فیشــــــنگار

مسواک لوک خوش شانس

سه شنبه, ۷ خرداد ۱۳۹۸، ۰۲:۳۶ ب.ظ
شما را دعوت می کنم کامنتهای من در پست پایین را بخوانید.

لوک خوش‌شانس

 
 
پ.ن: مسواک فعلی شما چه رنگیه ؟ مال من بنفش

روزانه نویسی

من دوتا مسواک دارم یکی آبی یکی هم سبزه :)
چرا دو تا؟
چهار تا مسواک دارم برای چهارتا مکان متفاوت
یکی زادگاه پدری 
یکی محل فعلی زندگی
یکی خوابگاه
یکی هم خونه یکی از دوستان صمیمیم که تقریبا اکثرا به جای خوابگاه میرم اونجا
یکی هم توی کولم هست سیار
ولی رنگ هیچ کدوم رو یادم نیست
مسواک توی خونه رو همیشه جامسواکی رو میبرم وسط اتاق یکی مسواکا رو نشون میدم صاحباش مشخص بشه هر کدوم موند معلومه برا منه چون هیچ وقت رنگ مسواکم یادم نمیمونه 
بقیه مسواکا چون تکه مشکلی ندارم 
آیه هایی که توی نظر پست گفته بودید عاااالی بود عالییی

عجب زندگی مهاجرانه ای!
خونه دوستان:)) :)

+ لازمه از یکی از دوستان بیانی تشکر کنم به خاطر پیدا کردن آدرس آیه هایی که بهشون اشاره کرده بودم.
مال من سبزه...
قبل از خواب بزن
مفیده برا دندونات :)
برا من نارنجی و سفیده
شما پس با رنگ فمنیستیها دهان خود را :)
برادر منم تو تصوراتش خدا رو یه آدم بزرگ تصور میکنه که همه ی آدمارو باهم جا به جا میکنه،و ماشینارو تکون میده:|


مسواک من قرمزه :)))
دقیقا هم رنگ و هم طرح با مسواک برادرم:|
تصورش طبیعیه | چون خدا بزرگتر است  از ...

+ برادرتم پرسپولیسه؟
من مسواک نمیزنم
بهترین کاره :)
والا ما این چند روز پدر دندونامون در اومد
دهنمونم...
دیتای مسواک دنبال‌کننده‌هاتونم دارید جمع می‌کنید؟ :/
نه این بار میخوام اطلاعات بدم :)
انقدر که پستهاتون انرژی میبرن، الان نمیتونم فکر کنم که این یه سوال ساده باشه :/
مثلا چرا به کلمه ی "فعلی"اشاره کردید ؟!!
یا مثلا چرا باید رنگ مسواک و وبتون سِت باشه؟! :|   : )

نهایت برداشت سیاسی که میشه از حرفم کرد اینه که الان من بخوبی ملت ایران رو درک میکنم چون مسواکم بنفشه!

+ خیلی ادبیاتت آشناست! 🤔
عجیبه که هدف اصلی پست چیز دیگه ای بود ولی همه حواس ها به رنگ مسواک جلب شد. (شاید هدف اصلی همین بوده؟؟؟)

کامنتتون رو خوندم تصور صحیحی از خدای اسلام ارائه دادین ولی اولین بار بود که با خدای دردمند آشنا می‌شدم خیلی برام جالب و هیجان انگیز بود. مخصوصاً خدای رقیق شده.

مسواک من هم بنفشه فکر کنم پنج سالی هست که دارمش :|
کلا ما حواشی رو بیشتر از اصل مطلب دوست داریم.
+هوم دوست داشتم کامنتم رو با نگاه خودهاتون بررسی کنید

++ پنج سال؟ خاطره خاصی داری ازش؟ 3 سالش مونده پس :)))))
زرده...
جدیدا سوالای عجیب غریب میکنی؛ آثار چیه!؟
شاید آثار طولانی شدن صف های نونوایی قبل از افطار
تو هم برو نظرات ما رو بخون...
میدونی توی فلسفه درد رو چجوری تعریف میکنن؟
میگنن هر چیزی که وقتی ازش رها میشیم لذت می بریم درده
هر چیزی که وقتی ازش رها میشیم لذت می بریم درده
فکر کنم آبی؟ یادم نیست چه رنگیه
چرا آبی ؟ تاثیری داره توی بهداشت دهان و دندان؟
چرا رنگ مسواک؟
چون بنفشه :)
تازه یه سوال دیگه هم ذهنمو مشغول کرده و میخوام توی یه پست بپرسم: اینکه آیا عمه های شماها هم دورتو دوس دارن؟🤔
سلام
من در طول روز سه بار از سه رنگ مسواک استفاده میکنم. قرمز، سرمه ای، آبی روشن

بنفش خوشگله
این سوالا تو این صفحه یه کم عجیبه هااااا
چیش عجیبه؟
سلام :)
باورت میشه ... صورتی :|
خخخخخخ :) شد الان
اصلا نظرات زیر لوک خوش شانس رو که میخونم میگم واقعا دنیا به فلاسفه نیاز داره ؟ یعنی باید یه عده بشینن این بحثای بی سر و ته رو بکنن ؟ من علمی تو این زمینه ها ندارما فقط نظرم رو میگم.
 مسواک فعلیه بنده آبی میباشد ! از این ارزونا
مهم خمیردندونه
محقق ها هم به این رسیدن که خمیردندان هر چی ارزون تر باشه سالم تره
اسپم.
نارنجی.
جدن؟
چیه مگه؟  رنگ به این روحبخشی!
سبز
با سبز دهنتو مسواک میزنی؟
از خوندن پستش حس بدی بهم دست داد، اینکه خدا رقیق میشه یا کش میاد!
سبحان الله عما یصفون
حتی اگه ذوقی هم باشه، ظن جالبی نیست

مسواکم زرده، مال آقامونم آبیه، مال علی هم سبزه با کله ی فیل!
رنگش به کارتون میاد؟
هی میگم نرید از این رمانای علمی تخیلی بخونید واسه اینه که این تصورات واستون ساخته میشه :)

+ مسواک قبلی منم زرد بود. آره میخوام بدم یه روانشناس براساس رنگ مسواک بررسی تون کنه
بنفش؟ رنگ بانوچه : )
رنگ صورتش؟!
خمیردندون فعلی شما چیه؟ :))
نمیگم چون تبلیغ میشه
یادمم نیست :)
چه تعریف خوبی!
مشتاق شدم برم فلسفه بخونم! ^_^
ولی مگه همیشه کلمات قلمبه سولومبه نیست!؟
فلسفه به درد عاشقا نمیخوره 🙂
فیلسوفا عاشق نمیشن!؟
کم پیش میاد ولی اصل عشق همینه که فیلسوفی عاشق بشه
نه با مسواک سبز:)
خب اون کامنت رو هم بخون
مرزهای وبلاگ نویسی رو با این پست جابجا کردی
:) جدی میگی؟ یا
خب من دو تا دارم یکی آبی یکی سبز🙄
من یه دونه دارم 🙄
من از بچگی همزمان دوتا مسواک میخرم. یکی تو کیفمه که یهو جایی رفتم پیشم باشه. کرم مرطوب کننده دست هم دوتا دارم همیشه. 
فکر کنید ساعت یک بامداده منم جایی مهمونم و میخوام بخوابم، مسواکم هم همراهم نیست، مطمئن باشید شده باشه برم داروخونه شبانه روزی میرم که مسواک بخرم. 
احتمالا اگه داروخونه بسته باشه از مسواک بچه های میزبان استفاده میکنی؟ 🤒
مسواک من قبلا آبی بود...
بعد سبز شد
به لطف خدا بعدی قهوه ای می شه☻

:|
کدوم کامنت
همین که توی پست بهش اشاره شده
جوابی که برای "خدای دردمند" دادید عالی بود....
گاهی آدما از حرص یا هرچی ، بدون اینکه زحمتی به خودشون بدن ، از خدا توقع دارن که به خواستشون برسونتشون و همه ی بار رو از رو دوش خودشون برمیدارن..و اگه نرسیدن ، همه ی کاسه کوزه ها رو سر خدا میشکنن و میگن خدا نگاهم نمیکنه و خدا برای ما نیست و فلان...
+ادبیاتم از چه لحاظ آشناست؟!
ممنون. زیبا خوندید:)

من گفتم آشناست؟ :)
من که دیتا نمیدم به هر حال، مشکوکه همه چی :))
یادم باشه شماهم پرسیدی من چیزی نگم
اه اه :|
احتمالا نمیخوابم تا صبح شه :))
نمیشه که
ما خانوادگی پرسپولیسی هستیم
چه خانواده ی روشنفکری! :)
آهااان! تفاوتا اینجا معلوم میشه! من واضحا چیزی نمی‌پرسم، غیرمستقیم دیتا جمع می‌کنم! :دی
پس کلا باید قطع دنبال بزنه هر کس میخواد اطلاعات نده
تنها دلیلم برای انتخاب رنگ میتونه این باشه که با مسواک بقیه قاطی نشه! نمیدونستم چیزای دیگه هم مهمه براش
میتونه مهم باشه 😏
من رنگ بنفش خیلی دوست دارم 
قالب منم بنفشه
قالب وبتون خوشگله

دچار فیشنگار: خدای ما زمانی لذت می برد که ما به یک کمالی برسیم یا کاری برای به کمال رسیدن اجتماع بکنیم.

 

 

و همچنین زمانی ناراحت میشه که ما بنده ها دچار رذالت و پستی هایی مثل ظلم و تجاوز کردن میشیم.

 

 

 

این رو هم اضافه کنم که خدای شرقی ها در سخت ترین شرایط (در کنار آنها هست)مانند آن لحظه ای که مادر موسی مجبور است سبد حاوی نوزاد خودش رو به جریان آب بسپاره! (قصص: هفت)

 

 

 

یا آنجا که موسی در کمال ناباوری به صورت غیرعمد مرتکب قتل می شود و خداوند در میان قوم گمراه فرعون یکی از مومنان مخفی خود را رو می کند و موسی را نجات می دهد. (قصص: بیست)

 

 

 

هم چنین انسان شرقی در وجد برانگیز ترین لحظات خداوند را در کنار خود احساس می کند آنگاه که موسی در اوج آوارگی و بی پناهی به چشمه ی شهر شعیب می رسد و در آن اتفاق به پناهی امن و شغل و همسر می رسد و در چنین شرایط ارامشی می گوید خدایا هر چه خوبی در حق من بکنی من به تو محتاج تر می شوم. (قصص: بیست و چهار)

 

 

 

یا رزمنده ای که در اوج هیجان پیروزی و فتح فریاد می زند که ما خط را نشکستیم؛ خدا شکست.

 

 

خدای دردمند و جورکش مال آنهایی است که به موسی گفتند تو با خدایت بروید و بجنگید وقتی شهر را آزاد کردید ما را خبر کنید. (مائده: بیست و چهار)

 

 

وقتی جواب کامنتم رو دیدم شرایط پاسخگویی نداشتم به خاطر همین ذهنم مشغول شد به حرفت و یه چیزایی نوشتم J گفتم به خودتم بگم شاید مفید باشه واست.

 

 +این لینک جمله ی آخرش منبعه :)

 http://yon.ir/2RLuk


سوداد: خدای شرقی؟ :) منظورت خدای اسلام است. جامعه‌ی شرق بیشتر از یک دین دارد :)

تصور من از ناراحتی خدا (وقتی میگم خدا منظورم خدای یگانه، خدای اسلام است) upset بودنش، عصبانی بودنش و در غضب بودنش است. در تصور من خدا از کار بد بنده‌ها ناراحت میشود ولی نه اینطور که غصه بخورد. ناراحت میشود و توفان نازل میکند :)

ایه‌هایی که نوشتی قشنگ بودند. ایمانی که بنده‌هایی که در اوج شادی خدا را کنار خود حس می‌کنند زیبا است. و باز تاکید می‌کنم مختص انسان "شرقی" نیست. ایمان جغرافیا نمیشناسد.

خیلی کامنت خوبی بود :) کیف کردم :)

 برگرفته شده از egregious.blog.ir

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی