حال و هوای شعر عاشقانه :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

حال و هوای شعر عاشقانه

شنبه, ۲۳ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۱۰:۰۷ ق.ظ

گاهی اصلا در حال و هوای عاشقانه نیستی اما شعر عاشقانه می‌گویی و نمی‌دانی این شعر وصف حال کیست.link


برگرفته از sarvesahi.blog.ir

شعر

نظرات (۱۲)

  • امید (لانتوری)
  • حتی اگر یک سوسو و نور کوچکی هم باشه
    باز یکی اون ته ذهنت هست که شعر را براش گفتی

    آدم برای هیچ کس شعر نمیگه
    پاسخ:
    جمله اش ولی قشنگ بود وسط مصاحبه :)
    من که فعلا در حال و هوای هیچی نیستم جز خواب!
    پاسخ:
    یعنی مصداق این شعرید شما هم ؟
    http://s15.khamenei.ir/ndata/news/33556/13950331_16041_128k.mp3
    لایک
    پاسخ:
    لایک به خودت :)
  • المیرا شاهان
  • خیلی ممنون :)
    پاسخ:
    از شما ممنون :)
    + جمله اش بنظرم قشنگ اومد گفتم فیشش ! کنم :)
    عشق از چیزاییه که ازش تحذیر دادن در دین ما و وارد شده که عاشق شهوت برش غلبه کرده و جامه ی عقلشو دریده.عقل هم که پیامبر درونی ماس و چیزی که بهش خدشه وارد کنه قطعا چیز بدیه.من عشق اعشی بصره و...و قد خرقت الشهوات عقله...
    پاسخ:
    عشق از چیزاییه که ازش تحذیر دادن؟؟؟
    + میشه منبع مورد اعتنا بدهید و بیشتر از منبع استدلال ...

    در دین ما و وارد شده که عاشق شهوت برش غلبه کرده؟؟؟
    + دین شما چیست که ضد عشق است؟!

    من امیدوارم شیعه ی امیر(ع)و از امامیه باشم.عصبانیت نداره که!عرض کردم که قسمتیشو.منبعو سرچ کردم اومد نهج البلاغه خطبه ی 109!
    از اونطرف هرچی در مدح عشق اومده از صوفیه س و روایات اندک مدح هم بجز یکی همه اسنادا مخدوشن.اون یکی هم با باقی روایات که مسندا رد کردنش قابل جمع نیس و احتمالا باید بر وجه تقیه ای چیزی حمل بشه.بله دیگه تو همین خطبه اومده که عقل عاشق مغلوبه میشه بخاطر شهوات!شهوات،جامه ی عقل طرفو دریده!                  :)

    پاسخ:
    خطبه ی 109 نهج البلاغه فرمودین؟
    + بله مراجعه می کنم
    http://yon.ir/Art7q

    http://yon.ir/vFs7Q

    تو نسخه ای که شما مراجعه میکنین صفحه ی 243 اومده.
    پاسخ:
    این اشتراک لفظی نیست؟!
    سپس دعوت کننده اى را فرستادى تا مردم را به آن دعوت کند.ولى نه دعوت کننده را پاسخ گفتند، و نه در آنچه ترغیب کردى رغبت نمودند، و نه به آنچه تشویق
    فرمودى مشتاق شدند. به سوى مردارى رو کردند که با خوردنش رسوا شدند، و بر عشق به آن سازش نمودند، و هر که عاشق چیزى شود چشمش را کور، و دلش را بیمار مى کند، آن گاه با چشمى
    غیرسالم نظر مى کند، و با گوشى غیرشنوا مى شنود، خواهشهاى نفسانى
    عقلش را دریده، و دنیا دلش را میرانده، و او را بر امور مادى واله و شیدا نموده، از این رو او
    برده دنیاست و بنده کسى که اندکى از دنیا در اختیار دارد. دنیا به هر طرف بگردد او هم مى گردد،
    نه.اون چه شما نوشتین ترجمه س و در متن اگه نگاه کنین اونچه شما ترجمه کردین"و بر عشق به آن سازش نمودند" اومده"واصطلحوا علی حبها". اینجا از عشق هنوز خبری نیس و حضرت دارن تخصیص میزنن که حب گمراه کننده که باید ازش فرار کرد،اسمش عشقه.

    در واقع ادامه ی خطبه روشن میکنه که "عشق" همون حب گمراه کننده س و از این جهت حتی استفاده از ترکیبات رایجی مث "عشق الهی" و اینا کلا در سپهر شیعی ادبیات،چیز عجیبیه.

    یا این حرفا که صوفی(ابن عربی) و مرتاض(اشو)در مورد پیوند عشق مجاز و حقیقی میزنن و اینا که کلا مهمله و حتی به صدق و کذب نمیرسن.کلام اهل بیت(ع)به هر حال مخالف این چیزاس دیگه.

    عشق همون هوای نفس و شهوته.شهوت جنسی آلوده که خارج از چارچوب شرع و عرف مومنین باشه،میشه یه وجه عشق وجوه دیگه ش هم سایر شهوات باعثشون میشن.
    پاسخ:
    عشق همون هوای نفس و شهوته؟
    اینو چجوری میشه اثبات کرد؟
    یعنی عشق مثبت و منفی نداریم؟
    + یه حدیث قدسی مشهور هست که میگه:

    «من طلبنی وجدنی ومن وجدنی عرفنی و من عرفنی احبنی ومن احبنی عشقنی و من عشقنی عشقته...»
    توضیحشم اینجا هسته:

    http://portal.anhar.ir/node/9571#gsc.tab=0
    بله عشق هوای نفس و رذیلت اخلاقی و سلطان قلوبیه که از ذکر خدا خالین.با روایت و دلیل نقلی اثبات میشه.


    نه.حب منفی و گمراه کننده اگه شدید باشه بهش میگن"عشق"!

    این حدیث از نظر متن از این جهت که خدا رو عاشق تلقی کرده مخدوشه (از نظر شیعه اسماالله توقیفی هستن و عاشق و معشوق از اسماالله نیس.ضمن اینکه حتی ابن عربی صوفی هم عاشق شدن خدا رو رد کرده و عشق الهی رو تنها از جمهت انسان میپذیره.) و از نظر اسنادی مرسله از این جهت که در هیچ منبعی سند نداره.

    تنها یک متن معتبر در پذیرش عشق در منابع موجوده درحالی که در رد اون از نهج البلاغه تا کافی روایات معتبر وجود داره.
    پاسخ:
    حداقل در لینک مذکور از قول آیت ا... بهجت نقل کردن

    2. اینکه آیه کریمه میگه: هو الجمیل و یحب الجمال

    3. اینکه عشق همان انگیزه یا میل یا دغدغه به سمت کمال مطلوبه / انسان بدون عشق معنا نداره / حتا بنظر میرسه پرستش  اون عنصر اصلی اش عشق باشد... مثلا خداپرستی ، هواپرستی، پول پرستی
    من از شما تعجب میکنم.حتی بر فرض قبول صحت انتساب این نظر به ایشون(ره)،آیا شما قول صریح و مستند امیر(ع)و قول امام صادق(ع)رو ترجیح نمیدین به قول مرحوم آیت الله العظمی بهجت(ره)؟!از این لینک شما هم اتفاقا ثابت نمیشه که این حرف خود ایشون باشه.

    طرف رفته سوال کرده که این حدیث کاملش چیه و تو فیلد مرجعش هم نام حضرت شیخ بهجت(ره) رو نوشته.این دوست پاسخ به سوالات هم اومده به اولین منبعی که این حدیث درش بوده ارجاع داده.

    این قسمت سوم پاسختون رو هم بنظرم یه بار بخونین چون با کمی تصحیح همون نظر منه.پول پرستی،زن پرستی و...همه از وجهی از وجوهی عشق ناشی میشه.خدا پرستی اما از فطرت حق طلبه که دقیقا در نزاع با عشق و شهواتِ ناشی از وجوه مختلف عشقه.
    پاسخ:
    من فهم آیت ا... بهجت رو بر برداشت شما ترجیح دادم :)

    اما نداره دیگه :) یعنی میگی هواهای نفسانی در فطرت آدم وجود نداره؟ پس ریشه اش چیه ؟


    به نظر میرسه هواهای نفسانی همه به نوعی روند انحراف بشر از فطرت هست . مثلا بت پرستی ریشه در میل فطری به پرستش داره که درست هدایت نشده / یا همچنین بدحجابی ریشه در میل فطری به زیبایی داره
    اینکه این قول از شیخ بهجت(ره) باشه از روی این لینک شما قابل اثبات نیس فکر میکنم خودتون هم اینو بدونین. تعجب من هم از اینجاس که ما به جایی برسیم که صراحت و استناد در مورد نظر معصوم(ع)  رو بخاطر غیرمعصوم رها کنیم من برداشت نمیکنم و عین متنو ذکر میکنم.من عشق...قد خرقت الشهوات عقله...در نهج البلاغه و یا از امالی که  قلوب خلت من ذکر الله...و موارد دیگه اگه صحیح باشه.

    فطرت محل شناخت و میله و امکان قوای نفسانی درش هس و نه هوا. انبیا(ع) همگی برای هدایت بر اساس این فطرت اومدن. اساسا در کلام اسلامی ارسال نبی(ص)بخاطر کوتاهی دست بشر از هدایت لازم دونسته شده. (لزوم ارسال انبیا(ع) و رسل(ع) بسبب عجز بشر)بخاطر همینه که همه ی آحاد بشر بجز تمسک و عقیده به رسول الله(ص) و اهل بیت(ع) به گمراهی میفتن. در واقع در جواب شما باید عرض بشه که هوای نفس چیزی جز مغلوبه شدن فطرت نیس از اون جهت که فطرت،زمینه ی قواس و زمینه ی هوا نیس.

    بت پرستی و بی حجابی دقیقا از مغلوبه شدن فطرت در برابر هوای نفس خود یا دیگریه.

    پاسخ:
    مغلوبه شدن فطرت همان منحرف شدن امیال فطری است؟
    بحث زیبایی بود از جناب ایمان ممنونم! :)
    پاسخ:
    خواهش میکنم :)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات