پ مثل پدر (3) خودم :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

پ مثل پدر (3) خودم

پ مثل پدر (3) خودم

شنبه, ۲ اسفند ۱۳۹۹، ۰۶:۵۰ ب.ظ

قرار است تصورات خودم درباره این که چگونه پدری هستم را بنویسم: اگر پدر بشوم احتمالا زندگی‌ام جدی‌تر یا بهتر است بگویم معمولی‌تر بشود. احتمالا مادی گرا‌تر بشوم و به همان اندازه از بلندپروازی‌های خودم در راستای خدمت به بشریت :) دست بکشم.

 

تصورم این است که وقتی بچه‌دار شدم با خود بگویم من تا اینجای راه آمدم و بهتر است بقیه عمر را صرف مقوله جانشینی کنم تا شهروندان رو به راه‌تری تربیت کنم و احتمالا بیشتر وقتم را صرف تدارک مقدماتی کنم که آنها برای شکوفایی خود لازم دارند.

 

احتمالا بچه‌های من از نظر بدنی «نازک‌نارنجی» نیستند چون که تصمیم دارم آنها را جوری تربیت کنم که صبور و مقاوم بشوند. از نظر روحی و اخلاقی هم نمی‌خواهم بگذارم بچه‌هایی وابسته و سوسول‌مامانی باشیَند (بستگی به این دارد که در این زمینه چقدر دستم را باز بگذارد مادرشان)

 

من معتقدم بچه باید خیلی چیزها را تجربه کند. مثلا ممکن است یک بار که برای تفریح و هواخوری به دامان طبیعت می‌رویم تکه چوبی بردارم و سرِ آن را آتش بزنم  و به دست پسرم بدهم. اولش با خنده چوب را می گیرد ولی به تدریج که چوب بیشتر می‌سوزد، آتش نزدیک می‌شود.

 

بچه نزدیک شدن آتش را می‌بیند و در کنار آن نزدیک شدن داغی و حرارت سوزان آتش را با تمام وجود عزیز و پوست  لطیفش احساس می‌کند و به سرعت چوب را رها می‌کند. اینجاست که آیه نازل می‌شود «قو انفسکم و اهلیکم نارا» | ای مؤمنان! خود و خانواده خود را از آتشی دور کنید که هیزم آن انسان‌ و سنگ‌ است.6/تحریم| (قابل توجه اونهایی که از دست سختگیری پدر و مادرشون ناراحتند.)

 

پاورقی: این پست را برای پویش «م مثل مادر پ مثل پدر» ارسال می‌کنم. از آقای دکتر صفایی‌نژاد تشکر می‌کنم که من را به این چالش دعوت کرد. شما هم اگر اسم خود را در این پست یافتید از طرف من دعوتید. |LINK1054| امیدوارم هر کس اسمش اونجا بود و ننوشت عذاب وجدان بگیره :)

نظرات (۹)

اسم من که نبود. 

پاسخ:
به هر حال پیشنهاد میکنم با این موضوع صادقانه چالش کنید. احتمالا خودتونم خوشتون میاد از نوشته خودتون :|

سلام 

به نظر میرسه یا نخواستین زیاد در مورد این‌موضوع بنویسین، یا تا بحال در موردش خیلی فکر نکردین... 

 

میگن بچه رو ‌دست باباش نسپرید، از همین‌جهتاس! 

یاد روایت برخورد مولا با برادرشون عقیل افتادم، فقط می‌دونید ‌که ایشون با بچه طرف نبودن :)))

 

پاسخ:
گزینه یک صحیح است. گفتم اگر زیاد بنویسم  شاید طولانی بشه خاصیت انتشار رو از دست بده

این موردی که توی متن آوردم خانمم بعنوان عیب مطرح کرد ولی خب من نظر خودمو دارم :)) 
سلام و زیارت قبول،،،  
  • قاسم صفایی نژاد
  • ممنون از پذیرش دعوت

    پاسخ:
    خواهش میکنم آقای دکتر، سالم باشید

    ممنون...

    روزی خودتون بزودی زود ان شاء الله

    پاسخ:
    انشاالله انشالله. گویند زیارت تو حج فقراست... بر گنبد و بارگاهت از دور سلام
  • امّــــ شـــهــــر‌آشـــــوبـــــــ
  • سلام

    فکر کردم میخواید برید توی طبیعت چندتا چوب بدین دست بچه ها، بعد درس اتحاد و برادری بدید!!

     

    چندوقت پیش رفتیم زیارت حضرت سلطانعلی مشهد اردهال، یه لحظه بچه ذو سپرم به باباش، اوشونم سرش رفت تو گوشی و یچه رو وسط حوض پیداش کردم!

     

    البته شانس آوردم حوضش آب نداشت :|

    پاسخ:
    :)) خدا رو شکر که حوض آب خالی بود :| درس اتحاد و برادری رو که دم مردن میگن :) زیارتتونم قبول :/

    سلام

    ان‌شاالله بچه‌های صالح و سالم خدا عنایت کند

    ولی اینا برای نوشته‌هاست و اون موقع باید مراقب باشید که اتفاقی برای بچه نیافته

    چون اصلا ترمزی ندارند :)

    عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب

    پاسخ:
    ترمز جالب بود :)

    سلام ممنون

    پسر رو باید همینطور که گفتین تربیت کرد تا مرد بار بیاد، ولی دختر رو نباید اشتباهی پسر تربیت کرد

     

    البته ممکنه بچه ی اول یا دوم آتیش بگیرن و تست آتیش خوب جواب نده، اما اگر تعداد رو ببرین بالا، با نظریه انتخاب طبیعی بهترینشون باقی میمونه :))

    پاسخ:
    نه عامو من اینا رو برای بچه های مردم میگم فقط :))
  • Mohsen Farajollahi シ
  • جالب بود :) میدونین زمان خیلی زود میگذره 😂 من هیچوقت انتظار نداشتم یک روز شاهد پدر شدن صاحب وبلاگ ها باشم!

    پدر بودن واقعا سخته به نظرم... کلا تربیت بچه و اینکه چطور بزرگش کنی که برای جامعه مفید باشه! همیشه برام چالش بوده و واقعا آرزوم هستش که بتونم پدر خوبی باشم با اینکه هنوز زمان نسبتا زیادی تا اون روز مونده... 

    خلاصه امیدوارم زندگی خوب و خوشی داشته باشین. بعد مدت ها اینجا یادم افتاد :) هنوزم دلفین میدین یا تموم شده؟ 😂

    پاسخ:
    شدی حالا؟ :) سلام
  • Mohsen Farajollahi シ
  • سلام! حالتون چطوره؟ نمیدونم احتمالا در آینده نزدیک شاهدش بشم 😃 معمولا افرادی که بچه‌دار میشن دیگه هیچ خبری نمیدن یعنی اوضاع اینقدر براشون تغییر میکنه که فرصت وبلاگ نوشتن پیدا نمیکنن. بخاطر همین شاید هم هیچوقت!

    آخرین بار تم اینجا بنفش بود 😂 خوشحالم الان آبیه :)) 

    پاسخ:
    ارادت وار :) آبی باشه عوضش میکنم

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات