فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

مطالب را روی برگه الکی یادداشت نکنید

و فرمودند نوشته‌جات خود را محفوظ دارید که در آینده به آنها نیاز پیدا می‌کنید: اِحْتَفِظُوا بِکُتُبِکُمْ فَإِنَّکُمْ سَوْفَ تَحْتَاجُونَ إِلَیْهَا .

من خودم هنوز بعضی از جزوه‌های دانشگاه (اون‌هایی که توی دفتر هشتاد برگ نوشته‌ام) رو دارم. 

پا ییز
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۲:۰۰

Vali man hame kelasay e bazamuzi o ru kaghaz mineveshtam

taze kaghaz ham nemibordam hamunja har chi giram miyumad :| 

Bara hamin ba in post movafegham 

پاسخ :
سپاس. توضیح تون مطلب رو تکمیل تر کرد.
فا رام
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۲:۵۸

ما تو دفتر هشتاد برگ ننوشته بودیم که بشه نگه داشت:|

کاغذ بود ریختیم دور:)

پاسخ :
نکته اش اینجا بود که من همیشه دفتر صد برگ رو زیادی میدونستم برای یه سال یا یه درس. چهل برگ رو هم اصلا دفتر حساب نمی کردم.
نکته مهمترش هم اینه که من کمترین مشق و دفتر رو توی دبیرستان داشتم به همین تناسب هم خیلی کم از معلومات دوره دبیرستان یاد گرفتم و چیز خاصی از این دوره به خاطر ندارم. جز یه تعداد تک بیت درس های ادبیات فارسی که اونم به خاطر مشاعره و این چیزا یه جا نوشته بودم که حفظ کنم.


به هر حال هیچوقت برای پشیمانی دیر نیست :)))
Rahnama Rahnama
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۳:۵۸

سلام

 

افسوس چه مطالب نابی از کفم رفت از تنبلی

پاسخ :
بله... سلام
** گُلشید **
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۴:۱۱

منم هر چی تو دوران کارشناسی نوشتم رو نگه داشتم. حتی وویس ها و فایل هارو هم نگه داشتم.

واسه دبیرستانم رو هم داشتم ولی بعد کنکور اقوام اومدن تمام جزوه ها و کتابا رو بردن و من دیگه رنگشونم ندیدم:(

وگرنه الان شماره ی معلمم رو که تو جزوه ی شیمی نوشته بودم دوباره پیدا میکردم:)) آخه یه روز هر چی تو گوشیم داشتم از جمله شماره هام پاک شد.

 

پاسخ :
آدم حالا شاید سالی یه بار هم بهشون مراجعه نکنه ولی مثلا من یه بار دنبال یه مطلب خلاصه درباره موضوعی بودم. هر چی به منابع نگاه کردم و سرچ کردم چیز شسته رفته ای پیدا نکردم درحالیکه توی جزوه ام خیلی خلاصه و اصولی داشتمش. 
آدم فکر کنم باید شماره ها رو هم یه جا یادداشت کنه با این وضع پرش گوشیا
محیا ..
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۴:۲۴

آخ آخ من چقد نادمو پشیمونم

یه سری از درسا دانشگامو مثل اصول مهندسیم که همش حل مسائل بود تو برگه اچار نوشتم :(( ونمیدونم الان کجان:)):

 ازرو کتابم هیچی متوجه نمیشم:((

 

کلاً بچه جزوه برنداری بودم😐با کتاب منبع بیشتر ارتباط برقرار میکردم😐

ولی الان پشیمونم:(

 

راستی سلام:)

یاد اشتباهاتم انداختید منو

سلام یادم رفت:)):

پاسخ :
سلام احوال شما چطوره؟ :))
از قدیم گفتن (قیدوا العلم بالکتابت)
کتابت یعنی نوشتن.
یعنی دانایی رو در ذهنتون ماندگار کنید با نوشتن 
محیا ..
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۵:۱۰

شکر خوبم:)

هروقت خوبم تو بیان سروکلم پیدا میشه:)) پرحرفی میکنم😅

 

بله درسته منم نادمم:((

البته منم مثل گلشید همه وویسا وعکس و..

رو هنوز بعد ۳سال دارم

کتابام جزوه هام همه رو نگه داشتم

ولی یه سری درسا رو توبرگه نوشتم خیلی بینظم وازاین بابت پشیمونم

توبرگه اصلا معلوم نیست چی به چیه ادامش کدومه😑

 

انشاالله ارشد قبول بشم دیگه تکرار نمیکنم😅

پاسخ :
به هر حال
تبریک میگم به خاطر تصمیم خوبی که واسه مشق های ارشد گرفتید:))
...:: بخاری ::...
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۶:۳۹

به طرز عجیبی این حدیثو دوست دارم. داشتم از قدیم.

پاسخ :
احتمالا تجربه اش کردین و از به کار گیری اش سود کردین
بهار
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۷:۲۵

از این مورد نگم که متأسفانه بعد از تغییر رشته اصلا اوضاع خوبی ندارم... :( هرچی جزوات کارشناسی و ماقبلش کامل و هیجان انگیزه، ارشد به این طرف برگه های پراکنده و ناقص و... فکر کنم یه بار دیگه هم تو بحث روش مطالعه، اهمیت یادداشت برداری منظم حین مطالعه رو یادآور شده بودین

پاسخ :
دقیقا جزوه های ارشد ما هم سر و ته نداشت. همشو میگفتن برید خودتون بخوانید :) 
دارم ولی آدرسش رو یادم نیست الآن
ایمان
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۷:۴۴

درایتتون در مورد فرمایش امام(ع)خطاس.

پاسخ :
درستش چیه؟
احمدرضا ‌‌
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۸:۱۵

بعکس من با جزوه نوشتن مخالفم! فقط در حد حاشیه‌نویسی گوشه کتاب‌ها (البته هنوز دانشگاهی نشدم نمیدونم شاید تغییر کنم :)

پاسخ :
می دونی توی مقطع لیسانس(که بیشترین جزوه ها نوشته میشن) اساتید معمولا جا افتاده هستن یعنی میدونند که درس رو در یک ترم از کجا شروع کنند و برای 16 جلسه با برنامه پیش میرن و خب طبیعتا چنین جزوه ای در کنار حضور و گوش دادن دانشجو سر کلاس خیلی مفیده.

البته گاهی ممکنه دانشجو در جزوه نوشتن مثل ضبط صوت عمل بکنه یعنی بخواد همه چیز رو بنویسه و اینجوری دیگه فرصت نمی کنه درس رو متوجه بشه. جالبه
ایمان
۱۱ فروردين ۹۹، ۱۹:۳۷

کتابت علم در لسان امام(ع)بمعنای نوشتن احادیث و ایناس.خود کتاب هم دانش واژه س و جزوه ی شما مصداقش نیس.بابی که شما ازش فرمایش امام(ع)رو آوردین(باب روایة الکتب والحدیث وفضل الکتابة والتمسک بالکتب)از کافی مشتمل بر توصیه بنوشتن احادیث و کتب و روایت اوناس.میفرمودن القلب یتکل على الکتابة یا اکتبوا فإنکم لا تحفظون حتى تکتبوا یا اینی که شما نوشتین یا اکتبو بث علمک فی إخوانک، فإن مت فأورث کتبک بنیک، فإنه یأتی على الناسزمان هرج لا یأنسون فیه إلا بکتبهم.

میفرمان فرمایشاتشون رو بنویسن و ازش نگه داری کنن تا بدست بعدیا برسونن.

پاسخ :
یعنی فرمودند فقط مکتوب کردن احادیث مهم است؟
در قرآن کریم هم آیه ای هست که تاکید می کنه هر وقت معامله ای می کنید حتما مکتوبش کنید. یا شاهد
ایمان
۱۱ فروردين ۹۹، ۲۰:۰۲

تو درسای اصلی و تخصصی من جزوه ای نبودم.رشته م جزوه ای نبود.تو مدرسه ولی خودم  برای بچه هام جزوه میگفتم.تو دوران دانشگاه جزوه خونا نمرات بهتری دارن ولی بنظرم هم خنگتر از منبع خونان و هم عمق کمتری دارن.استادای جزوه محور رو هم غالبا دوس نداشتم.

dark star
۱۱ فروردين ۹۹، ۲۰:۰۹

یه بخشش نگه داشتنه یه بخشش دسته بندی!

اگر مرتب نباشه ندونی چیو کجا میذاری...

پاسخ :
من این چند سالی که فارغ التحصیل شده ام بعضی کتابام گم شدن ولی جزوه هام رو حفظ کردم. جاشون هم هر خونه ای رفتیم قایم طور بوده که کسی نتونه پیدا کنه. خودم هم نمی رفتم سراغشون که جاشون لو نرع :))))
حسین مداحی
۱۱ فروردين ۹۹، ۲۳:۳۹

من هم جزوه کلاس داستان نویسیم رو

پاسخ :
گمش کردی؟
dark star
۱۱ فروردين ۹۹، ۲۳:۵۸

البته من بیشترمنظورم اینه که هر مبحثی رو کدوم قسمتِ جزوه و کتابات باید دنبالش باشی

پاسخ :
آفرین یکی از مزایای مهم جزوه نسبت به فایل صوتی همینه. و به دو علت بر جزوه تسلط زیادی داری یکی اینکه خودت جزوه رو نوشتی و دو اینکه
حداقل شب امتحان یه بار از روش خوندیم.
حسین مداحی
۱۲ فروردين ۹۹، ۰۰:۱۳

من هنوز بعضی از جزوه های دانشگاه( اونهایی که توی دفتر هشتاد برگ نوشته ام) رو دارم. 

 

در جواب این بود!

پاسخ :
چجوری روت میشد دفتر هشتاد برگ ببری سر کلاس؟ من که راحت بردم. البته پاپکو نداشتن هم مزید بر علت بود.
حسین مداحی
۱۲ فروردين ۹۹، ۰۰:۴۱

من سه سال راهنمایی کیف نداشتم با کشِ شلوار کتابهام رو میبستم میرفتم مدرسه.

برای بردن دفتر هشتاد برگ به کلاس داستان نویسی اصلا فکر نمیکردم به مسئله ای جز کلاس!

پاسخ :
آهان اون پسره توو بچه‌های آسمان تو بودی؟
حسین مداحی
۱۲ فروردين ۹۹، ۰۰:۵۹

کیف نداشت اون؟

پاسخ :
کفش هم نداشت. 
ایمان
۱۲ فروردين ۹۹، ۰۷:۲۸
دقیقا درمورد همین است و بس!کتاب خدا هم همونطور که فرمودین درمورد داد و ستد(از معاملات)و روند قضایی این مسائل رو توصیه کرد.بطور کلی چنین نتیجه ای(اونچه شما نوشتین!)اولا حاصل شق باطل قیاس (مخالف اسلوب امامیه)و ثانیا از نظر حقوقی منطبق بر تفسیر موسع(و نه مضیق)از نصوص ماهاس.قرار نیس ما هم مثل برادران ناتنی خودمون استحسان و استصلاح کنیم.
ایمان
۱۲ فروردين ۹۹، ۰۷:۵۳
https://myth.tarikhema.org/article-368/%D8%AF%D8%A7%D9%81%D9%86%D9%87



ببخونین حال کنین.
پاسخ :
به موضوع ربط نداشت درسته ؟
میرزا مهدی
۱۲ فروردين ۹۹، ۱۲:۱۶

60 برگ نبود؟

60 بود و صد و دویست

پاسخ :
اونم خوبه ولی دفاتر من 80 برگ بود همیشه
Saboo ..
۱۲ فروردين ۹۹، ۱۲:۳۳

من که زیاد اهل جزوه نوشتن مخصوصا اون استادایی که املایی از رو متن میخوندن  نبودم ولی اون مقداری که نوشتم  رو همه توی سر رسید بود  )پاپکو خیلی بزرگ و جا گیر و بد دسته کلا همون دفتر و سر رسید خوبه... )هنوزم دارم الان که خودم درس میدم گاهی میرم سراغشون ببینم استادای خودمون چی گفتند بعد برام جالبه که بعضی از مطالب رو اون استادهایی که از نظر ما خیلی فوق العاده بودن اشتباه گفتند..

من حتی یادداشتا و کتاب دفترهای دبیرستانمم دارم هنوز....

ولی کلا فارغ از بحث حدیثی که گذاشتید  یکی از حسن های نگهداشتن چیز هایی که خودمون مینویسیم توی دوره های مختلف زندگی اینه که بعد از گذشت چند سال وقتی بهش مراجعه میکنیم میتونیم سیر تغییر رفتار و تفکر خودمون رو ببینیم

 

 

پاسخ :
جزوه اگه استاد با تحقیق خوب و وقت کافی تهیه اش کرده باشه؛ توی بعضی از درس ها بهتر از معرفی کتابه به نظرم.
چون کتاب مطالب مهم و غیر مهم و همه چی رو با هم آورده در حالی که در طول ترم فرصت طرح همه ی مطالب نیست و بهتر است اصل مطلب و مطالب اصلی تر در قالب یک جزوه آموزشی مدون شود
آب‌گینه موسوی
۱۲ فروردين ۹۹، ۱۴:۵۴

معصوم جای دیگر هم‌ فرمودند: 

قیّدواالعلم بالکتاب!

علم را با نوشتن در بند کنید!

البتّه در نظر حضرات، علم؛ دانش دین است، مابقی فن هستند و البته‌تر، لازم برای زندگی و حیات. 

 

پاسخ :
نظر حضرات معصومین؟
شاید موارد زیر طرحش در این جا ضرورت داشته باشد.

1/حداقل یک جمله در نهج البلاغه وجود دارد که 
العلم علمان
علم الادیان
و علم الابدان= پزشکی
2/از حضرت امیرالمومنین علیه السلام در باب توصیه به مطالعه تاریخ پیشینیان نقل شده که ایشان آنقدر تاریخ گذشته را خوانده اند که گویی به مانند یکی از آنها در کنار شان زندگی کرده است.

3/ حدیث معروف اطلبوا العلم ولو بالصین=چین
یعنی آموزنده ی علم باشید حتی اگر مجبور باشید به چین سفر کنید (طبیعتا علم قران و حدیث در چین گیر کسی نمی آید)

4/ توحید مفضل هم که توسط امام معصوم به یکی از اصحاب آموزش داده شده. چیزی از فقه و تفسیر تویش نیست. علم زیست شناسی و طب است.

نتیجه: علم از نظر اسلام و اهل بیت محدود به تفسیر و روایت نیست.

قاسم صفایی نژاد
۱۲ فروردين ۹۹، ۲۱:۳۶

به نظرم باید اسکن کنیم و پی‌دی‌اف نگه داریم

پاسخ :
بله این جوری هم ماندگاری اش بیشتر میشه هم همه جا قابل دسترس است.
مه سو
۱۲ فروردين ۹۹، ۲۲:۴۲

من جزوه هام کاغذی بودن!!!! اما همه شونو دارم هنوزم...

پاسخ :
شما آخه هنوز درستون تموم نشده :))
آب‌گینه موسوی
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۶:۰۰

چرا نامِ من تغییر کرده؟! آن کلمه یعنی چی؟ :)

من علم را به معنای خاص در کلام معصوم عرض کردم.

در کلام خودمان هم هست. مثلاً وقتی می‌گوییم: فلانی اهل علمه، یعنی روحانیه، درس دین خوانده. به دکتر و استاد و... اطلاق نمی‌شه. 

علم به معنای عام را هم که گفتم فن می‌گوییم. فن یعنی مهارت؛ مثلا مهارت در پزشکی، در جغرافیا و...

پاسخ :
متوجه نشدم کجا رو میگید.

به هر حال این هم یک انحراف فرهنگی هست که فقط به روحانیت میگیم اهل علم
آب‌گینه موسوی
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۶:۰۳

توحید مفضّل هم سرتاسر اثبات یگانگی و وجود خداست با برشمردن شگفتی های طبیعت. 

پاسخ :
همه علوم میتونه به عالم کمک کند تا آثار صنع باری را در حرفه خود ببیند
آب‌گینه موسوی
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۹:۲۳

انحرافِ فرهنگی؟! :)) 

کاش همه‌ی انحرافاتِ فرهنگی اینگونه بودند! :)

پاسخ :
:)))
آب‌گینه موسوی
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۹:۲۶

دقیقاً! 

علم وقتی اهمّیّت و ارجحیّت داره که در راهِ و با راهِ خدا و در خدمتِ مردانِ خدا باشه. 

 

پاسخ :
و همچنین نباید اگر یک علم در دوره ای در خدمت مردان ضد خدا بوده خیال کنیم آن علم دیگر برای همیشه بد و مذموم و ناپسند است.

مه سو
۱۳ فروردين ۹۹، ۱۹:۵۹

من؟!!!! نه بابا دوره لیسانسمو میگم....فوق هم همچنین....هر دو تموم شدن رفتن پی کارشون! یادتون نیست دفاع هم کردم هاااااااا تابستون!

پاسخ :
اگه شیرینی داده بودین آدم یادش میموند.
مه سو
۱۴ فروردين ۹۹، ۰۰:۳۲

آها...این به اون در!!!! شیرینی خونه!

پاسخ :
خب خدا رو شکر
از هولش در اومدم :)))
مه سو
۱۴ فروردين ۹۹، ۱۶:۲۸

کلا برنامه تون همین بود که من این به اون درش کنم!!!!!!! :دی

پاسخ :
قشنگ پیش رفتم نه؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین