زبان و ادبیات فارسی :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۱۵۷ مطلب با موضوع «زبان و ادبیات فارسی» ثبت شده است

بعد از مطالعه این مطلب تصمیم گرفتم از این پس به جای فیشنگار اسم خودم رو بگذارم «فیش‌بلاگر» هم یه ابداع حساب میشه؛ هم اینکه بلاگر بودن درِش مستتره. هوم؟

 

شاید تا به حال با بلاگرهای مختلفی آشنا شده باشید، اما آیا می دانستید که بلاگر ها انواع مختلفی دارند؟ البته که بلاگر ها می‌توانند در موضوعات و تخصص های مختلف رشد کنند اما اکثریت بلاگر ها شامل دسته های زیر می شوند.

درخواست کد امنیتی هنگام ارسال کامنت باعث می‌شود برخی افراد در پست شما کامنت نگذارند. برای برداشتن کد امنیتی در بخش نظرات مراحل زیر را در پنل مدیریت طی کنید:

  • بخش تنظیمات
  • تنظیمات ساده
  • تنظیمات ارسال نظر
  • تیک هشتم را بردارید

پ.ن: با توجه به اینکه بیشتر ما از بخش «پیام خصوصی» وبلاگ برای صحبت کردن و چت استفاده می‌کنیم بعضی وقتها مجبور می شویم کامنتهای خصوصی که تعدادشان زیاد می‌شود را پاک کنیم. من یک روش برای حذف یکباره پیام های خصوصی پیدا کرده ام که هر کس مایل است به صورت خصوصی درخواست کند تا به رایگان در اختیارش قرار بدهم.

برخی از دوستان پیشنهاد داده بودند که فاصله پست گذاشتن ها بیشتر از یک روز باشد تا دوستان بهتر بتوانند در بحث شرکت کنند و بحث به سرانجامی برسد. خب تجربه پست قبلی نشان داد که بیش از نود درصد کامنت ها در روز اول انتشار مطرح می شود و ما کمتر عادت داریم اگر چیزی درباره مطلب و بحث های قدیمی به ذهنمان رسید برویم در ادامه همان مطلب مطرح کنیم.

 

 

یه سوال هم بپرسم: اگر شما در جامعه ای زندگی میکردید که هر کس باید خودش شغل خودش را انتخاب می کرد شما چه کاره می شدید؟ (این سوال کمی شبیه همان پرسشی است که در دبستان از ما می شد: دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟) 

الان شد دو سوال 😁

یعنی بعد از این که به سوال من فکر کردید و ج دادین🙈 این روهم بگید که اون موقع جوابتون چی بود.

پ.ن: مطلب سوم اینکه کسی هست که سریال«هیولا» رو دنبال کند؟ من 13 قسمتش رو از طریق فیلیمو دیدم؛ فیلم جالبیه

این که من فیش ندارم یعنی هم فیشنگار دیگر آن کشش سابق را ندارد و هم اینکه مطالعه شخصی خودم کم شده است. ولی وقتی به کله ی محترمم رجوع می کنم(به این نحو که سر مبارک را به سمت کتف راست متمایل کرده و آن را روی دستی که از قبل آماده ی تکیه کرده بودم میگذارم) می یینم هر روز دارد بر پرسش های ذهنم افزوده می‌شود. و هر روز متوجه چیزهای جدیدی میشوم که مهمند ولی من شناختی از آنها ندارم. 

باسلام را نصب کنید و محصولات روستاهای ایران را بخرید. تخفیف های مناسب و مدیریت خوب این نرم افزار تعاملی باعث شده ما از مشتری های دائم این فروشگاه بزرگ ایرانی بشویم. اگه عضو بشی با کد من می‌تونی توی خرید اولت از باسلامی‌ها ۱۵ هزار تومن هدیه بگیری. لینک

سلام😊 سه شنبه رفتیم سینما فلسطین همه با هم هستیم رو تماشا کردیم. فیلمنامه انگار ناپخته و ناتمام بود. هرچند سوژه فیلم خوب بود.

 

ورودی سینما یک دستگاه شبیه نوبت دهی گذاشته شده بود که باید کد خرید بلیط(از سینما تیکت) رو وارد میکردی تا بلیت شما چاپ بشه. یعنی میتونید براحتی رفقای مجازی خودتون رو به این روش مهمان کنید و بهشون شیرینی بدین😊 خانم یک آشنا در نظر داشت یه ربات واسه بلاگ ها بنویسه. کوشش؟  شما هم بهش سر بزنید و اعلام حمایت بکنید😊 مثل فرزندی هستی که از شهر خودش دوره وقتی پنل هستی و بقیه رو نمیخونی! شما هم تجربه کردین ؟😊

 

توضیح عنوان: ایشون هر وقت بحث شیرینی پیش میاد میگن اگه راه مجازی پیدا کنید من حاضرم شیرینی بدم. این یه راه 😉

اهل سنت برخلاف فرهنگ شیعه حکومت مطلوب خود را در گذشته جستجو می‌کنند. آنها خلافت نبوی(ص) را آرمانشهر خود می‌دانند و سعی دارند دوباره چنین دورانی زنده شود. شیعه اما آرمانشهر خود را در آینده طلب می‌کند و در پی حقیقت محمدی و حکومت مهدوی است.


پ.م: 80

پ.ن: این فیش تولیدی است؛ کپی نیست. چطورید؟

 

 

وقتی برای اسباب‌کشی رفتیم و خانه‌ی خالی شده را دیدم با خودم گفتم انگار قبلا این خانه بزرگتر به نظر می‌رسید! خانه با وسایل بزرگتر به نظر می‌رسد.

 

ماها که به دنیا دل بسته ایم نگاهمان به دنیا مثل خانه‌ی با وسایل است ولی کسی که دل بسته‌ی دنیا نیست، دنیا را به سان خانه‌ای بدون متعلقات و زینت‌های آن می‌بیند.

 

ولی در کل اسباب‌کشی خر است:|

این چند روز که ما نبودیم چه گذشت؟

 

پ.ن: تحت نظر

وقتی مثال می‌آوری به آسانترین وجه ممکن ذهن از امور روزمره به مسائل عمیق و فکری منتقل می شود.
 
 
مثال یعنی پبدا کردن شباهت میان دنیای محسوس ما با جهان معقول و قوانین حاکم بر جهان.
 
 
مثال حکایت از ماجرایی است که در زندگی روزمره ما جریان دارد و هیچ تلاشی برای فهم نیاز نیست بکنیم.
 

 

 

برای ساخت یک وبلاگ جدی و رسانه طور بهتره که آدم یک لیست از موارد لازم درست کنه و سپس با انجام دادنش در نهایت یک وبلاگ با ایده ای قوی رو راه اندازی کنه و داخلش مشغول نوشتن بشه.
برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید
  • ۲۳ خرداد ۹۸ ، ۱۱:۱۴

اگر انگلیسی‌ها در قرن نوزدهم به هند نیامده بودند، نیازی به مترجم نداشتیم، همه ما به فارسی صحبت می‌کردیم. فارسی برای شش صد سال زبان رسمی در هند بود.

 

📼عمران خان، نخست وزیر پاکستان در دیدار با دکتر حسن روحانی |فیلم|

امروز می‌خوام نظرسنجی کنم درباره اینکه کدام خوانندگان مطالب خود را بیشتر دوست دارید؟ میتونید طبق متن زیر انتخاب کنید و بگید چرا:

 

مردم دو دسته اند:

یا وبلاگ شما را دنبال می کنند یا نمی‌کنند.

آنهایی که دنبال می‌کنند یا هر بار به مطالب جدید شما سر می‌زنند (1)یا نه.

آنهایی که سر می‌زنند یا صرفا لایک می کنند و می روند(2)

یا مطلب شما را هم می‌خوانند که اینها خودشون دو دسته میشن:

آنهایی که پست را مطالعه می‌کنند و کامنت می‌دهند(3)

یا مطالعه می‌کنند و کامنت نمی‌دهند(4).

 

من خودم به گزینه سه ( که پست را مطالعه می‌کنند و کامنت می‌دهند) رای میدم.

من قبلا درباره مهمانی صحبت کرده بودم و ضرورت تشکر از کسی که شما را به مهمانی دعوت می کند. حالا دکتر من را به پویش مفید درخواست جمعی برای توسعه خدمات «بلاگ» دات آی آر دعوت کرده و من دوست دارم به خوانندگان اینجا پیشنهاد بدهم ضمن شرکت در پویش و نوشتن نقطه نظرات خود، لینک آن را در پست مربوط به پویش ثبت کنند. باشد که رستگار شویم.

1)بچه ها من اون کتابی که قرار بود توی برج دو بخونم 60 درصدش تموم شد. 2) همچنین وقتی اون کامنتی که برای سوداد گذاشته بودم رو نوشتم آدرس آیه هاش رو از خانم سوته دلان پرسیده بودم. 3) دیگه اینکه کیا از اون روز که گفتم یا قبلش فیلم هِر رو دیدن؟ 4) آیا شما چیزهایی که یاد می‌گیرید-مثل همین طریقه ی لوکیشن دادن. - رو به دیگران هم یاد میدین؟ 5) کدوم یک از بلاگرها واسه اینکه یه وبلاگ برای گروه تحلیل مون بزنه رو پیشنهاد می کنید؟

مفسر بزرگ، علامه طباطبایی فرمودند: «هنگامی‌که کوه مشکلات در مقابل شما قرار گرفت، آن‌ها را با سیل صلوات بر محمد و آل محمد(ص) از میان بردارید».

دیروز تا یک جایی با ماشین میشد رفت. یعنی من از میدان فردوسی تا دانشگاه تهران پیاده رفتم و برگشتم. مسیر زیادی بود ولی ازدحام جمعیت به گونه ای بود که نمی‌شد بنشینی و خسته بشی. یعنی ضایع بود که پیرمردهای چروکیده و مُنَکِس اینجوری بَشاش در مسیر باشند و شانه بلندی چون من قیافه اش «ناله»! تازه بعد از نمازجمعه که جمعیت متفرق شد  و می‌خواستم برگردم سراغ ماشینم متوجه شدم که چقدر راه طولانی ای طی شده.

 

توی صفوف نمازجمعه با یکی از رفقای دانشگاه مشغول پرس و جو از حال و روز دوستان مشترک بودیم که یک شیخ بلند قامتی از مقابل ما گذشت. در واقع استاد فلسفه غربمون بود توی همون دانشگاه و من میخواستم دوستم رو اسکل کنم گفتم: عه این حاج آقا هم توی دانشگاه خودمون بود! استاد این حرف من رو شنید و برگشت سمت صدا و ما رو بغل کرد و ماچ و بوسه! (حواسم به بالا رفتن درجه اسکل شدگی دوستم هم بود) لازم به ذکره ایشون محبوبترین استاد دوره لیسناسم بود. دستی به دو طرف صورتم کشید و با اشاره به سفید نشدن ریش ها گفت ماشالله قالی کرمون. منم توی دلم گفتم کرمونی که شمایی بعدشم دو سه تا از ریشهام که سفیده شده. راستی با آقای دوربینی هم سلفی گرفتم!

 

من آدم خودخواهی هستم ولی احساس می کنم فردا راهپیمایی روز قدس رو تشریف فرما بشم.

 نمیدونم چرا

 ولی حسش هست. 😂

 

تکمیل میشه...


⏳ در پی انتشار مطلبی با عنوان «حسش هست» در فضای مجازی رسانه های جهانی خبر دادند که دولت آمریکا «طرح معامله قرن» را به تعویق انداخت. گمانه زنی هایی درباره ارتباط این نویسنده با فرقه مخفی ملامتیه مطرح شده.انتهای پیام
شما را دعوت می کنم کامنتهای من در پست پایین را بخوانید.

لوک خوش‌شانس

 
 
پ.ن: مسواک فعلی شما چه رنگیه ؟ مال من بنفش

5️⃣یکی از مشغولیت‌های ماها که پارکینگ نداریم نقاشی است. نقاشی گنجشک‌ها روی شیشه ماشینم معمولا سیاه و سفیده. ولی یه مدته که از رنگ‌های قرمز و بنفش هم توی نقاشی‌ها استفاده می‌کنند؛ این نشون میده که توتا رسیدن. + وقتی بیشتر دقت کردم دیدم از نارنجی رقیق هم به ندرت استفاده شده؛ اگه گفتید این رنگ رو از کجا میارن؟




6️⃣براى سمینارى کویت رفته بودم. با دکتر عبدالله نفیسى در خانه اش دیدار کردم. او موضعى ضد ایران، ضد شیعه، ضد انقلاب اسلامى و حزب الله دارد! پرسید رمز نفس بلند آیت الله خامنه اى در موضع گیرى هاى استراتژیک منطقه اى و جهانى چیست، از کجاست!؟ گفتم: افق دید روشن، تحلیل دقیق و ایمان ناب.

اگر جایی هستی که نمیدونی چجوری برگردی خونه یا یکی می‌خواد بیاد دنبالت میتونی با تلگرام آدرس جایی که هستی رو براش بفرستی. احتمالا برای شما هم پیش اومده باشه که نیاز داشته باشید به این کار ولی شاید با خودتون فکر کردید که بلد نیستید و نفرستادید. در حالی که ارسال موقعیت مکانی از طریق پیام رسان ها مثل آب خوردن راحته:

 

  • به پنجره گفتگوی فرد مورد نظرتان بروید.
  • روی آیکون با نماد “گیره” 📎 کلیک کنید.
  • گزینه Location (موقعیت) را انتخاب کنید.
  • اگر GPS شما روشن باشد موقعیت مکانی شما را نشان می دهد و میتوانید آن را ارسال کنید.

 

به نظر می‌رسد همه‌ی پیام رسانها این قابلیت رو دارند. پیام‌رسان بله هم داره این رو. من از وقتی هاتگرام توسط گوگل روی گوشیم حذف نصب شد دیگه بهم برخورد و با مشورت رفقا رفتم بله رو نصب کردم. سرعت چتش خیلی بیشتر از هاتگرام هست، سرعت وویس و دانلودش هم خوبه. من راضیم. لینک

 

کسی خاطره ای از لوکیشن دادن داره؟

 

🌴در شرایطی که من هر لحظه منتظرم زنگ بزنن و برای افطاری دعوت بشیم، سفارت غیرفخیمه‌ی انگلیس عکس کاسه بشقابهای ضیافت افطاری خود برای شخصیت های دولتی و تجاری ایران را در پشت بام سفارت منتشر می‌کند :| شخصیت خودفروخته هم نشدیم که بریم سفارت این روباه پلشت.

 

 

🌴میگن هم مدام سرشو از زیر پتو در میاره و رو به زنش ملانی میگه زنگ نزدن؟؟؟؟

 

 

🌴وقتایی که خانمم پای درد دل دوستای مجردش میشینه تا هفته ها (یا روزها) بسی شکر نعمت شوهر را به جا می‌آورد. اینم از مزایای شما دخترای مجرده.

 

 

🌴ایران سعی دارد وارد جنگ هم نشود. چون فروش نفت ایران به صفر نمی‌رسد(لذت میبرین از تحلیل؟😎)

 

 

🌴شعری که دارم حفظ می‌کنم:

 

تبر به دوش به دنبال خویش می‌گردم

که بشکنیم مگر این بُت «لاتِ» لااُبالی را

 

 

🌴معلومه فیش ندارم؟ چقدر خوبه آدم شیش تا مطلب بنویسه و دیگه تا شیش روز چیزی ننویسه. به امید قهرمانی مجدددددد یا علی مدددددد :)

 

 

اعتزال درونم گفت یه چیزی بگم؟ گفتم بگو

گفت گوشت خر مکروه است؟ گفتم بله:|

 

گفت گوشت خوک(گراز) حرام است؟ گفتم بله :|

 

گفت کدام را مردم بیشتر می‌خورند؟ گفتم خوک؟

گفت خب پس بهتر نیست به جای اینکه بگوییم فلان چیز حرام است بگوییم مکروه است؟

گفتم خیر :|

 

 

گفت مثلا بگوییم روزه مستحب است تا مثل اعتکاف از آن استقبال بیشتری بشود.

گفتم پس دردت این است؟

 

گفت اتفاقا ما معتزله بیشتر از شماها درد دین داریم

گفتم: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود؟

 

گفت چقدر مونده تا افطار؟

گفتم 9 ساعت :|

همه ماها رابطه های مختلفی توی فضای مجازی داریم همه نوع کامنت شوخی یا جدی داریم و گاهی نظرات شخصیمون رو میذاریم که اینا (ناخوداگاه) در چشم بیننده به اسم پروفایلمون ثبت میشه.

با توجه به اینکه دوست دارم کیفیت فیش‌هام بالاتر برود پس دوست دارم دوباره جدی‌تر کتاب بخوانم. حداقل بیاییم هر ماه یک یا دو کتاب بخوانیم. من خودم پیش روی شما اعلام می‌کنم تا از فشار افکار عمومی هم که شده کمی مطالعه کنم. با کتاب منطق صوری شروع می‌کنم ، هر کی پایه است بسم‌الله

 

نتایج پویش موثرترین وبلاگ‌ها

 

ناخوش که باشی بدتر از هر درد، حیرانی‌ست

 

وقتی نمی دانی چه دارویی اثر دارد
 

 

 

برنامه «زمزم احکام» با هدف تبیین احکام شریعت و ایجاد ارتباط بین مراجع معظم تقلید و اقشار مختلف مردم طراحی شده است. این برنامه همواره بیشترین حجم تماس‌های صوتی و پیامکی را به خود اختصاص داده است. پاسخگویی شخص مرجع تقلید یا نماینده ویژه‌ ایشان سبب شده است؛ آنچه در این برنامه به عنوان نظر شرعی مرجع تقلید بیان می‌شود برای عامه مخاطبان قابل استناد و عمل باشد.

 

پ.ن: اگر تجربه این را داشته باشید که یک سوال شرعی را از دفتر مراجع یا وبسایت‌های رسمی آنها پیگیری کرده باشید متوجه می‌شوید که اینکه یک مرجع تقلید با صدای خودش به سوال شرعی پاسخ بدهد چقدر پسندیده و «خیال‌راحت‌کُن» است. آقای آیت‌الله مکارم مرجعی هستند که خود شخصا به پرسش‌های شرعی برنامه «زمزم احکام» پاسخ می‌دهند.

شیطان ما را مجبور نمی کند. او با سماجت درب خانه‌ی دل ما می‌نشیند و هر از گاهی در می‌زند. اگر در را باز کردی کار شیطان شروع می‌شود و با این روند شروع به کار می‌کند: شیطان در سینه‏ ها لانه کرده و به زاد و ولد می‌پردازد(فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ) و دامانشان را به پرورشگاه جوجه‌های خود تبدیل می‌کند. (وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ)|link|


امسال در شیراز سیل ویرانگری آمد، درست در فصلی که آنجا پر از مسافران نوروزی بود. اما، در شیراز هیچ جنسی گران نشد و درست برعکس.

 

هتل‌ها، رستوران‌ها، باغ‌ها، سالن‌ها و مساجد، درب‌ها را به روی سیل زدگان گشودند و رایگان از همه پذیرایی کردند، حوله و البسه توزیع کردند، ناهار و شام، میوه و شیر و چای رایگان توزیع می‌کردند.

 

مردم درب‌های منازلشان را به روی مسافران و سیل زدگان گشودند و رایگان در اختیار آنان گذاشتند.

من دوست‌های خیلی خوبی توی بلاگستان پیدا کردم. دوست‌هایی که بیشترشون عقایدِ نه تنها متفاوت، بلکه متضادی با من داشتن. اما من حفظ دوستی رو در اولویت قرار دادم. گاهی اون‌ها پست‌هایی می‌نوشتن که حتی با بنیادی‌ترین اعتقادات من هم مخالفت می‌کرد. اما من می‌خواستم دوستِ اون‌ها بمونم. هیچوقت کمترین تلاشی نکردم تا یکی رو قانع کنم که اشتباه فکر میکنه چون من جورِ دیگه‌ای فکر میکنم. من اون‌ها رو مستقل از عقیده‌شون دوست داشتم.|link|

چارلی عزیز؛ به خاطر حرمتی که برای واژه دوستی قائل هستی تو را تحسین می‌کنم و دوستت دارم.

اگر ارزیابی آدمها از خودشون همیشه درست باشه خب اتفاق بدی نمیفته و بالقوه بودن یک توانمندی در آدم مثل بالفعل شدنش صحت داره و لذت بخشه. اما اگر ارزیابیها درست نباشه (که غالبا اینطور است) با یک توهم مواجه هستیم.

 

راستش کم پیش میاد که تصوراتمون از خودمون درست باشه و اتفاقا پژوهشی هم در این باره جدیدا خوندم که تعداد افرادی که گمانِ درست در مورد توانایی و عملکردشون دارن(در عرصه‌های مختلف) چقدر محدودند و به صفر نزدیکند.

 

خوبی بوته‌های آزمایش و آزمون و رقابت اینه که در عمل مشخص میکنه که هر کدوم از ما چنده مرده حلاجیم.

 

پ.ن: اصلا تا حالا به فلسفه آینه‌های قدی توی باشگاه‌های ورزشی دقت کردین؟

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات