سفر امام حسین (ع) به کوفه :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

سفر امام حسین (ع) به کوفه

سه شنبه, ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۸:۵۰ ق.ظ

کسانی که با هدف گرفتنِ قدرت با هدف خوب یا بد فعالیت می کنند همیشه با احتمالات سر و کار دارند. در عالم سیاست حتی موفق‌ترین افراد و مردمی ترین آنها نیز همیشه در معرض خطراتی چون «ترور»  قرار دارند، لذا نمی بایست ما در مقام یک «واقع بین» ایده آلیستی فکر کرده و گمان کنیم که باید تنها با یقین حرکت کرد. چنین کاری دور از واقعیت های تاریخی بوده و ناشی از ساده اندیشی در ماهیت فعالیت های سیاسی است. نباید اینگونه اندیشید که ناگزیر امام می بایست 100 درصد در مورد پیروزی این سفر اطمینان داشته باشد. (رسول جعفریان.1369.ص:380)

نظرات (۴۰)

حرف مهمی بود...حداقل برا من..ممنون
پاسخ:
سلام خواهش میکنم:)
سلام

+++

:دی
پاسخ:
سلام :)
هوشمندانه بود:)
پاسخ:
برداشت سیاسی آزاده:)
میشه فقط لبخند بزنم؟! :)
پاسخ:
بابا تاریخِ تحلیلیه باید درس گرفت ازش :)
لبخند چرا!
منظورش یه جور قمار بود یا من دوباره سرماخوردگیم خنگم کرده؟!
پاسخ:
قمار سیاست!
فکر میکنم منظورش اینه که: یقین به حقانیت لازمه‎ ولی یقین به نتیجه قطعی لازم نیست.

این رو درجواب شبهه ای مطرح کردن که مگر امام علم نداشت که حادثه عاشورا اتفاق میفته و...پس چرا قیام کرد؟
+توضیحات بیشتر در کتاب مذکور:)
عجب
پاسخ:
عجب عجبی گفتی! :)
همون"انسان مامور به وظیفه‌ست نه ننتیجه"؟
پاسخ:
آره فکر کنم میشه گفت این جمله هم مبناش همین باشه
هشتگ دو کلمه حرف حساب :)
پاسخ:
سکوتِ منطقی در پیش می گیرم:)
عااااااااااااااالی بود این متن...ممنونم.
پاسخ:
سلامت باشید:)
سلام
به نظرم در مورد معصوم نمیشه حرف از احتمالات زد...
یه بار این تاریخ رو مطالعه کنیم چیزهایی متوجه میشیم...

ابن عباس.. جابر... عبدالله بن جعفر... محمد حنفیه و دیگر بزرگان شیعه این خیانت کوفیان رو پیش بینی کردن و رفتن و به امام حسین گفتن... و در نهایت هم دیدیم احتمالات این زعمای شیعه درست از آب در اومد...
و اتفاقا بعد از جریان کربلا ، بنی هاشم گاهی زخم زبان میزدن به عبدلله بن جعفر که این همه زعما به حسین گفتن نرو... اما او رفت و همه ما را داغدار کرد...

امام حسین در پاسخ گویی به امثال ابن عباس و جابر و ... که میگفتن کوفیان بدعهدن و همونطور که به پدر و برادرت خیانت کردن به تو هم خیانت میکنن... جواب نهایی امام حسین این بود:
اگر برادرم با معاویه صلح کرد به دستور پیامبر بود... و اگر من به جنگ یزید میرم باز هم به دستور پیامبر هست...

مطالبی در تاریخ هست از کسب تکلیف امام حسین در مدینه بر سر مزار پیغمبر...
این مطالب باید رمز گشایی بشه...
امام حسین اول به امثال ابن عباس میگفت کوفیان نامه دادن... بعد که اینها میگفتن کوفیان با پدر با دست بیعت کردن و شکستن... معلومه که بیعت با قلم را هم میشکنند... بعد امام حسین میفرمود... من از سمت پیامبر مامورم به رفتن...

امام نه تنها عالم به سرالقدر هست... بلکه عالم به سِرِّ سِرّالقدر هم هست...
اینهایی که کتاب مینویسن بیان از اینها رمز گشایی کنن... نه اینکه بگن یه مسئله در سیاست وجود داره به عنوان احتمالات...


پاسخ:
مایل نیستم اتفاقات تاریخی را بر اساس مبانی غیر طبیعی تفسیر و فهم کنم
البته به نظرم امام صد در صد به این پیروزی مطمئن بودند.
اماخب جالب بود درست میگه.
برای همین اصلاقالیباف کنار رفت! :دی (بیربط نویس)
پاسخ:
فیش هام این روزها گرفتار فضای انتخاباتی کشور شده اند :)
عالی
طبیعی دقیقا به چی میگن؟

آیا صاحب عصمت یک پدیده هست یا نه؟
اون پدیده توی عالم طبیعت موجود هست یا نه؟

مثل این میمونه که یه گنجشک ده بار خورده به پنجره... و هی داره تکرار میکنه...
بعد بگیم طبق محاسبات طبیعی ما انسانها این گنجشک یک موجود خنگ هست... چون از یک سوراخ بارها گزیده میشه...

اما کسی که محقق هست میگه معیار سنجش شما درست نیست... این گنجشک حافظه کوتاه مدت نداره (تقریبی میگم بحث دقیق علمیش در جای خودش) یا حافظه کوتاه مدتش با انسان فرق میکنه... و لذا به یاد نمی یاره یه دقیقه پیش خورده به همین شیشه...

هر پدیده ای رو باید در موطن خودش شناخت... اون نویسنده رفتار غیر صاحب عصمت رو معیار قرار میده و بعد نسبتش میده به صاحب عصمت... بعد که من میگم این تحلیل تحلیل محققانه ای نیست شما میگید مبانی من غیر طبیعی هست...

من اشکالی که وارد میکنم اینه که معیار سنجش این نویسنده علمی و محققانه نیست... ایشون اول باید پدیده ای به نام صاحب عصمت رو بتونه تحلیل کنه بعد کنش ها و واکنش هاش رو بتونه درست تحلیل کنه...

مگه میشه بین طبیعت و ماوراء طبیعت مرز مشخص کرد؟
پاسخ:
من به طور مشخص این تحلیل از وقایع رو قبول ندارم:

اگر برادرم با معاویه صلح کرد به دستور پیامبر بود... و اگر من به جنگ یزید میرم باز هم به دستور پیامبر هست...


میخوام بلاتشبیه برای من روشن کنید تفاوت این استدلال با خاطراتی که مرحوم هاشمی رفسنجانی از امام راحل نقل می کردند چی هست؟ (فکر کنم خیلی تند رفتم :) الهی العفو..
نه تند نرفتی...
خوبه اتفاقا...

اشتباه شما اینه که صاحب عصمت رو با غیر صاحب عصمت (هاشمی) مقایسه میکنید...
من نمیگم صاحب عصمت هر چی گفت روش فکر نکنیم...
حرف من اینه که اول پدیده ای به نام صاحب عصمت رو بشناسیم... بعد رفتارهاش رو تحلیل بکنیم...
وقتی امام حسین میفرمایند من به دستور پیامبر قیام کردم خیلی فرق داره با اینکه هاشمی بگه امام به من گفت فلان...
سخن صاحب عصمت باید رمز گشایی بشه...
وقتی ما نتونیم رمز گشایی کنیم و بعد سطح بحث رو تقلیل بدیم تا حد اینکه : بله احتمالاتی در سیاست هست و ...
اینکه نشد تحلیل...

شما باید مستندات در مسیر حرکت امام به کوفه رو جمع کنید و همه رو بررسی محققانه بکنید... مثلا در لهوف اومده ملائکه اومدن پیش امام حسین و گفتن  ما کار یزیدیان رو تموم میکنیم... شما کاری نداشته باش... امام جوابی به اونها دادن...
اجنه اومدن... امام جوابی دادن...
خب اینها نباید تحلیل بشه؟
اگه ما توان تحلیل نداریم دلیل نمیشه بگیم این حرفها غیر طبیعیه...
از شما که فلسفه میخونید تعجب میکنم...

انگار نسبت طبیعت و ماوراء طبیعت هنوز براتون جا نیوفتاد



پاسخ:
بنظر میرسه این حرفها اگر هم درست باشه باز نمیشه توی تحلیل یک واقعه ی تاریخی دخالتشون داد.

+بر طبق ادعای نویسنده شرایط موقع تصمیم گیری امام خیلی خوب و مهیا بوده و بعد از حرکت امام به سمت کوفه معادلات تغییر میکنه ...


مثلا یه کتابی دیده بودم با عنوان: " امام صادق مغز متفکر جهان تشیع"

اون نویسنده خواسته مدح کنه... اما به نظرم بحثش اصلا  علمی نبود و شان امام رو تنزل داد

چون فکر یه فرایند در زمانی هست...
اما مطلق ادراکات صاحب عصمت بر زمانی هست...

خب اون نویسنده اصلا تفاوت ادراکات رو نمی دونسته... چون نمی دونسته عصمت چیه... یا حداقل اینکه برداشت عوامی و غیر تحقیقی از عصمت داشته

نمیشه تا صاحب عصمت رو نشناختیم رفتارهاش رو تحلیل کنیم
پاسخ:
بله خب حساب مستشرق ها جداست :)

+ در حد فهم خودم باید بگم شما نکته ی جالبی رو دارید اشاره می کنید انگار ... ولی مستلزم نادیده گرفتن این اصل الهی میشه که «امور دنیا باید بر اساس قوانین طبیعی و معمولی پیش برود نه  دخالت امور غیبی  و غیر طبیعی » نمونه اش همان ماجراست که در کامنت قبلی مطرح کردید که امام حسین ع در واقعه ی عاشورا پیشنهاد کمک از سوی ملائکه و اجنه را نپذیرفتند.
اگر هیچ شائبه ای وجود نداشت که کوفیان خیانت کنن پس چرا اکثر زعمای شیعه نسبت به خیانت کوفیان به امام هشدار دادن؟

بعضی ها مثل محمد حنفیه خیلی هم اصرار کردن اما نتونستن مانع امام بشن..
ابن عباس... جابر بن عبدلله... شوهر حضرت زینب... و حتی از غیر بنی هاشم اومدن این هشدار رو به امام دادن...
اینا در منایع موثق تاریخی ما هست

میشه تحلیل کرد برادر...
منتها قدری بحث سنگین میشه...
بله
در کربلا هم همه چیز طبیعی پیش رفت...
اما افق نگاه امام موجب میشه رفتارشون رو در چهارچوب تحلیل های ما نگنجه
نمی دونیم امام کجا رو نشانه رفته بودن که همچین تصمیمی گرفتن... البته نه که هیچ کس ندونه ها... منظورم تحلیل های متعارف هست...
حتی بعضی ها به امام عرض کرده بودن زن و بچه ها رو نبرید
اما باز امام نپذیرفت...

اگر درست تحلیل نکنیم این شبهه پیش میاد چطور ایشون امام امت هست و زیردست هاش همگی تحلیل ها و پیش بینی هاشون درست از آب در میاد اما خودش نمی تونه پیش بینی کنه؟... بعد نزدیک کوفه که شد متوجه خیانت بشه و اون وقت به زور لشگر حر مجبور بشه بره کربلا که اگر حر نبود حتی نمی خواست با یزید مبارزه کنه... و داشت برمیگشته به مدینه...

این شبهات رو چطور باید پاسخ داد؟
اونوقت میگن امامی که اینقدر راحت میشه فریبش داد با چهار تا نامه چطور میتونه یک سیاست جهانی رو اداره کنه
چه اینکه چند سال پیش این شبهات مطرح بود

پاسخ:
نمی دانم
عجب بحثی!
خوشم میاد از این بحثها میخونم! (به خاطر همون خوش شخصیت نبودنمه!)

من میخوام به جناب سائل معنا فقط در باب جمله ی آخرشون که گفتند "نمیشه تا صاحب عصمت رو نشناختیم رفتارهاشو تحلیل بکنیم" عرض کنم که اتفاقا دلیل عصمت معصوم رو باید از همین تحلیل ها شناخت.

اگر اقدام معصوم قابل تحلیلِ طبیعی (مطابق معنایی که جناب دچار از طبیعی دارد) نباشد، کاملا میتونیم به ملت حق بدیم که با معصوم همراه نشوند!

چون کاری که معصوم داره میکنه ماورای تفکر و تحلیل طبیعی است!
در حالی که اینطور نیست.

چیزی که باعث میشه همچنان بعد از سالها ملت به پیامبر و امام حسین ایمان بیارند، امکان تحلیل طبیعیِ رفتار این معصومین و تأسی به آن است.

این تحلیلگری که اینجا ازش فیش گذاشته شده، داره میگه حتی اگر احتمال شکست وجود داشته باشه رفتنِ امام عاقلانه تر از سکوت و نشستن ایشان بر جای خود بود.
تمام.

حرفش نه معصوم رو تحلیل میکنه،و نه عصمت رو از ایشون دور میکنه.

مطمئن باشید که امام حسین هم کلی منطق پشت کارشون داشتند نه اینکه فقط به دستور پیامبر به قیام برن! اونها از علم الهی برخوردار بودن.

و علم الهی منطبق بر عقل و خرد و منطق ناب بشری است یا اولی الالباب که میفرماید برای همین چیزهاست!
سپاس!
پاسخ:
نظر شما رو تایید می کنم :)
نظر شما به نظر من خیلی نزدیکه :)
اوه کامنت جدید رسید!
من به این شبهات پاسخ میدم! شبهاتی که مطرح شده اصلا با توضیحات امام حسین علیه السلام جور در نمیاد!
این شبهاتی که شما گفتید با همان نامه ی امام به محمد حنفیه پاسخ داده میشه.
اصلا امام نگفتن میرم که یزید رو بکشم و خلیفه ی مسلمین باشم! گفتند باید برم که نهی از منکر کنم و امور امت جدم رو اصلاح بنمایم.
خب همین کار رو هم کردن.
نکردن؟
همین تحلیلهای دنیویِ غیر معصومی هم همینو میگه!
پاسخ:
ممنون که به شبهات پاسخ دادید :)

در پاسخ بزرگوار " لوسی می":

حرف من چیز دیگه هست
من میگم این تحلیل اشتباه نیست اما مثل این میمونه:
یک دانشمند بزرگ میره توی آزمایشگاهش... ابتدائا آب میخوره بعد میره وارد اتاق کارش میشه...
یه عده از بیرون میان تحلیل میکنن که این انسان چرا رفته توی این مکان؟ هدفش چی بود؟
بعد نتیجه همه تحلیل هاشون این باشه :
رفته در این مکان آب بخوره...

خب اشتباه هم نگفتن... چون آب هم خورده... اما آیا هدف غایی این بود؟
من هم معتقدم  امام حسین منطق داشته... و قابل بیان با برهان و استدلال هم هست... اما اینی که این نویسنده گفته رو کافی نمیدونم و محل اشکالات بعدی میدونم

اینطور که مشخصه شما (لوسی می) اصلا متوجه نشدید من از چه موضعی دارم بحث میکنم
من مخالف حرکت امام نیستم...
در زمان امام صادق میان به امام نامه میدن و حتی حضوری خدمت امام میرسن که شما شعیانی دارید اگر قیام کنید ما همه هستیم... امام میفرمایند اینها شیعه حقیقی نیستن... اون داستان تنور آتش...

اما امام حسین به نامه ها لبیک میگن...
چالش بزرگان شیعه در اون زمان اینه که کوفیان به نامه خیانت میکنن و بد عهدن...
و پیش بینی شون درست از آب در میاد... 
شبهه اینه که آیا امام نمی تونست این پیش بینی رو داشته باشه؟
یا حداقل زن و بچه رو نمی برد؟

من مخالف قیام امام نیستم میگم دلیل حرکت امام رو بهتر بفهمیم...
مثل اون آب خوردن و آزمایشگاه نباشه
پاسخ:
با اینکه انتقادات شما قابل تامله اما بنظرم سرکار لوسی می منظور پست رو درست متوجه شده :)
باشه...
ما سکوت میکنیم... تا همه درست متوجه بشن
پاسخ:
حالا قهر نکن :) کتاب رسول جعفریان خیلی کتاب خوبی بود حتی از «انسان 250 ساله» هم بیشتر بصیرت میده به آدم
اما امام حسین به نامه ها لبیک میگن،
چالش بزرگان شیعه در اون زمان اینه که کوفیان به نامه خیانت میکنن و بدعهدن،
و پیش بینیشون درست از آب در میاد...
شبهه اینه که آیا امام نمیتونست این پیش بینی رو داشته باشه؟
یا حداقل زن و بچه رو نمی برد؟
من مخالف قیام امام نیستم میگم دلیل حرکت امام رو بهتر بفهمیم.


من متوجه شدم سوال شما رو.
برای همین عرض کردم که "امام حسین نگفتند میرم یزید رو بکشم و خلیفه بشم" که حالا ما بگیم نتونست، و شکست خورد و کاش به پیش بینی سایرین توجه میکرد!
امام فرمود" میرم نهی از منکر بکنم و باید برم که چون منی با چون یزیدی بیعت نتواند کرد!" و حتی خودشون هم میگن که ما کشته میشیم! (که همین نشون میده که پیش بینی خودشون درست بوده و بقیه هنری نکردن که فهمیدن گفتن اونا بدعهدن!)
و این کار رو کردند، رفتند، کشته شدند، ولی امور امت  اصلاح شد.
اگر قرار باشه به پیروزی و شکست در جنگ اینطور نگاه کنیم که کی زنده موند و کی کشته شد، بله حرف شما درسته.
ولی از اول قیام، امام گفتند که ما کشته خواهیم شد!
در نتیجه اون شبهاتی که مطرح کردید از پایه اشتباهه. این شبهاتی که گفتید میگن امامی که میشه فریبش داد و اینها. مربوط به کامنتهای قبلیتون.


+من عرض میکنم هرکسی قرار نیست تحلیل ارائه بده! بله اگر من بشینم تاریخ قیام رو بخونم بعید نیست این شبهات برام پیش بیاد. اما اگر عقلا و تحلیل گران خبره بیان و تحلیل کنند، حتی اگر کاملا دنیوی تحلیل کنند باز هم تحلیلشون به پیروزی امام و رسیدن به هدفش منتهی میشه.
بنده عرضم اینه!
که لازم نیست برای تحلیل یک معصوم و رفتارش لزوما معصوم باشیم یا لزوما شیعه باشیم!
یک خارجیِ یهودی هم میتونه اگر عقل و لب مغزیشو به کار بندازه بفهمه که نتیجه ی قیام حسینی چی بود.
حتی اگر هیچوقت باور نکنه که اجنه اومدن به امام حسین گفتند بذار ما بجنگیم.
یا هیچوقت باور نکنه که پیامبر به امام حسین فرمود خداوند دوست دارد تو راکشته ببیند یا زنان و کودکانت را اسیر.


عرض ما اینه که تحلیل طبیعی رو نمیشه منع کرد! مشروط به اینکه از جانب اولوا الالباب باشه.
نه اینکه کسی بیاد بگه امام کشته شد پس شکست خورده!
که به همون آدم هم باید گفت اول ببین برای چی قیام کرد بعد بگو شکست خورده!
بعد طرف میاد نامه رو میخونه، میگه آها برای این رفت که بگه من حتی به قیمت جانم هم که شده بیعت نمیکنم. خب برای چی زن و بچه ها رو برد؟
میگیم برای اینکه بگه قصدم آشوب نیست و برای جنگ نیومدم اومدم که اگر مرا میخواهید باشما بمونم و اگر نمیخواید من بیعت بکن نیستم. اگر زن ها رو نمیبرد میگفتن از اول به قصد جنگ اومده بوده!
همین!
سطحی ترین تحلیل از عاشورا اینه که الان عرض کردم، که همین هم درسته! :)


دارم میگم تحلیل دنیوی هم انجام بدیم با توجه به نامه ی امام به موفقیت امام ختم میشه.
پاسخ:
نظرمولف این نیست که امام از اول گفته باشه ما کشته خواهیم شد. جز در شب عاشورا

+اگر زن ها رو نمیبرد میگفتن از اول به قصد جنگ اومده بوده! این جمله تون خیلی منطقی و خوش ساخت بود :)

+ مولف معتقد است امام در هر صورت توسط عوامل یزید کشته می شد چه در صحرای عرفات چه در مراسم حج و چه در مدینه یا حتی در کوهستانهای یمن ... پس امام بهترین راه که همان شکل دهی یک قیام با حمایت مخالفان دولت یزید بود را انتخاب کردند
بسم الله الرحمن الرحیم در اول سور قرآن یک معنای مشخصی داره...

یکی میگه همه بسم الله الرحمن الرحیم های قرآن یعنی : به نام خداوند بخشاینده مهربان

خب درست گفته...
اونوقت یه مفسری (به گمونم در مجمع البیان باشه) میگه بسم الله هر سوره با سور دیگه متفاوت هست
این هم درسته...

هر دو درست میگن... بحث در رد یکی و تایید دیگری نیست... بحث در اینه که میشه افق دید رو افزایش هم داد...
گاهی به یکی دو دلیل اقناعی بسنده میکنیم و روح تحقیقی رو نداریم و هیچ وقت به سمت اسرار در وقایع نمی ریم...
شاید اصلا طرح این بحث در اینجا اشتباه بوده

پاسخ:
انگار کم کم داریم به یک فهم مشترکی میرسیم سه تایی :)
شما درست میگید که بهتره تحلیلمون عمیق باشه و افق نگاه امام رو ببینیم.
بله موافقم کاملا.

اما این نباید باعث بشه که فکر کنیم با تحلیلهای دنیوی و مادی اشتباهی رخ میده!
برای تحلیل عمیق و دیدن افق نگاه امام، باید منتظر معصومی باشیم که بیاد و افق نگاه جدش رو برای ما توضیح بده.
کل بحث ما این بود که من نظرم اینه که نباید تحلیل مادی و دنیوی و طبیعی رو نهی کرد و گفت ما که چیزی نمیفهمیم از عمق وجود و نگاه معصوم.
پاسخ:
اصلا بحث من اینه که تحلیل خارج از چارچوب های عقلی و طبیعی خریداری نداره !

+ مثلا من خودم راحت نیستم با اینکه بگیم اجنه اومدن پیشنهاد کمک دادن یا شیرهای بیابانی و غیره ... خب اگر هدف امام تشکیل حکومت اسلامی ناب بود چرا از ملائکه و اجنه و اینها کمک نگرفت ؟ با چه منطقی کمک آنها را رد کرد؟
نظر مولف این نیست که امام از اول گفته باشه ما کشته خواهیم شد جز در شب عاشورا.

+نظر مولف مهم نیست وقتی که امام اینو گفتن واقعا! :دی


مولف معتقدر است که امام در هر صورت توسط عوامل یزید کشته میشد.....


+بله نظر امام هم همین بود و همین رو هم در استدلالشون برای رفتن بیان کردن. اصلا برای همین بود که حج رو ناتمام رها کردند چون گفتند نمیخوام کعبه به خون من سرخ بشه و حرمت حرم شکسته بشه.
پاسخ:
:)))

از نظر جعفریان، ابعاد معنوی قیام عاشورا کاملا روشن و نمایان است و نمی توان آن را تنها یک نهضت سیاسی دانست، اما کوشش اصلیِ او این بود که  ضمنِ بررسی تاریخیِ قیام امام حسین(ع)، تفسیری سیاسی و نه صرفا عرفانی از این حرکت ارائه نماید.
راستش منم راحت نیستم با اون صحبتها، ولی خب نمیشه ردش کرد شاید درست باشه!
اما اینی که شما می پرسید باز شبهه ی دیگری است!
دلیلش این است که لا اکراه فی الدین!
پاسخ:
جعفریان معتقد است با مسیری که امامان شیعه در دوری از حکومت در پیش گرفتند، برداشت صوفیانه و عرفانی از رفتار ایشان رواج بیشتری یافت. در این میان نگرش غالیان نیز بر فراانسانی جلوه‌دادنِ ائمه و به حاشیه‌راندنِ حیث سیاسی امامت دخیل بوده است.
من این رو نگفتم: 
نباید تحلیل مادی و دنیوی و طبیعی رو نهی کرد و گفت ما که چیزی نمیفهمیم از عمق وجود و نگاه معصوم.
گفتم:
نمیشه تا صاحب عصمت رو نشناختیم رفتارهاش رو تحلیل کنیم

شناخت صاحب عصمت هم به صورت اتم کار ما نیست اما میشه شناخت کلی پیدا کرد
من گفتم بحث احتمالات برای صاحب عصمت روا نیست... این جمله رو هم قبول نداشتم:
نباید اینگونه اندیشید که ناگزیر امام می بایست 100 درصد در مورد پیروزی این سفر اطمینان داشته باشد.

معتقدم امام به پیروزی یقین صد در صد داشت و اتفاق هم افتاد...
منتها همون پیروزی ای که شما اشاره کردید...

در مجموع فرمایشات شما رو قبول دارم... منتها چالشی که من از متن مطرح کردم در بالا اشاره شده...
نگفتم با تحلیل مادی و طبیعی اشتباه رخ میده...
و نگفتم با تحلیل های مادی چیزی از عمق وجود معصوم نمی فهمیم...
بلکه اشاره کردم :
مگر میشود بین طبیعت و ماوراء طبعت مرز مشخص کرد؟

پاسخ:
الان میتونم بگم بحثی که بین ما درگرفته ریشه در دو تفسیر از حادثه ی عاشورا دارد یکی تفسیر عارفانه یکی هم تفسیر سیاسی (که در اینجا این دومی مورد نظر مولف بوده است)
جعفریان درست گفته.من باهاش موافقم
پاسخ:
از طرف مولف تشکر میشه از شما :)
عمیقا معتقدم عرفان و سیاست از هم جدا نیستن...
و معتقدم کسانی که این تقابل رو مطرح میکنن اشتباهی راهبردی میکنن

امام خمینی نمونه عارف سیاستمدار بود...
 
پاسخ:
بله هیچ کدام از نشئه های وجودی از هم مستقل نیستند .

اما در مقام اثبات وضع فرق می کند. باید عرصه های بحث را تشخیص داد و تمایز قائل شد ...

یادمه توی کتابهای شهید مطهری این روش بحث زیاد وجود داره که میگن در مقام ثبوت چنین ولی در مقام اثبات چنان ...
خب حرفتون درسته اما من خوندم که:" حرف من اینه که اول پدیده ای به نام صاحب عصمت رو بشناسیم... بعد رفتارهاش رو  تحلیل بکنیم"
خب من با این مخالف بودم کلا و کل بحثم همین بود.
مخالفم با این که تحلیل رفتار معصوم معطل شناخت معصوم بماند.
همین.
پاسخ:
همین یعنی همین و تمام؟ :)
هعی

من هی میخوام تمام کنم باز شما یه چی میگی برادر...

بله جایگاه ثبوت و اثبات متفاوته...
اما اگر نسبت بین ثبوت و اثبات رو نفهمیم از دل تحلیل های ما سکیولاریسم بیرون میاد...
اینها بحث مبنایی هست و شاید حوصله سر بر...

اما خانم لوسی می...
ما هم نمیگیم صبر کنیم تا معصوم رو بشناسیم بعد تحلیل کنیم... بحثم رعایت مرتبه ی بحثه... معلوم که در تضارب آرا انسان به شناخت میرسه... آیا میشه بگم فعلا تضارب آرا نداشته باشیم تا من به شناخت صحیح برسم بعد بحث کنیم؟
من میگم اگر شما پیشفرض هات در مورد معصوم درست نباشه در فهم رفتارهاش تا یه حدی بیشتر نمی تونی عمق بگیری...



پاسخ:
اون قسمتی که معطوف به من هست رو میتونم بگم : فرمایش شما صحیح است :)

همچنین درباره ی عاشورانقل شده که امام فرمود: پیامبر صلی الله علیه و آله را دیدم که گروهی از اصحاب همراهش بوند و به من فرمود: یا بنی! انت شهید آل محمد و قد استبشرت بک السماوات و أهل الصفح الأعلی فلیکن افطارک عندی اللیله تعجل و لا توخر (9) فرزندم! تو شهید آل محمد هستی. آسمان ها و اهالی آسمان های اعلی به تو بشارت داده اند. تو باید امشب نزد من افطار کنی. عجله کرده و تأخیر نکن.

در یک مورد دیگراز امیرالمؤمنین علی علیه السلام نقل شده که بنا به نقل مجاهد در کوفه بر سر منبر فرمود: کیف أنتم اذا أتاکم اهل بیت نبیکم یحمل قویهم ضعیفهم، چگونه خواهید بود، وقتی که اهل بیت پیامبرتان بر شما وارد شوند در حالی که قویتر آنها(صفحه 203) ضعیفتر را بر دوش می کشد؟ مردم گفتند: چه و چه خواهیم کرد. امام سرش را تکان داد و فرمود: توردون ثم تعردون ثم تطیعون البراءه و لابراءه لکم. (10).

اینها نمونه هایی بود از آنچه دلالت برآگاهی امام از واقعه ی کربلا قبل از شهادت داشت، اما طبیعی است که نه تنها از امام حسین علیه السلام بلکه پیامبر صلی الله علیه و آله نیز در زندگی سیاسی خویش، از عنصر آگاهی پیشین استفاده نمی کرد، جز در مقام اثبات نبوت یا امامت، رفتار پیامبر صلی الله علیه و آله و ائمه مطابق ارزیابی سیاسی موجود بود.

لینک متن کتاب تاملی در نهضت عاشورا

مهم اینکه ما طرف حق رو بگیریم! نتیجه هر چه شد بذار بشه :)
پاسخ:
تکبیر :) منم واقعا دعا میکنم هر چه که خیر ملت ایرانه پیش بیاد :) تو که شنیدم رفتی جمکران و از سیاست دوری گزیدی ! :/
بحث خوبی بود

اما میخوام یه اعترافی بکنم:
نسبت به گذشته خیلی حوصله ام کم شد...
یعنی انتظار دارم با کمترین توضیح مخاطبم متوجه بشه حرفم چیه...
قبلا ها از توضیحات بیشتر خسته نمی شدم اما چند وقتی هست که کم حوصله شدم...
فکر میکنم از علائم پیری باشه :)


پاسخ:
اون که هست :) البته همه همسنیم تقریبابه ترتیب:  65-66-67 :)
پیری اشکالی نداره دعا کن  بخدایناکرده زبونم لال دور از جون شما بقول دکتر دینانی  به یقین نرسیم و متوقف بشیم ... این خیلی بده !!! :)) 
یه نکته ای در مورد اون تکمله ای که در پاسخ نظرم اضافه کردید بگم:
انبیا و اولیا مامور به بیان اسرار الهی نیستن...
اما مامور به بیان دین الهی هست... و حتی مامور یه اقامه دین هم هستن...
منتها کسی به نحو تام قادر هست دین الهی رو بیان و اقامه کنه که اهل سِرّ باشه...

اسرار عاشورا و اون واقعه از این جهت توسط امام حسین بیان نشد که اساسا مامور به بیانش نیستن...
اما انسانهای محقق و تشنه معارف در پی اسرار هستن...
و کسی که حقیقتا در پی اسرار باشه ، و قدرت حمل اون رو داشته باشه به او خواهند داد...
اسرار در حکم ثبوت هست
و دین در حکم اثبات
این دو از هم جدا نیستن... دین الهی تجلی اسرار الهی هست یا جور دیگه بگم راه رسیدن به اسرار الهی هست...

کسی که به سر الهی نرسه از سوی خدا مامور به بیان دین الهی نمیشه...
اینکه میگم یه مقدار عمیق تر فکر کنیم اسراری در حرکت امام حسین هست... طالب اسرار باشیم اونوقت تحلیل بهتری هم از سیاست خواهیم داشت...

من خیلی تلاش کردم بگم دین الهی از اسرار الهی جدا نیست 
اما وقتی کسی فقط دغدغه داره دین الهی رو بفهمه و میگه من کاری با اسرار الهی ندارم و میل هم ندارم بدونم یقین دارم نمی تونه خیلی خوب دین الهی رو تبیین کنه و در جامعه اقامه کنه که همون سیاسته...... ولو اینکه جای مهر روی پیشونیش باشه

پاسخ:
اصلا بنظر میرسه لایه های ظاهر و میانی دین متکی و معلقه به همان اسراری هست که شما اشاره می کنید...
بسیار جالب بود !
گاهی فکر میکردم سفر امام خودکشی بوده ؛ چرا همچین کاری کرده 
که خوب خوب توضیح دادید
پاسخ:
آره تحیلیل خوب و قابل درکی بود از عزیزمت امام به کوفه.
امام احتمالا قصد سکونت در کوفه داشته که با خانمان تشریف آوردن

و بعد از اینکه مسلم بن عقیل دستگیر و کشته میشه و ورق در کوفه برمیگرده امام اوضاع جدید را به همراهان اعلام می کنن  و میگن که هر کس دوست دارد زنده بماند از ما جدا بشود که همه میروند جز همین 72 نفر و برخی مثل زهیر که در راه به کاروان عاشورا می پیوندند.

[این مطلب رو همین دیروز از نمازجمعه تهران (حجت الاسلام ابوترابی قزوینی) از رادیو گوش دادم. ]
مباحثات کامنت ها عالی بودن

التماس دعا
پاسخ:
ممنون و تشکر می کنم از دوستانی که در بحث شرکت کرده اند
  • آب‌گینه موسوی
  • پناه بر خدا! 
    از رسول جعفریان خیلی بعید بود این حرف! 
    امامِ معصوم و علمِ لدنّی‌اش و احتمال؟!
    جناب! منتشر نکنید این... را!

    پاسخ:
    اون وقت انگاره ی خودکشی رو چجوری میخوای پاسخ بدین شما؟

    http://fiish.blog.ir/post/746
    سلام
    اسم کتاب استاد جعفریان را هم می فرمایید
    پاسخ:
    سلام :) خوبی؟

    + تاریخ سیاسی اسلام بود اسمش جلد دوم
  • دچار فیش‌نگار
  • بحث مرتبط

     

    http://farabirg.blog.ir/post/39#comment-_lVnUSolA5w

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات