فیشــــــنگار

عقلانیت اصفهانی و چرخ های بهشتی

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۵۵ ق.ظ

یادداشتی اختصاصی از دکتر ابراهیم فیاض (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)

1. شهید بهشتی اهل اصفهان است. گویا هر کس فلسفه خوانده، به نوعی از اصفهان گذر کرده است؛ از بوعلی سینا گرفته تا سهروردی و... شهید بهشتی در «محله لنبان» زندگی می‌کرد که هنوز هم از محله‌های مهم و اساسی اصفهان محسوب می‌شود. از این رو می‌توان گفت که او خاستگاهی فلسفی دارد. او از عقلانیت اصفهانی شروع می‌کند و به علم کلام می‌رسد.

دکتر بهشتی در تمام آثارش، چارچوب‌های کلامی تشیع در جهان جدید را دنبال می‌کند. «علم کلام» علم ارتباطی دین است. دین در مواجهه با جهان ذهنی و عینی بشر یک چارچوب ارتباطی دارد و آن علم کلام است. شهید بهشتی از فلسفه به علم کلام و از آن به فقه رسید. فلسفه‌ای که ایشان به آن باور دارد، عرفان فلسفی شده ملاصدرا نیست بلکه او به شدت به دنبال چارچوب‌های کلان فلسفی جهان است به همین دلیل دنبال یادگیری زبان‌های مختلف می‌رود؛ از انگلیسی و آلمانی گرفته تا زبان عربی و تا حدی هم فرانسه.

2. وقتی شهید بهشتی به آلمان می‌رود، باز دغدغه «کلام میان فرهنگی» را دارد و سعی می‌کند در آنجا هم «کلام میان فرهنگی» را ایجاد کند. همچون امام موسی صدر که در لبنان دغدغه ایجاد «فقه میان فرهنگی» داشت، آیت‌الله بهشتی می‌کوشید تجلی کلام ادیان مختلف را در فلسفه‌هایشان بجوید و سپس بررسی کند که آیا می‌توان طرح تأسیسی برای کلام اسلامی ایجاد کرد یا خیر؟

زمانی که به ایران بازمی‌گردد طرح «شناخت اسلام» را می‌نویسد و سعی می‌کند یک مبنای کلامی برای اسلام بنویسد و با همکاری شهید باهنر، کتاب‌های دینی دوره شاه را می‌نویسند و اینچنین می‌کوشد تا یک علم تأسیسی دینی بنا کند. از اینجا به بعد تحول دینی شروع می‌شود.

با وارد کردن کلام میان فرهنگی در عرصه جامعه به شدت صعه صدر ایشان هم بالا رفت و نسبت به اندیشه‌های چپ، مجاهدین خلق، نهضت آزادی، جنبش مسلمانان مبارز و... گشودگی و سعه صدر بالایی پیدا کرد و اگر آیت‌الله بهشتی می‌بود شاید بسیاری از تندروی‌های بعد از انقلاب اتفاق نمی‌افتاد و هیچ جنگی بین سوسیالیسم و اسلام شکل نمی‌گرفت.

 

3. شهید بهشتی همچنین کوشید قانون اساسی را که بر اساس اصول سکولاریسم و لائیسیسم فرانسه نوشته شده بود، بازنویسی کند و بر اساس کلام میان فرهنگی، فقه میان فرهنگی را هم تأسیس نماید. پروژه فکری شهید بهشتی این بود که از کلام به سوی فقه حرکت کند و فقه را از حالت تقلیلی و اصغر به فقه اکبر بدل نماید، اما متاسفانه پروژه فکری او ناتمام ماند.

4. از وارثان فکری شهید بهشتی متأسفانه امروز از هیچ کسی بطور مشخص نمی‌توان نام برد. البته افرادی همچون رئیس دولت اصلاحات و تا حدی هم محمد مجتهد شبستری را می‌توان در زمره وارثان فکری او قلمداد کرد. واقعیت این است که شهید بهشتی در روزگار ما وارثان چندانی ندارد. علت آن هم نوآوری بسیار بالای او و ظرفیت وجودی خاص‌اش بود؛ او ذکاوت و هوشیاری منحصر به فردی داشت. زمانی که در آلمان اقامت داشت شبانه روز متن‌های اصیل و مرجع را به زبان اصلی می‌خواند و ترجمه می‌کرد. او جلوتر از زمان خودش بود. از این رو، بهشتی را نه تنها می‌توان متفکر معاصر ما دانست بلکه به درستی باید متفکر آینده جامعه ما قلمداد کرد، او پروژه‌ای ناتمام است.

5. در منظومه فکری شهید بهشتی بخش «کلام میان فرهنگی» بسیار می‌تواند برای برون رفت ما از مسائل و مشکلات امروزمان راه‌گشا باشد. از این رو باید اندیشه او را سرمشق قرار دهیم تا بتوانیم در عمل هم همچون او گام برداریم. ما امروز در حوزه علمیه، کلام اقتصادی، سیاسی و میان فرهنگی نداریم. برای مثال در چارچوب کلام اسلام و تشیع، رابطه عدالت و آزادی، زندگی روزمره و... تبیین نشده است. بهشتی می‌توانست در مورد همه اینها بحث کند و همه اینها را به فقه ببرد. فقه امروز ما تقلیلی است؛ تقلیل‌یافته به موارد طهارت‌ها و نجاست‌ها است. اگر چارچوب‌های فکری و تئوریک اندیشه شهید بهشتی برای نسل امروز بیشتر روشن شود، تعاملات میان فرهنگی بین ما و اهل سنت و مسیحیت و یهودیت حل می‌شود. اما متأسفانه اندیشه و منش فکری آیت‌الله بهشتی به حاشیه رانده شده است.

6. واقعیت این است که وقتی انقطاع در اندیشه یک متفکر اتفاق می‌افتد که توسط جامعه‌اش درک نشود. جامعه ما در آن دوره بهشتی را نمی‌فهمید. کاری که آیت‌الله بهشتی کرد حتی روشنفکران هم نتوانستند در بعد اسلام‌شناختی و غرب‌شناختی انجام دهند. بهشتی سعی می‌کرد غرب را خیلی عمیق بفهمد. به همین دلیل آلمانی، فرانسه، انگلیسی و عربی را به شدت می‌خواند و متون اصیل آنان را ترجمه می‌کرد.

درک و بسط اندیشه‌های ایشان چندان مسأله امروز حوزه و دانشگاه ما نیست و متأسفانه حوزه ما امروز با اندیشه‌های ایشان بسیار فاصله دارد و علت آن حاکمیت جریان فکری علامه طباطبایی، شهید مطهری و آیت‌الله مصباح  است که طی آن به شدت اندیشه‌های آیت‌الله شهید بهشتی از حوزه فاصله گرفت. واقعیت این است که حتی دانشگاه هم از اندیشه‌های ایشان فاصله گرفت و غربزده شد.

7. برای حل مسائل امروز و آینده جامعه‌مان باید به سمت اندیشه‌های شهید بهشتی برگردیم. چون تنها کسی که توانسته از دل حوزه‌های علمیه قم با فلسفه و کلام اسلامی به سمت فلسفه و کلام غربی برود و آن را در عمق خود درک و در جامعه به شکل «حقوق»، «قانون» و «فقه» بازتولید کند؛ بی‌شک تنها آیت‌الله شهید بهشتی است. او در این زمینه‌ها منحصر به فرد است. او متفکری کنشگر بود که ضمن نقش‌آفرینی در عرصه اندیشه‌ورزی، به سیاست و حقوق هم ورود کرد و فقط در گویش نماند و به کنش هم پرداخت.

 

خاطراتی دیگر از شهید بهشتی| لینک

ابراهیم فیاض اندیشه سیاسی تاریخ معاصر شهید بهشتی

سلام

کاش این پروژه ناتمام ادامه پیدا میکرد...
هر چند با سرعت کم...
همینکه به سرعت اشاره میکنی یعنی اصل مطلب رو گرفتی :))
بقول بعضیا داریم هزینه عملگرایی ها رو میدیم
سلام
راستش نبسندیدم این مطلب رو... ظاهرش خوبه، اما ...
در ضمن که این بزرگ کردن شهید بهشتی بعد از این همه سال یه کم مشکوکه!
به قول یه بزرگی، امام مرده رو برستیدن هنر نیست، چون شما اون مدلی که می خوای تفسیرش می کنی!

+ایشون سمت و سوش به کدوم جناحه؟!
سمت و سوی خاص خودش رو داره فیاض :)) نمیدونم

حالا با خود شهید بهشتی کاری ندارم ولی اگه اندیشه سیاسی ش برای وضع موجود راه‌گشا باشه به نظرتون ایرادی داره بهش پرداخته بشه؟ 

سلام
ببینید مثلا شهید بهشتی می خواستند که قوانین بصورت زیر بنایی بر اساس اسلام نوشته بشه، اما متاسفانه بخاطر شرایط اون زمان و نیاز به قانون قرار شد مدتی قوانین با اسلام تطبیق داده بشه و اگر ظاهرش!!! خلاف اسلام نبود همون اجرا بشه....
تا سر فرصت به نظر شهید عمل کنند.
به نظر شما این افراد تن میدن به این موضوع؟ یعنی میبذیرند که قوانین کاملا اسلامی نوشته بشه؟
نومن ببعض نکفر ببعض... این بی فایدست!
صورت جلسه مجلس موسسان قانون اساسی موجوده خوشبختانه
شما این مطلب رو از کجا میگی ؟
+ یعنی شما میگید اسلام واقعی برای مردم جذابیت نداره؟ شهید بهشتی در کتاب امر به معروف و نهی از منکر در قرآن دقیقا میگه اگر اسلام واقعی پیاده بشه همه مردم دنیا به سمتش جذب میشن
خیلی دوست دارم یکی از وارثان فکری اش باشم هرچند پنهان...
العلما ورثه الانبیا :)
از فیلمی که تو همایش دیدم از بحث شهید بهشتی با بقیه سر نوشتن قانون...
مگه مردم قانون گذارند؟ امثال این حامعه شناس و افکار منتقدی که تازگی روی بعضی، فقط بعضی صحبت های شهید موج سواری می کنند رو عرض کردم...
دقیقا مشکل اینه که اینا فقط بعضی قسمت های اسلام رو می پذیرند، نه همه اش رو...‌ که نتیجه اش شده همین بلبشوی کنونی! شهید معتقدن باید کلا قوانین رو از متن اسلام بنویسیم، قوانین باید بر اساس فقه اسلامی باشه، نه اینکه قانون غربی رو بگیریم یه شکل ظاهری اسلامی بهش بدیم.
این که یه جورایی نظر آقای جوادی و آقای مصباح هست در بحث تولید علم از اساس. نمیدونم آقای بهشتی هم نظر دقیق شون چیه

من فقط همون یه کتاب رو از تفکر شهید بهشتی خوندم🙈
کل اسلام هم خودش مسئله‌ی مهمی است وقتی می گویند فقه و اصول حوزه مال چهارصد سال پیشه :)
بسم الله
ابراهیم فیاض کسی هست که معتقده تفکر ملاصدرا یه جریان انحرافی در سیستم حکومتی ما بوده و این دقیقا یعنی امام رو به عنوان رهبر این جامعه که اتفاقا خودشون یک متفکر صدرایی هستن لیدر جریان انحرافی ببینی .حصرت آقا هم معتقدند که امام چکیده تفکر حکمت متعالیه هستند .
ایشون با اینکه سواد فلسفی انچنانی ندارند خیلی جسورانه فلاسفه تفکر صدرایی زمان حاضر از جمله آقای مصباح و اقای جوادی آملی و بسیار واضع علامه طباطبایی رو پیرو تفکر ضد اسلام صدرا میدونن و خودشون قایل بر این هستن که علامه طباطبایی و امام از این تفکر عدول کردن در صورتی که امام به گفته استاد اصغر زاده حتی تو نامه و دعوت گورباچف هم از این تفکر پیروی کردند . 
هم فکر دونستن شهید بهشتی با رییس اصلاحات و محمد مجتهدی و دور بودن این تفکر از آقای مصباح و علامه طباطبایی هم شاید سند مظلومیت ادامه داره شهید بهشتی هست که افرادی از این جنس مورد بررسی و دفاع ناشایست قرار میدن . 
البته که تفکر الهی شهید بهشی چیزی بود که اگر محقق میشد و واقعا واحسرتا از فقدان ایشون ، به روشنی روز افرادی از این طیف فکری باهاشون به مخالفت بلند میشدن . چرا که اون قوانینی اسلامی با این نگاه کاملا یک حکومت خلفایی بحساب میومد .

قسمت اول حرفت رو ایشون زده که تفکر صدرایی و اندیشه ضد علم مکتب تفکیک و شیخیه دو لبه ی یک قیچی هستند که مدنیت اسلام را نابود کردند

و پیامدهای ضد اجتماعی و صوفی مسلکانه  و بی قیدی زیادی داشته اند.
یه نمونه از لاقیدی همین بهاییت هست که از دل شیخیه شکل گرفته

ایشون انقلاب امام رو به صاحب جواهر ربط میده نه صدرا
(البته حکمت اسلامی دایره المعارف بزرگی است که میتواند در خدمت فلسفه های مضاف قرار بگیرد)
علامه طباطبایی هم که گویا صدرایی نمیدونستن خودشون رو
@ فیاض توی مجله حوزه یه بحثی داشتن به اسم حکمت فکر کنم که پیشنهاد میکنم. 


بذار اینم بگم :)) 🙈در مظلومیت علم همین بس که هر کس مطالعه اش کمتره و تحلیل هاش بیشتره رو استاد تر میدونیم
بله ایشون اونا رو گفته و اتفاقا امام رو جزو صدراییون نمیدونه در صورتی که امام خودشون تفکر صدرایی داشتن و حتی دلیل ارادتشون به حافظ و مخالفت برخی علما باهاشون هنین صدرایی بودنشون بوده . 
از کجا میگید که علامه خودش رو صدرایی نمیدونستن ؟
امام خودشون هم در مورد شیخیه و علمایی که تو اون دوران داشتن این جریان رو پیگیری میکردن اعتراض میکنن و میگن دارید حکمت صدرا رو با فلسفه اعتباری قاطی میکنید . 

با دو خط آخر بحث کاملا موافقم 
اینو با منید؟
دارید حکمت صدرا رو با فلسفه اعتباری قاطی میکنید . 

سلام

شاید به این خاطر که عقلانیت با تشیع گره خورده، از اصفهان گذر کرده...

اقلیما باید بیاد پاسخگو باشه! :)

اصفهان از معدود جوامع انسانی اسلامی بوده که به دست بشر ساخته شده؛  یعنی اینجوری نیست که مثلا قبایل قدیمی آنجا پیشرفت کرده باشن و مدنیت ایجاد کرده باشن. سپاهان که نام پیشین اصفهان بوده نشانگر این است که شهر مذکور در اصل محل اسکان و اقامت سپاهیان و حکمرانان بوده. در عصر صفویان اقشاری از تجار و علمای دین ساکن این شهر شدند.(تحلیل)

@اقلیما
جالبه که دلیل عدول امام از تفکر صدرا رو نامه امام به عروسشون و همچنین تعطیل کردن کلاس درس فلسه ایشون میدونن در صورتی که در متن نامه امام که کاملا اخلاقی هست سفارش به جستجوی بیشتر و بسنده نکردن به اندیشه های حکمت متعالیه میکنن و حتی با مطرح کردن اینکه این مطالعات نتونست اون اوج رو به من بده چه برسه به بقیه جریانات فلسفی عملا دفاع هم میکنن 
و اینکه دلیل تعطیلی کلاس مخالفت زیاد خود علما با امام و علامه طباطبایی برای درس فلسفه بود و امام بعد از انقلاب دیگه جریان رهبری رو داشتن و این کار رو به صورت رسمی به حوزه واگدار کردن و حوزه ها ملزم شدن درس فلسفه اسلامی رو تدریس کنن .
بالا هم گفتم امام دقیقا تو دعوت از گورباچف از ملاصدرا تقدیر میکنه و بهش میگه بگو فلاسفه روس بیان قم تا  از اساتید بزرگ بخواهید تا به حکمت متعالیه صدرالمتألهین ـ رضوان‌الله تعالی علیه و حشره‌الله مع‌النبیین و‌الصالحین ـ مراجعه نمایند، تا معلوم گردد که: حقیقت علم همانا وجودی است مجرد از ماده؛ و هرگونه اندیشه از ماده منزه است و به احکام ماده محکوم نخواهد شد.»
مطلبی که فرمودید پیدا نکردم اگه لینک ادرس رو بفرستید ممنون میشم .
خودم هم سرچ کردم پیدا نکردم ادعایی که درباره علامه طباطبایی هست

نمیدونم از کجا شنیدم یا خوندم 🙈
دلیلتون برای عدول علامه رو هم میفرمایید 
چون من حداقل تو دو تاچالش بزرگ بین فلاسفه مطمعنم که علامه موافق نظر ملاصدرا هست . معاد جسمانی و آیه الست بربکم قالو بلا که علامه طبق نظر صدرا موضع میگیرن و تو تفسیر المیزان هم بارها به ایشون و تفکرشون استناد میکنن
البته که اختلاف هایی هم تو گستره وسیع فلسفه با هم دارن و نظرات. مختلف ولی اینا دلیل بر عدول علامه از صدرا نیست
هر چند بحث درباره فلسفه صدرایی نبود ولی
به این کامنت دلفین میدم.
چون روش بحث تون رو دوست داشتم :)
 🐬
الان منم باید به یک انتقاد بسیار ظریف جایزه بدم؟؟:)
اینکه بحث رو منحرف کردم . 
حقیقتا نظرم این بود که اگر کسی ریشه فکری امام رو بدونه و در ادامه شهید بهشتی رو ،رییس دولت اصلاحات رو وارث تفکر ایشون نمیدونه  و بیشتر خواستم مصاحبه شونده رو بهتر بشناسیم قبل از استناد کردن به گزاره های بیانی و ادعاهاشون در مورد تفاوت دیدگاه ها
مرسی که درباره گوینده توضیح دادی
حالا دیگه باید ببینم وی چه تشابهی در اندیشه خاتمی با شهید بهشتی حس کرده و اصلا تفکر خاتمی چیه ؟ 
هوم ؟ :))
ینی"ایران پر از بهشتی"نیس؟!

سلام:)
خوش به حال شما :)
و ایران شما
در انحرافی بودن روش صدرایی شکی نیس.امام(ره)هم فقاهت فرمودن انقلاب شد.اصولا تفلسف مسلمین،سلوکی پرخطاس.
جمله دوم اضافیه :)
اگر میگفتم"امام(ره)هم تفلسف فرمودن انقلاب شد"اضافی نبود؟!
خبر ندارم :)
چقدر خوب و قشنگ با توصیف شهید بهشتی میرسه به ریس دولت اصلاحات و شبستری 
وقتی به این بند رسیدم یاد این جمله شهید بهشتی رسیدم که میگه آقای ریگان گوش کن این صدای ملت ایران است که میگوید مرگ بر آمریکا مرگ بر سازشکار
اگر اینها وارث بودند باید خون گریه کرد بر حال این وراث 
و با خوندن نظرات خانم امیری بیشتر فک کردم این متن میخواد شهید بهشتی رو  اول با عظمت نشون بده و بعد خیلی ظریفانه از امام و انقلاب جدا کنه و به اصلاحات برسونتش 

حالا کم کم باید وقت بذارم و این ادعا را فارغ از نگاه سیاسی و جناحی
بررسی کنم. و بفیشم :)

یک بار یکی از دوستان ورداشتن من رو بردن پردیسان پرسش و پاسخ از استاد رهدار وقتی کسی ازشون پرسید چرا مطهری و بهشتی تولید نکردیم؟پاسخ دادن از اون دو عزیز بهترش رو داریم و گفتن اتفاقا فضلای امروزی در سنین پایین تری بدرجاتی مثل درجات ایندو میرسن منتها بروز اجتماعی ایندو بخاطر انقلاب و نسبتشون با انقلاب ایندو رو بسیار‌ بچشما آورد.آخرش اونجا بهشون گفتم خود ایشون مصداق این حرفاشونن.
درباره اش یکم توضیح و معرفی بیان کنید پس 
رهدار
احیانا این امر بر ایشون مشتبه شده که گفتگوی تمدنهایی که محمد خاتمی پیگیری میکرد پیگیری تفکر کلام میان فرهنگی هست که شهید بهشتی عنوان میکردن . 
ممکنه :) باید از خودش پرسید
یا دانایان
البته که دقیقا خود من هم از متن همین برداشت رو کردم . چرا که اصلاحات احتیاج داشت به اینکه تو عقبه خودش یه شهید و عالم بزرگ داشته باشه و کی بهتر از شهید بهشتی براشون . چون همه میدونستن دو تا گزینه برای رهبری در ایران وجود داشت ایت الله خامنه ای و ایت الله بهشتی( که البته خود شهید بهشتی در یکی از جلسات علما در راستای انتخاب رییس جمهور مطرح میکنن که آقای خامنه ای ذخیره رهبری ایران هست و نیاید اینجوری هزینه بشن )و عملا اونا یه رهبر شهید برا خودشون برگزیدن چون موضع رهبر فعلی که مشخص بود . 
از طرفی مهمترین شعار اصلاحات و این شیخ اصلاحات گفتگوی تمدنها بود و اتفاقا هم یک دانش اموخته خارج از ایران بود و از لحاظ ظاهر هم شباهت هایی به شهید بهشتی داشت. 
این ارث و وراثت حتی تو میتینگها و شعارهای دولت اصلاحات هم عنوان شده بود . اینکه خاتمی وارث بهشتی و ادامه دهنده راه اونه . 
اینا تحلیل دادن بحثه که توسط پیش فرض های ذهنی انجام میشه تا که ذهن رو منصرف بکنهه از تحقیق
استاد احمد رهدار کتاب شاخص غرب شناسی علمای شیعی بروز رسانه ای اولین بار در مناظراتی بر سر مشروطیت و بعد نقد فلسفه و عرفان(احتمالا مناظرات ایشون با استاد حاج آقای نصیری رو کانال4دیدین.)و بعدتر در مورد فقاهت نظام ساز و...
آهان یادم اومد...
درک شهری از مشروطه

+ این کتاب👆 رو به همه علاقمندان حوزه تاریخ معاصر پیشنهاد میکنم
 باید اینم بگم واقعا با دید جناح سیاسی ندیدم و اینا نتیجه بررسیام بود و برداشت های خودم و اساتیدی که تفکرشون مورد قبولم بوده . 
بابت زیاده گویی ها پوزش میخوام :)
ممنونم که توی بحث مشارکت کردی

من اذیتتون کردم
این کتاب مورد ذکرتون مال آقای جعفریان نیس؟!
نمیدونم:)

در بابِ سختیِ علوم انسانی، همیشه فکر میکنم چطور میخوایم از کوچه پس کوچه های ذهن آدمها سر در بیاریم، وقتی خودشون گاهی نمیدونن دقیق دارن چه میکنن. نمیدونن ریشه ی یک رفتارشون کجاست. یا اثرِ یه حرفشون چیه.

خب معمولا اینجا آدمه ملاک نیست
مهم اون اندیشه است که مطرح کرده
و پژوهشگران اون مطلب رو از دو جنبه بررسی می کنند
یکی اینکه نظریه بر چه مبانی و پیش فرض هایی بنا شده
دو اینکه چه پیآمد هایی داره
بقیه هم داره :)
متشکر 🙏
کمی روشن شد
منم از شما ممنونم که این سوال رو پرسیدین

سایه ی بر سر غزل معاصر پارسی(ادام الله ظله الوارف)این شعر زیبا رو برای بدرود با شهید بهشتی(ره)سرودن:
بلندا سرِما که گر غرق خونش
ببینی، نبینی تو هرگز زبونش
سرافراز باد آن درخت همایون
کزین سرنگونی نشد سرْ نگونش
تناور درختی که هر چِش ببری
فزون تر بوَد شاخ و برگ فزونش
پی آسمان زد همانا تبرزن
که بر سر فرو ریخت سقف و ستونش
زمین واژگون شد از آن تا نبیند
در آیینه ی آسمان واژگونش
بلی گوی عهدش،بلا آزماید
زهی مرد و آن عهد و آن آزمونش
ز چندی و چونی برون رفت و آخر
دریغا ندانست کس چند و چونش
خوشا عشق فرزانه ی ما که ایدون
ز مجنون سبق برده صیت جنونش
از آن خون که در چاه شب خورد بنگر
سحرگاه لبخند خورشید گونش
خم زلفش آن لعل می نماید
نگر تا نپیچی سر از رهنمونش
بهارا تو از خون او آب خوردی
بیا تا ببینی گل افشان خونش
سماعی است در بزم او قدسیان را
دلا گوش کن نغمه ی ارغنونش
به مانند دریاست آن بی کرانه
تو موجش ندیدی و دیدی سکونش
نهنگی بباید که با وی بر آید
کجا سایه از عهده آید برونش
کدوم سایه؟
استاد هوشنگ ابتهاج 
ه الف سایه؟ :)
نظرات ذیل این پست خیلی خوب بودن.

ابراهیم فیاض که توی این نظر دادن های عجیب و غریب سابقه دار حساب میشه؛ حرف‌های قبلیش که در مورد ولایت فقیه و امام  وآقای جوادی و آخوند خراسانی و شیخ انصاری و شهید مطهری و ... جنجال به پا کرد. این حرف‌ها هم از اون قبیل هستش.

شما که آثار شهید بهشتی رو خوندید، به نظرتون اصلا ممکن هست وارث و شاگرد ایشون، خاتمی باشه؟؟!!

به نظر من شاگرد شهید بهشتی آقای رئیسی است، سوای از مباحث سیاسی، اگه تفکر‌های این افراد را دنبال کنید نزدیکی رئیسی و یهشتی را احساس می‌کنید تا بهشتی خاتمی.
من به عنوان یه روشنفکر :) اول باید اندیشه بهشتی رو بخونم
بعد باید اندیشه خاتمی رو

بعد دو کار بکنم
یکی اینکه آیا اندیشه خاتمی از سنخ اندیشه بهشتی هست یا نه؟
دو اینکه آیا اندیشه بهشتی مفیده برای الان؟ و...
چند وقت فیش از کتاب‌های بهشتی میزاشتی، مگه نمی‌خونی؟
فقط یه کتاب بود :)
بایدها و نبایدها
چه عجب آقای دکتر فیاض یه چیزی را به مسائل جنسی ربط نداد!
:))) گویا نقد تمدن غرب با نقد همچین مولفه هایی (مثل سکس و...) عجین شده دیگه
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی