فیشــــــنگار

ماهیا از کجا می‌فهمیدن شنبه است؟

دوشنبه, ۲۷ خرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۵۱ ق.ظ

اى پیامبر، از بنى اسرائیل درباره مردم آن شهرى که در ساحل دریا بود بپرس، که ماهیانش روز شنبه که  صید حرام بود آشکارا به ساحل مى آمدند و در غیر آن روز که صید ماهى براى آنان مجاز بود نمى آمدند. اعراف 163

 

#قرآن

 

پست مرتبط: تلفظ صحیح چهارمین روز هفته

قرآن

سلام
داستان جالبیه... و اینکه امتحانای بنی اسراییل در عین سادگی، خیلی خاص بوده...
جالبترش اینه که مثل ما تو اکثرشم با دوز و کلک می خواستن به گمان خودشون سر خدا کلاه بزارن!!!
جالبه که کلمه‌ى «سَبت»، به معناى قطع و تعطیل کردن کار است و براى استراحت و آرامش از آن به تعطیلى تعبیر مى‌شود.

بنابراین «یوم السَبت» یعنى روز تعطیل که، روز شنبه بود
و «یَوْمَ لا یَسْبِتُونَ» یعنى روزى که تعطیل نمى‌کردند.

سلام :) ما دست بنی اسرائیل رو از پشت بستیم
چهدجالب دیروز داشتم همین ایه رو میخوندم داشتم به این فکر میکردم خیلی وقتا ماها هم توی همین شرایط هستیم از یه چیزی منع میشیم و دقیقا رو به رومون قرار میگیره


به نظرتون ماهی خودش تشخیص میداده امروز شنبست؟

به نظر من که این یه امر طبیعیه
حیوانات چون حافظه ندارن در حال زندگی میکنن

دیدین توی خونه های شهرستان یا خونه های ویلایی وقتی دو سه روز آدم مسافرت باشه وقتی برمیگرده چقدر حشرات و پرنده و گنجشک تجمع کرده توی حیاط و اطراف خونه؟

چون حیوان میاد می بینه بویی از دشمن نیست میگه اطراق می کنیم :)
یا اتراق میکنن؟ ماهیا هم همینن وقتی بنی بشر دست به قبضه ی قلاب نیست خیالش راحته
جالب بود، معنی لغویش رو نمی دونستم... 

حالا معنی جمعه رو هم میخوای بگم؟
بفرمایید... چون اینم نمی دونم
نکنه به عبادت مربوطه؟
ببخشیدا فکر کنم بار اوله که دارم سربه سرتون میذارم
ولی معنی جمعه رو منم نمیدونم :))
سلام

چرا نظام آفرینش باید جوری طراحی شده باشه که هرچی ازش منع شدیم، به راحتی در دسترس باشه؟
آیا به این دلیل که رنج بیشتری بکشیم برای دوری ازشون؟
چون چیزهایی که ازش منع شدیم شاید یک هزارمِ چیزهایی باشه که ازش منع نشدیم و در اختیار ماست
ولی ما باز چشممنون پیِ اون یک هزارم ممنوعه است.

اینو بگو چرا؟ :) سلام
خب ذات آدمی اینگونه طراحی شده، از زمان بهشت و آدم و هوا و سیب
هرچی ازش منع بشی میری دنبالش

مطابق این آیه، مردم یک هفتم روزها منع بودن
ولی همون یک هفتم، ماهیها جلوی چشمشون بودن
ولی شش روز حلال، باید با زحمت میرفتن دنبال ماهی
اینجاست که میگن دنیا دار تزاحمه :)
یعنی اگه یه ماهی بیاد سمت من و بغلی
فقط یکیمون میتونه شکارش کنه

بغلی🙄
همونطور که خودتون هم گفتید وقتی بساط صید رو پهن میکردن خب ماهیا میترسیدن میرفتن 
از طرفی توی یکی از  تفاسیر اشاره شده بود که فعلی که استفاده شده اینطور القا میکنه که به اراده خدا این اومدن و نیومدن اتفاق میفتاده 
داشتم به تفسیری رو میخوندم گفته بود در جامعه اون موقعدر آن شهر، سه فرقه شدند: قومى مباشر این فعل، جمعى ساکته، و گروهى ناهیه.

الان چقد زیاد داریم از این امتحانا و این سه فرقه . خدا چجوریه که فیتیله عذابش رو کشیده پایین؟
همه ی امور به اراده اوست.

+ سه فرقه شدن هم طبیعیه...بر اساس ایمان انسانهاست
تو که باید بهتر بدونی😊
دلفین که ماهی نیست!
:)
باعث خیر شدین.
یه سرچ کوچولو داشتم اما حرف مفیدی نیافتم... 


:))  جمعه به نظرمیرسه معنیش روز جمع شدن باشه
مثلا: جمع شدن در مسجد جامعه برای نمازجمعه :)
آیه 7 سوره آل عمران :)
یعنی بریم از اونا بپرسیم که شنیده ها رو دیدن؟


@نا دم 
شاید این لینک به دردتون بخوره
داشتم فکر میکردم که اگر شنبه یعنی روز تعطیل
پس یک  شنبه یعنی یک روز پس از روز تعطیل
والخ

اون پرسش و پاسخه باحال بود :)
در کامنت قبلی، هرچند "حوّا" منظورم بود، ولی "هوا" هم بی معنا نیست :)
پس خودت به عنوان یک زن اعتراف کردی که جفتش دوتا نیست :)
@De Sire احسنت به شما
عمو به منم بگین احسنت 😕
@De Sire عزیز، ممنون
مطلب خوبی بود...
دزیره@ خانم تشکر کردن :)

خلاصه یافته هاتون رو بگید برامون
الان ایه گفته برو از اونایی بپرس که شنیده هارو دیدن؟
از خودتون بپرسید که با چه انگیزه ای ما رو ارجاع دادین به این آیه؟ :) هوم؟
فیش که ماهیه...
هوم :) من یادم نمیاد چجوری
باید شنبه بپرسی
سلام

ماهیا میدیدن صیادا تو ساحل نیستن و شلوغ پلوغ نیست راحت میومدن دم ساحل روزای شنبه

وگرنه باد صبا روشون نصب نبوده که بتونن تاریخ و روز و اینارو تشخیص بدن :)))
:))) بپا می ذاشتن احتمالا
یاد سریال راتاتویی افتادم(که بی ربط به بنی اسرائیل هم نیست گویا)
فضول کار ماهیا هستی؟
تو قرآن هم دنبال دلفیناش میگرده داغان
:)))) شیوه چشمت فریب جنگ داشت
حرف حسابت چیه؟
شما اون ایه رو بخون
درخصوص شبهاته
این که اصل مطلب رو ول میکنید می چسبید به فرعیات و ...
چیزهای غیر ضروری

اولین چیزی که وجود داره باید بپرسی از خودت کلیت و کلا قران رو قبول داری یا نه
اگه قبول داری اینطور سوالب پرسیدن ها میشه همون ایه 7
یا میشه مسخره کردن

اگه قبول نداری که هیچی
اونجا هرچیم بنویسی میشه یه چیزی بهش گفت و چسبوند
اونم با ذهن و فکر محدود منه نوعی
اجازه بده مثل خودت جدی جواب بدم.هوم؟

یک: اینی که ما مطرح کردیم شبهه نیست.
دو: اصل اندیشه کردن و کشف معقولیت حیرت انگیز متون دینی هست که ما دنبالشیم.
سه: توی کامنت ها و حتی پاسخ کامنتها چیزی مبنی بر این وجود داره که شما فکر کنی ما این قضیه رو قبول نداریم؟
چهار: اگه کامنت ها رو دنبال کنید محتواهای مهمتری از حرف من نصیبتون میشه. پستهای من بنوعی بهانه است که جمع نخبگان شروع کنند به حرف زدن.

دعوا شد!خوبه حالا؟ :))
این یک مسئله شخصیه که ماهی بخواد شنبه بیاد بیرون یا نیاد
به همین توله ماهی هایی که داری قانع باش
ماهیا مگه آخر هفته دارن حاج آقا؟
می دونید گاهی شما رو یه مطلبی تمرکز دارین، بعد مرتب میبینید اشاره هایی در موردش بهتون میرسه....
مثلا موضوع نیاز به اجتماعِ قلوب برای رخ دادن ظهور رو در نظر بگیرین... کلمه ی اجتماع!
بعد اینکه اسلام یک دینیه که فردگرایی رو کنار میزنه و تلاش برای ایجاد جامعه ی سالم داره و حتی به نظرم تکامل و آرامش انسان در همین مسیر بدست میاد، یعنی جامعه که به مسیر درست بیافته انسان ها بصورت فردی هم منفعت میبرن...
اون وقت موضوع جمعه رو هم بزاریم کنارش، به معنای جمع شدن و عبادت جمعی ... روزی که شما کار و زندگی فردیت رو تعطیل می کنی!

تو ذهن من این بازل همچنان در حال ساخته...
عالیه همینجوری که هی میچینید پازل رو کامنتاتون رو ادامه بدین

+ نگاه اجتماعی اسلام رو قشنگ ربط دادین :)
یعنی انقدر تند خوندیش؟
وسط نامه اداری زطدن برات نوشتن متنش جدی شد
ولی تند نبود

به نظر شخصی من
اون موضوعی که برای اون ایه نوشتی بیشتر جنبه تمسخر داره و یا قبول نکردن موضوع
درخصوص بحث و گفت و گو نیست
منم درباره کامت ها ننوشتم درباره پست و عنوان پست نوشتم
:)

بیا موهاتو بکشم :D
باشه؟
حالا یه چیزی بگم بخندیم که معلوم نشه من مو ندارم :)
یه بار داشتم نامه اداری مهم مینوشتم بعد انتهای جمله اینو  :) زدم!!!

خودم حیران شده بودم از این حجم قاطی کردن :))
تو ماهیاتو مث حیوون بزرگ میکنی که سر از تاریخ و تقویم و هفته در نمیارن
چجوری بزرگشون کنم؟
:))))
خاطره خوبی بود

من گاهی روی کاغذ که مینویسم و اشتباه میشه و پاک میکنم
بعد میفهمم اشتباه پاک کردم دنبال CTRL+Z میگردم بزنم اونی که نوشته بودم برگرده
:D
مصائب یک بلاگر کارمند :))
حالا جالبه توی سیستم وقتی شطرنج بازی میکنی اگه کنترل زد بزنی حرکتت برمیگرده :))))
یکی از دلایلی که خدا اینقدر از بنی اسراییل تو قرآن حرف زده همین شباهت امت پیامبر به بنی اسرائیله.

ماهیا هم آزار دارنا!
امسال من دقت کردم
خیلی خیلی زیاد درباره بنی اسرائیل آیه هست!! عجیبه
+ماهیای بدبخت :)))
ماهی ها با فاصله زمانی مشخصی میامدن بیرون
که مطابق میشده با روز شنبه
نه بابا بقیه روزها هم بودن که شکارشون میکردن
ولی مثل اینکه شنبه ها حتی شکلک هم در می آوردن واسه مردم :)
سلام :)
یکی از داستان های جالب قرآنه ...
حیوانات بطور غریزی خطر رو درک و احساس میکنن .
گفتی غریزه یاد این رمان رهش افتادم :)سلام
این که خوبه. اون روایتی که می‌گه گوسالهٔ سامری رو خود سامری ساخت ولی صدایی که ازش میومد کار خدا بود، خیلی جالبه:)
همچین چیزی نگفته :)
عه معتبر نیست روایتش؟ اگه باشه جالبه به هرحال:)
چیش جالبه؟ :)
سطوح و اشکال امتحانات خدا.
حالا واقعا معتبر نیست؟ می‌دونید اینو دقیقا؟
شما مطمئنید که معتبره؟
نه من اطمینانی ندارم. به هرحال روایت‌شناس نیستم. ولی با اون پس‌زمینه‌ای که از امتحانات و نحوه امتحان گرفتن خدا دارم، بعید نبود چنین چیزی.
بعدم چون از بیش‌تر از یه نفر شنیدم / خوندم  فکر می‌کردم درسته.
برا چی وقتی اطمینان نداری میای میگی؟
مگه ذهن ما دیوار مهربانیه؟؟؟؟ :)
داری کفر میگی فکر کردی خیلی با حالی؟
دیگه نمیگم :|
یک «بما کانوا یفسقون» هم ته آیه هست که ترجمه‌شو توی پست نیاوردی. یعنی اول مردم فسق و فجور می‌کردن و بعدش به سبب اون گناها این‌جوری آزمایش می‌شدن، آیا؟ علت آزمایش، گناه بوده؟
بحث ما درباره ایام هفته بود
شاید به خاطر همین بقیه آیه آورده نشد.

فسق یعنی زیرآبی رفتن در قبال قانون و احکام؟
مگه خودش نگفته همه چیز، تسبیح من رو به جا میارن! و مگه تسبیح از شعور نیست؟!
پس چطور ماهی‌ها نمی‌فهمیدن؟!

تسبیح همه چیز،احتمالا از روی آگاهی نسبت به عظمت و قدسیت ذات باری است
نه آگاهی نسبت به شنبه یک شنبه.هوم؟
به این دلیل ساده که آدمای مطلع معمولا این‌جا رو می‌خونن و معمولا اگر کسی اشتباه بگه، اشتباهش رو اصلاح می‌کنن.
منم احتمال می‌دادم درست باشه (و هنوزم مطمئن نیستم نباشه)

براتون نظر نمی‌ذارم دیگه که ذهنتون اذیت نشه.
آهان پس باید منتظر باشیم تا بیایند و ببینند و تایید کنند؟

انصافا دیوار مهربانی رو لذت بردین؟ :)))
نظر بنده اینه که شعورِ به تمامه و همه‌ی زوایا میده!
زمانه و اوقات هم بخشی از ذاتشه نه جدا وگرنه نمی‌گفت «ان الله هو الدهر»

هوم ممکنه...
درباره شعور حیوانات اگه تامل کنیم حیران میشیم
اقای فیش نگار (:  چیزی میخاستم بگم که همین الان جانش رو با دکمه ی دیلیت گرفتم. ولی بیخیال.یک روز حتما میگم.

خب. توی قران اعضا و جوارح انسان روز قیامت میگمن خدایی مارا به زبان اورد که هرچیزی را به زبان می اورد. به این دقت کنید. وقتی کسی میخواد حرف بزنه اول چه میکنه؟کم کم در حد و اندازه ی یه مورچه نطق میکنه. فکر میکنه. حالا شاید بگین نه!خیلیا فکر نمیکنن و حرف میزنن. منم  اینو میدونم. ولی بلاخره فکر کردن به اینکه "جمله بندی رو بسازم" هم بلاخره چیه؟ فکره.

وقتی خدا اعضا و جوارج رو دو سه تا مرحله از"فهمیدن"هم بالاتر اورده و به"حرف زدن" وا داشتشون قطعا اینکه به ماهی بگه جریان چیه چیز خاصی نیست براش.

سعی کردم که خوب بگمش.
خیلی خوب گفتیش :))
مورچه هم وقتی لشکر حضرت سلیمان رو میبینه به نیروهای خودش میگه برید کنار له نشید!

اون جمله سازی که کردی و بولدش کردم عالی بود :))
من دوست داشتم قبل جنگ جهانی در فرانسه متولد میشدم. فیش مربوط به اون دوره رو داشته باشین استقبال میکنم. :)
جنگ جهانی اول؟ :)
باشه میرم میخونم فیششم میارم خدمتتون
جنگ جهانی دوم :)
مرسی.
یعنی بین دو جنگ؟
بیچاره ها فکر میکردن روز تعطیلی کسی کاری نداره با ماهیا :/
نمیدونستن که بنی آدم اعضای یک پیکرند :)
بدیهی است که میشه بین دو تا جنگ :)
جنگ جهانی اول: 1914 تا 1918
جنگ جهانی دوم: 1939 تا 1945
تولد فانتزی من: 1919 
البته میشد حین جنگ جهانی اول هم متولد شم مثلا 1916 :)

نقطه تاریخی شروع استندآپ رو پیدا کردید :)
بحث شعور حیوانات شد یاد یه چیزی افتادم مورچه وقتی لشکر سلیمان رو میبینه میگه برید کنار اینا لایشعرون هستند تقریبا همون بی شعور هستند میشه 😄😄😄
حالا ما اینقد ادعامون میشه حیوانات در مچردمون چی فکر میکنند خدا میدونه 
تو هفت روز یک روزش مد میشد بعد جزر رخ میداد درواقع جزر و مد بود.مد ماهی تو جوی اینا میریخت جزر برشون میگردوند.
چه جالب :) از خودت میگی؟
خیر علی بن ابراهیم میگفت:واما قوله (وقطعناهم اثنتی عشرة أسباطا أمما) ای میزناهم به (وسئلهم عن القریة التی کانت حاضرة البحر إذ یعدون فی السبت إذ تأتیهم حیتانهم یوم سبتهم شرعا ویوم لا یسبتون لا تأتیهم) فإنها قریة کانت لبنی إسرائیل قریبا من البحر، وکان الماء یجری علیها فی المد والجزر فیدخل أنهارهم وزروعهم، ویخرج السمک من البحر حتى یبلغ آخر زرعهم، وقد کان الله قد حرم علیهم الصید یوم السبت وکانوا یضعون الشباک فی الأنهار لیلة الأحد یصیدون بها السمک وکان السمک یخرج یوم السبت ویوم الأحد لا یخرج 
هوم یادم اومدم بابام میگفت اینا توی مزارعشون چال میکندن که ماهیا توش بیفتن بعد روز یکشنبه برن بگیرن
ظل حضرتشون مستدام باد!والد مکرمتون رو بپرسین بهتون میگن حرف این مهتاب هم مویدات رواییش کم نیس.هرچند پیشتر و اکنون کلا موافق نظر ندادن ایشون هستم.
مویدات روایی داره پس؟
شنیدم ازش یه صدایی میومده و اون یارو هم گفته یبار خاک جای پای یه فرشته که اومده بود پیش حضرت موسی رو برداشتم و باهاش این گوساله رو درست کردم. اینا رو شنیدم :)

چرا نظر نده بنده خدا؟!
کلا این"اثر الرسول"و این قسمت چندان مفهوم نیس و باید بذاریم امام(ع)بیان توجیهمون کنن.
با نظراتشون حال نمیکنم که چرایی اصلی ماجراس.اخلاقشون هم خوب نیس هرچند چندان برام مهم نیس.ذهن شما رو هم اذیت میکنن.
آدم با مطالعه ای به نظر میرسه

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی