فیشــــــنگار

پرسش و پژوهش و گفتگو | 📚 | وبلاگ‌نویسی روزانه

۲۲ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «شهید بهشتی» ثبت شده است

۲۷آبان

تاثیر محیط بر عمر ارزشها

دوشنبه, ۲۷ آبان ۱۳۹۸، ۱۱:۱۴ ب.ظ

جامعه‌ای که در آن گناه و فساد و ستم و رواج دارد، محیط مساعدی برای پژمردگی نقطه‌های قوت و ارزش‌های فطری بشری است. [بایدها و نبایدها: جلسه دهم]

۰۱آبان

شناخت معروف و منکر اجتماعی وظیفه رهبر

چهارشنبه, ۱ آبان ۱۳۹۸، ۰۱:۳۸ ب.ظ

پ.ن: امروز یکی از فیشهای کتاب بایدها و نبایدها با موضوع امربه معروف اثر شهید دکتر بهشتی که یادم رفته بود منتشر کنم. این مطلب درباره ضرورت وجود رهبری واحد در جامعه شیعی از زاویه امر به معروف و تشخیص مصلحت جامعه توضیح می‌دهد(به نظر می‌رسد ایشان نگاه جدیدی مطرح کرده اند) بخوانید:

 

شناخت معروف و منکر در بسیاری از موارد، بخصوص موارد مربوط به تلاشهای اجتماعی، از حدود آگاهیهای فردی فراتر می‌رود و امکاناتِ معلوماتی اشخاص برای شناخت معروف از منکر در بسیاری از این موارد کافی نیست.

 

تنها رهبری است که با آن دید بالا، با آن دید محیط، با اطلاعاتی که از هر گوشه جمع می شود و آنجا زیر و زبر و موازنه می شود، می‌تواند بگوید امروز این کار مصلحت است؛ لازم است؛ معروف است؛ انجام بدهید.

۳۱شهریور

راه دگرگونی ساختارها

يكشنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۸، ۱۱:۵۰ ق.ظ

یکی از قانونهای جامعه شناسی می‌گوید اصلاحات و انقلابها قابل صادر کردن و وارد کردن نیست؛ هیچ گاه هیچ کس نمی‌تواند دگرگونیهای آرام و اصلاحی، یا دگرگونیهای تند و ریشه دار و سریع و انقلابی را از جای دیگر به یک جامعه صادر کند یا از جامعه ای آن را وارد کند. این خود آن جامعه است که باید دگرگون شود تا نظامش دگرگون شود:

 

إِنَّ اللَّهَ لا یُغَیِّرُ ما بِقَوْمٍ حَتَّی یُغَیِّرُوا ما بِأَنْفُسِهِمْ. رعد:11

۰۸مرداد

عقلانیت اصفهانی و چرخ های بهشتی

سه شنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۸، ۰۸:۵۵ ق.ظ

یادداشتی اختصاصی از دکتر ابراهیم فیاض (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)

1. شهید بهشتی اهل اصفهان است. گویا هر کس فلسفه خوانده، به نوعی از اصفهان گذر کرده است؛ از بوعلی سینا گرفته تا سهروردی و... شهید بهشتی در «محله لنبان» زندگی می‌کرد که هنوز هم از محله‌های مهم و اساسی اصفهان محسوب می‌شود. از این رو می‌توان گفت که او خاستگاهی فلسفی دارد. او از عقلانیت اصفهانی شروع می‌کند و به علم کلام می‌رسد.

دکتر بهشتی در تمام آثارش، چارچوب‌های کلامی تشیع در جهان جدید را دنبال می‌کند. «علم کلام» علم ارتباطی دین است. دین در مواجهه با جهان ذهنی و عینی بشر یک چارچوب ارتباطی دارد و آن علم کلام است. شهید بهشتی از فلسفه به علم کلام و از آن به فقه رسید. فلسفه‌ای که ایشان به آن باور دارد، عرفان فلسفی شده ملاصدرا نیست بلکه او به شدت به دنبال چارچوب‌های کلان فلسفی جهان است به همین دلیل دنبال یادگیری زبان‌های مختلف می‌رود؛ از انگلیسی و آلمانی گرفته تا زبان عربی و تا حدی هم فرانسه

۲۹تیر

اللهم اجعلنی امام المتقین

شنبه, ۲۹ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۹ ق.ظ

بدانید دعوت عملی شما به سوی راه حقی که دلتان در عشق آن می تپد، می تواند از دعوتهای زبانی و قلمی خودتان و بهترین گویندگان و نویسندگانی که سراغ دارید پر اثرتر باشد. الگو شوید! 



تمام شد فیش های کتاب بایدها و نبایدها(امر به معروف و نهی از منکر در قرآن) اثر سید محمد بهشتی

۲۸تیر

همبستگی و هم عهدی برای نمایش عملی ارزشها

جمعه, ۲۸ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۱۶ ق.ظ

من اصلاً به این مقدار دعوت زبانی و قلمی معتقد نیستم. نقش دعوت زبانی و قلمی را آنقدرها که گاهی شما فکر می کنید نیرومند و قوی نمی دانم. من فکر می کنم توانها را باید برای ایجاد یک دسته به هم پیوسته ای که نه به صورت فردی، بلکه به صورت دسته جمعی تجلیگاه تربیت اسلامی و نظام عقیده و عمل اسلامی باشند به کار بیندازیم. کاربرد چنین دعوتی از همه این مجالس و محافل و کتب و مقالات و نشریات و مجلات و روزنامه های دینی بیشتر است. شما چه می فرمایید؟ 

۲۷تیر

کونوا دعات الناس

پنجشنبه, ۲۷ تیر ۱۳۹۸، ۰۷:۴۷ ق.ظ

جای تأسف است که هر قدر شما مردم به روش و منش عملی ما دعوت کنندگان زبانی و قلمی نزدیکتر بشوید این نگرانی وجود دارد که گرایشتان به آنچه ما شما را بدان دعوت می کنیم نه تنها بیشتر نشود، بلکه حتی گاهی کمتر و ضعیفتر شود. 



بنابراین، اجازه دهید من از این و کونوا دعاه الناس بغیر السنتکم یک نتیجه گیری جدید بکنم. آن نتیجه این است که اصلاً سعی بفرمایید قدری بازار دعوتهای زبانی و قلمی کم رونق بشود. سعی بفرمایید اصلاً شبکه تبلیغ و دعوت در امت ما به شبکه تبلیغ و دعوت عملی تبدیل شود.

۲۶تیر

تکلیف گناه فردی مشخص است

چهارشنبه, ۲۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۴۷ ق.ظ

ای کسی که به عنوان حمایت از سنت رسول خدا از دیوار مردم بالا می روی برای اینکه ببینی اگر تنبک می زنند آن را بگیری و پاره کنی: ان المعصیه اذا عمل بها العبد سراً لم تضرّ الا عاملها

۲۳تیر

عمال حکومت

يكشنبه, ۲۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۰ ق.ظ

آن قدر که عمال و کارگزاران جامعه به فکر و عمل جامعه جهت می دهند، خطبا و داعیان جامعه نمی توانند آن اندازه به فکر و عمل جامعه جهت بدهند.



پ.ن: به نظر شما این مطلب با فیش 961 در تناقض نیست؟

۲۲تیر

باید بدونیم قضیه چیه

شنبه, ۲۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۴ ق.ظ

هر نوع قدرتی را که شما در جامعه فرض کنید در معرض خطر انحراف از حق است. این شما و جامعه هستید که باید با توجه به اهمیت و نقش بسیار مؤثر صاحبان قدرت و کسانی که بر منصبهای گوناگون اجتماعی تکیه زده اند در سعادت خود بکوشید. 
فرد فرد شما باید بدانید راه رسیدن به حکومت عدل این است که شما از طریق امر به معروف و نهی از منکر به چنین هدفی برسید.

۱۹تیر

استعمال نابجای آنتی بیوتیک

چهارشنبه, ۱۹ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۴۰ ق.ظ

شاید دو ماه بیشتر فاصله نشد که من یک سفر به شهر آن آقای پزشک رفتم. در آنجا بیمار شدم. آن دوست پزشک با خبر شد و فوراً بالای سر من آمد. تب داشتم. برای من نسخه ای نوشت. به او گفتم دکتر، برای من آنتی بیوتیک ننویس. ببین اگر تب من حاد و عفونی نیست اصلاً نسخه نمی خواهم؛ چند روزی که بگذرد خوب می شوم. 

۱۷تیر

با بکن نکن کار درست نمیشود

دوشنبه, ۱۷ تیر ۱۳۹۸، ۱۰:۱۰ ق.ظ

پزشکی از بستگان ما، حدود بیست و یک سال قبل، سفری به قم آمده بود. ایام عاشورا بود. این دسته و عَلَم و کُتلی را که در قم راه می انداختند دید. به خانه ما آمد. دیدم خیلی ناراحت است. گفت فلانی، آخر اینجا را حوزه علمیه، عاصمه تشیع می گویند؟ اینها چیست که در حضور علما و در پایگاه مراجع دینی درست کرده اند؟! گفتم راست می گویی؛ علتش این است که اینها وظیفه خودشان را درست انجام نمی دهند؛ روشنگری نمی کنند. اما در عین حال، به تو بگویم که برانداختن این کارهای نابجا به صرف این نیست که این آقایان بگویند این کارها بد است.

 

 

 به او گفتم: اتفاقاً همین امسال که تو می گویی، قصه ای در قم پیش آمده که خیلی شنیدنی است. قصه این است که چون آقای بروجردی که مرجع تقلید مطاع شیعیان است از قسمتی از این کارها خوششان نمی آمده و اینها را درست نمی دانستند و منکَر می دانستند، امسال پیش از محرم رؤسای تکایای قم را به منزل خود دعوت کردند و گفتند به اینها بگویید فلان کار، فلان کار، فلان کار را نکنید، تا این دسته راه انداختنها لااقل از این عیبها مبرا باشد. اما واکنش آنها چه بود؟ فلان کس سیّدی بود سردسته یکی از تکیه های معروف قم. او در پاسخ پیام آقای بروجردی گفته بود که البته امر آقا مطاع است، اما از قول ما به آقا سلام برسانید و بگویید سال که سیصد و شصت و پنج روز است، سیصد و پنجاه و پنج روزش را ما از آقا تقلید می کنیم، این ده روز را می خواهیم مقلد آقا نباشیم!

۱۶تیر

گرایش ما به اصلاح ریشه ای کم است

يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۴۷ ق.ظ

من چهره دو طبیب را ترسیم می کنم، ببینم شما کدام را انتخاب می کنید: یک طبیب، طبیبی است که تا بیمار را پیش او می برید یا او را بالای سر بیمار می آورید نگاهی به بیمار می کند، نگاهی به شما

 

و نوع فکر شما و طرز فکر شما و توقعات شما؛ می بیند که شما دلتان می خواهد یک دوایی به این بیمار بدهد که تا عصر راه بیفتد؛ فوراً نسخه ای با یک مقدار دوای دارای اثر فوری می نویسد. نسخه را به داروخانه می برید. داروها را می گیرید و به بیمار می دهید. بیمار داروها را می خورد و عصر هم حالش جا می آید و راه می افتد. اما بیماری این بیمار واقعاً درمان نشده؛ بیماری اش رفته پشت پرده یک بهبودی سطحی موقت. اگر فقط تا فردا به علت این نسخه و طبابت اغفالگرانه درمان واقعی او عقب بیفتد، در حقیقت بیماری یک درجه در او ریشه دارتر و صعب العلاجتر شده است. - این یک جور طبیب.

 

 یک طبیب دیگر را ترسیم می کنم: او را بر سر بیمار می آورید. نگاهی به بیمار و نگاهی به شما می اندازد. می بیند که همه شما دلتان می خواهد که او دارویی بدهد که حال این بیمار تا عصر خوب شود؛ اما او تسلیم این خواست خام شما و بیمار نمی شود. او خوب دقت می کند؛ بیماری را کاملاً تشخیص می دهد؛ حتی چند ساعت صبر می کند تا لوازم و ابزارهای تشخیص و آزمایش، مثل عکس و چیزهای دیگر، فراهم شود و شرح حال مفصل بیمار را ببیند؛ دگرگونیهای موقت او را ببیند، و بعد یک درمان نقشه دار برای بیمار آغاز می کند. حتی شب هم ممکن است تب بیمار شما بالا برود و هزیانهای وحشت آور بگوید؛ شما هم بترسید و به در خانه دکتر بروید: آقای دکتر، دستم به دامنت؛ بیمارم دارد می میرد!

 

 آن دکتر می گوید: برو جانم؛ برو آرام بگیر؛ بیمارت نمی میرد؛ بیمارت در حال درمان است. شما ممکناست خیلی ناراحت شوید، اما آن طبیب وظیفه شناسِ برخوردار از وجدان سالم پزشکی تسلیم این ناراحتیهای زودگذر بیمار و بیماردار نمی شود. او کاری را انجام می دهد که وظیفه پزشکی اش ایجاب می کند. خوب دوستان، فکر می کنید که شما حاضران، شما برادران و خواهران حاضر در جلسه، کدام یک از این دو طبیب را می پسندید؟ الان که دارم حرفش را می زنم همه می گویید طبیب دوم را؛ ولی نگاهی به کارنامه زندگی خود بیندازید: اکثر شما سراغ آن طبیب اولی می روید.|More|

۱۵تیر

حرف حساب شهید مظلوم

شنبه, ۱۵ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۱۶ ق.ظ

دیگران وقتی در پرتو اسلام کوششی و جنبشی در راه اقامه حق و عدل تحقق نیافتند، نه تنها آنها سراغ ما و اسلام ما نمی آیند، بلکه مردم خود ما هم سراغ جایی می روند که می تواند ادعا کند در راه اقامه عدل قدمهای تحقق یافته مؤثرِ مثمرِ ثمر برداشته است. بیخود هم رفقا نیایید دور هم بنشینید که چه کنیم که جوانانمان منحرف نشوند. جوان با همان فطرت و بینش فطری اش خواستار عدل است.

۱۳تیر

دو نکته از این آیه

پنجشنبه, ۱۳ تیر ۱۳۹۸، ۰۹:۵۲ ق.ظ

پ.ن یک: پیشنهاد می‌کنم این مطلب خواندنی و مفید را مطالعه بکنید:سه دقیقه

پ.ن دو: در پست دیروز تا الان پنج تا دلفین داده ایم و شما تا الان شش عدد لایکش کردین! به نظرم یه دکتر برید دسته جمعی 🐦

پ.ن سه: ربطی به سن و سال نداره! به تاهل و تجرد هم ربط نداره، دختر همیشه دختره برای اطرافیانش؛ روزتون مبارک باشه دخترا (دخترا آینه ی زندگی‌ان؛ مثل پسرا) حالا بخوانید👇



در میان بنی‌اسرائیل مردمی بودند تبهکار، متجاوز به حریم و حدود خدا. جالب است که در میان آنها گروهی بودند که آرام نمی‌نشستند، بلکه با این بدکاری و تجاوزگری درافتاده بودند.


وَإِذْ قَالَتْ أُمَّةٌ مِنْهُمْ لِمَ تَعِظُونَ قَوْمًا ۙ اللَّهُ مُهْلِکُهُمْ أَوْ مُعَذِّبُهُمْ عَذَابًا شَدِیدًا ۖ قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ| فَلَمَّا نَسُوا مَا ذُکِّرُوا بِهِ أَنْجَیْنَا الَّذِینَ یَنْهَوْنَ عَنِ السُّوءِ وَأَخَذْنَا الَّذِینَ ظَلَمُوا بِعَذَابٍ بَئِیسٍ بِمَا کَانُوا یَفْسُقُونَ(7:164)


دسته ای از مصلحت اندیشان و عقلای قوم به این گروه مبارز با زشتیها و تجاوزها رو کردند و گفتند: چرا شما مردمی را که به حرف شما گوش نمی دهند و ترتیب اثر نمی‌دهند و حرف شما را هدر می‌دهند موعظه می‌کنید و پند و اندرز می‌دهید؟


شما آمده اید مرتب به مردمِ سخت دلی می‌پردازید که سرانجام خدا آنها را نابود خواهد کرد! یا به عذاب و شکنجه دردناکی دچار خواهد کرد. آنها را رها کنید.


اما این گروه که درگیری با فساد را لازمه حیات و زنده بودن یک فرد و جامعه می‌شناخت و فهمیده بود که اگر فساد بر محیط غالب شود حق از بین می‌رود، آرام ننشست.


کسانی که تسلیم نشده اند، می‌دانند که اگر به حساب اینکه کارشان بی ثمر است و آنچه می گویند اثر نمی کند و هدر می‌رود، از برملا کردن حق و رسوا کردن ناحق دست بردارند، آرام آرام آهنگ حق و فضیلت ضعیف خواهد شد.


اینها گفتند نه؛ ما می‌دانیم که اینها سخت دل‌اند و در برابر تذکرات ما مقاومت دارند، اما اولاً: مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ؛ وقتی انسانهایی دارند تسلیم فساد می‌شوند، اقلاً به آنها تذکر بدهیم، تا در پیشگاه خدا اگر از ما سؤال شد تو که دیدی نابینا به چاه است چرا خاموش نشستی و گناه کردی، بگوییم خاموش ننشستیم. ما از جانب خدا یک رسالت داریم و آن این است که نگذاریم حق به پشت پرده‌ها برود.


و ثانیاً این جمله خیلی جالب است: قَالُوا مَعْذِرَةً إِلَىٰ رَبِّکُمْ وَلَعَلَّهُمْ یَتَّقُونَ، گفتند اولاً می‌خواهیم در برابر خدا عذر داشته باشیم و بگوییم ما در رسالتی که داشتیم کوتاه نیامدیم؛ و ثانیاً، خواستند بر آنها اثر بگذارند، شاید باتقوا شوند.


این جمله خیلی معنی دار است. یعنی به این آسانی نمی‌توان تسلیم نومیدی شد. «انسانِ به خدا پیوسته» به این آسانی دچار نومیدی نمی‌شود. «انسانِ با ایمان به خدا» و یأس با همدیگر رابطه ای ندارند. چه عالی است این تعلیم!



این گروه در برابر آن مصلحت اندیشی می‌گویند با تمام این که شما می‌گویید، ما در ناصیه و پیشانی این مردم تجاوزگر می‌خوانیم که تسلیم فساد شدند و باید در انتظار عذاب هلاکت آفرین خداوند باشند؛ با این حال ما مأیوس نیستیم؛ ما کار خودمان را می‌کنیم؛ ما تلاش خودمان را می‌کنیم، شاید به اثری برسد - اثری که برای ما هنوز قابل پیش بینی نیست.


این مقدار از امیدواری بیش از امیدواریهای محاسبه ایِ عُقَلایی معمولی است که عاقلهای حسابگر دنیا دارند. این از آن امیدواریهایی است که عاشقهای دنیا دارند نه عاقلهای دنیا.


پایان: در ادامه بحث می‌کنند که امر پسند و ناپسند چیست و چگونه قابل تشخیص است.

۱۲تیر

خیلی حرف شنیدیم و خوانده ایم...

چهارشنبه, ۱۲ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۲۷ ق.ظ

دنیا در پی یافتن راههای عملی برای بهتر زیستن است، نه راههای ادعایی. نسل جوان خودمان هم همین طور. در این دنیا یک جامعه کوچک نمونه اسلامی ساختن بهترین تبلیغ است؛ چه برای داخل و چه برای خارج. چون همه ما از بس حرف زدیم و حرف شنیدیم و خوانده ایم...|More|

۱۱تیر

الفِ اُمید

سه شنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۴۵ ق.ظ
بعد از اسباب‌کشی که سر حوصله داشتم کتاب‌ها را داخل قفسه می‌چیدم چشمم به کتاب «بایدها و نبایدها» اثر شهید دکتر بهشتی افتاد. همسر توی دبیرستانش(سمپاد) خریده، دارم مطالعه می‌کنم؛ فضاش جالبه: بحث امر به معروف از دیدگاه قرآن.
 
 
⛩ معرفی کتاب در گودریدز
۱۸دی

دو محمدحسین

دوشنبه, ۱۸ دی ۱۳۹۶، ۰۴:۰۱ ب.ظ

آقای بهشتی می‌فرمود من ساختۀ دو محمدحسین هستم: یکی علامه محمدحسین طباطبائی و یکی آقای بروجردی...

۰۸مرداد

همکلاسی ها

يكشنبه, ۸ مرداد ۱۳۹۶، ۰۵:۰۸ ب.ظ
فیرحی: شهید بهشتی، امام موسی صدر و آیت الله شبیری زنجانی با یکدیگر هم کلاس و هم دوره ای بودند.
۲۴تیر

در ستایش تحزب (3)

شنبه, ۲۴ تیر ۱۳۹۶، ۰۶:۰۰ ب.ظ

شهید بهشتی در جایی گفته بود که حزب معبد من است! و معتقد بود رهبری بدون وجود تشکیلات تبدیل به محفلی می شود که افراد زیادی گرد آن جمع شده و در نهایت اطراف رهبری به فساد کشیده می شود. ایشان معتقد بود که تشکیلات از این مسئله جلوگیری می کند. (فیرحی, 1393)

۲۲تیر
در دوران‌ نهضت‌ اسلامی‌ ما با شهید بهشتی‌ بحثی‌ داشتیم‌ مبنی‌ بر اینکه‌ ابتدأ باید خودمان‌ حزبی‌ و جمیعتی‌ درست‌ کنیم‌ و ایدئولوژی‌ تدوین‌ کنیم،آنوقت‌ این‌ مطرح‌ بود که‌ اگر این‌ کار را بکنیم‌ اصلاً‌ نمی‌گذارند بسازیم؛ باید در حال‌ مبارزه، به‌ تدوین‌ این‌ مسایل‌ بپردازیم.
۱۰دی

ذات حکومت اسلامی فرامرزی است

جمعه, ۱۰ دی ۱۳۹۵، ۱۰:۵۳ ب.ظ

شهید دکتر بهشتی: از نظر تعالیم اسلام، نظام اسلامی در هر گوشه از جهان تحقق پیدا کند حکومتی به وجود می‌آورد که مسئولیتش در داخل مرز محدودی قرار نمی‌گیرد و نسبت به همه‌ی انسان ها و به‌خصوص همه‌ی مسلمان ها دارای تعهد و مسئولیت می‌شود. لینک

فیشــــــنگار

با سلام؛ اینجا یک "وبلاگ" گفتگو محور است. ممنون می‌شوم اگر با ذکر نشانی یا "ایمیل " کامنت بدهید| پیشنهاد می‌کنم مطالب کوتاه را دو بار بخوانید| از صفحه «معرفی وبلاگ» دیدن فرمایید.


🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴🌴
فیشنگار:

25آبانماه 1398: اولین برف پاییزی که ننشست

آخرین نظرات
تصاویر زیباسازی نایت اسکین