فیشــــــنگار

۶۱ مطلب با موضوع «فلسفه و حکمت» ثبت شده است.

ما و دو طرز برخورد فکری(بخوانید)

پنجشنبه, ۱۲ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۹:۱۵ ق.ظ

امام جمعه تهران(صدیقی) نماینده قشری است که فاصله اشعریت تا عرفان را دنبال می‌کند. برای ایمان، هویتی بالاتر از عقل و خرد قائل است. ایمان را برتر از هر نوع عقل و خدای فلسفی یا طبیعی می‌داند. گریه و اشک را بر تأمل و تعقل ترجیح می‌دهد. صحنه هستی را میدان اراده الهی با حذف هر نوع مقاومت خردگرایانه برابر آن می‌داند و به آن بخشی از متون دینی تمسک می‌کند که همین رویه را توصیه می‌کند.


در مقابل، جناح دیگر، هم میراث‌دار معتزله و فلاسفه اسلامی است که می‌خواهند دین را عقلی بفهمند و عقل را بر ایمان مقدم بدارند و هم در چنبره افکار تمدن جدید است که کرامت انسانی را پای نوعی فلسفه جبرگرایانه اشعری ذبح نمی‌کند و می‌کوشد تا او را از چنته نگاه اراده‌گرایانه و طبعا از تحقیری که تصور می‌کنند جناح مقابل نصیب انسان کرده، نجات دهند.

دل به کتاب ندهیم

شنبه, ۲۵ اسفند ۱۳۹۷، ۰۲:۲۰ ب.ظ

در هر علمی، این فرمایش حضرت امام(ره) را در نظر داشته‌باشید که فرمودند هر کتابی را می‌خوانید، با این دید بخوانید که همة آن باطل است! یعنی با خوش‌بینی نخوانید؛ با روش منطقی بپذیرید. امام(ره) با اینکه اصول عرفانی را قبول دارند، ولی حاشیه‌های تندی بر شرح فصوص زده‌اند. تعبیراتی دربارة ابن‌عربی و شارح آن می‌کنند که شاید برای علاقه‌مندان آنها مقداری سنگین باشد؛ ولی اینها چاپ شده و در دسترس است.| گفت‌وگو با استاد فیاضی  khanetolab.ir

فلسفه چیست؟

دوشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

مطالب برگزیده به انتخاب فیشنگار |link|


     

    یکی از دوستان دانش‌آموز پرسیده بود فلسفه و منطق چیست؟

     

    منطق  شامل روش هایی هست که انسان فکر می‌کند و آگاهی کسب می‌کند.

    یعنی اون آگاهی که از راه درستش به دست بیاید منطقی است.
     
    فلسفه هم دانشی است که باید از راه منطق به دست بیاید.
    به خاطر همین همانطور که ما علم صحیح و غلط داریم
    فلسفه هم می‌تواند صحیح و غلط باشد.
     
    در واقع. فلسفه‌ی هر فیلسوفی روشی است که فکر می‌کند و به سؤال‌های بشر پاسخ می‌دهد. مثلا فلسفه ملاصدرا یا ابن سینا یا کانت و...
     
    + به نظرتون این تعرف کافی بود؟

      آدمی را سه کمال است

      شنبه, ۶ بهمن ۱۳۹۷، ۱۱:۳۱ ق.ظ

       

       

      ابوریحان بیرونی بلوغ را به سه مرحله تقسیم کرده:

       

      ۱. بلوغ جسمی: آن‌که جسم انسان به رشد خودش برسد و بتواند تولید مثل کند.

       

      ۲. بلوغ عقلی: آن‌که نفس فکری و ناطقه‌ی انسان کامل شود و عقل، از قوه به فعل در آید.

       

      ۳. بلوغ تدبیری: آن‌که انسان اگر تنها ماند بتواند خودش را مدیریت کند، اگر خانواده تشکیل داد بتواند خانواده‌اش را مدیریت کند و اگر به ریاست رسید بتواند زیردستانش را مدیریت کند.

       

       

       برگرفته از lucy-may.blog.ir

      تعصبات شناختی یا محدودیت پردازش مغز

      پنجشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ
      توانایی پردازش و تحلیل مغز ما محدود است. بنابراین مغز در برخی از شرایط از میانبر (قضاوت‌های سطحی و نادرست) برای رسیدن به نتیجه مطلوب استفاده می‌کند. |link|

      جهانی که هر لحظه می سازی اش

      پنجشنبه, ۱۳ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۱۸ ق.ظ

      اتم ھا تمیزناپذیر و فاقد ھر نوع ویژگی ھستند. تنھا در یک لحظه وجود دارند و در لحظه بعد از بین می روند. خداوند در ھر لحظه اتم ھا را می آفریند و اتم ھا قادر به حفظ بقای خود نیستند و با اراده خداوند دوباره خلق می شوند و نیز به اراده خداوند اعراض |یعنی ویژگیها| در آنھا حلول می‌یابد و صاحب کیفیت می شوند و ھر نوع حرکت و دگرگونی حاصل خلق متفاوت اتم ھا در ھر لحظه است و تنھا علت آن خواست خداوند است. بدین شکل متکلمان جھانی را به تصویر کشیدند که در ھر لحظه خلق می شد پس حادث بود نه قدیم. در این نظام جھان فانی بود نه ابدی و نیز خداوند در جایگاھی جدای از مخلوقات قرار داشت نه علت اولای ارسطویی که از نظر آنھا تخفیف جایگاه خداوند بود. |More|

       

       

      پ.ن: بچه ها من دارم کتاب «اثر مرکب» رو میخونم که خیلی مطالب  روحیه بخش و کاربردی داره. تمومش کنم چند تایی فیش براتون میذارم.

      چگونه علوم تجربی از دست ما رفت؟

      چهارشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۲۵ ق.ظ

      |4-5 minutes|از جنبشهای فکری اخیر یکی مکتب تفکیک است که می خواهد برای دنیای جدید ایده تازه بدهد. مکتب تفکیک همان رویکرد اخباریگری است؛ تفکر اخباریگری و تفکیکی، از اساس اجازه تحول فکری نمی دهد. مرتب می‌گویند ما کاری به عقل نداریم و فلسفه قدیم را منکریم اما در عمل، مبنای تفکر این است که برای همه چیز باید در همین متون حدیثی گشت و راه حل یافت. من نقد فلسفه سنتی را از سوی آنها دوست دارم اما هیچ جایگزینی ندارند. مثل آخر صفوی، که فلسفه قدیم نقد شد و اخباریگری جایش را گرفت. فیض کاشانی کتاب درباره اسب می نوشت اما فقط تعدادی روایت بود!

       

       

      مفهوم علم در میان ما، روز به روز عرفانی تر و دور از نگرش علمی ـ تجربی شد. به نظرم سیطره تفکر صدرایی نقش مهمی در تخریب معنای علم تجربی داشت و ما را در امتداد هزاران سال، در قانع شدن، به همان سرمایه های کهن عقل گرایانه یونانی در هر دو بُعد عقل بحثی و شهودی، پیش برد، و زمینه نوعی انقلاب فکری و علمی را آن هم درست وقتی اروپا متحول شد، از دست ما گرفت. ما دلخوش به وحدت عاقل و معقول و اتحاد با عقل فعال بودیم در حالی که دقیقا در مسیر انفعال حرکت می کردیم.

       

       

      من صرف تکیه بر تفکر تجربی را ستایش نمی کنم، اما تا اینجا این حرف درست بود که قرآن نگرش واقع گرایانه ای به علم داشت که مسلمانها از آنها دور شدند. از همان ابتدای اسلام، برخلاف روش قرآنی که علم را در معنای عام به کار می برد، علما، علم را به معنای حدیث گرفتند. ده ها کتاب و رساله هست که نام کتاب العلم دارد، در بخاری و کافی هم هست اما همه آنها مقصودشان علم حدیث است. به تبع آن، علم اصلی، همان علم دینی شد و بقیه در حاشیه قرار گرفتند. هیچ کس علم را جز افرادی نادر مثل رازی و بیرونی، جدی نگرفت.

       

       

      این که دنیای اسلام توانست بهره ای در علم داشته باشد، حرفی نیست اما باید بدانیم هیچ نوع انقلاب علمی [در هیچ زمانی میان مسلمانان] پدید نیامد، انقلابی مشابه آنچه در رنسانس و پس از آن قرن های هفدهم و هجدهم در بغداد پدید نیامد. ما همان علوم یونانی را توسط فارابی و ابن سینا، لباس جدید پوشاندیم. اتفاق خاصی نیفتاد. دانش های فرعی ما توسعه یافت. البته در زمینه حقوق و فقه، توسعه داشتیم اما آنها هم به دلایلی، متوقف شد.

       

       

      ما انتظار داشتیم بعد از انقلاب، ادبیات علمی تری را داشته باشیم. متاسفانه نه فقط در علم کار جدی نکردیم، بلکه از لحاظ دینی هم نگرش های عاقلانه جای خود را به تمایلات  خرافه گرایانه واگذار کرد. شما عقب ماندگی علمی را هم به عنوان خرافات علمی در نظر بگیرید، چیزی که در رشد پدیده ای ساختگی و ناشی از تنفر نسبت به غرب، به نام طب سنتی قابل مشاهده است.

       

       

      همه آنها که از طب سنتی ترویج می کنند، به طور مداوم به علم جدید حمله می کنند. بنده وقتی این دوره را با دوره صفوی مقایسه می کنم، فرق چندانی نمی بینم. چنان که دوره قاجاری هم تا اواسط راه و حتی بعد از آن همین طور است. ما در یک برهه کوتاه، با رشد افکار کسانی مانند مطهری، قدری برابر خرافات ایستادیم اما به سرعت از آن وضعیت دور شدیم. حقیقت آن است که ترویج خرافات، قدری هم گرو این است که کسانی که قدرت و پول دارند، می خواهند خود را مذهبی تر هم نشان دهند و از این راه، بهره برداری بیشتری بکنند. این کار معمولا در دل خرافات راحت تر انجام می شود. جنس آدمهای متدین پولدار، این است که اگر هوشیارش نکنیم، مدام به سمت ظاهر بینی غش می کند. به میزان دینداری باید عقلش را هم تقویت کرد. آدم هایی را داشتیم که اوائل انقلاب، نگاه های روشنفکری بهتری به دین داشتند، اما به تدریج، یا سکوت کردند یا خود به حمایت از این امور پرداختند. مدعیان امام زمانی بیش از حد هستند، و اگر مقاومت برخی از نهادها نبود، وضع ما از این هم که هست بدتر بود.

       

       

      ما در این دوره، شاهد تکرار صفویه هستیم؛ مقصودم به خصوص روی این جهت است که در دوره اخیر صفوی، تلاش کردند همه علوم را از دل احادیث درآورند، مشابه این تلاش را در اسلامی کردن علوم در دوره جدید مشاهده می کنیم. گاهی آنها که فلسفی ترند می گویند ما در کل می خواهیم نگرش توحیدی را حاکم کنیم، اما به طور مشخص، عده ای دنبال آن هستند که از دل احادیث و متون دینی، همه علوم را استخراج کنند. برخی می گویند می خواهیم علوم انسانی و اجتماعی را استخراج کنیم، برخی پا را بالاتر گذاشته و همه علوم را می گویند. مشکل این است که فکر علمی، فکر کشف روابط علمی در جهان، فکری که بتواند مثل نیوتن یا انیشتین عمل کند، در عمق فکر ما نیست. با این وضع، ما حتی تشیع را از عقل هم دور می کنیم. |link|

      افراط در این امور سبب غفلت است

      دوشنبه, ۵ آذر ۱۳۹۷، ۱۱:۳۵ ق.ظ
      اشتباه است که ما خیال کنیم که در آخرت خوردن یعنی چه، نوشیدن یعنی چه، اینها حیوانیت است! اینها در دنیا از آن جهت حیوانیت شمرده می‌شود که تندروی و افراط در این امور سبب غفلت از خدا و نرسیدن به هر کمال انسانی می شود. و لهذا در دنیا هم افرادی وقتی که به آن نهایت درجه کمال برسند، برای آنها لذتهای دنیایی همان حالتی را دارد که اهل بهشت در آخرت دارند:

       

      پیغمبر برای اینکه خود را لحظه ای از آن عالم منصرف کند، پی درپی به زانوی عایشه میزند و می گوید: کَلِّمینی یا حُمَیْرا کمی حرف بزن که من بتوانم به این طرف توجه پیدا کنم.|link|

       

      جای شما خالی بود

      سه شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۵۰ ق.ظ

      سالن موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه پر بود. حضار چهره های متفاوت و اَعمار گوناگونی داشتند. کمتر از ده نفری دانشجو در جمع پیدا می‌شد که بیشتر آنها دانشجوی هنر بودند و به خاطر سخنرانی دکتر بلخاری آمده بودند؛ و جای دانشجوهای فلسفه در این نشست و امثال آن خالی است. (بخوانید) یکی از سخنران‌ها در ابتدای صحبت خود گفت کاش می‌دانستم که سطح سواد حضار محترم چگونه است تا متناسب با آن بحث خودم را ارائه کنم. دبیر جلسه  گفت: بزرگواران از زمان دکتر مصدق شاگرد کلاس های آقای دینانی هستند. پیرزنی که چرتش با |خنده حضار| پاره شده بود گفت: «حتی قبل تر»

      24 آبان؛بزرگداشت علامه طباطبایی

      سه شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۷، ۰۹:۱۹ ق.ظ
      به نظر من هنر بزرگ علامه‌ی طباطبائی این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرائط مختلف ادامه داد. حتّی هنگامی که ایشان «اسفار» را تعطیل کردند، همان جا در همان مسجد سلماسی «شفاء» را شروع کردند. خب، این یعنی استقامت.

       

      زمانی که امر دایر شود به جهت بیانات و شروح علامه مجلسی و ایراد عقلی و علمی بر حضرات معصومین(ع)، ما حاضر نیستیم آن حضرات را به [علامه] مجلسی بفروشیم و من از آنچه به نظر خود در موضع مقرر لازم می‌دانم بنویسم، یک کلمه کم نخواهم کرد.»

       

       

      در گذشته در حوزه‌ی قم با فلسفه و وجود مرحوم آقای «طباطبایی» مخالفت می‌شد. نتیجه این است که امروز سطح تفکّرات و معرفت فلسفی ما در جامعه و بین علمای دین محدود است. آقای طباطبایی فرد فعّالی بود؛ بنابراین جریان فلسفی‌ای که به وسیله‌ی ایشان پایه‌گذاری شد، باید به شکل وسیعی گسترش پیدا میکرد، که نکرده است. این [مخالفت با فلسفه] نباید تکرار شود.

       
      اگر پرسش های فلسفی و یا اعتقادی دارید و دنبال پاسخ های کوتاه، معتبر و عمیق برای آن میگردید یکی از کتابهایی که می تواند به شما کمک کند کتاب «درمحضر علامه طباطبایی» است که حاوی مجموعه پرسشها و پاسخهای چهره به چهره با علامه طباطبائی در موضوعات مختلف است از نشر: سماء قلم |خود من هیچوقت ننشستم این کتاب رو اول شروع کنم به خوندن بلکه معمولا اگه سوالی که برام پیش اومده رفتم از طریق فهرست کتاب، مطلب مرتیط رو پیدا کردم و خوندم. مطالبش هم متفاوت و جالبه. صفحه معرفی کتاب «درمحضر علامه طباطبایی»در سایت گودریدز.
       
       
      دوست دارم به دو کتاب مفید و خواندنی دیگر از علامه طباطبایی که مطالبی از آن ها در این وبلاگ مطرح شده است اشاره کنم: یکی کتاب «شیعه در اسلام» که منبع خوبی برای مطالعه باورهای امامیه است و دیگر کتاب رسائل توحیدی فصل انسان بعد از دنیا. شما می دانید که علامه محمدحسین طباطبایی تبریزی نویسنده کتاب «تفسیر المیزان» است. او در این کتاب برای تفسیر یک آیه از آیه های دیگر استفاده کرده است که هم روش جذابی هست و هم وقتی مطالعه میکنی احساس میکنی معمای آیه ها و ربط آنها به هم را داری کشف میکنی. آیت الله جوادی آملی هم از روش تفسیری علامه طباطبایی استفاده می کند.
       
       
      کانال سخن عرفان هم این روزها مطالب خوبی درباره علامه طباطبایی منتشر می‌کند|link|
       

      چرا خدا نخواست؟

      پنجشنبه, ۱۹ مهر ۱۳۹۷، ۰۹:۲۷ ق.ظ
      موسی(ع) به خضر(ع) گفت: آیا |میشود| با تو همراهی کنم تا از دانشت به من بیاموزی؟ خضر گفت: تو طاقت همراهی با من را نداری! و چگونه می توانی در برابر چیزی که از رموزش آگاه نیستی شکیبا باشی؟! موسی گفت: به خواست خدا مرا شکیبا خواهی یافت. |link|

      ما عاشق تصوراتمون میشیم

      دوشنبه, ۲ مهر ۱۳۹۷، ۰۶:۰۹ ق.ظ

      نازی ای که من میخوام ، اون نیست که !

       

      یعنی اول فکر میکردم اونه...

       

      ولی بعد دیدم نه...

      تلاقی علامه طباطبائی و علامه مجلسی

      پنجشنبه, ۱۴ تیر ۱۳۹۷، ۱۰:۱۲ ق.ظ

       

       

      تلاقی این دو اندیشه بزرگ، در حساس ترین اصول، مبانی، و مسائل از قبیل: علم و ماهیت علم، توحید، چگونگی آغاز آفرینش، پدیدۀ اولیّۀ کائنات، قضا و قدر، جبر و اختیار، جبر و تفویض و امرٌ بین امرین، عدل الهی، و معاد، است که عقل و مکتب حکم می‌کند این اصول، واجب تر و ضروری تر از فقه هستند و آن چه تا امروز کار شده اگر برای پیشینیان کافی بوده (که نبوده) برای ما امروزیان هرگز کافی نیست.مرتضی رضوی

      سخن گفتن شما واقعیت دارد

      سه شنبه, ۲۲ خرداد ۱۳۹۷، ۱۰:۱۷ ق.ظ

       

      سوگند به پروردگار آسمان و زمین که رزق شما و بهشت و نعمت هاى آن امرى حتمى است; همان گونه که شما سخن مى گویید و در سخن گفتن خود تردید ندارید. [فَوَ رَبِّ السَّماءِ وَ الْأَرْضِ إِنَّهُ لَحَقٌّ مِثْلَ ما أَنَّکُمْ تَنْطِقُونَ. 23]

       

       

      پینوشت: آیا سخن گفتن یک واقعیت است؟ تفاوت سخن گفت و فکر کردن چیست؟

      استقامت در مسیر

      يكشنبه, ۲۷ اسفند ۱۳۹۶، ۰۹:۴۴ ق.ظ
       
      به نظر من هنر بزرگ علامه‌ی طباطبائی این بود که پافشاری کرد و کار خود را در شرائط مختلف ادامه داد. حتّی هنگامی که ایشان «اسفار» را تعطیل کردند، همان جا در همان مسجد سلماسی «شفاء» را شروع کردند. خب، این یعنی استقامت|link|

      موسیقی در مدینه فاضله افلاطون

      دوشنبه, ۲۱ اسفند ۱۳۹۶، ۰۷:۵۸ ق.ظ
      تولستوی به گورکی گفت: «هر جا که میخواهی بنده و فرمانبردار داشته باشی هر چه میتوانی از موسیقی مدد بگیر زیرا موسیقی مایه کندی ذهن است» این پیرمرد مقدس روسی گویا با افلاطون هم عقیده است که می‌گفت در مدینه فاضله او، اشخاص بالاتر از شانزده سال اجازه زدن آلات موسیقی را ندارند. 225

      ترجمه دورهمی (4)

      يكشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶، ۰۹:۴۱ ق.ظ

      With the former, he studied philosophy and theology, in particular the Peripatetic works of Avicenna  and his student Bahmanyar , Plotiniana (Theology of Aristotle), and the Illuminationist works of Suhrawardi .

      نمی دانمِ علامه

      دوشنبه, ۱۳ آذر ۱۳۹۶، ۱۱:۱۰ ب.ظ
      بارها مى‌شد ما سؤالى را از ایشان مى‌پرسیدیم و ایشان با صراحت مى‌گفتند: نمى‌دانم. گاهى اوقات نیز تأملى مى‌کردند و مى‌گفتند: ببینید، این‌گونه مى‌توان پاسخ گفت. ایشان تعمّد داشتند که کلمه «نمى‌دانم» را بگویند.

      ملاصدرا(3) ترجمه های دورهمی

      شنبه, ۱۳ آبان ۱۳۹۶، ۱۰:۴۰ ق.ظ

      Mulla Sadra moved to Isfahan، to pursue his study of philosophy, theology, the prophetic tradition, and Qur’anic hermeneutics and exegesis with the two pre-eminent teachers of his age, Mir Muhammad Baqir mirDamad Astarabadi, and Shaykh Baha’ al-Din ‘Amili , who was the pre-eminent jurist in Isfahan during the reign of Shah Abbas I


      pre-eminent jurist میشه حقوق دان برجسته (همون شیخ الاسلام)

      ملاصدرا؛ ترجمه پیشنهادی خود را بنویسید

      پنجشنبه, ۲۰ مهر ۱۳۹۶، ۰۸:۴۶ ق.ظ
      Mulla Sadra was ... A bright young man, his interest in intellectual pursuits was indulged by his father, and he moved first to Qazvin in 1000 AH/1591 and then to Isfahan in 1006 AH/1597, successive capitals of the Safavid empire...

      این پست را ببینید.

      گفتگو چیست؟

      سه شنبه, ۴ مهر ۱۳۹۶، ۰۹:۰۸ ق.ظ

      گفتگو مسابقه ی ورزشی نیست؛ گفت و شنود هم نیست.|توضیحات دکتر دینانی استاد فلسفه  در مورد روش گفتگو کردن| بشنوید:

       

       

      درباره من

       

      اقتراح/ آزادی& عدالت

      يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ

      سلام. مدتی هست ذهنم درگیر این سوال شده بود و تصمیم گرفتم ذهن شما رو هم درگیر کنم  خدا رو چه دیدی شاید از ذهن شما پاسخش به من هم رسید.

       

       

       

      سوال این بود که:

       

       

       

      • فرق آزادی و عدالت چیه؟
      • کدومش بهتره ؟
      • کدومش مهمتره؟
      • ته (انتهای) آرمان عدالت [در جامعه] کجاست؟
      •  (انتهای) آرمان آزادی [در جامعه]چیه؟
      • و...

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

       

      نظرات برخی دوستان رو هم پرسیدم اما همچنان ذهنم مشغول جمعبندی هست :)

      دینانی و شیمیست

      سه شنبه, ۳۰ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۰ ق.ظ

      شیمیست: هر چیزی اگر وجود دارد پس جرم است.

      دینانی: پاسخ در فیلم (58 ثانیه)

      تغییر در روش مردم

      دوشنبه, ۲۹ آذر ۱۳۹۵، ۰۲:۲۴ ب.ظ

      آنچه انسان را به عمل وامی‌دارد عقیده است نه منطق. عقل نمی‌تواند به ما نیروی زیستن بر وفق طبیعت اشیاء بدهد، فقط به روشن کردن راه قناعت می‌کند ولی هرگز ما را به جلو نمی‌راند... ما بر موانعی که پیش رو داریم فائق نخواهیم شد مگر آنکه از عمق روح ما موجی از عواطف سر بالا بکشد. (کارل 1354, 140)

      انقلاب اسلامی ایران پدیده‌ای عمیقا مدرن است

      يكشنبه, ۲۸ آذر ۱۳۹۵، ۰۹:۰۹ ق.ظ

      من هرگز انقلاب اسلامی را پدیده ای سنتی یا حتی سنتگرا نمی‌دانم. انقلاب اسلامی ایران یک پدیده ی عمیقا مدرن است و برای همین این دوگانگی [سنت و مدرنیته] در ذات انقلاب اسلامی وجود ندارد و باز به همین دلیلِ مدرن بودن انقلاب اسلامی، اساسا پروتستانتیزم شیعی بی‌معناست. (امیرخانی, جانستان کابلستان 1390, 210)

      زندانم آرزوست!

      پنجشنبه, ۲۵ آذر ۱۳۹۵، ۱۰:۳۰ ق.ظ

      چپ مائوئیست بودم. آخر سال ۱۳۶۰ به اوین رفتیم. یک بازجو داشتم که دانشجوی فوق‌لیسانس علوم سیاسی بود. او مرا تغییر داد بلکه نشستم و مثل خر خواندم. ۴۰۰ جلد کتاب (در زندان) خواندم. از فلسفه هم شروع کردم. بعد تاریخ و سپس همه چیز. هر آن چه را جدی بود، خواندم. المیزان را با دقت خواندم... از سال 69 با مرتضی آوینی آشنا شدم.  (فراستی 1395)

      تاثیر فلسفه در تحولات اجتماعی

      شنبه, ۲۹ آبان ۱۳۹۵، ۰۸:۵۰ ق.ظ

      "جنگ جهانی دوم را هیتلر به وجود آورد و حرکت هیتلر زاییده یک تفکر فلسفی بود که او از نیچه گرفته و آن داروینسم اجتماعی و نژادپرستی بود."

      عبدالحسین خسروپناه / کتاب تاریخ فلسفه غرب /مقدمه

      مرا سفر به کجا می برد؟

      شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۷:۲۶ ب.ظ
      مرا سفر به کجا می برد؟
      کجا نشان قدم 
      ناتمام خواهد ماند
      و بند کفش 
      به انگشت های نرم فراغت 
      گشوده خواهد شد؟

      جایگاه ما در دنیا (1)

      شنبه, ۲۲ آبان ۱۳۹۵، ۰۴:۲۸ ب.ظ
      خداست که‌ هر جانداری را به وسیله یک سلسله میلها و رغبت‌ها مسخر کرده که در پی مایحتاج‌های خود بدوند و برای ارضای این میلها همیشه تلاش کنند، بدون آنکه‌ خودشان توجه داشته باشند که احتیاجشان به آن امور برای چیست و چه‌ فلسفه‌ای در کار است.منبع
       
      || جایگاه ما در دنیا (2)

      دانش‌جویان خواجه نصیر چگونه درس می‌خوانند؟

      چهارشنبه, ۱۲ آبان ۱۳۹۵، ۱۲:۱۷ ق.ظ

      شایسته است دانشجو برای خودش دفعات تکرار دروس را مشخص کند؛ زیرا علم در دل او جای نمی گیرد تا دفعات تکرار را کامل نماید. زیبنده است که مطالب دیروز و امروز را ۵ بار تکرار کند و مطالب یک، دو و سه روز قبل از دیروز را به ترتیب سه، دو و یک بار تکرار کند.این روش موجب ماندگاری مطالب می شود.

      پ.ن: خواجه نصیر طوسی: دانشمند قرن هفت،موسس رصدخانه مراغه و مهم ترین شارح کتاب اشارات و التنبیهات ابن سینا(دانلود کتاب)