داستان آب در ایران به زبان ساده :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

داستان آب در ایران به زبان ساده

پنجشنبه, ۳۱ تیر ۱۴۰۰، ۰۲:۵۴ ب.ظ
چشمه‌ای جوشان و خروشان داشتیم که سالیان سال مایه رونق و سرسبزی روستا بود تا اینکه یک مرکزنشین پولدار آمد و در مسیر چشمه کارگاه پرورش ماهی راه انداخت.

 

با پیگیری فرد پولدار و بودجه #جهاد_کشاورزی آب از سرچشمه تا داخل کارگاه کانال کشی شد. آن کانال سیمانی، زیبایی و سرسبزی سرچشمه و کل مسیر آب را از هستی ساقط کرد. فرد پولدار هر روز به بهانه ای با کشاورزان درافتاد و #حق_آب آنها را سال به سال کمتر کرد.

 

پس از چند سال باغ‌های آباد به ویرانه‌ای متروکه تبدیل شد و سطح زیر کشت #روستا روز به روز محدودتر شد و مردم به #حاشیه‌نشینی روی آوردند همراه با یک احساس مبهم بی‌عدالتی که نمی‌دانند طرف حسابشان کیست و به چه کسی باید بی‌راه بگویند؟ تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل
 
https://twitter.com/BlogFiish/status/1417150544360222731

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات