چرا من پس هستم؟ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

چرا من پس هستم؟

پنجشنبه, ۷ شهریور ۱۳۹۸، ۰۹:۳۴ ق.ظ

اگر دکارت بیش از چهارصد سال پیش گفته بود: «من می‌اندیشم، پس هستم»، زنان در جامعه امروز غرب و همه جوامع غربزده ناچار باید بگویند: «مرا نگاه می‌کنند، پس هستم». |فرهنگ برهنگی و برهنگی فرهنگی|


 

 

پ.ن: وقتی یک پست منتشر می‌کنید از خارج از پنل هم نگاهی به آن پست بیندازید و از انتشار صحیح آن مطمئن شوید. به پیش‌نمایش اکتفا نکنید.

پ.ن: تیتر نمیدونم چرا اینقدر مسخره از آب در اومد؟ (از اثرات سانسوره دیگه)

نظرات (۲۹)

  • آب‌گینه موسوی
  • حالا که دیگه خیلی مختصّ خانم‌ها هم نیست!

    پاسخ:
    مع الاسف این شهوت دیده شدنِ بدن به مردها هم سرایت کرده و به تبع آن چشم چرانی به زن ها! (از عجایب روزگار ماس)

    سلام عیدتون با تاخیر مبارک (منتظریم😏)

    چرا پس من هستم؟

    پس من چرا هستم؟

    چرا من هستم پس؟

    :) 

    پاسخ:
    داری فکر میکنی ببینی چیه معنیش؟

    به اصل سوال که خیلی وقته فکر میکنم

    دارم فکر میکنم عنوان، چطوری میشد بهتر میشد؟ :) 

    پاسخ:
    ممنون میشم اگه پیشنهادی دارین :)
  • جَوونِ تنها
  • دکارت تو چند سالگی به وجود خودش شک کرده بود!؟ من چند سالگی!؟
    دکارت خودش این حرفو از خودش زده یا از جایی شنیده!؟
    اصلا فلسفۀ غرب ارزش خوندن داره!؟
    آخرین سوال هام دیگه کم کم دارم از حضورتون مرخص میشم...

    پاسخ:
    1. نمیدونم// اون شکش الکی بود. یعنی فرض کرد که همه چی غلطه از اول بنا کرد بر اساس عقل ناقص خودش (عقل همه ناقصه)
    2. از کجا مثلا؟>
    3. بله (برای کسی که فلسفه اسلامی رو خونده باشه آره)

    "در خودآگاهی فطری،شک و تردید که آیا هستم یا نیستم و اگر هستم آیا کدامم و امثال اینها راه ندارد؛زیرا شک و تردید آنجا راه دارد که علم و آگاهی از نوع علم حصولی باشد،یعنی وجود عینی شئِ به آگاهی درآمده با وجود عینی آگاهی دو چیز باشد،اما آنجا که" آگاهی"  عین "آگاه" و "به آگاهی در آمده"است و از نوع آگاهی حضوری است،شک و تردید فرض نمی شود،یعنی امری محال است.

    اشتباه اساسی دکارت در  همین جاست که توجه نکرده بود که "من هستم"شک بردار نیست تا از راه "من فکر می کنم"بخواهیم آن شک را رفع کنیم."|انسان در قرآن،شهید مطهری،ص۵۹و۶۰

    گفتم حالا که بحث جمله معروف دکارت شد نظر شهید مطهری رو هم درباره اش بولد کنیم!

    پاسخ:
    تشکر و درود بر شما :) علم به ماهو علم شک بردار نیست.

    اونی که درش شک میشه مسیر علمه (معرفت شناسی: episemology)
    دکارت هم گفته من در وجود هر چی شک کنم، باز وجود خودم رو نمیتونم انکار کنم (به قول شما چون علم حضوری بهش دارم)
  • امّــــــــ شــــــــــهــــــــرآشــــــــــوبـــــــ
  • واقعا درک نمیکنم دنیای این زنها رو

     

    خودشون رو مفت و مسلم تبدیل میکنن به یه مانکن که چشمای مردها رو سیر کنن!! 

    به چه قیمتی آخه؟ 

    پاسخ:
    غذای روحشونه دیگه :)

    نگاه صرف با نگاه شهوانی چه زن چه مرد فرق داره!

    اتفاقا باید به منِ نوعی نگاه بشه چون هستم، اما نه صرفِ جسم!

    منتها زنان غربی یا غرب زده، صرف جسم براشون اکتفا میکنه و اینه که باعث بهره‌برداری جنسی میشه!

     

    + میگم که مستند انقلاب جنسی (فعلا ۳ گانه) رو اگر ندیدین، ببینید، جالبه...

     

    پاسخ:
    الان شما معنی نگاه رو گسترده تر کردین در حالی که متن منظورش همین نگاه معمولیه :)

    + چشم می نگریمش

    شخصیت نمایشی 

    پاسخ:
    سایر اقسام شخصیت چیا بودن؟ :)

    سلام

    کلا موضوع تفکر تو جامعه شده اولویت دست چندم....

    مرد و زن هم نداره متاسفانه!

    فقط برای خانم ها بروز ظاهریش بیشتره...

    پاسخ:
    هم خود تفکر هم موضوع تفکرش :)

    سلام به شما
  • قاسم صفایی نژاد
  • شاید بگیم چیزی که تمدن غربی می‌خواهد نه زنان غربی. همه جا خوب و بد هست :)

    پاسخ:
    تذکرت قشنگ بود
    یه دلفین میدم به کامنتت :)
    🐬

    کامنت های برتر💫


    اتفاقا اگر بدن زن رو کلا ابژه جنسی بدونیم یا همون عورت الان زنا میخوان با لوندی و ادا اطوار مثل برخی بچه ها و حیوونای خونگی مقداری هم سوژه قلمداد شن حالا اگر نمیتونن بحثش جداس!

     

     

    پاسخ:
    چی شد؟

    پست رو درمورد اینستاگرم بدونیم و بصنف جنسی مرد هم تعمیم بدیم جواب خواهد داد!

    پاسخ:
    هوم اینستاگرام مصداق اتم این جمله س

    عنوان سانسور شده؟

    "چرا من پسر هستم؟" بوده؟

    پاسخ:
    یه چیز بدی به ذهنم رسید بعد حذفش کردم حالا نه این جمله موجود معنی میده نه اوننی که نوشته بودم یادم میاد!

     اون برای خودش می‌اندیشد و من برای خودم.

    اندیشه اگر خلاف موازین قانونی کشور باشه

    نفت نمی‌ارزد.

    ضمناً: هر چیزی تکراری گفته شود، مغز به او عادت کرده و جدی اش نمی‌گیرد.

    پاسخ:
    موزاین قانونی؟!

    اول اینکه ناچار نیستن.پذیرای این نگاهن.این ناچاری نیست.

    فک نکنم اسمشو بشه گذاشت فرهنگ.فرهنگ عرف در حال درگرگونی دست ادما نیست.فرهنگ قانون حاصله از رخنه کردن عرف در ریشه جامعه نیست.فرهنگ یه چیز ثابت و از خود گذشته و نمداینه که بهش استناد میشه مدام.یه  دکور تبلیغاتی.یه چیزی که هر انچه بد است ازش مبراست...

    فک کنم :|

    پاسخ:
    میگی فرهنگ ثابت نیست
    و وابسته به چیه؟
  • مهدی صالح پور
  • باید بگی «نگاه می‌کنم، پس هستم!»

    پاسخ:
    :))) اینم حرفیه

    یعنی زنان در جامعه‌ی غرب نمی‌اندیشند؟ یا فقط اگر حجاب داشته باشیند می‌اندیشند؟

    پاسخ:
    مگر زنان در جامعه ما می اندیشند؟ :))

    + این می اندیشم پس یه اصلاحه که از دکارت به جا مونده / منظور این نیست که زنان اندیشه کنند یا نکنند

    همون قواعد قانونی یا قانون‌کشور

    پاسخ:
    متوجه نمیشم
    یعنی فکر کردن باید در چارچوب قانون کشورها باشه>؟

    بله، بهتر است باشد، چون هر چی فکر هر شخص در چارچوب قوانین

    کشورش باشه، دیرتر عوامل بیگانه می تونند از پا درش بیارن.

    و خانم ها، هر چی فکرشون به قانون کشورشون نزدیکتر باشه، چون

    قانون اون کشور صلاحشون رو خواسته، راحت تر زندگی می کنند.

    پاسخ:
    تو یا نمیدونی قانون کشور چیه؟
    یا قانون گذارا رو نمیشناسی :))

    کمی تک بعدیه.

    این زمانه، منشأ یک مشکل، فقط یک چیز نیست...

    اتفاقا میگم فرهنگ ثابته.یه چیز دور  عقب افتاده متین با وقار که اون پشت مشتا مثه یه بت خاک میخوره ودیگه تسلطی روی مسیر عرف جامعه نداره.

    پاسخ:
    نظر حسام الدین سراج رو قبول نداری؟

    حسام الدین سراج در برنامه دورهمی شبکه نسیم (شنبه ۸ خرداد۱۳۹۵) گفت:
    متعلَق فرهنگ، فعلیت جامعه است نه تاریخ آن!
    یعنی درست است که ما تمدن درخشانی داریم و افرادی چون حافظ شیرازی و ... ولی اینها در صورتی جزو فرهنگ ما محسوب می شود که جوان ما شعر حافظ را بفهمد،

    این در حالی است که امروزه آهنگ هایی که در گوشی جوانان ما وجود دارد محتوایشان از صحبت های محاوره ای و معمولی هم پایین تر است.

    بیشتر

    فکر کنم جمله اولی که گفته زیاد شاخه مرتبطی با پاراگرافی که توضیح داده نداره.یعنی اومده اسمی از فرهنگ به گور نشسته برده ولی بیشتر خواسته مبرا کنه هرچیزی که الان هست با پیوندش به فرهنگ اصلی قدیم.

    انگار رسالتش این بوده که بیاد بگه تقصیر فرهنگ قدیم نندازیم.

    از واژه فرهنگ قدیم استفاده میکنم و حتی نمیدونم خود فرهنگ چیه.برای من فرهنگ مثل کتاب اخلاق ناصری  طوسی دور از دسترس و خارج از چارچوب زنگی روزمرس.تاریخه.همین. و چیزی که سراج ازش دم میزنه شکایت از وضع امروزیه و کج رفتاری عرف.نه پایمال کردن فرهنگی که نمیدونم چیه.

    فرهنگ چیه جناب فیش؟

    پاسخ:
    پس میگی فرهنگ از نظر تو یعنی تاریخ؟

    به نظر من شاید بتونیم بگیم فرهنگ هر جامعه وصف حال مردم اون جامعه است. هوم؟

    اره به نظر من ینی تاریخ.

    ینی میگی مردم فرهنگو میسازن.یا بهتر بگم.فرهنگ بدون مرم ساخته نمیشه ولی صد در صد خالص هم مردم نمیسازنش.یعنی یک چیز به شدت نوسنانی و متغیر.

    خب اگر اینقدر نوسانی و متغیره و هیچ پیشینه ثابتی ناره،پس چرا وقتی اشغال مینازی تو خیابون مردم بت میگن بی فرهنگ.

    یا یه چیز دیگه.چرا وقتی یه کار اشتباه میکنی،بی فرهنگی تعبیر میشه.کاری که بقیه مردم هم اونو انجام میدن.و چیزی نیست که فقط "تو" انجامش داده باشی.اگر این کار اشتباه، یه چیز جاری بین مردمه و مدام داره صورت میگیره پس باید میشده جزوی از فرهنگ.ولی وقتی مردم میگن"طرف چقد بی فرهنگه" دارن به یه چیزی استناد میکنن.

    به پیشینه یه فرهنگ معتبر و درخشان که هیچ کار بدی رو انجام نمیده.یک پیشینه که دارای یک چارچوبه.مثل قوانین خدا پاکه.پس بازم دارن تاریخ سازی میکنن.اینو چجور توجیح کنیم؟

    پاسخ:
    سوال خوبی مطرح کردی
    هنجارهای فرهنگی (مثل همین که میگی آشغال نریزیم زمین) رو عرف جامعه میسازده درسته؟

    تو زندگی توی خوابگاه رو ترجمه کردی؟
    پس از یه مدت اعضای یک اتاق احساس میکنن نیازه که یه ساعتی رو برای مطالعه مشخص کنن که کسی حرف نزنه یا فیلم نبینه یا مهمون نیاره توی اتاق
    همین طور وقت خاموش کردن لامپ رو مشخص میکنن

    اینا رو خود جمع بهش میرسه و وقتی کسی این موارد که سرش توافق میکنن رو  رعایت نکنه کار غلطی کرده نظر اونها

    هوم...

    با اینکه خود جمع سرش به توافق میرسه ولی از همون لحظه توافق تخطی کردن رو هم مجازِ غیر قانونی میکنه.ینی تو انجام میدی ولی مجازات میشی.

    ممنون واسه توضیح!

    پاسخ:
    توی جامعه هم همینه
    یعنی اون چیززهایی که در طول زمان برای عموم مردم پذیرفته شده است رو اگه رعایت نکنی ملامت میشی.
    چه خوب چه بد

    مثلا وقتی معلم میاد سرکلاس همه پا میشن :) نمیشه پا نشد

    شما با تکرار یه چیز مثل حجاب  به عادت

    بیشتر تبدیلش نکنید.

    عادت بشه

    مردم براشون دیگه اهمیت نخواهد داشت.

    با دونستن قانون چیزی بهم اضافه نمی‌شه‌‌.

    من قانون اصلی خودم که جهان برام تعریف کرده

    و همه کشورها قبولش دارند قبول دارم.

    دیگه تو این مورد تفاهم نداریم

    حق نداریم انتخابمون رو سر دیگری بکوبیم.

    پاسخ:
    من نمیخوام شما رو تغییر بدم، بلکه میخوام بفهمم که منظورت چیه

    آهان یعنی میگویید هر کسی قانون خودش رو داره که جهان براش تعریف کرده؟

    بله، همون قانون به نظر من بهترین قانونه.

    شاید برای فردی مزخرفترین قانون باشد.

    پاسخ:
    یه دکتر برو :)

    قاضی خوبی نیستی، چون بدون پرسش

    قضاوت می‌کنی.

    پاسخ:
    شوخی بود اون

    می‌خوای قانون هایی که پیروی اون هام بدونی،

    به این لینک مراجعه کن:

    https://b2n.ir/25188

    من به قانون کشورم هم احترام می‌گذارم

    و به خودم می‌گویم: این قانون هایی

    که پیروی اون هوایی رو قبول داشته

    باشی، زندگی خودت در آرامشه.

    پاسخ:
    همینا بود فقط ؟ :)

    آره همین ها به قول شما.

    عمل بهشون مهمه.

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات