فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

تهدید غلط

عرض کردم که یا رسول الله! یادتان هست در روز اُحُد وقتی که حمزه به شهادت رسید، دوستانمان عدّه‌ای به شهادت رسیدند و من با آن همه جراحتی که بر من وارد شده بود شهید نشدم، خیلی این بر من سخت آمد که من عقب ماندم و شهید نشدم، شما توجّه کردید، به من فرمودید که علی جان! مژده، تو هم شهید خواهی شد؛ یادتان هست؟ فَشَقَّ ذٰلِکَ عَلَیَّ فَقُلتَ لی اَبشِر فَاِنَّ الشَّهادَةَ مِن وَرائِک؛ آن روز شما به من فرمودید که بشارت باد بر تو علی جان! شهادت در پی تو است و تو شهید خواهی شد. حالا کأنّه حضرت سؤال میکنند که خب حالا چند سال گذشته، پس چرا من شهید نشدم. فَقالَ لی اِنَّ ذٰلِکَ لَکَذٰلِک؛ پیغمبر در جواب این مطلب فرمود که علی جان! همین درست است، تو شهید خواهی شد. بعد فرمود: فَکَیفَ صَبرُکَ اِذاً؟ حالا که سرنوشت تو شهادت است، صبر تو بر شهادت چگونه خواهد بود؟ خب شهادت در میدان جنگ چیز دشواری نیست؛ مثلاً فرض کنید که آن روز انسان یک نیزه‌ای یا شمشیری میخورد، امروز یک گلوله‌ای میخورد، به شهادت میرسد؛ چیز مهمّی نیست. شهادت در میدانهای مبارزات بزرگ بعدی که انسان سختی‌هایی را تحمّل میکند، خیلی مهم است. امیرالمؤمنین بعد از یک دوران دشوار به شهادت رسیدند، آن هم در محراب و با آن کیفیّت دشوار. لذا پیغمبر فرمودند: فَکَیفَ صَبرُکَ اِذاً؟ وقتی شهادت نصیبت بشود، چه جوری صبر خواهی کرد بر شهادت؟ فَقُلتُ یا رَسولَ اللهِ لَیسَ هٰذا مِن مَواطِنِ الصَّبر؛ این جای صبر نیست؛ صبر بر امرِ تلخ است، بر امرِ نامطلوب انسان صبر میکند. وَ لٰکِن مِن مَواطِنِ البُشریٰ وَ الشُّکر؛ این از جاهایی است که انسان باید برای آن به خودش مژده بدهد و شکر کند خدا را. این طلب شهادت خصوصیّت امیرالمؤمنین است.


خب، خدا را شکر که مردان فداکاری در زمان ما هستند و بودند و دیدیم کسان زیادی را که در این جهت به امیرالمؤمنین اقتدا کردند و [از او] پیروی کردند؛ عاشق شهادت بودند، دنبال شهادت بودند، آرزوی شهادت داشتند و خدای متعال نصیب کرد شهادت را. شهید سلیمانی را دشمنان تهدید کرده بودند که تو را به قتل خواهیم رساند؛ این بزرگوار به دوستانش گفته بود که اینها تهدید میکنند من را به چیزی که دارم در کوه و بیابان و پست و بلند دنبالش میگردم؛ من را به آن تهدید میکنند!

دچار فیش‌نگار
۲۲ آبان ۰۰، ۰۸:۰۶
صبح زیبای هفته بخیر

https://farsi.khamenei.ir/speech-content?id=47776
سخنرانی 12 اردیبهشت 1400
:))))
۲۲ آبان ۰۰، ۰۹:۳۴
بسیار عالی و زیبا
خدا شوق شهادت را در دلهای ما زنده کند
پاسخ :
هوم... 
سین ^_^
۲۲ آبان ۰۰، ۱۱:۵۰
ارزشمندترین چیزی که تو دنیا داریم همین جان هست چقدر خوبه که بتونیم درست خرجش کنیم و چه خوب که با شهادت تموم بشه...
خوش به حال شهدا:)
پاسخ :
تنها چیزی که ارزشش رو داره جونمون رو به خاطر اون بدیم چیه؟ به نظر من بهشت :)
سین ^_^
۲۲ آبان ۰۰، ۱۲:۱۸
اگه درک عشق خدا باشه آره همون حالتی که وقتی اشخاصی که تجربه نزدیک به مرگ داشتن ازش حرف میزدن و معلوم بود مست شدن از حضور نور و اشک میریختن و...
آدمای خیلی خوب این حالت همین دنیا هم دارن درسته؟ ما که خوب نیستیم چه کنیم:(
پاسخ :
چرا از من می پرسید؟ :)
سین ^_^
۲۲ آبان ۰۰، ۱۵:۲۷
زیرا برای اینکه!
پاسخ :
بله آدم های خیلی خوب این حالت رو در همین دنیا دارن :)
حسن مجیدیان
۲۴ آبان ۰۰، ۱۰:۵۳
سلام. بعد از مدت ها به فیش نگار سر زدم. هنوز هم تر و تازه و با طراوت و خوندنیه...هزار ماشاالله
پاسخ :
جوون شدم با این تعریفتون :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین