فلسفه چیست؟ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

فلسفه چیست؟

دوشنبه, ۶ اسفند ۱۳۹۷، ۱۱:۵۵ ق.ظ

مطالب برگزیده به انتخاب فیشنگار |link|


     

    یکی از دوستان دانش‌آموز پرسیده بود فلسفه و منطق چیست؟

     

    منطق  شامل روش هایی هست که انسان فکر می‌کند و آگاهی کسب می‌کند.

    یعنی اون آگاهی که از راه درستش به دست بیاید منطقی است.
     
    فلسفه هم دانشی است که باید از راه منطق به دست بیاید.
    به خاطر همین همانطور که ما علم صحیح و غلط داریم
    فلسفه هم می‌تواند صحیح و غلط باشد.
     
    در واقع. فلسفه‌ی هر فیلسوفی روشی است که فکر می‌کند و به سؤال‌های بشر پاسخ می‌دهد. مثلا فلسفه ملاصدرا یا ابن سینا یا کانت و...
     
    + به نظرتون این تعرف کافی بود؟

      نظرات (۳۳)

      نه به نظرم . چون هم منطق انواعی داره هم فلسفه. شاید اینطوری بهتر بود
      منطق مثل دستور زبان میمونه برای تفکر ، یعنی با قواعدی که داره جلوی اشتباهات تفکر رو می گیره.(البته منطق صوری اینه اما نیاز نیست به دانش آموز گفته شه )
      فلسفه هم علمی است که راجع به وجود به صورت کلی بحث میکنه میکنه و از بدیهیات شروع میکنه ، با اسلوب های منطقی پیش میره(البته خب این کمی ممکنه سخت باشه برای طرف)

      پاسخ:
      بنظر میرسه اینکه بگیم
      فلسفه علمی است که راجع به وجود به صورت کلی بحث میکنه

      هم سخته هم بی معنی :)
      یعنی طرف چیزی ازش متوجه نمیشه.

      + آره واقعا منطق دستورزبان اندیشه است.
    • ♕αяαмεsн♕ ...
    • ...............
      پاسخ:
      سلام
      علت خاصی داره که بعضی اسم‌ها با لینک‌ها همخونی نداره؟

      پاسخ:
      چرا اینجوری شده لینکها؟!! خوب شد گفتین شما 🤔
      آره خودمم نوشتم که سخته.

      پاسخ:
      خب یه جوری بگو که فهمش راحت تر باشه استاد
      ممنون :)
    • امید شمس آذر
    • تعریف علمی که از وجود بحث می کند، از نظر من هم ناقصه؛ ولی تعریف "فلسفه‌ی هر فیلسوفی روشی است که..." هم کافی نیست. اساساً هر تعریفی که توش "هر" باشه ناکافیه!
      پاسخ:
      جالب بود حرفتون ولی
      خب ادعای شما هم توش هر هست :)
    • ♕αяαмεsн♕ ...
    • سلام 😁
      پاسخ:
      سلام به شما بانوی گرامی
    • امید شمس آذر
    • هز من در اوّلش بود، در وسطش نباید باشه.
      پاسخ:
      :)))) *

      جدی میگی؟
    • امید شمس آذر
    • آره به خدا.
      پاسخ:
      خب طبق نظر شما چجوری میش فلسفه رو تعریف یا معرفی کرد؟

      سلام آقا مرتضا 

      انسان برای کشف حقیقت و مصون ماندن از خطای درتفکر نیازمند به یک سلسله اصول و قواعد عام و فراگیر است که ما را در همه جا راهنمایی کند و مانع از گمراهی مان در تفکر شود که این اصول و قواعد منطق نامیده میشود

      فلسفه تفکرِ مفهومیِ دقیق بر بنیادها و پدیدارهای بنیادینِ بودنِ ما در جهان است . بزبان ساده تر (شیوه ای از تفکر و طرح پرسش درمورد اساسی ترین موضوعاتی که درجهان و در زندگی با آنها روبرو هستیم)

      پاسخ:
      سلام و ممنون جناب مرتضا

      یعنی اگر با اون پرسش های درباره موضوعات اساسی رو برو نشیم فلسفه هم به وجود نمیاد؟
      چیان اون پرسش ها؟
      منم بازرس واقعی نیستم بهترین مطلب ِ 4 ماه بود
      پاسخ:
      هوم :))
      گویند سقراط وقتى از کنار معبد دلف، عبور مى کرد دید بالاى آن نوشته است: 
      خود را بشناس! 
      همین کلام را اساس فلسفه‌ی خود قرار داد.
      سقراط در مقابل دانشمندان طبیعى گفت:
      بیهوده در شناختن موجودات خشک و بى روح رنج مبر، بلکه خود را بشناس! که شناختن نفس انسان بالاتر از شناختن اسرار طبیعت است.

      از کتاب هزار و یک نکته علامه حسن زاده

      پاسخ:
      یعنی میشه گفت فلسفه بر خودشناسی تکیه داره؟ یا مثلا از خودشناسی شروع میشه؟
      بنظر من منطق، فرمول های ریاضیات ان
      فلسفه، کل جهان اعداده
      میتونی اون اعداد رو در ریاضی فیزیک شیمی استفاده کرد
      وممکنه اشتباه هم استفاده بشن ولی فرمولها ضریب خطا رو کاهش میدن

      پاسخ:
      منم خیلی دوست دارم به این عقیده متمایل بشم :)
      و حس میکنم تا حدی درسته

      + بله منطق به ریاضیات شباهت زیادی داره | همونطور سخت هم هست :)
      خب در تمایز علوم راه هایی گفته شده که بهترینش موضوعه و موضوع همون وجود به صورت کلی بود که عرض کردم.
      تمایز به غایت میتونه این باشه که فلسفه به سوال های اساسی ما پاسخ میده و علمیه که در پس هر چرا یک چرا میذاره تا جایی که دیگه نشه پرسید چرا یعنی بدیهی باشه
      تعریف به اسلوب شاید راحت ترینش باشه که میشه علمی که با برهان و شیوه ی تعقلی محض سروکار داره.

      البته همه ی اینایی که گفتم فلسفه ی اسلامی مدنظر بود .

      من هم استاد نیستم از این چیزا به ناف خودت ببند
      پاسخ:
      هوم به نظرم این تعریف به اسلوب که گفتی خیلی خوبه برای شروع پاسخ به سوال فلسفه چیست.

      استاد :)
      به نظرتون منطق مقدم بر فلسفه است یا فلسفه مقدم بر منطقه؟ جواب سر دستی نمی‌خوام که منطق روش فلسفه است! 
      به نظر می‌یاد هر فلسفه‌ای منطق خودش رو داره. مثلا منطق صدرایی، منطق اشراقی
      پاسخ:
      از یه جایی به بعد فلاسفه گفتند ما نمیخواهییم طبق قواعد منطقی و نظریه های فلسفی که وجود دارند به فلسفیدن بپردازیم.
      ما بنا رو بر این می گذاریم که ذهنمان خالی است و از اول میخواهیم نسبت به همه چیزها آگاهی کسب کنیم. دکارت اینجا بود که گفت اولین یافته ی یقینی برای من این است که خود من وجود دارم. چون این من هستم که دارم می اندیشم. پس هستم! :) چه کشفی. و این روند را ادامه داد که غیر از من دیگه چیا توی این عالم هست. دومین چیزی که بهش رسید این بود که عالم یا همون غیر از منی هم وجود داره.

      حالا بر اساس این سلوک فکری یه سری قواعد و تقسیم‌بندی هایی هم انجام داده است. شیخ اشراق هم تقریبا برای تفکر خودش قواعدی مطرح کرده، همچنین کانت و برخی دیگر.


      که به این قواعد «معرفت شناسی» میگن، مثلا میگن معرفت شناسی کانت

      اولین قدم ها در منطق، تعریف علم است که میگن: «حضور صورت شیی در ذهن»
      که خب مبنای این تعریف این هست که علم مطابق با واقع است...

      بعد از دکارت این مبنا مورد خدشه قرار گرفت.
      اما در فلسفه اسلامی و فلسفه سنتی قاعده مطابقت دفاع می شود.
      اول فلسفه‌مان را می‌سازیم و بعد طبق آن منطق می‌بافیم، درست برعکس آنچه در منطق می‌گویند که برای در امان ماندن از خطای فکر منطق بیاموز
      پاسخ:
      عموما اینگونه نیست.

      در جواب حامد :
      سلام . منطق و فلسفه در جاهایی با هم، هم افزایی دارند اما در اینکه منطق علم آلیه که برای فلسفه قطعا مورد نیازه شکی نیست. بخش هایی از منطق با هر فلسفه ای دست نخورده باقی میمونه مثلا برهان و چیزی هم که فلسفه از منطق میخواد بیشترش همیناست.

      اما جاهایی هم در منطق هست که با فلسفه ی متفاوت تغییر می کنه مثلا در حد تام( نوعی تعریفه) منطق بوعلی و مشا عقیده داره که حد باید متشکل از جنس قریب به اضافه ی فصل قریب باشه و این به خاطر اینه که در فلسفه ی مشا « خلع و لبس» مطرحه اما در منطق صدرا برای حد تام، فصل قریب کافیه و این از فلسفش که قائل به « لبس بعد البس» است میاد. که اون هم از حرکت جوهریش میاد.

      به طور کلی بدون منطق نمیشه فلسفه ی قوی ساخت و درگیر مغالطات اساسی خواهیم شد.
      پاسخ:
      مثلا توی منطق مشایی حد تام انسان میشه (حیوان ناطق)؟ و در منطق صدرایی میشه (ناطق) ؟

      هم از توضیح شما لذت بردم هم از تاکیدتون توی پایان کامنت.🐬
    • امید شمس آذر
    • نمیدونم، ولی این اندازه مطمئنم که هر علمی با "شناختن و دانستن و کشف کردن و پی بردن" یه سری واقعیّت هایی که چه ما ازشون خبر داشته باشیم و چه نداشته باشیم برا خودشون هستن، تعریف میشه. حالا چون بطلمیوس عقیده داشت زمین صافه و کوپرنیک عقیده داشت زمین گرده، میتونیم بگیم عقیدۀ هرکدومشون برای خودشون یه علم نجوم بود؟ چرا که در اصل یه زمین بیشتر نداریم، اونم یا صافه یا گرد.

      به همین ترتیب یه نور بیشتر نداریم، یا ذرّه ایه یا موجی.
      یه فیزیک بیشتر نداریم، یا کلاسیکه یا نسبیّتی.
      یه هندسه بیشتر نداریم،
      یه فلسفۀ تاریخ بیشتر نداریم،
      یه جامعه شناسی و یه روانشناسی و یه حقوق و یه فقه و... هم بیشتر نداریم.
      اختلاف آرا که ذاتی ادامۀ کارهای تحقیقاتیه، به معنی اختلاف خود این علوم نیست.

      فلسفۀ افلاطونی و نوافلاطونی و مشّا و اشراق و دکارتی و هگلی و... هم در اصل فقط یکیش به اصل حقیقت نزدیکتر از بقیّه ست و باید تحقیقاتشون ادامه پیدا کنه. وابستگی تعریف به اشخاص، باعث رکود اون میشه.
      پاسخ:
      توضیحات خیلی خوب و مفیدی بود.

      ماهی بدم؟ :) 🐬
      سلام
      ولادت حضرت فاطمه رو تبریک عرض میکنم خدمت شما...

      + نظر چند صاحب نظر رو خوندم، متفق بودن بر اینکه اصل و اساس فلسفه بر محور خودشناسی هستش.

      پاسخ:
      سلام بنده هم متقابلا این روز مبارک رو خدمت شما و همه حضار تبریک میگم.

      + کامنت شما یکم شبیه پاسخ من به جناب حامد شد.
      بله .
      خواهش می کنم.
      پاسخ:
      خب ناطق خالی یه جوری نیست ظاهرش؟
      + اون حی متاله که میگن چیه؟
      ظاهرش رو چیکار داری اخوی؟

      به نظرم آقای جوادی میگن حی متاله
      البته صدرا هم در نفس شناسیش احتمالا جواب دقیق تری بده اما از اونجایی که کنار هم گذاشته بودی حیوان ناطق یا ناطق رو . ناطق جواب منطق صدراییه

      البته همونطور که خودت میدونی رسیدن به حدتام قریب به محاله
      پاسخ:
      من میدونم ولی یادم رفته :) که چرا حد تام محاله؟
      در جواب امید شمس آذر

      سلام. این سیری که در علوم تجربی گفتید زمینه ساز مغالطه ای شد که بعدش بهش دچار شدید.
      • اول اینکه آیا واقعی هست یا نه؟
      • و اگر هست ما بهش دسترسی داریم یا نه؟
      • و اگر داریم آیا قابل انتقال به غیر هست یا نه؟

      این سه سوال خودش سه فلسفه ی گوناگون پدید آورده و اینی که شما می گید واقع یکی هست ( که منم بهش معتقدم) مورد اجماع نیست.

      اما از این بگذریم و بگیم واقع یکیه اما آیا یکی بودن واقع منجر به یکی بودن فلسفه میشه؟ قطعا نه. به خصوص در غرب که در فلسفه بیشتر ساختارگرا هستند تا مبناگرا. در بعضی جاها کلا سیری که طی می کنند متفاوت از سیر فلسفه های دیگست و اینطور نیست که یکیشون به حقیقت نزدیک تر باشه.( که البته درستش اینه بگیم به واقع)

      مثلا شما نمی تونید بگید اونی که داره از قم به تهران میره با اونی که از ساری به مشهد میره در نهایت یکیشون راه درست رو طی میکنه.

      اما همین فلسفه ی اسلامی هم در نظر بگیریم که مبناگراست و با تسامح بگیم که مشا، اشراق و صدرا یک سیر تکاملی رو پیمودند (که قطعا به این تمیزی نیست.) باز هم وابستگی تعریف به اشخاص به چارچوب ذهنی ما کمک شایانی میکنه. هم باعث جاافتادن بهتر این تکامل آرا میشه هم باعث میشه اون متفکر رو بهتر و منظومه ای تر بشناسیم.

      تنها یک جاست که یک تعریف نیازی به هیچ وابستگی به شخصی نداره و اون هم وقتیه که برهان کاملی پشتش باشه. البته اگه در این تعاریف هم قائلینش رو بدونیم باز از دو سود بالا که ذکر کردم برخوردار میشیم.

      پاسخ:
      آقا مگه میشه واقعیت وجود نداشته نباشه؟ :)

      @جناب امید شمس آذر
      میترسم یک روز از زیادی تواضع به دام عجب بیفتی.

      میگن انسان به کنه اشیا نمی رسه.(البته به نظرم انسان کامل از اونجایی که مظهر کامل خلقته و در نظام طولی سرآمده و تنها تفاوتش با واجب الوجود اتکا به غیره ، به کنه اشیا آگاه باشه؛ به خاطر همین گفتم قریب به محال)
      پ.ن:اینا که تو پرانتز گفتم صرفا شنیدست و کوچکترین علمی برای توضیح بیشتر ندارم
      پاسخ:
      یعنی کنه اشیاء جنس و فصلشون نیست؟
      یا اینی که ما میگیم حیوان+ناطق جنس و فصل واقعی نیستند؟

      بجان حسن قاسمی یادم رفته مطالب :)
      البته توی زمان تحصیل هم آدم مبرزی نبودم متاسفانه
      به هرحال به عقیده ی برخی ( لااقل در بحق نظری) واقعی نیست.


      به نظرم میگن اینی که ما بهش میرسیم جنس و فصل واقعی نیست.
      پاسخ:
      مرسی استاد.

      دارم این مطلب رو میخونم. جالبه
      بررسی وضعیت آموزش فلسفه در حوزة امروز،  در گفت‌وگو با استاد فیاضی
      http://yon.ir/pT06m
      ممنون. مفید بود. در باب پاراگراف آخرش که میفرمایند طلبه باید مستحبات نماز رو به خاطر واجبات مهم تر کمتر کنه منو یاد یه مطلب انداخت که اگه منبعشو داری یا بعدا گیرآوردی خوشحال میشم داشته باشمش.
      یادمه از جایی خوندم یا شنیدم که این اوصاف نیایش های آنچنانی امیرالمومنین قبل از خلیفه شدنشونه و بعد خلیفه شدن بیشتر وقتشون رو صرف حکومت داری می کردن.

      پ.ن:یکبار دیگه بگی استاد دیگه تو وبلاگت نظر نمیدم.
      پاسخ:
      شما استاد نیستی ولی هیات علمی اینجایی :)

      +به چشمم خورد باشه فیشش میکنمم برات
    • خورشید ‌‌‌‌
    • چقدر مطالب مفید در نظرها و پاسخهای این پست...
      سر فرصت باید بیام بخونم

      یه نفر یه بار منطق رو برای من تعریف کرد، جوری که هیچ وقت یادم نمیره! نپرسید کی؟ کجا؟ چگونه؟😊


      + لیست دلفین دارها رو به روز نمیکنید؟
      پاسخ:
      آره استفاده کردیم از بحثی که شکل گرفت زیر فیش

      +سر فرصت بایدلیست دلفین دارها رو به روز کنم.
      راستی من از شما دعوت کردم برای  پویش موثرترین وبلاگها
      با آرزوی ماندگاری فیشنگار و سلامتی نویسنده
      پاسخ:
      سلامت باشید بانوچه ی بامرام
    • خورشید ‌‌‌‌
    • ضمن تشکر از دعوتتون،
      چون باید جدی پاسخ بدیم و جدی بودن برای من سخته، انصرافِ خودم رو از شرکت در این پویش اعلام میکنم ☺
      پاسخ:
      کی گفته باید جدی پاسخ بدین؟
    • خورشید ‌‌‌‌
    • بنیانگذارِ پویش ☺
      پاسخ:
      شما بنویسید
      ایشون راضی ان :)
    • خورشید ‌‌‌‌
    • نمیشه همین جا بگم؟ 🙈

      + پشیمون شدم! همون وب خودم مینویسم! :)
      پاسخ:
      خوبه :)
    • امید شمس آذر
    • 1- فلسفه ها نداریم، یه دونه فلسفه داریم باقیش شبه فلسفه ست؛ ولی چون خود فلسفه یه علم تمام نظری و تاریکی نشینه، نظرات متفاوت شده. منطق وضعیّتش از نظر این تشتّت آرا از فلسفه بهتره.
      2- با کسانی که یکی از ساری به مشهد و دیگری از قم به تهران میره کاری نداریم، با اونایی کار داریم که از یه مبدأ واحد به یه مقصد واحد دارن میرن که یقیناً یکیش بهترین راهه و مابقی زحمت اضافی داره. همۀ دانشمندان در یک رشتۀ علمی واحد لااقل در هدف باهم متّفقند. اگر در هدف اختلاف داشته باشن، باید قید اسم اون رشته رو بزنن و اسم دیگه ای برا خودشون انتخاب کنن. هر پزشکی با هر تخصّص یا رویکردی هدفش سلامتی انسانه، هر مورّخی هدفش گزارش گذشته هاست، فیلسوفانی که بر سر تعریف ماهیّت و هدف فلسفه با بقیّه اختلاف داشته باشن، فیلسوف نیستن.
      پاسخ:
      نگاهتون یکم ایده آله ولی پر بیراه هم نمیگید بنظرم.

      @سراسر گنگ
    • هانیه شالباف
    • یه‌نفر بیاد جای ما بشینه چهارتا تست فلسفه و منطق بزنه؛ وقتی کاملا هنگ کرد، خودش به تعریف جامعی می‌رسه :))
      پاسخ:
      تو هنوز داری تست میزنی؟
      مگه دانشجو نشدی؟ :)
    • هانیه شالباف
    • نه؛ من تا کنکور ۹۸ باید تست بزنم :)) 
      پاسخ:
      :) نزدیکه پس
      امید شمس آذر:
      برادر من دقیقا برای همین گفتم یک فلسفه نداریم ، چون اصولا از یک مبدا به یک مقصد نمیرن به خصوص در فلسفه ی غرب .
      تمام حرف شما اینه که واقع یکیه اما اینکه واقع یکیه باعث نمیشه از بین فلسفه های غرب یکیش به حقیقت نزدیک تر و باقی دورتر باشه بلکه در یک سری گزاره ها یک فلسفه درست میگه و در یک سری دیگه یک فلسفه ی دیگه 

      فلسفه در غرب بیشتر از اینکه مشترک معنوی باشه مشترک لفظیه (با تسامح)
      مثلا در مبحث اصالت عقل یا حس ببینید که هم عقل گرایان به نوعی درست میگن هم حس گرایان خب شما میگین اون نوع درست فلسفت و باقی شبه فلسفست . شما دارید در مقام ثبوت بحث می کنید من در مقام اثبات . این خلط براتون حل بشه دیگه با فلسفه های بسیار مشکل ندارید.
      پاسخ:
      توضیحت خوب بود. مخصوصا اون مقام ثبوت و اثبات

      امید شمس آذر@

      ارسال نظر

      کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
      اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
      شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
      <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
      تجدید کد امنیتی
      فیشــــــنگار

      حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

      آخرین نظرات
      • ۶ مهر ۰۰، ۰۸:۲۶ - مک بس
        هعی...