فیشــــــنگار

ماجرای سه کاهن و راز حلیمه

پنجشنبه, ۲۳ آبان ۱۳۹۸، ۰۴:۱۶ ب.ظ

جنون است این که

هرکس عقیده خویش را بستاید.

اگر اسلام به معنای تسلیم شدن برای خدا باشد

همۀ ما در اسلام به دنیا می‎آییم و

در اسلام می‎میریم...
«گوته - دیوان شرقی»

 

 

معرفی کتاب: یک روز از دوران کودکی پیامبرمان از زبان دایه ایشان حلیمه را در کتاب «سه کاهن» می‌توانید بشنوید.

 

کتاب صوتی «سه کاهن» (فقط امروز و فردا) به صورت رایگان در وبسایت jjp.ir قابل دانلود است.

با دانلود کتاب «سه کاهن» می‌توانید در مسابقه‌ی کتابخوانی «پویش ملی سلام بر محمد» شرکت کنید. (همان لینک)

 

جوایز: پنج ربع سکه برای پنج نفر

(معرفی این پویش عیدی من به شما بود.)

معرفی کتاب

زمانی که حضرت محمد در نزد دایه خود حلیمه به سر می برد کاهنانی  به سراغ حلیمه می آیند تا در ازای پول این کودک را بخرند.

عید تون مبارک

متشکرم به همچنین Invisible

به به

معرفی کتاب

همراه با لینک دانلود رایگان

چی از این بهتر؟

دم شما گرم :) 

شما هم بخونید و هدیه بدید :)
تا ببینیم ربع سبکه کجا میره

راستی مسابقات قبلی چی شدن؟! جایزه گرفتین؟!

برندگان رو اعلام کردن
در کمال ناداوری اسم من توش نبود

من یه دوتا فصلش رو گوش دادم قشنگه خیلی  ولی من عادت به کتاب صوتی ندارم وسطش حواسم پرت میشه  

به گزارش روابط عمومی ... کتاب صوتی «سه کاهن» در سینماهای آزادی، هویزه، سپیده و ساحل و کتابفروشی‌های منتخب، بین اهالی فرهنگ و هنر توزیع می‌شود.

اینو کپی کردم چون فکر میکردم اصل کاغذی کتاب رو توزیع میکنن! میخواستم بگم خوشحال باشید :)/ (با این روابط عمومی شون)

عیدتون مبارک...

تا کی وقت مسابقه هست؟!!!

ممنونم :) ندیدم محدودیت زمانی براش گذاشته باشن
تا پایان آذر ماه

مشکل اینه که کسی که ایدئولوژی اسلامی داره کاملا طرز تفکرش یه چیز دیگس. اگه اینجوری باشه همه مسیحی هم هستیم چون کسی که نظرش رو مسیحیته بنظرش همه ما خلق شده توسط مسیح/خدا هستیم ازون طرفم کسی که طرفدار چیزای شرقیه میدونه که همه ما خلق شده خدا های شرقی هستیم. یا کسی که شرقی و بی دینه مثل چیزای ژاپنی، داره یه ایده راجع به نحوه عملکرد بدن آدم میده که همه ما بدن داریم پس همه پیرو اون هستیم. از طرف دیگه کسی که کاهشگرا؟ (reductionist) هست میگه که با علم میشه چیزای علمی رو ثابت کرد. و دنیای دیدنی بر اساس چیزای علمی کار میکنه. که خب کار میکنه دیگه. اینا بنظرم بازی با کلماته برای کسایی که خودشون نمیخوان ایدئولوژی های دیگه رو قبول کنن

به هر حال مشکل اصلی همین ایدئولوژی ها هستن که (به تعبیر کانت) واقعیت را برای فرد دستچین و سانسور میکنند.

کد معرف? 

باید سوال ها رو جواب بدی تا کد معرف بگیری
من هنوز ج نداده ام

سلام

کتاب "قاف" رو هم پیشنهاد میکنم

قابلیت جایگزین کردن بجای کتابهای دینی مدرسه رو داره

انقدر زیبا پیامبر معرفی شده...

سلام؛ نشنیده بودم اسمشو

1/کتاب «قاف؛ بازخوانی زندگی آخرین پیامبر» به قلم یاسین حجازی حاصل بازخوانی سه کتاب کهن فارسی است که قبل از قرن هفتم نوشته شده. («سیرت رسول‌اللّه» نوشته شده در سال 612 هجری قمری، «شرف‌النبی» حدود سال‌های 577 و 585 هجری قمری و «تفسیر سورابادی» حدود 470 هجری قمری)

2/بسیاری از منتقدین، آثار حجازی را یک نوع «کولاژ» موفق می‌دانند که با استفاده از تصویرها، پاره‌ای از یک نامه یا گفت و شنود‌ها و کنار هم قرار دادن آنها داستان را نگاشته است. هرکدام از خرده داستان‌ها تکه‌ای از یک «کولاژ» است که از چیدن و کنار هم گذاشتنشان مى‌توان اصل واقعه را فهمید و یکپارچه کولاژ را دید. کتاب‌هایی که منابع اینچنین اثری بوده‌اند آنچنان درگیر اسناد و توضیح و تحلیل بوده‌اند که مخاطب اجازه نمی‌دهند داستان را به خوبی دریافت کند.

+ توجه: بررسی داستان های تاریخی نیاز به آگاهی تاریخی و همچنین کتابشناسی حدیثی دارد.(یاسین حجازی نمی دانم چقدر در این زمینه توانمند است؛ باید کتابش را خواند) ممنون از معرفی شما

سلام

عیدتون مبارک

 

کتاب صوتی رایگان:)

خیلی ممنون:)

عید شما هم مبارک :)(:

از دکتر صفایی هم تشکر میکنیم که کتاب را رایگان کرده بودن

سلام و درود

عیدتون مبارک،من ک خودم همیشه کتابای صوتی رو موقع خواب گوش میدم وسطش خوابم می بره ولی این کتاب رو در طول روز گوش می کنم...

کتابای صوتی به درد راننده تاکسی ها هم میخوره فک کنم :)
سلام

سلام. ممنون از معرفی کتاب صوتی اونم رایگان! :)

فقط این پویش تا چه زمانی فرصت داره؟

گویا تا سر برج :)
سوالا رو به منم برسونید (جوابشو)

برم ببینم چی معرفی کردی ، وقت با ارزش منو بگیری :)

ربع سکه

سلام

این حرف گوته رو قبول دارید؟

 

در تقبیح ستایش عقیده ی خویش؟ :) هوم درست به نظر میرسه

سلام

واقعا همه ما در اسلام میمیریم؟؟ حتی روحانی و جهانیری یعنی؟؟

بنظر گوته، روحانی هم تسلیم خداست؟؟!

جهانگیری رو که باید از شما بپرسیم

سلام

ممنون از معرفی و عیدی

ربع سکه ها رو جور کنید دکتر :) پیروزی نزدیک است

محدودیت نداره? 

من دیروز هفده قسمتشو گوش دادم 

تا آخر آذرماه

https://lh3.googleusercontent.com/--7PgRIgqSCw/Xc_DmhKotfI/AAAAAAAAA2U/6Pta2i-rUS8r6cxRHDRfHSZ6nuhFxDZ_ACK8BGAsYHg/s0/2019-11-16.jpg

تا آخر آذرشو کجا نوشته بود؟

من همه رو دیروز گوش کردم جواب دادم :دی

توی اینستای jjp.ir

اتفاقا بهتره که کار رو به فردا نیندازیم :))
باید بیشتر به تاریخ شروع نگاه کرد تا پایان
مثلا من توی فروشگاه وقتی بین دو مدل شیر میخوام انتخاب کنم به تاریخ تولیدهاشون دقت میکنم

کدوم شیرو می‌خرید؟

من قدیمی‌ترو می‌خرم اگه قرار نباشه زیاد نگه‌دارم. به دومی که جدیده فرصت بیشتری میدم. ولی اگه دومی رو بخرم اولی که فرصتش کمه زود خراب میشه.

به فکر کارخونه‌ام.

هوم من بیشتر به فکر سلامتی محصولی ام که مصرف میکنم
البته سوپری ها هم با چیدن شیرهای تازه در صف عقب تلاش میکنند که به ترتیب مصرف بشه ولی ما حواسمون هست :)

منم فکر سلامتیمم. نگفتم که شیر فاسدو می‌خرم :| اگه تولید یکی دیروز باشه یکی پریروز، پریروزیه برمی‌دارم. اگرم انقضای یکی تا فردا باشه اونو برمی‌دارم. چون معمولا وقتی می‌رم خرید، تصمیم دارم همون روز مصرف کنم نگران این نیستم که بمونه خراب شه. همون‌طور که گفتم فکر کارخونه‌دارم. و نیز فکر اسراف نشدن‌

تازه با خودم کیسه هم می‌برم پلاستیک کمتر مصرف بشه.

خب شاید تو چون برا خودت خرید میکنی
واسه ما ریسکش بالاست (دیر مصرف میشه چون زیاد خونه نیستیم)

آره دیگه. بستگی داره کی بخوای مصرفش کنی. اینجور مواقع دو تا می‌خرم. یکی قدیمی که همون‌ روز بخورم، یکی جدید که بمونه برای بعد. البته اگه به من باشه برای بعدیه رو همون بعدا می‌خرم. چه کاریه بخرم نگه‌دارم.

+ زمان خوابگاهو عرض می‌کردم. الان ابوی می‌خرن.

+ الان این چه بحث بیخودیه ما می‌کنیم آخه :)))

ایشالا دوباره خوابگاهی میشی خودت میخری (آهان الان فهمیدم: احتمالا یخچال خوابگاه تون امنیت نداشته نمیشد چیزی بخری برای بعد)

Coffee

خوابگاه ما سوییت بود. یه واحد چهل پنجاه‌متری که آشپزخونه توش بود. یه وقتی دو نفر بودیم، یه وقتی سه، یه وقتی چهار. بحث امنیت نبود. همیشه همه چیزمون جدا بود.

یه بار سر کلاس بودم. دوستم اسمس داد می‌تونم از ربت بردارم؟ چنین آدمای بافرهنگی بودیم.

بابا ایول! یاد روزهای خوابگاهی خودم افتادم بهتون غبطه خوردم :)
من یه روز خودمو وسط دانشکده دیدم! (نزدیک رفتم دیدم هم اتاقیمه یه دست از لباسای منو پوشیده اومده)

خدای من :)))

نه خدایی ما خیلی بافرهنگ بودیم. بدون اجازهٔ هم به وسایل هم دست نمی‌زدیم. تو یخچالم طبقاتمون جدا بود.

من که هیچ وقت نه لباس به کسی دادم نه گرفتم. ولی امان از وقتایی که ملت دوست‌پسر جدید پیدا می‌کردن و نمی‌خواستن با مانتوی تکراری برن سر قرار. یه دختره بود که فکر کنم مانتوهای همهٔ دخترای خوابگاهو قرض گرفته بود جز من که سایزم سی‌وشیشه و کوچیک بود براش. بعد من استرس داشتم که اگه یه وقت پسره بگه اون مانتو صورتیه رو که فلان روز پوشیده بودی دوباره بپوش از کجا می‌خوای صورتیه رو پیدا کنی تو این خوابگاه درندشت :|

عرضم به حضورتون که... فرهنگ ما هم فرهنگ جالبی بود:) البته خب یه کارهای بدی هم میکردن برای گرفتن حال دستبردزنندگان به یخچالها

+احتمالا دیگه باید میرفت یه خوبشو میخرید :)

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی