عشق مثل تهمت به سُراغ آدم می آیَد :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

عشق مثل تهمت به سُراغ آدم می آیَد

دوشنبه, ۵ اسفند ۱۳۹۸، ۱۰:۳۱ ق.ظ

وقتی خداوند از نیلوفر حَوا رویید، آدم برای نخستین بار به خاک اُفتادَن را تجربه کرد.

وقتی خُداوند از لبهای حَوا سُخن گُفت، گردش خون نیایِش در آدَم به جَریان اُفتاد.

⚽️⚽️⚽️

بریده هایی جذاب از کتاب یک لیوان شطح داغ:

پدر من صد سال تنهایی را زیسته است

یک لیوان شطح داغ

نظرات (۱۲)

عنوان پست،اسم کتابه؟🤔

پاسخ:
نه ولی نزدیک شدی
  • فاطمه حسینی
  • بسی زیبا :)

    پاسخ:
    سپاسگزارم

    یه کتابی بود عشق خودش  میاید فک کنم 

    پاسخ:
    نویسنده اش ایرانی بود؟

    نمیدونم من فقط اسمش رو شنیدم نخوندمم 

    پاسخ:
    نویسنده مورد نظر ما ایرانیه

    الان سرچ کردم ایرانیه 

    محمد شریفی 

    فکر کنم همین کتاب بود 

    پاسخ:
    بعیده

    نمیدونم عنوان من رو یاد این کتاب انداخت 

    ولی متنش عین متنای عرفان نظر آهاری هستش :))))

     

    پاسخ:
    اونم نیست 🤔

    بسم الله

    سلام 

    فکنم نوشته احمد عزیزی باشه و شاید از کتاب یک لیوان شطح داغ یا مجموعه شطح

    یه پاراگراف طولانی تر داره این مطلب که شاید با هم خوندنش قشنگ تر و لطیف تر باشه 

    پاسخ:
    من تا قبل از اینکه شروع کنم به مطالعه کتاب همواره برام سوال بود که چرا شطح؟ ولی واقعا رقصی چنین میانه ی میدانم آرزوست!
    شطحیات قابل اعتنا و مسحور کننده ای دارد.

    قلب هر شاعری و هر عاشقی، قلمرو دوشیزه ای است... زنی مثل یک زن و نه بیشتر، که اصلا دیگر بیشتری وجود ندارد.

    زنی که آفتاب در پیشانیش گم می‌شود.

    زنی که از تکلمش پروانه می‌ریزد.

    زنی که مثل نماز سخن میگوید و مثل وضو پاک میشود و پاک میکند.

    زنی که مثل آیینه تبسم میکند هرچند تبسمی نیلی. اگر زن را از تاریخ بگیرند، کتیبه ها کور خواهند شد. زنان فرمانروایان کشور قلبند و لذاست که هر مومنی در زنی گم شده است.
    راستی چرا نقاشان فرشتگان را مونث می بینند و چرا خداوند تنها در سوره مریم گل کرده است؟ و چرا...........؟؟؟؟؟ میدانی چرا خداوند حوا را آفرید؟ به خاطر آنکه آدم رموز غیب را نمی دانست. ادم نمیتوانست چگونه قربان صدقه خدا برود. آدم غرق شدن زیبایی را از بحر نمی شد، زیرا آدم از خاک است و حوا از درخت. آدم از گل است و حوا از دل. آدم از کلمه است و حوا از شعر، آدم از حیرت است و حوا از حریر.

    پاسخ:
    یه کلمه اش اشتباهه فقط :)
    دردو بر حافظه شما

    کدوم کلمه ؟

    پاسخ:
    زنی که مثل نماز سخن میگوید و مثل وضو پاک میشود و پاک میکند.(اینجا پاک دوبار تکرار شده فکر کنم/الان کتاب دم دستم نیست)

    کتاب رو ندارم و نمیتونم ببینم . خودتون هر وقت دیدید اصلاح کنید لطفا 

    پاسخ:
    زنی که قلب شاعر را از بلوغ تکلمش به امانت میگیرد... زنی که مثل وضو برهنه می‌شود، زنی که مثل نماز سخن می‌گوید و مثل آیینه تبسم می‌کند.

    و الشعراء یتبعهم الغاوون...

     

    پاسخ:
    حلال زاده ای ایمان داشتم بهت فکر میکردم :])

    اما التهم و العشق...اتقوا من مواضعها!

    پاسخ:
    به به

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات