اقتراح/ آزادی& عدالت :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

اقتراح/ آزادی& عدالت

يكشنبه, ۱۲ دی ۱۳۹۵، ۱۱:۰۲ ق.ظ

سلام. مدتی هست ذهنم درگیر این سوال شده بود و تصمیم گرفتم ذهن شما رو هم درگیر کنم  خدا رو چه دیدی شاید از ذهن شما پاسخش به من هم رسید.

 

 

 

سوال این بود که:

 

 

 

  • فرق آزادی و عدالت چیه؟
  • کدومش بهتره ؟
  • کدومش مهمتره؟
  • ته (انتهای) آرمان عدالت [در جامعه] کجاست؟
  •  (انتهای) آرمان آزادی [در جامعه]چیه؟
  • و...

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نظرات برخی دوستان رو هم پرسیدم اما همچنان ذهنم مشغول جمعبندی هست :)

لوسی می: راستش اصلا دوست ندارم الان درگیر سوالتون بشم! اینها به تعریف آدمها از لغات بستگی داره.  اینکه آزادی چیه، عدالت چیه، عقل چیه و عمل از چی ناشی میشه عمدتا در هر توصیفی سلیقه ایه!

***

 خب اگه نظر من رو بخواین، مفهوم این دوتا با هم فرق داره.

یعنی هر کدوم مفهوم جداگانه ای برا خودشون دارن.

البته اگه یه کم ریز بشیم رابطشون عموم و خصوص من وجهه

از نظر من عدالت بهتره و ایضا مهم تر

انتهای عدالت اینه که هر چیزی رو سر جای خودش قرار بدیم و انتهای آزادی هم این هست که انسان آزاد آفریده شده و کسی مجبورش نکنه که کاری رو انجام بده، یا بر عکس کاری رو کنار بذاره.

 

***

آرتیمس: جواب سوال دو و سه از نظر من قطعا عدالت. و تو سوالهای بعدی منظورتون از ته اگه این باشه که وقتی عدالت یا آزادی فراگیر شد چی میشه، باید بگم اگه آزادی فراگیر بشه، نه تنها عدالتی اجرا نمیشه (بخاطر روح زیاده‌خواهی انسان) بلکه دیگه حتی همون آزادی هم وجود نخواهد داشت. در واقع فراگیر شدن آزادی تام معنا نداره. اگه من تا بینهایت آزاد باشم صددرصد تو اون قسمتهایی که زندگی من و اطرافیانم با هم هم‌پوشانی داره، آزادی کس دیگه‌ای رو نقض خواهم کرد. اگه منِ نوعىِ با وجدان اینکار رو نکنم افراد بیشمار دیگه‌ای حتما خواهند کرد. اما فراگیر شدن عدالت اون‌قدر رویاییه که اصلا نمیتونم راجع بهش صحبت کنم. ته عدالت میرسیم به مدینه‌ی فاضله، آرمان‌شهر... بهش که فکر میکنی تحقق کامل حق رو فقط تو اون موقعیت امکان‌پذیر میبینی و لاغیر. عدالت خودش رو نقض نمیکنه و ضمنا ضامن آزادی نسبی هم خواهد بود. نظرم راجع به سوال یک هم، تو این مقایسه‌ای که کردم هست. لطفا منو در جریان نظر بقیه‌ی بلاگرها هم بذارین، چون حتما اون‌ها از زوایای دیگه‌ای هم موضوع رو بررسیده‌ان.
 
 
 
سمیرا: اول ازهمه بنظر من عدالت و آزادی شباهت چندانی ندارن که حالا بخوایم راجع به تفاوتاشون بگم... آزادی جمعی از جبرهاست..همه ی ما انسان ها آزاد آفریده شدیم وهمین باعث جبر ها میشه..آزادی از اختیار میاد و اختیار دلیل بوجود آمدن خیلی از اجبارهاست..مثال میزنم..خدا به انسان اختیار و آزادی داده.من آزادم که انتخاب کنم عاشق چه کسی باشم...من اختیار اینو دارم که عاشق چه کسی باشم..مادرو پدرمن اختیار دخترشونو دارن..اون ادمم اختیار داره که انتخاب کنه وحتی مادر پدرش اختیار دارن که عروسشون بخوان چه جوری باشه..همه ی این اختیار و آزادی ها باعث اجبار میشه..اجبار اینکه من نتونم با آدمی که خودم با اختیارم برای زندگی انتخاب کردم ازدواج کنم:)این از آزادی... اما عدالت:)بنظرم توی دنیا چیزی به اسم عدالت وجود نداره..تنها چیزی که هست و ما سعی در برقراریش داریم سایه ی عدالت..حالا تصورکنید سایه اش اینجوری آرامش میده خودش چجوریه:)عدالت ما با اختیار و دیدگاهمون میخوایم برقرار کنیم..عدالت از نگاه هرکس یه معنی وتقریبا همشون درسته ولی همه اش نیست..برای این میگم اونیکه هست فقط سایه ی عدالته..

آقای صفایی نژاد

سلام / راجع به رابطه عدالت و آزادی مقالات و کتب و نظرات بسیاری وجود داره. این که کدوم اصل هست و کدوم مقدم هست و ... هر کسی هم نظری داره.

یه نظری شنیدم چند سال پیش برام جالب بود. در مورد آیه 25 سوره حدید
ما رسولان خود را با دلایل روشن فرستادیم، و با آنها کتاب (آسمانی) و میزان (شناسایی حقّ از باطل و قوانین عادلانه) نازل کردیم تا مردم قیام به عدالت کنند؛ 
 
میگفت این نشون میده که قرار نیست پیامبران عدالت رو برقرار کنند، بلکه مردم باید قیام به عدالت کنند. از چه ابزاری باید پیامبران استفاده کنند که مردم به عدالت قیام کنند؟ آزادی. مردم تا آزاد نباشند ارزشی نداره تشخیص حق و باطلشون و ...
بعد نتیجه میگرفت که این دو تا لازم و ملزوم هم هستن و نمیشه از هم تفکیکشون کرد و ...
 
سلام 110 درباره آزادی و عدالت
اینکه بروم آزادی معنوی رو بخوانم و جواب بدم
نه
من اهل چنین چیزی نیستم
جواب باید در جانمم نشسته باشد
حتی اگر استدلالی لازم برای بیانش به غیر نداشته باشم
دین من دین پیرزنی است گمانم 
محدودیت هایی از جانب او به نام عدالتش برای حکم آزادی داره
و آزادی هایش برایم عین عدالت
قبلا کمی پا پیچ قضیه می شدم اما تهش فکر کردن های شب تا صبح رضایت مندی بود که ین سوال در قبلم اثری مثبت گذاشت نه منفی
پس هر چه قدر می خواهد تکرار شود
اما صرفا یک نکته 
آزادی جامعه یا آزادی فرد
عدالت در حقیقت تضمین آزادی های جامعه است، آزادی های افراد در جامعه
در آزادی های فردی نیز که انتخاب است و اختیار 
اما شاکرا و اما کفورا 
یا تمایل فرد به شجره زقوم  است در نهایت یا شراب تسنیم میسل با خودش
خیلی حرف ازم کشیدی  شیطونه می گه پست جدیدش کن :)
 
 
 
 
سلام
خیلی ممنون که فکر من رو هم درگیر کردین
در مورد آزادی و عدالت اینکه کدوم بهتره به نظر من نمیشه به صورت مطلق گفت و یه چیز نسبیه یعنی هم باید آزادی باشه و هم عدالت ولی انکه چقدر از هرکدوم باشه خب خیلی نکته ظریفیه و به نظرم باید به دستورای دینمون مراجعه کنیم
اینکه چه نسبتی برای هرکدوم لازمه رو حتما باید فهمید
و خوب حتما می دونید که این دوتا همدیگه رو محدود می کنن
هرچه آزادی بیشتر باشه یعنی عدالت کمتره و هرچی عدالت بیشتر باشه آزادی کمتر میشه و به نظرم اگه عدالت بخواد به طور کامل برقرار بشه باید آزادی تا حد زیادی محدود بشه و این دوتا هیچ وقت نمی تونن خیلی با هم جمع بشن

ولی به نظر من عدالت مهمتر از آزادیه و به همین دلیل باید یه جاهایی آزادی رو فدای عدالت کرد

کلا خیلی مطلب حساسیه و نمیشه راحت راجع بهش صحبت کرد و اینا نظر من بود و برداشتهایی که از قرآن و سیره ی اهل بیت داشتم که شاید خیلی هم درست نباشن
ولی بازم خیلی ممنون که فکرم رو به یه موضوع مهم درگیر کردین
***

ماهی قرمز اما البته عدالت میتونه بهتر باشه 
آزادی هم میتونه دادن اختیارِ انتخاب به آدم ها باشه اما زیر چتر قانون و همون عدالت 
بنظرم بهم وصلن و از هم جدا نیستن 
اینکه تهش چیه رو نمیدونم ...
ته عدالت و آزادی با اومدن آقا عملی بشه فقط
 
هر دو مقوله سیار ارزشمندند اما به نظرم میرسه عدالت مقدم بر آزادی ست چرا که عدالت یعنی قرار گرفتن هرچیزی سر جای خودش!
کلا محدود کردن ازادی رو همه انسان ها پذیرفتند البته ممکنه در مصادیقش اختلافی باشه اما کلیتش مورد پذیرش است.
یادمون نره عدل از اصول دین است و پایه بسیاری از اعتقادات دینی در عین حالی که دین و ایمان هم وقتی ازرزشمنده که بر اساس آزادی باشه و نه جبر...
و با توجه به این امر شاید واقعا نشه بین انها تفکیک قائل شد و یکی را مقدم بر دیگری دانست.
علمم بیش از این قد نداد!
مؤید باشید
 

نظرات (۱۹)

وای خداحفظم کنه:)))
چه دیدگاهای جالبی
پاسخ:
نظریه پرداز شدین :)
مخصوصا این جمله :

آزادی از اختیار میاد و اختیار دلیل بوجود آمدن خیلی از اجبارهاست

نه دراون حد همشون صحبتای ایت الله صفایی حایری یا آقای رنجبر بودن که من با زبون خودم تحریفششون کردم:دی چون یه زمانی سوال خودم ازادی بود,یه بخشایی از کتاب استاد صفایی خوندم:)
پاسخ:
خوبه آدم اهل مطالعه باشه
  • بنت شهرآشوب
  • اگه این سوال رو هفته ی پیش میپرسیدین حتما نظری درموردش داشتم
    ولی الان به قدری دچار سرماخوردگی و تشتّت فکری و عقلی هستم که اتاق رو به صورت پنج بعدی میبینم!!!
    فعلا بنده رو معاف بفرمایید!
    پاسخ:
    هر وقت فرصت کردید خوشحال میشویم
  • هَشت حَرفی
  • عه منم جواب دادما :)) 
    پاسخ:
    جدی!

    نرسیده چیزی
  • آقاگل ‌‌
  • با اینکه من کوتاهی کردم و جواب ندادم به این سوال(ناخواسته بود راستش. چون میخواستم جواب دقیقی بدم. نه اینکه فقط نظر باشه. بازهم عذر میخوام. هنوز هم بهش فکر میکنم.) ولی الان میخوام نظرم رو به صورت ضمنی بدم.(فقط نظرم. بدون هیچ مطالعه و تحقیقی)
    .
    من ازادی رو مقابل عدالت نمیدونم. ولی اگه بخوام از بینشون یکی رو انتخاب کنم اون آزادی خواهد بود! البته آزادی به معنای واقعی کلمه اش. نه اون چیزی که به عنوان مفهوم آزادی بین ما جا افتاده. (اینجا تا به یکی میگی آزادی ذهن همه میره به سمت حجاب و عفاف و چادر و مانتو و روسری و یواشکی! و روابط نامشروع!)
    منظورم اون آزادیی هست که استاد مطهری در موردش میگه ازادی درمملکت ما یک شعار محروم است. 
    همون آزادیی که به خاطرش هزاران نفر در طول تاریخ کشته شده و هزاران انقلاب به خاطرش رخ داده. مثالش انقلاب صنعتی در اروپا، و آزادی از یوغ کلیسا و تفکرات کلیسایی.(اگه انقلاب خودمون رو مثال نمیزنم چون حرف دارم در موردش! بعلاوه منجر به جهت گیری نسبت به متن میشد.) یک سری حرف های دیگه هم دارم که چون نظرات خودمه و نه یک حرف منطقی و دقیق و شاید به نظر شعار بیاد نمی‌نویسمشون. :) 

    در مورد عدالت هم حرف بسیار است. ولی اون عدالتی که مد نظر هست برپا نمیشه مگر به ظهور حضرتش. پس صحبت در موردش با این حساب بی معناست. چون نمیتونیم بهش برسیم. البته اگر خواهانش هستیم باید سعی کنیم مقدمات ظهور رو فراهم کنیم.
    پاسخ:
    متشکرم آقاگل :)
    +آیا برقراری عدالت(همون در زمان ظهور امام زمان ) آزادی رو محدود نمیکنه؟ 
    + آیا میشه گفت آزادی حق فرد و عدالت حق جامعه است؟ 
    آزادی باید اخلاق مدارانه باشد. 
    آزادی مطلق، مستلزم اجتماع نقیضین است. 
    پاسخ:
    عدالت چی؟
  • بالای آسمان
  • آزادی و عدالت را چرا باید با هم مقایسه کنیم؟
    پاسخ:
    چون 1 قرن است که 2 ایدئولوژی عمده جهان هستند. شرق حامی عدالت است و غرب حامی آزادی 
  • آب‌گینه موسوی
  • خیلی روشن است! عدالت اعم از آزادی است و با وجودِ عدالت، آزادی هم کسب می‌شود.

    نهایتِ آرمانِ عدالت هم ایجادِ مدینۀ فاضله است و باید صاحب‌مان عنایت کنند تا محقّق شود. آن وقت عدالت نامِ دیگرِ دیکتاتوری می‌شود! عادلانه‌‌ترین و مطبوع‌ترین دیکتاتوریِ جهان! 

    پاسخ:
    زنی که در چین رییس سازمان صدا و سیما بود محاکمه و بازداشت شد بخاطر اینکه پنج جفت کفش داشت!! 
    واین بی عدالتی محسوب می شد!!
    هنوز میگید عدالت آزادی رو محدود نمیکنه؟!
  • آب‌گینه موسوی
  • من از حقیقت می‌گویم و نه واقعیّت.

     

     

     

     

    پاسخ:
    میشه واضح تر بگید :)
    عادلانه‌‌ترین و مطبوع‌ترین دیکتاتوریِ جهان! 

    +یعنی این شبه جمله چقدر متین و وزین و درست بود! آفرین آبگینه موسوی! آفرین.
    پاسخ:
    که دیکتاتوری با ذات و فطرت انسان تناقض داره 

    رجوع کنید به سخن حاج اقا که: لازمه دین و عقیده و عدل همانا اختیار است اختیار
    معنای عدالت که معلومه، قرارگرفتن هرچیز درجای خودش یا به تعبیر خاصتر، مراعات حقوق هرکس.
    اما معنای آزادی چیه؟!
    تعریف مشترکی از آزادیِ بیان کنید تا بر پایه ی اون نظر بدیم. اون موقع هم همینو گفتم توجه نکردید!
    مطلوبِ آزادی اسلامی اون شرایطیه که انسان بتونه در سایه ی آزاد بودن به حقوق خودش برسه و حقی ازش سلب نشه و شکوفا بشود.
    در این صورت در واژگان اسلام آزادی عین عدالت و عدالت عین آزادی است.
    پاسخ:
    سلام
    برای اینکه راحت تر بشه مقایسه کرد 
    در عالم سیاست می تونیم 
    لیبرالیسم رو نماد آزادی و کمونیسم رو نماد عدالت طلبی بگیریم مسامحتا.

    نظر حاج‌آقای شورگشتی.
    پاسخ:
    ایشون گفتن :
    دین و ایمان هم وقتی ازرزشمنده که بر اساس آزادی باشه

    و گفتن عدالت از اصول دین ماست
    پس میتونیم بگیم آزادی بر دین و همین عدالت مقدم هست.
    نظرشون رو متوجه شدم. منظورم این بود که نظر آقای شورگشتی بدیع بود و خوشم اومد. البته نظر آقای صفایی‌نژاد هم به نظر ایشون نزدیک بود.
    پاسخ:
    درود بر شما
    خوب ایشون اول گفتن بنظرم عدالت مقدم بر آزادیه، ولی آخرش گفتن شاید نشه یکی رو بر دیگری مقدم دانست.
    اما منظور من اون قسمتی بود که همه‌چیز با آزادی ارزشمنده!
    پاسخ:
    بله البته که آزادی جوهره ی ذات آدمی و وجه تمایز انسان با همه ی موجودات (حتی فرشتگان) هست
    این توضیح و هیچ توضیحی باعث نمیشه فکر نکنم که حکومت معصوم بر مردم چیزی جز دیکتاتوری خواهد بود!
    دیکتاتوری یعنی حکومت فرد بر مردم و بر محوریتِ نظر حاکم.
    و حکومت معصوم چنین خواهد بود!
    همون که فرمودن، عادلانه ترین، و مطبوعترین دیکتاتوری جهان!


    +به زعم بنده یکی از دلایل عدم ظهور منجی همین عدم ظرفیت و پذیرش وجودی مردم از پذیرش این نوع از حکومت است! مردم همچنان مردم سالاری را ترجیح میدهند درحالی که حکومت معصوم دیکتاتوریِ دین سالارانه است و لاغیر. هرچند که این دین سالاری به مردم سالاری منجر میشه. اما دلیل عدم تحمل حکومت معصوم در طول تاریخ همین بوده و این کلنجار رویها در زمان حکومت حضرت امیر به وضوح مشاهده میشه.
    نمیدونم خصوصیش کنم یا جامعه ی مخاطبتون ظرفیت پذیرش این جملات سهمگین رو داره! :دی
    پاسخ:
    #سهمگین :)
    این که فرمودن، عادلانه ترین، و مطبوعترین دیکتاتوری جهان! و اینکه شما میگید دیکتاتوری معصوم که نیاز به این همه رنج کشیدن پیامبران و امامان و به سر بردن معصوم در پرده غیبت نداشت 

    اگه زوری بود که نیاز به گذشت زمان برای رشد جامعه نبود
    دقیق تر بگم حکومت زوری حکومت انسانی نیست.
    وقتی معنی آزادی و عدالت غلط باشه، چطوری مقایسه شون کنیم.
    کمونیسم به معنای عدالت نیست، به معنای مساواته. برابری حقوق حتی اگر غیرعادلانه باشه که هست!!
    و آزادی به معنای اصالت نفع نیست و در محیط اجتماعی نباید هم باشه، درحالی که لیبرالیستم فقط نوعی حیوان صفتیه!
    حالا چرا باید با این همه اشکالی که تو این دوتا تعریف کمونیسم و لیبرالیستم هست،اینها رو مقایسه کنیم؟!
    هردو بدند! یکی از دیگری بدتر!

    من همون کامنت قبلیمو بیشتر دوست دارم.واژگان اسلامی! هرکدام از این دوتا اگر اجرا بشن اون یکی هم اجرا میشه.
    پاسخ:
    دو مکتب کمونیسم و لیبرالیسم رو برای روشن شدن بحث گفتم 

    + نظریه حکومتی شما خیلی قابل تامله:) یعنی باید بیشتر رویش فکر بشه
  • آب‌گینه موسوی
  • شما از عدالت و آزادیِ فعلی و به وقوع پیوسته گفتید و مثال زدید، بنده عرض کردم که من از عدالت و آزادیِ حقیقی و باید گفتم. آن‌چه ما می‌بینیم با آن‌چه باید باشد، بسی فاصله دارد. لذا مثالِ شما گزارهٔ بنده را نقض نمی‌کند. 
    به لوسی‌می: سپاس‌گزارم ، بانو!
    پاسخ:
    خب اون عدالتی که شما میگید اگه محقق بشه آزادی رو هم در بر داره تعریف یا توصیفش چیه؟‌
    مشکل اینه که شما دیکتاتوری رو با بار منفی ای که در ذهنتون هست معنی میکنید. نه بار معنای خالص کلمه.دیکتاتوری یعنی حکومت با محوریت نظر حاکم.
    کی گفته برای دیکتاتوری نیاز به پذیرش جامعه نیست؟؟!
    اگر نیاز نبود که همه ی دیکتاتوری ها تا الان باقی مونده بودن!!!
    من شما رو مجددا ارجاع میدم به بخشِ پلاس(+) کامنت سهمگینم.
    پاسخ:
    بار مثبت دیکتاتوری :)
  • آب‌گینه موسوی
  • تعریف و تحدیدش همان است که مولا می‌فرمایند: هر چیز در جای خودش...
    پاسخ:
    در بین دوستان محترمی که اظهار نظر های خوبی کردن
    نکته ای که آقای صفایی نژاد هم بهش اشاره کردند خیلی جالب بود:

    پیامبرا مسئولیت آزادی جامعه رو دارن
    برپایی قسط بر عهده ی خود جامعه است

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات