فیشــــــنگار

الفِ اُمید

سه شنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۴۵ ق.ظ
بعد از اسباب‌کشی که سر حوصله داشتم کتاب‌ها را داخل قفسه می‌چیدم چشمم به کتاب «بایدها و نبایدها» اثر شهید دکتر بهشتی افتاد. همسر توی دبیرستانش(سمپاد) خریده، دارم مطالعه می‌کنم؛ فضاش جالبه: بحث امر به معروف از دیدگاه قرآن.
 
 
⛩ معرفی کتاب در گودریدز

بانوی من روزانه نویسی شهید بهشتی معرفی کتاب

چرا به سمپاد اشاره شد؟!
مثلا #پز دادن 🙂
الف امید چیه؟ 🤔
گنگ بود یا من خنگ بودم؟😣
کتاب روو کامل بخونی شاید
متوجه منظورم بشی :)

تقصیر ذهن شما نیست
خب بازم الحمدلله 😥😅
وبتون بزودی معروف میشه :)
اصطلاحه😅   یادم نیست توی کدوم فیلم یا سریال اینو می گفت😅

حالا چطور مگر؟ 
نیدونم :)
اینم اصطلاحه
نیدونم و که لیلون تو برره میگفت 😂

هوم :)
یه تنه دارم کامنت دونی رو میترکونم 😂
همین یه وبلاگو داری؟
ماهم نمونه دولتی بودیم
#فقط محض پز دادن

قبول باشه :)
جواب چطور مگر دوم رو نمیدی؟ 🤔
نه دیگه
قشنگ معلومه آخه :)
اگع برای منم معلوم بود که نمی پرسیدم 😶
اگه با بله و خیر جواب میدادی مشخص میشد که نداری :)
باهوش😏
ولی چطور مگر جواب نبود سوال بود 🙄 چطوری فهمیدی ؟ منظورم این بود🙄
ما اینیم دیگه 💊 💉 🌡
با یه نگاه به وبلاگ میتونیم بفهمیم طرف کیه و قبلا کی بوده 😎
خب ما فهمیدیم خانمتون سمپادی هستن.
پست بعدی لطفا!
خوب شد گفتی
برم فیش بنگارم ازش
کی عم  و    کی بودم؟ 
نمیدونم 🤔
مگه نگفتی میفهمی کی عم و کی بودم؟
تو ذلیخا نیستی؟ :)
میدونید بدون استثنا همه وقتی این پست رو میخونند بیش از نام کتاب به اسم سمپاد توجه میکنند شما با کلمه سمپاد بحث اصلی رو به حاشیه بردید عین دولت روحانی
حاشیه چشه مگه؟ :)  رای هم میاره 🤔 🙃
حالا محض پز دادن بگم من تو مدرسه عادی درس خوندم چون مامانم اعتقاد داره آدم اگه خودش از دورنش مایه چیزی شدن داشته باشه نیازی نیست حتما همه شرایط براش فراهم باشه شدم بهترین رتبه منطقه از دوستان غیر انتفاعی و و نمونه ایم جلو زدم کلا هم هیچ وقت نه برا هیچ کنکوری درس خوندم نه کلاس شرکت کردم :)))))))
قانع شدیم که شما هوشت خوب بوده ولی حالا این کتابو نخوندین؟ :) یا کتابی از شهید دکتر بهشتی
این دفه رفتم دانشگاه کتاب "بایدها و نبایدها" بود برمیدارم بخونم.
بردار :) احتمال میدم خوشت بیاد
نه چون مدرسمون سمپاد نبود نداشت از این کتابا که بخریم بخونیم کلا از شهید بهشتی چیزی نخوندم تا حالا 
ولی کتاب حرکت استاد صفائی حایری عالیه
:))) منم از دکتر بهشتی چیز مکتوبی نخونده بودم تا الان.
اگه برسم اینو بخونم خوبه
امید داشتن باور به نتیجهٔ مثبت اتفاق‌ها یا شرایط، در زندگی است
هوم درسته
«همسر توی دبیرستانش (سمپاد) خریده.»
الان من به اینکه همسرتون سمپادی هستن حسرت خوردم!
:(
الان باید بگم نوش جان؟
 :)
چرا اینقد حاشیه ایین اقای فیش نگار(: 
به خدا این توئیتایی که میزنین... استخفرلله
درمورد چی حرف میزنه کتاب؟
رشته همسرتون چیه؟
و اینکههه اون پستی ک گفتم ذهن خوانی منظورم خود ذهن خوانی نبود.همون گسترش اندیشه ایی ک ما از طرف مقابلمون توی ذهنمون ایجاد میکنیم برای شناخت بهترش،منظورم بود.یه سری جاها جواب میده.

چون مطلب سنگینه نمیشه بدون حاشیه گفتش :))
من از این پست شما این درس رو گرفتم که اگه میخواهیم یه چیزی خیلی مورد توجه قرار بگیره توی اصل متن نگیم بلکه به صورت حاشیه ای بگیم مردم حاشیه رو بیشتر از اصل دوست دارن حاشیه هیجانش بیشتر از اصله میدونید دونستن این نکته باعث میشه چقدر مسایل سیاسی و اجتماعی اطرافمون رو بیشتر درک کنیم
ممنون که از من تعریف میکنید:)
دونستن این نکته باعث میشه چقدر مسایل سیاسی و اجتماعی اطرافمون رو بیشتر درک کنی:
کدوم مسائل مثلا؟ 
خیلی مطلب سنگینیه.واقعا اعجاب انگیزه که چطور ممکنه بیان چنین چیزی رو ساپورت کنه(:
هوم فعلا توی پیشنویس نگهش داشتم :)
نه دیگه دلمو شکستید :(
حالا سمپاد چرا نرفتی شما؟
تعریف کنید ببینیم چی بوده قضیه؟
 :)
من از شما تعریف نکردم اگه دقت کرده باشید :))) من یه تحلیل انجام دادم از نوع برخورد افراد نسبت به قضایای اطرافشون 
باید ببینم آیا توی مجازی اینجوریه یا توی واقعیتم این شکلی هست و دیگه اینکه این خصوصیت مردم کشور ماست یا خصوصیت همه جای دنیا 
کلا حاشیه دوست داریم دقت کنید زمان انتخابات یا زمانی که قراره یه اتفاق مهمی بیفته حواشی خیلی زرد داغ میشند وقتی اخبار رو بررسی میکنید میبینی هیچ اثری از خبر اصلی نیست ولی یه سری خبرهای دست چندم که هیچ اهمیتی نداره داره روش بحث میشه و همه دارند تحلیلش میکنند
بازم ممنون که از من تعریف نکردید :))
بله متوجهم اتفاقا مردم ما هم بحث درباره فیلتر تلگرام رو بیشتر دوس دارن تا مثلا درباره بیکاری :) یا آلودگی هوا یا وضعیت رشد جمعیت و اینها که دردهای مهمتریه
من از شما تعریف نکردم اگه دقت کرده باشید :))) من یه تحلیل انجام دادم از نوع برخورد افراد نسبت به قضایای اطرافشون 
باید ببینم آیا توی مجازی اینجوریه یا توی واقعیتم این شکلی هست و دیگه اینکه این خصوصیت مردم کشور ماست یا خصوصیت همه جای دنیا 
کلا حاشیه دوست داریم دقت کنید زمان انتخابات یا زمانی که قراره یه اتفاق مهمی بیفته حواشی خیلی زرد داغ میشند وقتی اخبار رو بررسی میکنید میبینی هیچ اثری از خبر اصلی نیست ولی یه سری خبرهای دست چندم که هیچ اهمیتی نداره داره روش بحث میشه و همه دارند تحلیلش میکنند
قضیه چیزی نبوده. مزاح بود.
از واکنش‎های این مدلی واسه خودم خسته شدم.
و خستگی و ناراحتیم اینجا و این شکلی بروز داده شد!

+ احتمالا چون وبم رو دنبال نمی‎کنید متوجه منظورم نمیشید :)
شما بذاریدش به پای ناراحتی زیاد و ببخشید.

عه!؟ اگه تا الان دنبال نکردم لیاقت نداشتم :) دعا کنید واسم

هوم حس کردم داری کامنتای دیگرانو مسخره میکنی :|

 از سعه صدر شما تشکر میکنم  اینم یه تعریف 
ممنونم از دعای خوبتون 🤠
نه میدونم واسه اینکه نظراتم بسته‎ست دنبال نمی‎کنید. گفته بودید :)

کامنتای دیگران ذیل این پست نه، اما کامنتای خیلی‎ها واسه خودم رو شاید. البته مسخره نمی‎کنم، کنایه میزنم. بلکه میخوام یه ذره از زاویه دید اونا نگاه کنم و ببینم چطوری فکر میکنن که اینطوری میشه.
اومدم دیدم وبتون رو :) معضل رمز هم اضاف شده! خدا بد نده؟

آره علاوه بر قطع دنبال کردن وبهای بدون کامنت
شروع کردم اونایی که توی بحثها هم فعال نیستن رو دارم قطع دنبال میزنم :)

اینم یه مدل از مردم آزاریه🙉
ازین ضایه تر نمیشد پز بدین؟:))

حسود حسود :)
سلام
خوب یه کوچولو ازش می گفتین... موضوعش چیه؟ سبک نوشتنش چیه؟ یا یه بخش از کتاب.
من خیلی سخت بسندم در مورد نثر و موضوعات کتاب! بیخودی نرم بگیرم نخونم!
فعلا دارم میخونمش :) سلام
توی پیجی که لینکشو گذاشتم کامل معرفی شده کتاب
خدایا کمکم کن آقا دچار منو قطع دنبال نکنه:/
هم گزینه ی پست نظر بسته رو دارم،هم مشارکت غیر فعال تو بحثا:دی
الهی آمین :|
بعضی وقتا بعضی جمله ها دل خسته ی آدم رو زنده میکنن
اون جمله ها از جنس نورن

:))
زندگیه دیگه. سختی‌ داره دردسر داره. همینام آدمو وادار به اینکارا می‌کنه.
تو پست ثابت علتش مشخصه.

من حرفی ندارم که مشارکت نمی‌کنم. 
گاهی هم دیر میرسم و بحث تموم شده.
نمیدونم چرا نمیفهمم کسی رو که تصمیم میگیره از طریق نوشتن زندگی متاهلیش به بقیه حرفای خوب بزنه
تهش هم مثل تو اینجوری بهشون فشار میاد :) رمز دار ننویس شامپوتو عوض کن :))


منم نمیتونم بفهمم چرا کسی از ترس این نگاه‌ها و واکنش‌ها نباید هیچوقت بتونه از زندگی متاهلیش بنویسه؟ اونم نه از زندگی متاهلیش، از دوران خواستگاری تا عقدش (واضحه که اون زندگی متاهلی محسوب نمیشه!) اونم با کلی ملاحظه و حذف داستان و.. خب چرا یکم ظرفیتمون رو بالا نبریم؟ من قبلا کل مسئولیت رو حواله میدادم به نویسنده و میگفتم اون موظفه رعایت کنه و خوب بنویسه. حالا می‌بینم نه، انقد اینو گفتیم یه عده فکر کردن خودشون دیگه هیچ وظیفه‌ای ندارن. من اگه حساسیت زیادی دارم و سعی می‌کنم مطلب حسرت‌برانگیزی ننویسم انتظار یکم درک و منطقم دارم. یکی بود اومده بود میگفت شما همین واژه یار که میگید برای من حسرت‌زاست!! اینو دیگه چیکارش کنم من؟ آدم نمی‌تونه تا هرجا که بقیه میخوان کوتاه بیاد که!
اینم بگم من اگه یه کامنت این شکلی دریافت کردم، کنارش چندین برابر کامنت تشکر و قدردانی هم گرفتم که گفتن براشون مفید بوده و خیلی استفاده کردن. بالاخره خواستگاری و ازدواج هم فرهنگ خودشو داره، تا کی ننویسیم و کسی یاد نگیره از ترس اینکه الان یکی حسرت می‌خوره؟
دلم پره‌ها!
هوم خیلی :)))
دیگه همه دور هم داریم زندگی میکنیم؛ وقتی میگه حسرت میخورم باید درکش کنیم.
میگما خوب شد من این جمله رو گفتما وگرنه این همه حرفاتون میموند :))
نگاه کردم‌اون لینک رو، اما خوشم نیومد... شاید سبک خود کتاب بهتر باشه!
باشه پس چنتا فیش ازش میذارم چشم 🐞
تازه کجاشو دیدین؛ منتظرم سلسله پست‌هام که تموم شد یه پست بذارم و مفصـــــل یه بار برای همیشه این قضیه رو حل کنم و هم خودمو راحت کنم هم بقیه رو. آخه شما ندیدید واکنش‌ها رو که. مرتبه اولم نیست. هرکدومم از حرفشون یه منظوری دارن که هر واکنشی نشون بدی اون یکی دلخور میشه‌.
نه بابا من توی اون یکی وبم نمیدونم شما عضوش بودین یا نه؟ یه همچین صحبتی کردم درباره مثلا اینکه زن و شوهری دست به دست هم توی خیابون قدم بزنن (این مضمونش بود) آقا یَک بحثی شکل گرفت که نگو! هیچکی هم قانع نمیشد!  به هیچ تفاهمی هم نرسیدیم :)

آهان نه وب من نبود من کامنت داده بودم زیر یه پست
سلام

یادِ چالش صندلی داغ بخیر...! :)))



+ آخرین مشارکتم کِی بوده؟ :)

آمار وب من این شکلی شده که تقریبا هر دو هفته یک قطع دنبال! خوبه شما شفاف سازی میکنید.
شما هم در شُرفی :) سلام
خب منم قبول دارم یه زن و شوهر بهتره دست به دست هم تو خیابون راه نرن. اگه تو رعایت کردن باشه من خودمو براش خفه کردم! چه تو دنیای حقیقی چه مجازی. جزء به جزءش رو ان‎شااءاللـه تو همون پست مفصله میگم. ولی کم کم دارم حس میکنم مردم وظیفه خودشونو دارن فراموش میکنن. آخه مگه فقط ازدواجه؟ تو زندگی هرکس ممکنه هزار و یک مورد دیگه پیش بیاد که برای هزارتا آدم دیگه حسرت‎برانگیزه حتی برای خود من. اون شخص هرچقدم وظیفه داشته باشه مخفیش کنه تا یه حدی میتونه. مسئله اینه که یه طرف قضیه وظیفه خودشو فراموش کرده.
موافقم با حرفت ولی تلاشت بی فایدس :)
خب من سوادم قد نمیده به مطالب شما 🙈
شما که از اول بودی
یکی از چیزهایی که من دوس دارم خواننده ها انجام بدن اینه که فیشهای مرتبط با پست روز رو یادشون بیاد و مطرحش کنن زیر پست :) یعنی میشه همچین خواننده هایی ظهور کنن؟ 🙏
فهمیدیم همسرتون سمپادی بودن:دی
منم بودم :/
ای درد :)
ای یاتاقان
لامصبا یعنی این پست هیچ چیزه دیگه ای واسه اظهار نظر نداشت؟ :|
با همتونم :))))

میدونم یه چیز دیگه است یاتاقان نیست|خب همون :)
گیرم همسر شما بود سمپادی؟
:)

در اشاره به جوابی که به دزیره دادین باید بگم خودتون پست رو بردین به حاشیه!

عارفه من فقط خواستم رعایت امانت رو کرده باشم !
این نشون نمیده که خودمم سمپادی بودم؟ :)
حالا بذارید من تلاشمو بکنم :|
فوقش نتیجه هم نداد کاری که فکر میکردم درسته رو انجام دادم.
خودمم یکم سبک شدم.
بقیه‎ش دیگه با خودشون.
باشه من موافقت خودمو اعلام میکنم با ادامه کارتون :))
ممنون حتما میخونمش
بنظرم نهی از منکر خیلی سخته و خیلی جاها ، نشدنیه...

+یادش بخیر منم سمپادی بودم..البته بیشتر واسمون سمپاش بود تا سمپاد : (
یعنی شما هم داری این کتابو؟ :)

قابل توجه بعضیا که خارج رفتن باید بگم این کتاب دقیقا در مخالفت با امربمعروفه تا تاییدش :)
خیر!
خب واقعا نبودمم :)
ما توی مدرسه ای درس خوندیم که یکی از همکلاسیای من به جرم قتل اعدام شد :| البته دو سه سال بعد از دبیرستان مرتکب شد
نه متاسفانه ندارم...ما مدرسمون بیشتر درجهت سمپاشی عمل میکرد...

با امر به معروف مخالفه یا با نهی از منکر؟
با جفتش :) بحث جالبی است
این نشون می ده که از لحاظ جرم شناسی جای خطرناکی درس می خوندین.
:|
هوم شدیدن
اگه مشارکت کنید هم خوشحال میشیم:دی
مگه بازن کامنتا؟
یکی از دید گاه های جرم شناسی بر تاثیر محیط در مجرم شدن افراد تاکید داره.
یعنی منم میتونم مرتکب شم؟ اوف :)
برا اون پست باز میشن ان‎شاءاللـه.
فکر کنم معلومه دارم تو ذهنم خط و نشون میکشم!
نوشتی لینکشو بفرست :)
از الان موندم موافقت کنم یا نظر خودمو بنویسم 😰😴🤔
کتابش به درد این زمان میخوره؟

نکته جدید چی داره؟
شدیدن به درد الان میخوره :)
با خودم میگفتم حیف که این همه مدت همچین اندیشه ای بایکوت شد و تهش داریم میرسیم به همین

سعی میکنم نکته هاشو فیش کنم
بذارید من از اونچه بهم گذشته بنویسم، اونوقت شما نظر خودتون رو بدید.
زیاد طولانی نباشه خواهشا :)
میان تیتر هم خوبه بذارید
چراوقتی گفتی سمپاد یاد منافقین افتادم
اون سمپاته
یعنی هوادار :)
سازمان دو مدل نیرو داشت یا عضو یا سمپات
مجید دلبند کی بودی تو؟
علم هم دو بخشه
یا عالم میشی یا سمپادی :))
:)))
سلامتی دولتیا :ا
:) سلامتی کنکوری های این روزا
چنتا کتاب ازشون(ره)خوندم.
چندوقت پیش دو سه سال قبل از این چنتا کتاب جدید هم از ایشون در اومد.کلا عجیبیم.تعداد آهنگای مرتضی پاشایی هم پس از درگذشت بیش از زمان حیات دارن میشن.
پاشایی رو خوب اومدی 😕
می خریمش 
میخونیمش
ممنون بابت معرفی کتاب 
سلامت باشید
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی