فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

مکتب تفکیک

حیات تن به آب است و هوا و حیات روح به علم است و دلالت. علم در قرآن است و دلالت (به چگونگی این علم و راه رسیدن به آن) در نزد معصوم. و هر چه جز این باشد، تاریکی است و گمراهی و ظلمت است. (حکیمی, 1383, ص. 17)


* مصاحبه با حجت‌الاسلام حسن رمضانی در نقد مکتب تفکیک (فارس: ۹۰/۱۲/۲۱)

خانم الفــــ
۱۱ تیر ۹۶، ۱۵:۲۷
چند وقتی هست که با مطالب مختلفی روبرو میشم،درباره ضرورت علم...و برام عجیبه که چرا تا حالا کسی تاکید نکرده بر ضرورت علم و....
پاسخ :
در این تعطیلات متوجه شدم 3 تا کتاب از آقای محمدرضا حکیمی دارم . طی تورقی که کردم فهمیدم مکتب تفکیک یعنی تفکیک کردن میان علم دینی و علم غیر دینی. بعد معتقدن برای فهم دین نباید از روش های علم استفاده کرد و به همین خاطر با تفسیرهای فلسفی و عرفانی از دین بشدت مخالفن :)
خانم الفــــ
۱۱ تیر ۹۶، ۱۵:۴۰
پس منظور این بود.دقت نکردم من.ممنونم از توضیحتون.

+چند روز پیش درس استادی رو گوش میدادم .یکی از فصل های بدایة الحکمه بود.اونجا در باب خصوصیات ماده و علم حضوری و حصولی،بحث های خیلی مفصل و دقیق و ظریفی بود که این فرمایش ایشون رو ،حداقل،به چالش جدی میکشونه.

بحث هایی هم حضرت امام و شهید مطهری دارن.


+اما بحث ها خیلی عجیبن در این موضوع...و هیهات از عمری که به بطالت و در بی خبری طی بشه...
پاسخ :
میشه بیشتر توضیح بدین اون بحث علم حضوری رو ؟ :)
+درسته که میگن بدایه میگه علم علل معده داره ولی اصلش اعطاییه ؟
آقاگل ‌‌
۱۱ تیر ۹۶، ۱۵:۴۷
صحیح
پاسخ :
این پست معطوف به پست های قبلی بود :
اینجا
وحید عبدی پور
۱۱ تیر ۹۶، ۱۵:۵۲
من با تعریف بالای آقای حکیمی عزیز کاملا در موافقم، اما ایشان در عمل بنا بر تعریف خودشان در نظر عمل نمی کند. حداقل عینا همان را عمل نمی کند.
پاسخ :
مکتب تفکیک میگوید تنها راه فهم دین فقط روایات می باشند. و با مخالفت با روش های علمی و منطقی عملا خودش را خلع اصطلاح می کند. و مجبور است تک تک اصطلاحاتی که میخواهد بکار ببرد را از نو تعریف کند! :)
وحید عبدی پور
۱۱ تیر ۹۶، ۱۵:۵۶
سلام. من با تعریف بالای آقای حکیمی کاملا موافقم، اما ایشان در عمل نظری که در بالا گفته اند را نقض می کنند. روش آنها روشی نیست مه در تعریف بالا امده است. اولش آنکه، اصولی بودنشان مانعی است دوم انکه ایشان در نظر نگاه فلسفی را رد می کنند ولی در عمل به آن تن می دهند. و نقدهای تخصصی تر که در این مقال نمی گنجد
پاسخ :
در این مقال رو خوب اومدی :)
وحید عبدی پور
۱۱ تیر ۹۶، ۱۶:۰۶
البته من شب یه نقد اساسی به مکتب تفکیک و آقای حکیمی عزیز میرم. الان باید برم سرکار. پس تا شب فرصت بدهید
پاسخ :
باشه :)
سام نجفی نیا
۱۱ تیر ۹۶، ۱۷:۲۸
عالی
پاسخ :
مرسی از شما :)
دچـــــ ــــــار
۱۱ تیر ۹۶، ۱۸:۰۴
حجت‌الاسلام رمضانی : ما باید ببینیم ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین چطور با کمالات دیگران برخورد می‌کردند و در عین آنکه خودشان در رأس کمالات و خوبی‌ها بودند در مقام ارزیابی کمالات دیگران چه رفتاری را در پیش می‌گرفتند.

حضرت امام صادق علیه‌السلام در کتاب توحید مفضل از  (ارسطو) نام می‌برد و می‌فرماید:

عده‌ای قائل به صُدفه و اتفاق بودند و برای این عقیده، به امور خارج از طور طبیعی؛ مثل افراد 6 انگشتی یا ناقص الخلقه‌ها و امثال این امور استدلال می‌کردند. در مقابل آنها شخصی به نام ارسطا طالیس با توجه به امور طبیعی که از ثبات و دوام و وحدت صنع برخوردارند اثبات کرد که پدیده‌های یاد شده به خاطر عوارضی است که در مسیر امور طبیعی پیش می‌آید و آنها را از مسیر خود منحرف می‌کند و این خود شاهدی است بر وجود یک نظام علی و معلولی در عالم  و دلالت می‌کند بر اینکه در عالم حساب و کتابی وجود دارد و گاهی اوقات که در این حساب و کتاب به هر دلیلی اختلالی به وجود می‌آید پدیده‌های یاد شده مشاهده می‌شود و این خود بهترین دلیل است بر اینکه در نظام آفرینش علیت حاکم است و چیزی بر اساس اتفاق و صُدفه به وجود نمی‌آید.

این مطلب را امام صادق علیه‌السلام در حالی برای «مفضل» بیان می‌‌کند که خود یک امام معصوم است و فوق مقایسه با ارسطو است و این یعنی اگر کسی حرف قابل قبولی دارد باید آن را گفت و نقل کرد و نباید به بهانه اینکه او در رتبه از ما پایین‌تر است او را کنار بزنیم و بگوییم آنچه او می‌گوید کشک است.

خانم الفــــ
۱۱ تیر ۹۶، ۱۸:۰۹
متاسفانه الان چون درحال یادگیری هستم نمیتونم بحث بکنم :) به محض کامل شدن و تمام شدن بدایه،عرض میکنم ان شاءالله.
پاسخ :
انشالله فهمتون بهترین فهم و عقلتون سالم ترین عقل ها باشد :)
وحید عبدی پور
۱۱ تیر ۹۶، ۲۱:۲۹
بسم الله الرحمن الرحیم.
الوعده وفا.
ببینید مکتب
تفکیک خیلی پیچیده نیست که نشه فهمیدش و اونقدر هم ساده نیست که شما جناب فیشنگار فرمودید.
مکتب تفکیک رو باید تو شخصیت بیشتر دید تا تفکر. محمد رضا حکیمی عزیز که من براش احترام ویژه‌ای قائلم و اندیشمند رو دستش نمی بینم یک مکتب تفکیکی هست، آقای خراسانی یک مکتب تفکیکی هست و خلاصه اینکه

مکتب تفکیک بیشتر بر حول و حوش شخص می چرخه. گرچه کلیتی رو شاید بشه براشون مشخص کرد. اما مکتب تفکیک اون‌جوری که فرمودید فلسفه و عرفان رو رد نمی کنه.

مکتب تفکیک به نظرم دچار تناقض هایی شده چون در نظر و عمل نمی تونن به قول استادمون ویو پویینت ترسیم کنن.
مکتب تفکیک پایبند به نظرات خود نیستن.
اما محمد رضا حکیمی عزیز. محمد رضا حکیمی فراموش کرده که برای نظری که ارائه کرده باید یک اخباری باشه نه اصولی.
محمد رضا حکیمی عزیز عقل رو و حدیث رو در عمل مساوی قرار میده و این با حرفش در تناقض هست.
محمد رضا حکیمی عزیز خود وارده علم کلام میشه و این ضعف اساسیش هست.
ما بقی نقدام جزئی هست و بیانش نمی کنم.
اما شما جناب فیشنگار. از ارسطو و توحید مفضل گفتی. اول آنکه سندقطعی در دست نیست که امام صادق ارسطو رو گفته باشه. ارسطاطالیس کی شده ارسطو شما بگید.

دوم آنکه شما نظرتون رو که گفتید و استناد به حدیث کردید باید، علمی عمل کنید و تمام احادیث رو می دیدید و بعد موضع می گرفتید.
پی نوشت. تکرار می کنم محمد رضا حکیمی بزرگترین اندیشمند معاصر شیعه هست
پی نوشت 2. نگید تو در حدی نیستی که محمد رضا حکیمی رو نقد کنی. پی نوشت 3.منم اشتباه می کنم به هر هال معصوم که نیستم.
پی نوشت 4.دعوت می کنم با اندیشه شیخ کبیر علامه بحرانی بیشتر آشنا بشید.
پی نوشت آخر.البته من به علامه بحرانی هم نقدای جدی دارما.
پاسخ :
اون سخنی که از کتاب توحید مفضل ارجاع شده رو در این لینک خوندم :)

http://www.farsnews.com/printable.php?nn=13901221000262


پـــــر ی
۱۱ تیر ۹۶، ۲۳:۲۸
اینو موافقم راست میگه :)
پاسخ :
دقیقا کدوم قسمتشو موافقید؟!
گلی خانم
۱۲ تیر ۹۶، ۰۹:۰۳
بنده هم که در جریان هستید، (با این علم ناقص و نصفه نیمه!) به شدت با فلسفه موافقم و به نظرم اگه فلسفه نبود، یک پای کمیت علم لنگ بود

و اینکه تفکیکی ها چرا اینقدر با فلسفه مشکل دارند، به نظرم دلیلش اینه که گمان می کنند منشاء فلسفه یونانه و یونان رو مهد کفر میدونن. و فلسفه رو علمی میدونن که از بلاد کفر اومده
در حالی که فلسفه ی غرب با فلسفه ی اسلامی به قول شهید مطهری فقط تشابه لفظی دارند
پاسخ :
برای مبارزه با انحرافات تصوف و تفلسف ، صورت مسئله ! (یعنی عقل و عرفان) رو پاک کردن :)
پـــــر ی
۱۲ تیر ۹۶، ۰۹:۱۹
این قسمتش: حیات روح به علمه دیگه :)
پاسخ :
دقیقا همینه ولی مولف منظورش اینه که علم فقط توی قرآن هست و بقیشو قبول نداره :)
سائلِ معنا
۱۲ تیر ۹۶، ۱۰:۰۹
سلام
خیلی از مصاحبه آقای رمضانی لذت بردم...

جدای از روشن گری شون "ادب در نقد" توسط ایشون خیلی برام قابل تقدیر بود...
خیلی حرمت آقای حکیمی رو نگه داشتن...
اینها برای ما الگو هستن... و نشانه هست... کسی که در موضع حق هست هرگز هتاکی و پرخاش و مغلطه گری نمی کنه...

شما مناظره ی آقای وکیلی و آقای میلانی رو در آپارات مشاهده کنید... ادب در بحث و فرهنگ مباحثه رو توسط هر دو رصد کنید... اگر هیچی هم از بحثشون سر در نیارید طمانینه آقای وکیلی و غوغا سالاری آقای میلانی خودش نشانه هست...

در همین راستا این مناظره رو هم پیشنهاد میکنم: 
http://erfanvahekmat.com/%D8%AF%D8%B3%D8%AA%D9%87/%D9%85%D9%82%D8%A7%D9%84%D9%87/%D9%85%D9%86%D8%A7%D8%B8%D8%B1%D9%87_%D9%85%DA%A9%D8%AA%D9%88%D8%A8_%D8%AD%D8%AC%D8%AA_%D8%A7%D9%84%D8%A7%D8%B3%D9%84%D8%A7%D9%85_%D9%88_%D8%A7%D9%84%D9%85%D8%B3%D9%84%D9%85%DB%8C%D9%86_%D9%88%DA%A9%DB%8C%D9%84%DB%8C_%D8%A8%D8%A7_%D8%AC%D9%86%D8%A7%D8%A8_%D8%A2%D9%82%D8%A7%DB%8C_%D9%85%D9%87%D8%AF%DB%8C_%D9%86%D8%B5%DB%8C%D8%B1%DB%8C

این مناظره مکتوب هست... و خیلی فضای برای غوغا سالاری فراهم نیست و کسانی که واقعا دغدغه دارن بدونن حق با کی هست این مناظره ی مکتوب خیلی کمک میکنه...
پاسخ :

بررسی اجمالی نهضتهای اسلامی در صدسالۀ اخیر، ص:77

ارسطو جملهای دارد درباره فلسفه، میگوید: «اگر باید فیلسوفی کرد باید فیلسوفی کرد و اگر نباید فیلسوفی کرد باز هم باید فیلسوفی کرد


توضیح دادم که مقصود ارسطو این است که فلسفه یا درست است و باید آن را تأیید کرد و یا غلط است و باید آن را طرد کرد. اگر درست و قابل تأیید است باید فیلسوف شد و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را تأیید کرد، و اگر هم غلط است و طرد شدنی، باز باید فیلسوف شد و فلسفه را آموخت و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را نفی و طرد کرد.

سائلِ معنا
۱۲ تیر ۹۶، ۱۰:۴۳
اگر هم غلط است و طرد شدنی، باز باید فیلسوف شد و فلسفه را آموخت و با نوعی فیلسوفیگری فلسفه را نفی و طرد کرد.

این همون سازوکار جدال احسن هست که در قرآن اومده...
یعنی با ادبیات طرف مقابل آشنا شو و با همون ادبیات باهاش بحث کن...

منتها ربطش رو با نظر خودم نفهمیدم
پاسخ :
سلام و ارادت داریم:)
+ با مقایسه رفتار دو طرف در مناظره یاد این صحبت افتادم :)
پـــــر ی
۱۲ تیر ۹۶، ۱۱:۲۰
خب من فقط بخش اولش رو موافقم دیگه. کاری با بقیه اش ندارم :)
پاسخ :
عجب موافقتی ! یعنی موافقت شما دقیقا مخالفت با ایشون هست :)
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین