فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف برای سوالات محذوف

منشاء تغییرات اخلاقی تاخیر در ازدواج است

غرایز جوانان سالم است و زود می‌تواند تحت قید و بند درآید ولی پدران محتاط و مادران حسود برای زن دادن به فرزندشان نخست از درآمد داماد می پرسند... اینها هیجان‌های مرده‌ی خودشان را فراموش می‌کنند و نمی دانند که قلب جوانان ممکن است دلایلی داشته باشد که پیران از فهم آن ناتوان باشند.(ویل دورانت: 96)




مطالب مرتبط:

  • سن ازدواج : لینک
  • حجاب اجباری؛ اقتراح: لینک
  • اینفوگرافی موانع ازدواج : لینک
جناب دچار
۵ اسفند ۹۶، ۱۰:۴۰
من معمولا هر روز پست میذارم به جز جمعه ها

ولی یه چند وقتیه [از بعد از جشنواره فجر96] اول هفته یه استرسی دارم! هراسم اینه که شنبه بیام وبلاگم رو باز کنم ببینم دیروز یکی اومده توی مدیریت وبلاگ و داره پست میذاره برا ملت! به نظرتون چیکار باید بکنم برای این ترس ؟
س _ پور اسد
۵ اسفند ۹۶، ۱۰:۵۱
ومن یتوکل علی الله فهو حسبه ... 
(پاسخ کامنت)
پاسخ :
منظورتون اینه که ازدواج  رو باید با توکل شروع کرد؟ :)
بهارنارنج :)
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۰۰
یعنی هکتون کردن؟

رمزارو تقویت کنید
پاسخ :
نه یه نفر هست به اسم رشیدپور
هر کس پامیشه میره سرجاش میشینه! :/

منم نگران کرده
ستاره جان
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۰۶
😮
البته گاهی هم جمعه ها پست گذاشتید 

تیتر هم دروغ نیست 
متن هم نمی دونم
سلام 
پاسخ :
سلام گفتم معمولا :)
یاقوت ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۱۷
منشاء تغییرات خیلی اخلاقی چیزهاست ...

من سنم رو باور دارم بابام باور نمیکنه:)))
پاسخ :
ویل دورانته میگه مهمترینش ازدواجه

خخخ منم باورم نمیشه درمورد شما!
نمیخوره به این پروفایل :))
یاقوت ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۱۹
اصلاحیه : منشاء تغییرات  اخلاقی خیلی چیزهاست ...
پاسخ :
توی همون کامنت هم فکر کنم بشه اصلاح کرد.
امتحان کنید :)
س _ پور اسد
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۲۶
نه ؛ این برای صبح های شنبه بود .... ازدواج به رغم اهمیتش و سفارش به ساده گیری ،مقدماتی داره که داشتن شغل و معیشت از بدیهی ترین آنهاست .... وفقکم
پاسخ :
شغل و درآمد رو قبول دارم :)
یاقوت ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۲۹
بله امکانش هست میخام آمار کامنتهای شما بالا بره:)))
پاسخ :
ببین میگم همسنیم میگی نه :))
یاقوت ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۳۱
خیلی متشکر ... هر چند سال مهم نیست ...پیگیری میکنیم مطالب وبلاگتون رو ..
پاسخ :
خبر دارم :)
خیلی خوشحالم از داشتن مخاطبی چون شما
هلما ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۱:۴۳
# بریم شوهر کنیم.
# آقایون شمام به فکر باشید.
# مامان باباها همراهی کنید...
# کار و خونه و پولم باشه کنار عشق و محبت و اینا خوش میگذره، یه شمال هم میریم جوج میزنیم عه نه من گوشت ندوست.
پاسخ :
بهترین چیز اینه که عشق رو در فصل عشق تجربه کنیم

نه وقتی که سی سالمون شد و همه حس های قشنگمون رفت ...
نه؟ :)
آقای سین
۵ اسفند ۹۶، ۱۲:۱۵
میگن رشید پور قراره شهردار تهران بشه بزودی :)
البته براش شرط گذاشتن که باید قلیون کشیدن رو بذاره توی برنامه های روزانه اش تا قبول کنن شهردار بشه :)))
پاسخ :
خوبه باز شهردار بشه سرش شلوغ تر میشه
منم از نگرانی درمیام :)
مسـ ـتور
۵ اسفند ۹۶، ۱۲:۳۶
الحمدلله که ما اینجوری نیستیم 

فوبیا گرفتین؟
تنها راه مقابله با ترس اینه که باهاش ر و به رو بشید (: 
پاسخ :
تو مگه پدرومادری؟!

+ باید برم بهش بگم هیچ پولی توی وبلاگ نویسی نیست
شاید نیاد :)
آقای سین
۵ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۰
زَوِّجُوا أَیَامَاکُمْ فَإِنَّ اللَّهَ یُحْسِنُ لَهُمْ فِی أَخْلَاقِهِمْ وَ یُوَسِّعُ لَهُمْ فِی أَرْزَاقِهِمْ وَ یَزِیدُهُمْ فِی مُرُوَّاتِهِمْ
بحارالأنوار، ج100، ص222، ح38.
پاسخ :
دست شما درد نکنه معنی ش این میشه که بچه هاتون رو زود شوهر بدین؟
هلما ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۲:۵۹
موافقم خیلی موافقم...
ولی خب چشمم آب نمیخوره راستیتش :)
پاسخ :
فرهنگ جامعه امون رو باید تغییر بدیم :)
که حداقل بچه هامون به موقع عاشق بشن :))
هلما ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۱۶
تا بوده همین بوده، یک نسل فدای نسل بعدی میشه. :)
کلا تو این مورد صفر وصدی ایم...
پاسخ :
کلا تا شور همه چی رو درنیاریم ول نمی کنیم! مملکته؟
هلما ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۲۳
دقیقا و تحقیقا و حقیقتا همینه.
پاسخ :
توی آمارای محل کارت
یه آماری از این قضیه بگیر
آقای سین
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۳۰
میگه: بچه هاتون رو زن/شوهر بدید

تا خدا رزقشون رو وسعت بده
و اخلاقشون خوب بشه
پاسخ :
درست میگه دیگه :)
آقای سین
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۳۶
چرا دس میبری تو کامنت مردم :|

کامنت من یه خطی بود به جان جهانگیری!
پاسخ :
زیاد دقت نکن :)
هلما ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۳۸
چشم چشم اصلا درخواست میدم یه فرایند برا همین تو سامانه سیب باز کنند. :))
پاسخ :
خیلی هم خوبه :)
اینکارو بکنید
مردی بنام شقایق ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۳:۵۷
استاد ازدواج چی هست اصن؟
پاسخ :
سلام مهندس :)
مشکل ما همینه که یادمون میره ازدواج چی هست :)
تضرع نمازشبای مجردی ت یادت رفته؟
حسن قاسمی
۵ اسفند ۹۶، ۱۴:۰۱
با توجه به مطلب سن ازدواج، سازشی که یک جوان 17 ساله میتونه تو زندگی از خودش نشون بده، آیا یک جوان 30 سال هم میتونه نشون بده؟

جای عاقد بودم، بعد از عقد به این آدمای سن بالا میگفتم: بروید با هم بجنگید :)
پاسخ :
اینم تقدیم می کنم به شما :)

https://www.instagram.com/p/BeK29UIHcpR/?taken-by=kebritmedia95
مردی بنام شقایق ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۴:۱۴
حاجی ما تو عمرمون نماز شب نخوندیم که بخوایم توش تضرع بکنیم


بعدشم مافقط دنبال شهادت بودیم. یه نامردی گفت اگه زن بگیری شهید میشی!
ما نفهمیدیم منظورشو...

وقتی فهمیدیم که خیلی دیر شده بود :))


طرف میگفت ما فکر میکردیم "مادر خرج" یه جور فحشه!
تا اینکه یه روز مادر خرج شدیم فهمیدیم از صد تا فحش بدتره :))))

قضیه ازدواج هم همینطوریه^_^ 
پاسخ :
کامنتت خنده ام رو منفجر کرد عامو :)))
همکارا اومدن دو تا دستامو گرفتن که به خودم لطمه نزنم!! :))))
ام شهرآشوب
۵ اسفند ۹۶، ۱۴:۲۷
ینی انقد رشیدپور بیکاره؟؟!

من که نیت کردم پسرمو زود زنش بدم، دخترم داشته باشم به دامادم سخت نگیرم
پاسخ :
شما بهترین کارو میکنی :)
احتمالا شما ازاونایی که خاطره های دوران عاشق شدنتون رو نوشتین که یادتون نرفته حال خودتون رو :)
کار خوبی کردین. این خیلی خوبه برای درک احساسات فرزندان :)


خطر رشیدپور رو جدی بگیرید! :))
ام شهرآشوب
۵ اسفند ۹۶، ۱۴:۳۹
عاشق که نشدیم! شکار شدیم :|
 ولی به آسیبهای ازدواج دیرهنگام کاملا واقفیم
پاسخ :
شکار چی تون هم کارخونه داره؟ :)) [دورهمی]
Va hid
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۰۴
حرفی نیست!!

دلتون شاد
پاسخ :
تو هم زودتر خوب شو دیگه :)
یعنی چی فاز غم گرفتی!
فرشته ...
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۲۴
اون موقعی که ویل دورانت اینو نوشت کنکور نبود، یکی از منشاء های تحولات اخلاقی کنکوره بخدا:))
پاسخ :
بی شک :)
به نکته ی مهمی اشاره شد ... کنکور ... بعد مدرک ... بعد بیکاری :)
آقاگل ‌‌
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۳۵
حتی دیگه ویل دورانتم فهمید!
پاسخ :
یه دختر خوبی هم داره ها!
برای تست این نظریه اش میتونی بری از دخترش خواستگاری کنی ببینی چی میگه! :)

+البته تو که سربازی فعلا :/
قـ د ح
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۴۱
سلام دچار عزیز :)

دیشب ویل دورانت اومد تو خوابم گفت به این دچار بگو چند میگیری دست از سر ما برداری ؟
پاسخ :
سلام
عامو ویل دورانت دست از سر ما بر نمیداره!
مگه تموم میشه این کتابش؟ :)
قـ د ح
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۴۲
راستی دچار جان شما ترکی بلد نیستی ؟

چند روز پیش تو یه وبلاگی کامنت ترکی گذاشته بودی ؟!
پاسخ :
سلام
میگم شما پسری دیگه؟ :)
آخه شبیه یکی از دنبال کننده هام حرف میزنی که خانم بود :)
سا قی
۵ اسفند ۹۶، ۱۵:۴۵
ازدواج زود کار سختیه

هرچند ما این کار را کردیم:)
پاسخ :
مثل حسین فهمیده! :)
حسن قاسمی
۵ اسفند ۹۶، ۱۶:۵۱
بی ربط:

ابراهیم فیاض:
جالب است بدانید در دین اسلام کسی که باید صیغه عقد را بخواند مرد نیست، زن است اما ما در تاریخ و فرهنگ خودمان، این را برعکس کردیم و وکالت را از طرف زن به مرد داده‌ایم.

یعنی در دین حتی شروع‌کننده ازدواج هم زن است؛ اما چه‌طور شده که در تاریخ ما، این حق از آن مردان شده است؛ این از معضلات موجود تاریخ ما شده است و یکی از انحرافاتی که در بعد اسلامی در تاریخ ما وجود آمده این است که به جای آن‌که زن وارد میدان شود، مرد به میدان آمده است.

در حالی‌که زنان به نسبت مردها عاقلانه‌تر همسر انتخاب می‌کنند و دقیقاً می‌دانند چه همسری با چه ویژگی‌هایی می‌خواهند، اما مردان به دلیل فشار غریزه جنسی خود، به شدت انحرافی عمل می‌کنند.

اینجاست که به نظر می‌رسد خوب است فرهنگ خواستگاری زن در جامعه ایجاد شود؛ مثل حضرت خدیجه(س).

https://www.mehrnews.com/news/3981275/

یعنی درستش اینه که تو خونه بشینم و صبر کنم که یکی بیاد خواستگاریم؟ 🤔
پاسخ :
نکته ها:
  • زنان به نسبت مردها عاقلانه‌تر همسر انتخاب می‌کنند
  • فشار غریزه جنسی انتخاب عاقلانه مردان را محدود می کند.
  • در دین شروع‌کننده ازدواج زن است.

+ سوالت رو هم جواب بدم؟ :)

حسن قاسمی
۵ اسفند ۹۶، ۱۷:۰۱
از نظر خودم که ضرورتی نداره، سوال کودکانه ای هستش 😅
پاسخ :
الان اعلام کن که قصد ازدواج داری
توی  دنبال کننده هام شاید برات خاستگار پیدا شد
حسن قاسمی
۵ اسفند ۹۶، ۱۷:۲۲

طبق اطلاعات و بررسی های CISI، تعداد زنان مجرد ایران=تعداد مردان مجرد ایران +1

برای اینکه برابر بشه، فعلا قصدی ندارم، به امید روزی که به خانوم ها 1نفر اضافه بشه :)


ایضا:

http://www.axgig.com/images/15771621504210651340.jpg

پاسخ :
عاهان داری فکر میکنی الان؟
حسن قاسمی
۵ اسفند ۹۶، ۱۷:۳۹
فکر که مال قبل از تصمیم گیریه... اون ماشینه یعنی فرار از بحث مطرح شده :)

نظر @مردی به نام شقایق خیلی معرکه بود 😂

این رو هم بگم که بهتره که به جای استفاده از کلمه "کامنت" از کلمه "نظر" استفاده کنیم. "نظر" انصافا هم کوتاه تر و هم مفهوم رو میرسونه
پاسخ :
معرکه بود :)
مسـ ـتور
۵ اسفند ۹۶، ۱۹:۴۲
ما مجاز از خانواده ی ما داشت! 

از قضا هست مخصوصا برای وبلاگای پر بازدید (: 
پاسخ :
خب پس از این نظر شما شانست خوبه که خانواده تون توجیه هستن :)

+ ما که هنوز درآمدی بهمون نرسیده :))
قـ د ح
۵ اسفند ۹۶، ۲۱:۲۱
بله پسر هستم :)
قدح خان

نشنیدی تا حالا ؟
پاسخ :
جدا جدا شنیده ام ولی روی هم رفته نه! :)
قـ د ح
۵ اسفند ۹۶، ۲۱:۴۰
ضمناً خیلی کنجکاوم بدونم اون خانمی که شبیه من حرف میزده کیه ؟

اصلاً چه معنی داره یه خانم مثل قدح خان حرف بزنه ؟

نگفتی ترکی بلدی یانه ؟
چرا پاسخ سوال رو با سوال میدی؟
پاسخ :
بیش جمله :/
بنتُ الهدی
۵ اسفند ۹۶، ۲۱:۴۴
پدران محتاط و مادران حسود(!) بهتر بود میگفت مخالف !
ولی راست میگه..
ازدواج توی سن پایین باعث میشه شیرینی های زندگی پررنگ تر بشه و عمر عاشقی بیشتر..
رچند سختی های خودشو داره..
و از اونجایی که کلا زندگی سخته
پس چه بهتر که کنار همسر بگذره این سختیا
اینارو به عنوان کسی میگم که هم خودش، هم همسرش نسبت به عموم جامعه خیلی زودتر ازدواج کردن.
پاسخ :
بقول آخوندا مرحبا بناصرنا :)
البته از زبان ویل دورانت

اون هایی که توی سن پایین [حالا نه زیاد پایین هم] ازدواج میکنن از نظر اقتصادی هم جلوتر از همسن های خودشون هستن که در سنین بالا ازدواج میکنند.
عارفه ...
۵ اسفند ۹۶، ۲۲:۱۳
نه مثل اینکه ویل قرارنیست دست ازسرمون برداره
پاسخ :
این همه چیز خوب ازش یاد گرفتیم خب! :)
ftm lale
۵ اسفند ۹۶، ۲۳:۲۹

ازدواج توی سن پایین باعث میشه شیرینی های زندگی پررنگ تر بشه و عمر عاشقی بیشتر..
مخالفم
دوستای من تقریبا همشون متاهلن شاید دو نفر نباشن
هم خودشون از لحاظ مالی مشکلی ندارن و هم خانواده همسر از قضا عاشقم شده بودند 
هم سنتی داشتیم هم غیر سنتی 
اما 
من ندیدم یکشون بگه راضیم !!
هرکی از یه دردش میناله 
ابراز پشیمونیم میکنن!!
دوتاشون که عیناا تو چشمام نگاه کردن گفتن حداقل به فلانی جواب بله میدادم بهتر نبود!!!
درحالیه که 18 اسفند عروسی دارن
و از الان پشیمونی
وقتی هیچ کسی حتی اون روحانیش و بسیجی از هدف ازدواج فقط اینو میدونه ک به گناه نیفته و فلان میخواد زندگی بسازه!!!!!!
به ما سواد زندگی یاد ندادن ...
پاسخ :
چه نتیجه گیری جالبی کردی! :
به ما سواد زندگی یاد ندادن ...

دخترا توی نود سالگی هم قابلیت پشیمونی و ابراز اون  رو دارن :) مسئله حادی نیست
عارفه ...
۶ اسفند ۹۶، ۰۹:۰۳
:/
پاسخ :
دست و صورتت رو بشور بعد بخند که لبخندت اینجوری کج درنیاد! :)
عارفه ...
۶ اسفند ۹۶، ۱۰:۵۲
من اون موقع سرکاربودم 
درنتیجه تمیزونظیف بودم
پاسخ :
پس من کج دیدم لبخند نظیف شما رو :))
عارفه ...
۶ اسفند ۹۶، ۱۲:۰۱
بعیدنیست
:)
پاسخ :
حالا درست می بینم ! :)

ببخشید سود تفاهم شده بود! :))
قـ د ح
۶ اسفند ۹۶، ۱۲:۴۶
سلام :)
خب بش جمله هم خوبه...
حالا بگو اون خانمی که شبیه من حرف میزده کیه ؟
پاسخ :
حتما میگم :)
my life
۶ اسفند ۹۶، ۱۳:۳۴
نظرات قابل تامل و جالب بودن:)) 
  
خوشبختی از نظر هرکس معنای متفاوتی دارد ، اما از 
نظر من انسان هایی خوشبختند که عشق
به موقع به سراغشان بیاید ...!

 سیمین دانشور

مهم نیست سن و سال مهم اینه ب موقع باشه:) 

پاسخ :
آفرین کامنت شما هم خوب بود :)
ممنون از بلندی های بادگیر چه خبر؟
قـ د ح
۶ اسفند ۹۶، ۱۳:۳۵
نپیچون اینقدر منو ؟

باشه ماهم روی راست گفتاری شما حساب میکنیم دچار البیان :)
پاسخ :
یکم با ما راه بیا
تا اخلاق هم دستمون بیاد
بعد :)
هانا
۶ اسفند ۹۶، ۱۳:۴۶
سلام داره :) خبر خاصی نیست روزمرگی هاست ک میگذره
پاسخ :
کی سلام داره؟
my life
۶ اسفند ۹۶، ۱۶:۱۲
سلامتی بود تبدیل شد ب سلام داره:d
پاسخ :
اهان الان فهمیدم چی شد:))
ایمان
۶ اسفند ۹۶، ۱۶:۳۹
الان که پیرا میگن بیگیرین،جوونا میگن درآمد نداریم!
+راه حل متعه س!(بی نفقه بهره بردن از زن از خواص متعه س!)
پاسخ :
متعه؟
علی
۶ اسفند ۹۶، ۱۹:۵۲
قربون دهنت/ش
پاسخ :
همون ش :)
علی
۶ اسفند ۹۶، ۲۰:۰۷
پیرو نظر حسین قاسمی کاملا موافقم و حتی بار ها دخترانی من رو در فامیل دور(مثلا مادر زن پسر داییم) و یا بیرون از منزل یا جاهای مختلف زی رنظر گرفتند و به اصطلاح انتخاب کردند ولی من با خودم میگفتم مگه دختر باید پسر رو انتخاب کنه ولی باید اینطور باشه واقعا چون من هر چی کردم نتونستم دختری که بهم بخوره برای ازدواج پیدا کنم.

البته نا گفته نماند که هر بار صحبت ازدواج میشه یا با دختری مواجه میشم حتی نگاه هم نمی کنم و دائم این جمله  رو میگم با خودم که علی تو الان شرایط مالی خوبی برای ازدواج ندار ی و شغل دائم نداری و نباید حتی نگاهش کنی و اینم حقه خداوکیلی و آدم نمیتونه بدون داشتن وضع مالی نسبتا خوب ازدواج کنه.چون باید با پول زندگی کرد.


نه( فقط ) با باد هوا و یه عالمه حرف عاشقانه و احساسات و ...(هرچند مهمه) .
پاسخ :
خب حداقل میذاشتی اونها انتخابت کنن !
اینجوری عذاب وجدانت هم کمتر بود بخاطر مسائل مالی :)
علی
۶ اسفند ۹۶، ۲۰:۳۱
می خواستم بگم مادر زن پسر داییم برای دخترش نه برای خودش هههههههه


بزار تعریف کنم مثال ها رو بخندی


رفته بودیم خونه پسر داییه که یه روز زن پسر داییم تعریف کرد ازمون که آره ...
این شد مادر زن پسر داییه ما رو دعوت کرد یه روز بریم ناهار باغشون ارومیه :)


تو جریان مسافرت دعوتشون رو قبول کردیم و به اتفاق دایی و پسر دایی رفتیم

قبل از رفتن دختر داییم که متاهله گوشی رو دستم داد که دخترشون مجرده و غیر مستقیم گفت که بهتره برای علی در نظر بگیرید دخترشونو(یعنی برای من) که با مخالفت بزرگتران خانواده ما و دایی و زن دایی من که گفتن نه اصلا اون جوانه و از خوانواده پولداره و علی بیکاره و بی در آمده تقریبا... !

منم ساکت و مظلوم بودم تا اینکه بعد از رفتن به اون باغ و مهمون یو بعد از ناهار خوردن و چیدن میوه و نشستن توی حیاط پدر دختره اومد گفت بیا بشین پیش من گفتم چشم.
پیش بزگترای دیگه مثل داییم و بقیه پرسید پسرم در حال حاضر شما چه کار می کنید؟ منو میگی فکر کردم مادرم وقتی رفتم میوه بچینم چیزی گفته که این مثل مراسم خواستگاری ازم سوال میکنه. یه نگاه به مادرم کردم دیدم مشغوله حرفای خاله زنکی با زن داییه و یه نگاه به دختر دم بخت که نشسته بود کردم دیدم با خجالت سرشو انداخت پایین ولی تو این باغا نبود و فهمیدم جریان یه سوال عادیه.

گفتم کار خاصی نمی کنم گفت همچین با تاخیر جواب دادی گفتم الان میخوای بگی چند تا کار داری و .... .گفتم نه متاسفانه.آهی کشیدم و گفت چند سالته باز شک کردم گفتم چطور؟!

گفت میخوام آشنا بشیم(با خودم گفتم علی این بخاطر شوهر دادن دخترش هم شده دیده پسر خوبی هستی داره آشنا میشه کار ردیف کنه دخترشو بگیری) و گفتم متولد 68 ام.

شروع کرد ابراز تاسف و یه جور مقداری عقب برد صورتشو در حال فکر کردن و تغییر ژست نشستنف گفتم نه این ازم خوشش نیومد.

بعدش کمی نصیحت کرد و برگشت با دایی حرف زدن که منم بلند شدم به پسر دایی گفتم بیا بریم انگور بچینیم و از پسر داییم که ده سالی ازم بزرگتره پرسیدم جریان چی بود پدر زنت هی سیم جیم می کرد منو؟

ناراحت شد گفت اون ازت بزرگتره و ... . سیم جیم چیه درست حرف بزن گفتم آخه این بدجور گیر داده بود به بیکاری من! گفت خب دیگه

تو هم واقعا توی این سن خیلی بده که بیکاری علی نگاه کن اینجا این باغ رو من باهاشون تازگی شریک شدم.اینجا نصفش برای منه.

گفت خب که چی؟ گفت خب دیگه باید خودی نشون بدی وگرنه هشتت گرو نُهِِته همیشه.منم رفتم تو فکر که ... آره این جریانات بوده و هست و من بند رو آّ دادم و از خودم یه کم تعریف نکردم طرف بدونه حداقل پایه ام و میخوام که پیشرفت کنم و یه تعریف میکردم از تلاش هایی که تو این چند سال کردم کافی بود.
بگذریم.اون قضیه خیلی سر بسته و خوب و رسمی اتفاق افتاد و گذشت و رفت... .

اما باید بگم بار ها با رفیقای مثبت تر از خودم که از خودم هم بهتر و هم مایه دار ترن و بعضا فقط خوشتیپ ترن ازم رفتم بیرون و همین دختر مدرسه ای ها (دبیرستانی ها) به جان خودم از کنارمون رد میشن میدونم شوخی ممکنه باشه ولی یه بار نشسته بودیم با رفیم که الان سربازیه و هر دو حرف میزدیم و رفیم خوش تیپ بود و من تعریف از خود نباشه از اون خوشگل تر و این دو تا دختر با مانتوهای مدرسه ای ساده رد میشدن و یکی به اون یکی گفت اینا رو بریم صحبت کنیم ؟

من دهنم باز موند وقتی دیدم ایستادن دارن نگاهمون می کنند و ما نشستیم رو صندلی فضای سبز.(حالا یه نمونه رو میگما بار ها اینطور شده) بعد دختر بغل دستیش گفت اون چاقه(رفیقم) این یکی هم تپله بد نیست، به جان خودم دختر اولیه گفت درسته چاقه(رفیقمو میگفت) ولی قیافش سرو وضعش به آدم حسابیا میخوره(اتفاقا زد به هدف یعنی اونجا وسط حرفای رفیقم که اصلا حواسش نبود و داشت از دفترچه پست کردنش میگفت من پریدم و گفتم زد به هدف!) بعد دختر دومی برگشت گفت بیا بریم چیه وایستادیم نگاه می کنیم و دختر اولی که ریز نقش تر بود و پرو تر گفت خب بده داریم شوهر گیر میاریم به خدا میشه ها تو اون خوشگله رو بگیر بچه مثبتم هست (منو میگفت به خدا خجالت میکشیدم و رفیقمم اونجا دیگه داشت گوش میداد ببینه چی میگن) بعد ادامه داد تو هم اون خوش تیپه رو... رفیقش یعنی دختر دومی گفت نه بیا بریم اونا باید ما رو بگیرن نه ما اونا رو بعد (نمیدونم شاید به امید اینکه ما پابشیم و بریم دنبالشون و یا ردشون رو بزنیم و بریم خواستگاریشون یا مطرح کنیم فیس تو فیس راهشونو گرفتن و رفتن.


اولین دیالوگی که بعد از اون سکوت بین من و دوستم رد و بدل شد:

دوستم این دیگه چه مدلش بود دخترای این دوره زمونه چه پرو اند...!
من: بالاخره اینم یه تیری بود توی تاریکی که نگرفت.البته اونا انداختن:)

و ادامه بحث رفتن به خدمت سربازی رفیقم و ماجراهای زیادی از این دست بعدها.

که دیگه اون ماجراهای مشابه رو نمیگم وقتتون رو نگیرم.خدانگهدار و
یه چیزی یادم رفت؛بعد از این مطلب راجع به ازدواج بود صدا کن بیام.
پاسخ :
تا 60 ثانیه ی بعد خدانگهدار! :))))))


هنوزم دارم میخندما! :)
ایمان
۷ اسفند ۹۶، ۰۸:۲۰
تو نکاح متعه نفقه بر مرد نیس.
پاسخ :
قبله ی زن ها پول است که براشون هزینه بشه
بی مایه فطیر است :)

درست نوشتم؟
ایمان
۷ اسفند ۹۶، ۰۹:۰۰
اوه اوه اوه اوه
گمونم خوننده هاتون نظرتون رو ببینن خیلی شاکی شن!   D:
در مورد قبله شون چیزی نمیدونم منتها قطعا ضعیف النفس و عقلن.
پاسخ :
اتفاقا ضعیف العقل نیستن :)
ولی درقبال خرج کردن بدجور منقلب میشن :)

دیدی اون دابسمش رو؟ از امروز همه هزینه ها بامنه! :))
ایمان
۷ اسفند ۹۶، ۰۹:۰۶
فرمود"ضعیفات القوى و الانفس و العقول..."تشریف دارن.
+فطیر است!
پاسخ :

فریب جهان قصهٔ روشن است

ببین تا چه زاید شب آبستن است


مغنی ملولم دوتایی بزن

به یکتایی او که تایی بزن


همی‌بینم از دور گردون شگفت

ندانم که را خاک خواهد گرفت

هویجوری:)
۷ اسفند ۹۶، ۰۹:۲۳
من اصلا اینو قبول ندارم...همین پریروز دو مورد طلاق داشتیم تو آشناها،هردوشون تو سن کم ازدواج کرده بودن،تازه خانواده هاشون هم باهاشون راه اومده بودن،خرجشونو میدادن...اینا یه زمانی عاشق بودن،چیشد آخرش؟؟تازه فهمیدن به درد هم نمیخورن..سن کم که گفتم..17و 20 بود،

عشق کجا بود بابا؟؟؟مگه میشه یکی یه نفر و فقد به خاطر خودش بخواد؟؟
این أخلاق و خانواده و موقعیت و رفتار و چهره و فرهنگ و شغل  و هنر ماست که مارو میسازه..وگرنه خودمون چی داریم مگه؟
پاسخ :
منظور از عشق همون توهمیه که درمورد یار برایت پدید می آید
و به حکم «انی لا احب الآفلین» تکرار شونده هم می تواند باشد :)

خب مگه آدمایی که توی سن بالا ازدواج کردن طلاق نمیگیرن؟

ایمان
۷ اسفند ۹۶، ۰۹:۳۰
برادر،ملول از همرهان گشتن طریق کاردانی نیست!فریب بضیا خصوصا جهان رو هم باید خورد.
+بزرگوار،ملولتون نبینیم!
پاسخ :
ممنون نه خوبیم در مجموع :)
هویجوری:)
۷ اسفند ۹۶، ۰۹:۳۳
آره دقیقا توهمه:)))
چرا میگیرن،ولی خب به خاطر مشکلات حاد و جدی ..
والا اینا در ظاهر باهم خیلی خیلی خوب بودن..یهویی همه رو دعوت کردن گفتن ما زندگی نمیخوایم باهم زندگی کنیم..خیلی شیک و مجلسی:/

باشد که هدایت شویم:)
پاسخ :
دعوتش دیگه چی بود!؟
مهدی صالح پور
۷ اسفند ۹۶، ۱۰:۱۸
راس میگه!
پاسخ :
جواب مخالفا رو چی میدی؟
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
تجدید کد امنیتی
درباره
حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)
آرشیو مطالب
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ