فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

ثواب را به عقاب تبدیل کرد

هشتم، گاهی ممکن است علّت غیبت «بی‌التفاتی» باشد؛ یعنی نفس انسان هنوز مؤدّب به آداب الهی نشده است، ولی می‌خواهد خودش را در آن صِراط قرار بدهد؛ چون راهش را نمی‌داند، راه را اشتباه می‌رود.

 

این مطلب (که به برشماری نواقص شخصی ما که منجر به غیبت کردن می‌شود می‌پردازد) را به خاطر همین جمله بالا بازنشر کردم. چون اگر کسی در پی این است که آدم بهتری باشد باید دقت خودش را در رفتار و افکارش بیشتر کند: بخوانید

فرض کنید انسان شنیده یا دیده است که برادر مؤمنی مرتکب خلافی شده است یا نقصی بر او وارد شده که ممکن است هر نوع نقصی از جمله نقص بدنی باشد؛ مثلاً «پیسی» گرفته است. انسان واقعاً هم دلش برای او سوخته است؛ چه در بُعد دینی‌اش و چه در بُعد غیر دینی‌اش باشد، تفاوتی نمی‌کند. مثلاً به او ضربه مالی خورده است. هر چه هست، انسان می‌خواهد دلسوزی بکند، از روی غصّه خوردن برای اندوه و غمی که او پیدا کرده است، بی اختیار پشت سرش می‌ گوید: لااله الا الله! این کار را کرده است. بعد شروع به گفتن می‌کند.

 

دلسوزی هم می‌کند و واقعاً نمی‌خواهد طرف را بکوبد. می‌گوید: فلانی دستش آلوده به این کار شده است و دروغ هم نمی‌گوید. واقعاً به اصطلاح «ته دلش هم سوخته است» و خلافکاری او یا نقصی را که بر او وارد شده است، می‌گوید.

 

تذکّری بدهم. این نوع از غیبت را که بیان کردم، گاهی به صورت منافقانه است و نمی‌خواهیم آن را بگوییم؛ یعنی گاهی انسان می‌خواهد طرف را بکوبد، ولی در این قالب آن را می‌ریزد. نفس، خیلی خبیث است؛ «اخبث خبائث» است. این نفس شیطانی است و در حالی که می‌خواهد عیب برادر مؤمنش را بازگو کند، آن را در این قالب می‌گوید. او قیافهٔ دلسوزانه، مَغموم و مَهمومی می‌گیرد، امّا همۀ این‌ها صحنه‌سازی است، برای اینکه عیب او را بگوید. این حالت از بد‌ترین انواع غیبت است. خدا چنین کسی را هدایت کند. دروغ هم می‌گوید و اصلاً هدایت او را نمی‌خواهد.

 

گاهی هم در قالب دعا می‌ریزد. این حالت را نمی‌خواستم بگویم. موردی را می‌گویم که انسان واقعاً دلش می‌سوزد، غصّه می‌خورد، مغموم، مهموم و ناراحت است، ولی اسم طرف را می‌برد و می‌گوید: چرا این کار را کرد و چرا این‌گونه شد! واقعاً وقتی انسان «چرا» می‌گوید، دلش می‌سوزد. باید یکی به او بگوید: «تو آمدی ثواب کنی، خودت را کباب کردی.» اگر این غصّه خوری را در درون داشتی و نهفته بود، چقدر اجر داشت؟!، چون مؤمن نسبت به برادر مؤمنش باید همین‌گونه باشد. چقدر آن ناراحتی‌های درونی برای تو اجر داشت. همین که اسمش را بردی، او را مُعرفی کردی و عیب او را به طرف مقابل گفتی، غیبت شد. شیطان است دیگر، ثواب را به عقاب تبدیل کرد.

 

 

پ.ن: سخنان فوق بخشی از توضیحات اخلاقی آیت الله مرحوم شیخ مجتبی تهرانی است که با عنوان بحثی پیرامون غیبت  منتشر شده است.(بخوانید و بشونید)

پ.ن: تحلیل منشاء این خصیصه ی رفتاری  به طور مفصل خیلی برایم جالب بود؛ مخصوصا اینکه همه از یک روایت معصوم استخراج شد.

هلما ...
۲۲ آبان ۹۸، ۰۰:۱۴

شب لاین :)

پاسخ :
می بینم که حدست درست نبوده!
Invisible
نا دم
۲۲ آبان ۹۸، ۰۰:۱۹

سلام

رحمت خدابر ایشان... چقده لطیف و قشنگ بیان کردن. 

چقده ثواب هامون رو با این کم‌توجهی ها به باد دادیم و تبدیلش کردین به عقاب!

پاسخ :
مخصوصا صداشون رو آدم دوست داره بشینه گوش بده :)
سلام بر شما و درود خداوند بر ایشان باد
سوته دلان
۲۲ آبان ۹۸، ۰۷:۲۵

جالب اینجاست با وجود اینکه شیطان است دیگر... ولی آخرش باز بهمون میگه من فقط دعوت کردم!


+ با امیرالمومنین محشور بشن ان‌شاءالله...


پاسخ :
شیطان کارش رو با رفاقت و صمیمی شدن و عادی کردن پیش میبره :)

پرنده سفیده رو یادتون هست؟


+ انشالله که همه مون پشت سر امیرمون محشور بشیم

Daisy ‌‌‌‌
۲۲ آبان ۹۸، ۰۷:۲۷

دلیل وجود این نفسِ اخبث خبائث چیه؟

چرا ما باید مدام با یه همچین دشمنِ بزرگِ درونی مبارزه کنیم؟

(به شخصه خودم رو در اکثر موارد شکست خورده میبینم)

این سوال رو چند بار جاهای مختلف پرسیدم

این جواب که اگه نفس نبود، رشد و حرکت ممکن نبود، قانعم نکرد

پاسخ :
شما خیال نکنید خباثت یک واژه عجیب و غریب و وحشتناک و هیولایی طور است؛
نه منظور از خباثت در ادبیات دینی و اخلاقی یعنی همین رفتارهای معمولی که ما در مستندهای راز بقا از شکار حیوانات می بینیم.(که حمله می کنند و می درند و می کشند و می خورند و میرن سراغ بعدی)

خباثت و طهارت اسم گذاری برای دو میل رو به بالا(فرهنگ) و رو به پایین(توحش) در نهاد انسان است.
Saboo ..
۲۲ آبان ۹۸، ۰۸:۱۰

نواقص شخصی در غیبت این خیلی جالب بود که حتی زمانی که دنبال خیر هستی تبدیل به شر میشه اگر رشد و ظرائف اخلاقی نداشته باشیم

 

پاسخ :
وقتی خوندم مطلب رو
دوست داشتم به همه بدم بخونن :)
اینقدر که انسان شناسانه طور بود صحبتاشون
علی علوی
۲۲ آبان ۹۸، ۰۸:۱۹

واقعا خوب بود . 

 

پاسخ :
عالی بود
سوته دلان
۲۲ آبان ۹۸، ۱۱:۰۵

همونجاس که آدم میگه: یَا وَیْلَتَىٰ لَیْتَنِی لَمْ أَتَّخِذْ فُلَانًا خَلِیلًا

 

+ بله یادمه...

 

پاسخ :
ای کاش با فلانی دوست نشده بودم؟
سوته دلان
۲۲ آبان ۹۸، ۱۱:۰۹

بله...

 

پاسخ :
دوّم، گاهی ممکن است انسان غیبت بکند؛ امّا منشاء آن موافقت و مساعدت با رفقای مجلسش باشد. در آن مجلس چند نفر نشسته اند، یکی از آن‌ها شروع به غیبت کردن از دیگری می‌کند و انسان هم به اصطلاح، «دنباله‌اش را می‌آورد». انسان نمی‌خواست غیبت بکند، درصدد هم نبود؛ برای این غیبت می‌کند که نکند رفقایش از او مُتنفّر بشوند و مثلاً بگویند: آدم عُنُقی است.

انسان با خودش می‌گوید: اگر آن‌ها را از غیبت نهی کنم که خیلی مصیبت است.
اگر بلند شوم و بروم که می‌گویند: نَچسب است.

بنابراین انسان برای جلب توجّه آن‌ها که در جمع با هم باشند و بگویند: چقدر خوش‌مجلس است، غیبت می‌کند تا -نعوذ بالله- حسن معاشرت‌اش را نشان دهد.

منشاء این حالت نیز بیماری نفسانی است که عبارت از «جُبن» است؛ یعنی انسان ترسو است. این حالت از رذایل قوهٔ غضب است. انسان می‌ترسد که او را طَرد کنند و امثال این دلایل.
رذیلهٔ دیگر که در این حالت مطرح است، «صِغَر نفس» است؛ یعنی روح کوچک است و وقتی انسان در روابط گوناگون قرار بگیرد، این کار را انجام می‌دهد.
** گُلشید **
۲۲ آبان ۹۸، ۱۳:۳۲

سلام

واقعا عالی بود.

 

جزئیاتی که خیلی وقتا به شخصه اصلا حواسم بهشون نیست.

پاسخ :
خوشحالم که مفید بوده و خوشتون اومد.
توی کامنتا هم درباره این جزئیات صحبت شده

سلام و درود :)
** گُلشید **
۲۲ آبان ۹۸، ۱۳:۴۰

بله کامنتا رو هم خوندم:)

پاسخ :
خوشحالم که فیشنگار همچین خواننده ی گلی دارد :)
///ه امیری
۲۲ آبان ۹۸، ۱۴:۲۸

بسم الله

سلام 

یاد این استغفارهای دعای کمیل افتادم 

اللهم اغفر لی الذنوب التی تحبس الدعا 

اللهم اغفر لی الذنوب التی تغیر نعم 

اللهم اغفر لی الذنوب التی تهتک العصم 

اللهم اغفر لی الذنوب التی تنزل البلاء 

به ترتیبی که تو دعا اومده نیست بر اساس دردی که بهم وارد کرده نوشتم 

خدا رحمتشون کنه حاج آقا رو . جزو نعماتی بودن که وقتی رفتن فهمیدیم چه بلایی اومده سرمون با فقدانشون 

پاسخ :
سلام... خوش به حالتون که میشناختیدش

انشالله که خداوند به حق این پست :) استغفارهای شما رو قبول کنه...
///ه امیری
۲۲ آبان ۹۸، ۱۴:۵۱

الهی خدا از هممون بپذیره  به دعای شما و به برکت صلوات بر محمد و ال محمد 

شناخت؟؟؟

خبری از شناخت نبود فقط خودمون رو مینداختیم تو سیل عاشقان بلکه ما رو هم جزو سیاهی لشکراشون روزی بده خدا 

پاسخ :
حداقل مسیر اونجا رو بلد بودین دیگه :)
///ه امیری
۲۲ آبان ۹۸، ۱۵:۰۵

حداقل مسیر جلسه رو بله 

پاسخ :
از آثاری که ازشون چاپ و منتشر شده هم میتونید استفاده کنید
https://mojtabatehrani.com/shop/
///ه امیری
۲۲ آبان ۹۸، ۱۵:۲۹

چند تاییش رو مطالعه کردم 

پاسخ :
به اون بهونه میخواستم آدرس بذارم :)
///ه امیری
۲۲ آبان ۹۸، ۱۵:۳۳

خیر ببینید الهی . ممنون

پاسخ :
متشکرم بابت این دعا :)
ebrahim hadi
۲۲ آبان ۹۸، ۲۰:۲۳

ممنون که  موضوع به این مهمی رو بیان کردین...

پاسخ :
خواهش میکنیم
فاتحه ای برای ایشان بخوانید
هلما ...
۲۳ آبان ۹۸، ۰۹:۰۱

🙈🙈 کار این قابلیت انتشار در آینده ضایع کردن ماست گویا😂😂

پاسخ :
نه شما این چند روز شبا فقط هستی :) نمیدونم چرا
با وان
۲۳ آبان ۹۸، ۱۰:۲۶

ظریف بود. 

ممنون

پاسخ :
هوم مطلب ظریفی بود
هلما ...
۲۳ آبان ۹۸، ۱۶:۳۰

وقت نت اومدنم یکم کمتر شده :)

هی میخوام پست بنویسم نمیرسم، میام میخونم وبلاگا رو کامنت دادنمم نمیاد. گفتم به رسم فرزند پدری بیام حداقل یه متلکی بار شما کنم. :))

پاسخ :
اتفاقا غیبتت(جای خالیت) محسوس بود
هلما ...
۲۳ آبان ۹۸، ۱۶:۵۰

جبران میکنم ایشالا :)

ممنون بخاطر حس کردن کم رنگ شدنم. :)

پاسخ :
دیگه ماه ربیعه و مردم خوش خوشانشان هست Invisible
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین