این فکر شما یقینی بشه... :)
چی پرسیدید؟ سوالای شخصی؟

برای کدوم امام زمان یار جمع میکرد؟
پاسخ:
نه، همینکه چرا با این سنش (چند تا فرزند داشت) اومده وبلاگ بزنه و چرا اینقدر ابراز احساساتش مثل دخترای دبیرستانیه و اینا | دیدم اصلا سرو ته پستش رو نمی فهمم (یه بخشش عاشقانه بود یه بخشش از متن دعاها می آورد تهش هم آهنگ میذاشت:)

فکر میکرد اینجا شبکه اجتماعیه اومده بود یار جمع کنه :) بعد از دو هفته یه پست گذاشت که یا مولا اینجا کسی اهل باطن نبود& پایان ماموریت :|)) وبشم حذف کرده متاسفانه که نشونتون بدم
چه خوب و کاربردی
مخصوصا اون دید جدیدتون به زندگی و موهبت بودنش
ان شاءالله سال های پیش رو واستون پر بار باشه مثل ۹۷
پاسخ:
دعای قشنگی کردین | ممنون و همچنین برای خودتون سالی پر از رضایت خاطر
دوستی ها ثمره اعتماد است حتی همین مجازیش دقیقا توی مجازی چون اعتماد خیلی سخته اگر اعتمادی شکل گرفت و دوستی شکل گرفت باید نگهش داشت پست جالبی بود دوست دارم بنویسم چون نود و هفت برای من خیلی عجیب بود از پیاده روی اربعین تا .......
پاسخ:
هوم باید حرمتش رو نگه داشت.

+بنویسید با کمال میل خواهیم خواند
۲۳ فروردين ۹۸ ، ۱۸:۱۰ قاسم صفایی نژاد
همه آموخته‌ها را نمی‌شود انتشار داد. برخی شخصی است و برخی بدرد عموم مردم نمی‌خورد و تضییع وقت‌شان می‌شود دانستن آنها.
آنقدر کم آموخته‌ام در ۹۷ که در چند جمله خلاصه می‌شود.
پاسخ:
آره واقعا...
+ منم سعی کردم به درد بخور بنویسم توی پست
:)
ابراز احساسات دخترای دبیرستانی چه جوریه؟! 

طفلک یعنی اگر یه زنی بچه داشته باشه نباید هیچ ارتباطی با کسی بگیره؟ :)

از کجا میدونید به خاطر حرفای شما رفته؟ چیزی گفت؟
پاسخ:
مطمئن نیستم فقط گفت چرا اینقدر سوال می پرسید :) منم گفتم دیگه نمی پرسم:|
+ و فرداش پستی که گفتم رو گذاشت و حذف کرد

+ از من می پرسید؟ من که دبیرستانی نیستم
+ آخه ارتباط بلد نبود بنده خدا :) از سر جبر اومده بود گویا...
+گفتم اسم روی مدل ابراز احساساتش میذارید لابد معنیشو میدونید. چون من نمیدونم. نزدیک بیست سال پبش دبیرستان میرفتم دبیرستانای الان با اون موقع خیلی فرق دارن... :)
+رفته دیگه...اگر بلد نبود رفته. 
ما اینجا بلاگریم. با هم حرف میزنیم. درسته مجاز آباد یه نمودی از فضای حقیقیه ولی اصل نیست. نباید درش غرق شد. نباید اندازه فضای حقیقی ازش انتظار داشت. نباید با همون عمق احساس خرجش کرد. هرچند آدما اینجا حقیقی هستن. اینجا غصه و ها و شادی ها و همه چیز هرچند حقیقی اما فرعه. اصل نیست.

اینجا یه فضایی برای تبادل اطلاعاته. هر آدمی توش محترمه. ولی وابستگی و دنبال یار برای امام زمان گشتن...نمیدونم چی باید بگم...
در هر صورت فکرشو نکنید. رفتنی میره. ربطی به کسی نداره.

واقعا خدا هدایتمون کنه!
پاسخ:
منم منظورم دبیرستانای همون 20 سال پیشه :)

+هوم تبادل اطلاعات خوبه ولی
تبادل جهل و موهومات و امور غیرقطعی و تاکید بر پذیرفتنش خوب نیست. این خانمه هم یه جوگیر بود که دکترا هم داشت اتفاقا :| خودش گفته بود
+ یاد یه خاطره ای افتادم. یه دختری بود توی دبیرستان ما. عید اون سال یه سفر با دوستاش،با موتور، رفت شمال. عید اون سال محرم بود. این دختره بنده خدا تصادف کرد مرد. بعد یکی از دوستاش که خیلی ناراحت بود. وقتی داشت گریه میکرد، گفت من میدونم اون تو محرم مرده، شهید حساب میشه. من اون موقع مذهبی هم نبودم. ولی به این حرف اون خنده م گرفت آروم خندیدما ولی اون دید... یَک دعوایی راه افتاد. نزدیک بود کتکم بزنه.
 گفتید ابراز احساسات دبیرستانی اونم مال بیست سال پیش یاد این خاطره افتادم. فکر کنم من کلا از دبیرستانای بیست سال پیشم چیزی نمیدونم. 

+ راستش نمیتونم صریح به کسی انگ بزنم. چون نگاه میکنم میبینم همون طور که خیلی چیزا رو همون بیست سال پیش موهوم میدونستم اما الان قبولشون دارم، ممکنه چیزایی هم باشه که الان موهوم بدونم، اما بعد ها قبولش داشته باشم. پس چیزی که بهش کاملا احاطه ندارم رو نمیتونم درش ورود کنم. 
به ما توی آمار میگفتن فرض صفر همیشه وجود داره. یعنی همیشه ممکنه این چیزی که الان اثبات شده رد بشه. 
الان واقعا به این رسیدم. 

دکترا داشت؟ خودش گفت؟ منم سوربن درس خوندم. کی به کیه؟ گفتم اینجا مجاز آباده. نمیشه روش خیلی حساب باز کرد.
پاسخ:
آره یکی از خواننده های وبش پرسیده بود رشته اش چیه گفته بود دکترای ادبیات (یا علوم قرآنی) دارم. یادم نیست دقیق :) شما دکترای چی دارین؟
من؟! 
دکترا؟!

پاسخ:
آره دیگه
یادتون نیست؟ سوربن! :)
بیدار شدم نرسید به فارغ التحصیلیش. 
پاسخ:
بیدار شدن خیلی خوبه گاهی
بهتر از این بود که خواب می موندین و از این مدرکها میگرفتین...


توی دانشگاه خدا مدرک بگیریم ان شاءالله! 

پاسخ:
کدوم شعبه اش؟
سلام :)
علیکم السلام
صبح بخیر
پاسخ:
صبحتون بخیر خانم دکتر :)
دکترا توی دانشگاه خدا منظورتونه؟!
پاسخ:
هوم‎‌آری
چه لطف دارید به من که منو این همه بزرگ دیدید!
معلوم نیست. شاید این یکی رو هنوز خواب میبینم. 
مدرکا یه روز دیگه داده میشه...هنوز اون روز نرسیده...
پاسخ:
هوم شما واقعا بزرگوار هستید.
مشکل از نگاه من نیست :)
خدا رو شکرکه بهم آبرو داده! 
حتی اگه فقط پیش یه نفر باشه...
حتی اگه فقط مجازی باشه...

پاسخ:
بله ولی کاش دوطرفه بود و شما هم ما رو قبول داشتین :|
اولین کامنتم توی همین پست رو دوباره بخونید.
پاسخ:
خوندم+ معلوم شد همش الکی بود :)
نه الکی نبود.
پاسخ:
مرسی از نظر لطفتون
کارجالبی به نظر میاد 😌
پاسخ:
تست کنید :)
سال97 رو میخواستم هرچه زودتر تموم شه و برسم به 98،کنکورو بدم و راحت شم ازین آزمونه مسخره!
خیلی چیزها یاد گرفتم و با آدما جدیدی که باورهای مختلفی داشتند آشنا شدم و ازشون یادگرفتم...
پاسخ:
انشالله که موفق باشین توی کنکور :)

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می‌کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.


🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
فیشنگار:

25آبانماه 1398: اولین برف پاییزی که ننشست

آخرین نظرات
تصاویر زیباسازی نایت اسکین