ماجرای استادی که در گروه بود :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

ماجرای استادی که در گروه بود

جمعه, ۱۰ بهمن ۱۳۹۹، ۰۱:۳۵ ق.ظ

*از خاطرات یک استاد در ایام کرونا و کلاسهای آنلاین:*

١) این ترم که دانشگاه رو هوا بود، ما اومدیم یه گروه واتساپ زدیم واسه هماهنگی کلاسهای آنلاین با دانشجوهامون.

٢) بعد با یه شماره دیگه بعنوان دانشجو تو همون گروه خودم عضو شدم.

٣) دیروز یکی از دانشجوها یه گروه زده اسمش هم گذاشته "گروه تقلب درس.... استاد صادقی" . مارو هم با اون شماره دوم آوردن توی گروهشون.

٤) هیچی دیگه، تمام هماهنگی ها با ریز جزئیات انجام شد واسه تقلب تو امتحان، از اسکرین شات گرفته تا...

٥) جزوه رو هم تقسیم بندی کردن، صفحه ٣٢ تا ٣٧ شده واسه من!

٦) خیلی استرس دارم، من برم بشینم اون ٥ صفحه رو بخونم😂

٧) ادمین گروه ساعت ١٢:٤٥ زنگ زده میگه آقای رسولی (اسم تقلبی من)، بیا تو گروه الان همه اونجا جمع شدیم.

٨) من هم آنلاین شدم، یه وضعی بودااااااااااااا، ترکیب تهاجمی بسته بودن😁.

٩) ساعت ١٣ امتحان شروع شد، ساعت ١٣:٠٥ همه کیش و مات شدن، چون همه سوالها رو از اون ٥ صفحه خودم داده بودم!😅

١٠) قیامتی به پا شد تو گرووووووووووووه، ١٠ بار خودم پیام دادم که جوابها تو صفحه ٣٢ تا ٣٧ نیست، بقیه جزوه رو نگاه کنین😃.

١١) هیچی دیگه ساعت ١٣:٢٠ ادمین گروه حکم حکومتی داد هر کی هر چی بلده جواب بده😂

١٢) ادمین گروه میگه آقای رسولی زنگ بزن به استاد ازش راهنمایی بگیر🤓

١٣) اصن یه وضعی بوداااااااااااا، امتحان تموم شد. اعصابا خراااااااااب. حالا قراره شنبه بریم آموزش اعتراض کنیم که سوالا از جزوه نبوده!!😂

١٤) هیچی دیگه، برم مرخصی بگیرم برای شنبه که بریم اعتراض!😂😂😂

نظرات (۱۰)

  • محسن حاجیان
  • کار ندارم به اینکه نمره هم مهمه ولی واقعا زشته یه دانشجو تو هر رشته ای بخواد تقلب بکنه . 

    متاسفانه این اخلاق بد از دوران دبیرستان مونده . 

     

    من دانشجو رشته اقتصاد هستم . 

    استاد به ما گفت امتحان میگیرم و یه نفر تو گروه اومد جلو دخترای کلاس حرکت بزنه گفت من کل کتابو میخونم و جوابو به همتون میدم و ... 

    من خودم اعتنایی نکردم و بچه ها روش جساب باز کردن ... 

    موقع امتحان من رفتم امتحانمو دادم و رفتم تو گروه دیدم بچه ها ناراحتن دیدم اون پسره که گفته بود من جواب میدم انلاین نشده بود و ... ( بعد بهونه اورد مریض بودم و... ) 

     

    خلاصه استاد عصبانی تو گروهش گفت از بین 13 نفرتون فقط یکیتون قبول شده XD 

    من نمرم شد 17 و بقیه بچه ها هم استاد ترم بعدی در خدمتشون هست 

    ....

     

    پاسخ:
    هوم یکی از بدی های راحت شدن تقلب اینه که بچه ها به امید تقلب وقت نگذارن برای درس خوندن و تنبل بشن.
    سلام خوش اومدین 😊

    🤣🤣🤣

    پاسخ:
    :))) درس تون رو بخونید

    چرا آخه؟ :))

     

    بنده خداها چه ساده هم بودن اسم گروه رو رسما گذاشتن تقلب...

     

    نتیجه‌گیری: از هویت تک تک همکلاسیاتون قبل از اضافه کردنشون به گروه‌های ویژه‌ی تقلب اطمینان حاصل فرمائید. 

    پاسخ:
    خانمم میگه یکی از همکلاسیها از جلسه آخر به کلاس اضافه شده
    الان که فکرشو می کنم حدس میزنم شاید از اساتید شون باشه :)
    باید بگم مراقب باشند
  • مُسـافِــــ ـری از دیار بِـــــی کَسِیــ
  • خخخ!

    پاسخ:
    دیگه اینجوری شده درس خوندن :)

    خیلی بی مزه بود و تکراری هییش :||||

    پاسخ:
    باشه شما خوبین :)

    پیشنهاد. یا اسم یا فامیل یکی شون رو مخفف کنید که آدم حداقل جنسیت رو بتونه تشخیص بده :) کلی میگم
  • اقای ‌ میم
  • امتحاناتشون هم آنلاین بوده؟

    پاسخ:
    آره دیگه
    نمیدونستی؟

    :دیییی :)))))

    پاسخ:
    نخند سرت میاد
  • کنت ویلیام
  • عاشق استاد شدم:))))

    پاسخ:
    واقعا استاد با مزه ای بوده :)))
  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • وای خیلی بامزه بود

     

    میدونید جالبیش کجا بود؟

    دقیقا دختر خواهرشوهر منم ازین گروه تقلبا دارن. الان براش بفرستم یه وقت رکب نخوره

    پاسخ:
    دختر خواهر شوهر آدم چیش میشه؟ :)
  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • من زندایی اون میشم

    اون دختر خواهر شوهر من میشه دقیقا

     

    پاسخ:
    فکر کنم فهمیدم 
    :)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات