فیشــــــنگار

نوشتن از دیروز

شنبه, ۱۱ خرداد ۱۳۹۸، ۱۱:۴۴ ق.ظ

دیروز تا یک جایی با ماشین میشد رفت. یعنی من از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران پیاده رفتم و برگشتم. مسیر زیادی بود ولی ازدحام جمعیت به گونه ای بود که نمی‌شد بنشینی و خسته بشی. یعنی ضایع بود که پیرمردهای چروکیده و مُنَکِس اینجوری بَشاش در مسیر باشند و شانه بلندی چون من قیافه اش «ناله»! تازه بعد از نمازجمعه که جمعیت متفرق شد  و می‌خواستم برگردم سراغ ماشینم متوجه شدم که چقدر راه طولانی ای طی شده.

 

توی صفوف نمازجمعه با یکی از رفقای دانشگاه مشغول پرس و جو از حال و روز دوستان مشترک بودیم که یک شیخ بلند قامتی از مقابل ما گذشت. در واقع استاد فلسفه غربمون بود توی همون دانشگاه و من میخواستم دوستم رو اسکل کنم گفتم: عه این حاج آقا هم توی دانشگاه خودمون بود! استاد این حرف من رو شنید و برگشت سمت صدا و ما رو بغل کرد و ماچ و بوسه! (حواسم به بالا رفتن درجه اسکل شدگی دوستم هم بود) لازم به ذکره ایشون محبوبترین استاد دوره لیسناسم بود. دستی به دو طرف صورتم کشید و با اشاره به سفید نشدن ریش ها گفت ماشالله قالی کرمون. منم توی دلم گفتم کرمونی که شمایی بعدشم دو سه تا از ریشهام که سفیده شده. راستی با آقای دوربینی هم سلفی گرفتم!

 

آقای دوربینی :)
درود بر شما
هوم :)
آقای دوربینی که خودش با همه عکس میگیره :))

ببین ما چقدر بی کلاس بودیم که رفتیم با اون گرفتیم :)
آخر عاقبت دوستتون چی شد؟ :)
هیچی دیگه
متوجه شد که استاد دانشگاهمون بوده 🙂
بعد که رفت گفت دیگه اینجوریشو ندیده بودیم!
رابطه ی خاص شاگرد و استادیمون رو میگفت
فلسفه وحقوق  دانشگاه تهران رفت به آرزوهای برآورده نشده من پیوست یعنی همه شرایط برای برآورده شدنش  بود   ولی امان از تقدیر که جور دیگه ای رقم خورده بود
هنوز هم حسرت حقوق و فلسفه رو دارم
به نظرم استعداد حقوق رو داری :)
منم شاید یه کم برم بخشهایی از حقوق رو بخونم
ان شاالله امتحان جامع رو بدم میرم سراغ حقوق پیام نور بخونم برای ترم بهمن ان شاالله خیلی وقته که توی فکر حقوق خوندن هستم
بزن و وکیل شو :)
احتمال دیدن یکی از رفقای هم دانشگاهی در صفوف نماز جمعه در حد صفر و ایناس.
تازه یکی از سال پایینی ها رو هم توی مسیر دیدم :)
اصلا یکی از فلسفه های راهپیمایی همین تجدید دیدارهاست!
تکبیر
تکبیر :))
ما هم ذوالنور رو دیدیم
قم؟
شما تو کدوم دانشگاه فلسفه خوندین؟
یکی از دانشگاه های تهران
فیش‌های وبلاگتون هم مثل قالی کرمونه، باید بیشتر لگد بخوره تا بهتر بشه.
خخخخ تازه انگیزه لگدهای شما رو دارم میفهمم پس :)
ماهم دلمون برا هرکی تنگ بشه تو راهپیمایی میبینیمش:))
حتی گاهی بعد ده سال
خدایی خیلی حال آدم عوض میشه
ایشالله اربعینم میخوام امسال برم راهپیمایی :)
خدا از شما قبول کنه ان‌شاءالله...

قبول کرد :)

بعضی از اونایی که مغزشون کار میکنه، بدنشون یه کم ضعیفه!

البته ربطی به مغزشون نداره، چون در طول سال کار نمی کنند.

خب؟

واضح بود!

با من بودی؟
آقای دوربینی کیه؟
حسینی بای آیا؟!
بذارم سلفیش رو ؟
اول خصوصی نشون بدین ببینم منکراتی نباشه -_-
توی اینستام هست 😎
ماشالله قالی کرمون!!!! :))

از فواید همسر خوبه :|
ما هر چی ایستادیم که جماعت بره تو بریم نماز فایده نداشت
گشتیم دنبال درهای دیگه توی کوچه های اطراف اما یه خونه‌ای درش باز بود فیلم اکران می کرد همونجا فردا خوندیم :)
تهران؟
خوش به حالتون. مشهور شدید!
خخخ با دوربینی؟
مطلب خودتون رو بخونید. واضح بود.

خوندم :|
سلام علیکم
دوربینی که عکس می‌گرفتی همه عمر
دیدی که چگونه فیشنگار دوربینی گرفت
خخخخخ :)

اونی که توی همه ی دوبینها خودشو فرو میکرد
دیدی که چگونه در لنز خودم فرویش کردم؟

سلام
معلومه خیلی وقته راهپیمایی نرفته بودید که این طوری شبیه سرزمین عجایب تعریفش می‌کنید😏
خیلی هم پستم قشنگ بود :|
اقای دوربینی کیه.
دقیقا ایشونه

Image result for ‫اقای دوربینی کیه.‬‎
با این فرمون که شما پیش میرفتین، یکم ادامه میدادین منم میدیدین، منتهی چندصدکیلومتر اینورتر تو خونه امون :)
تو راهپیمایی واسه روحیاتت خوب نیست گویا :)
بخاطر کامنتت توی پست تد میگم :|
خب خدا رو شکر همچین همسری دارین....
یعنی مستر اچ شقیقه هاش سفید هم داره من همسر خوبی نبودم براش؟ :پی
ممنون| شک نکن :)
انتظار داشتم خیلی پیش تر روحیاتم رو میشناختین :)
یادش بخیر قبلنا که بحث فیش ها برام جالبتر بود یه عالمه اختلاف نظر داشتیم. :))
اختلاف نظر که بد نیست
سوسول بازی بده :)
موافقم :))
حالا بگو مرگ اسرائیل کودک کش :))
و به زورگیرنده ی خانه های مظلومین
مرگ بر صهیونیست های کودک کش و همه سیساتمداران کثیف. 
مخصوصا اون وزیری که... :))
هوم؟
اونو قوه قضاییه خودش رسیدگی میکنه. :)
خفن تر از اون وزیر تو کشور داریم جناب دچار، مستحضرین که :)
من منظورم اون نبود :) منظورم وزیر بهداشت بود
آهان😂😂 
نه خب در حد مرگ نه :)
:)
ای بابااااااا....دستتون درد نکنه دیگه!!!!!
:)))) منظورم اینه که توی جلوگیری از سفید شدن بقیه اش تاثیر داری
مشخصا منظورتون همونه!!!! :))
دیگه خودت حواست باشه که نقش مهمی در جوون موندنش داری
سلام دوست من
خیلی قشنگ می نویسی
منم می خوام شروع به نوشتن کنم
اگر تمایل داشتی در قسمت لینک دوستان تبادل کنیم
باریکلا
بهتون افتخار می کنم
بالاخره به جلگه اینستا بازها پیوستین؟ : )
به لحن نقی معمولی: خِیییییر :)
اها.اینشکلیه.
خب چرا همه دوربینی رو میشناسن :|

+ چون دوربینیه دیگه
تو چرا نمیشناسیش؟
اخه نمیدونم :| ن خداوکیلی کین ایشون؟! یه ادم روزه دارو تو بد مخمصه ایی انداختین.
همه میشناسنش
از اولین نفری که از کنارت رد شد بپرس تا بهت بگه:)
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی