فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

نکته ای در تحلیل بیانات رهبران انقلاب

بیانات امام خمینی و رهبر معظم انقلاب برای برخی از دوستان مرجع تحلیل و تصمیم گیری است. از این رو لازم است نکته ای مطرح شود.اینکه بیانات رهبری عموما جهت پیشبرد امور کلی کشور مطرح شده و باید به فراخور شرایط سیاسی روز و فضای موجود حاکم بر دستگاههای اجرایی و فضاهای فرهنگی آن را تحلیل کرد. در این زمینه نظر ارزنده شهید بهشتی درخصوص رهبری اجتماعی اشاره باید در بازخوانی بیانات رهبر مورد توجه قرار گیرد:

شناخت معروف و منکر در بسیاری از موارد، از حدود آگاهیهای فردی فراتر می‌رود و تنها رهبری است که با اطلاعاتی که از هر گوشه جمع می‌شود و آنجا زیر و زبر و موازنه می‌شود، می‌تواند بگوید امروز این کار مصلحت است؛[و شاید] فردا در مورد همان کار می‌گوید مصلحت نیست؛ متأسفانه گاهی در قشر مذهبی ما این نقطه ضعف دیده می‌شود که درباره رهبران از همین مجرا به شک می افتند. می‌گویند آقا، یعنی چه که این آقا دیروز می گفت این کار را بکن، امروز می گوید نکن! معلوم می شود او اصلاً یک رهبر ثابت قدم ثابت رأیی نیست! ما اصلاً رهبری را آن طور که باید هنوز نفهمیده ایم. |1051|
پا ییز
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۱:۰۸

Allafi be khoda 😏

پاسخ :
ok to khoobi
ایمان
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۱:۳۶

سد باب امر و نهی نباید کرد و بنظرم اوضاع ما با عمل و پذیرش فرمایش شهید(ره)بتطیلی امر و نهی و خودکامگی و اینا ختم میشن.

بنظرم درمورد مسائل کلی فقط نظر نمیدن.حال از نظر شما مثلا دخالت و اصلاح قوانین مجلس مثل قانون بخدمت گیری بازنشستگان یا مثلا نحوه ی تحلیل و خبر در پرونده ی بزرگ ب.ز یا مثلا داستانFATFیا...امور کلین و جزئی نیستن من نمیدونم.

بنظرم رهبری معزز(زید عزه)باید در مسائل حساس جلوی خطا رو بگیرن حال مسائل جزئی یا کلی باشن ببحث مربوط نیس باید هم بچیپنین چیزی تن بدن که مسوولیت اتفاقات جالب و فجایع این تصمیمات و دخالت ها رو هم برعهده بگیرن و برای پاسخگویی هم آماده باشن.از نقطه ی عزیمت شما بحث قطعا بعدم پاسخگویی رهبری معزز(زید عزه)و درصورت فساد شخصی بخودکامگی حکومت میرسیم.ایده ی شهید(ره)و شما دقیقا ایده ی شهید حکیم(ره)در مجلس اعلای عراق بود که عدم پاسخگوییشون موجب سکولار شدح بخشی از بدنه یالدعوه و اولی های مجلس اعلا شد.میخوام بگن حزب رو نمیتدنیم اینطور بچرخونیم چه برسد بنظامی که ما داریم.

پاسخ :
مقام امربه معروف و نهی از منکر نسبت به حاکم، و همچنین مشورت دادن به او مربوط به مرحله قبل از تصمیم حکومتی است و بعنوان وظیفه همه نخبگان با مسئولیت، تعطیل بردار هم نیست.
رهبری اجتماعی درباره مسائل اجتماعی تصمیم گیری میکند. چه کوچک باشد چه بزرگ. (درباره پیامد عدم پاسخگویی و تبیین مسائل از سوی رهبر اجتماعی نکته قابل تاملی مطرح شد)
نا دم
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۳:۳۷

سلام

بی جهت نیست اینقدر سفارش شدیم به خوندن تاریخ...

اولیش داستان های قوم بنی اسراییل در برخورد با پیامبر خدا

بعدم مردم صدر اسلام، چه بلاهایی با همین نداشتن دید جامع به موضوع رهبری، سر ائمه ی ما که نیاوردن.. 

کتاب کوفه رو می خوندم، بخش مربوط به مواجهه مردم با اوامر آقا امیرالمومنین علیه السلام انقدر دردناک بود که گاهی طاقت خوندنشو نداشتم، ببینید حضرت چه کشیدن! دقیقا بخاطر همین نکته که شهید گفتن...

پاسخ :
به نام جلوگیری از خودکامگی،  آزادی و حق انتقاد به حاکم را تا جایی توسعه دادند که مفهوم رهبری و هدایت گری از یادها رفت.
بهار
۱۴ فروردين ۹۹، ۰۰:۲۹

ببینید من فکر میکنم این بحث رو از یک‌گام عقب تر اگه نگاه کنیم شاید بهتر باشه...منظورم فهم مفهوم و واقعیت ولایت هستش، اگه بفهمیم که دال مرکزی ولایت، هدایت است نه قدرت، اون وقت ترس از خودکامگی و دیکتاتوری و اینها هم منتفیه...وظیفه ذاتی ولی، تربیت و هدایت است، رشد است و اساسا در مورد انسان، ولی، زمینه رشد را با کمک به انتخاب درست فراهم می کند پس نه تنها نفی کننده آزادی انسان نیست بلکه حامی آزادی انسان در معنای درستش است...

این تحلیل جناب جلیلی خیلی به جان نشین بود و موید همین فهم: جمهوری اسلامی یعنی انتخاب اسلام توسط مردم.

پاسخ :
سلام و تشکر. ببخشید اشاره شما به کدام تحلیل هست؟ 
علی علوی
۱۴ فروردين ۹۹، ۰۵:۰۴

نوشته علافی بخدا !!! تو ذوقت نخوره تو خیلی هم آدم بدرد بخوری هستی 

متنت کپی شد برای پاسخ به شبهات رفیق 12 سالم ... خدا رحمت کنه شهید بهشتی.

پاسخ :
دست شما درد نکنه که رسوندی به فرد مورد نظر.
+ما باید انتخاب کنیم که یا تعطیل باشیم یا علاف :))
کدومش خوبه؟
بهار
۱۴ فروردين ۹۹، ۱۰:۳۹

سلام

منظورم این توئیت دکتر سعید جلیلی است:

جمهوری در نگاه امام (ره) یک تعارف نبود بلکه یک «مبنای عمیق دینی» داشت. در واقع جمهوریت در کنار اسلامیت، یک نمونه متعالی از حکومت‌داری را نشان می‌دهد. جمهوری اسلامی یعنی انتخاب اسلام توسط مردم.

پاسخ :
همه ی بحث و جدال همینه:
وقتی مردم،«اسلام» رو برای «اداره» انتخاب کردند، آیا از خودشان سلب اختیار کردند؟
بهار
۱۴ فروردين ۹۹، ۱۲:۵۵

به نظرم این سوالتون یه پارادوکس درونی داره... به هرحال انسان با هر انتخاب آزادانه اش، قدرت انتخابش را معطوف به چیز خاصی میکند و این دیگر جبر، به معنای سلب اختیار نیست!!

پاسخ :
انسان انتخاب فردی ش با انتخاب های اجتماعی ش تفاوت دارن؟ بیشتر بهش فکر میکنم.
ضحی
۱۵ فروردين ۹۹، ۰۱:۱۲

مطالعه کتاب از نیمه خرداد پیشنهاد میکنم

پاسخ :
اسمش از نیمه ی خرداد هست؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین