تعصبات شناختی یا محدودیت پردازش مغز :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

تعصبات شناختی یا محدودیت پردازش مغز

پنجشنبه, ۲۷ دی ۱۳۹۷، ۱۱:۲۶ ق.ظ
توانایی پردازش و تحلیل مغز ما محدود است. بنابراین مغز در برخی از شرایط از میانبر (قضاوت‌های سطحی و نادرست) برای رسیدن به نتیجه مطلوب استفاده می‌کند. |link|

 

 


پ.ن: شاید شما هم مثل من از آن دسته آدم‌ها هستید که خیال می‌کنید در اولین نگاه می‌توانید طرف مقابل خود را بشناسید. این در حالی است که تصور یا قضاوتی که در نگاه اول درباره شخصیت یک نفر می‌کنید تنها ناشی از غلبه ی پیشفرض‌ها و پیش داوری‌ها بر ذهن شماست. دیگر کمتر به آن افتخار کنید!

گفتگو

نظرات (۳۷)

پ.ن دلیل علمی داره؟ یعنی امواج انرژی که ادما ساطع میکنن درست نیست؟ من که تا حالا نشده اشتباه کرده باشم تو این مورد سیگنالای نگاه اول. روشون تعصب خاصی هم ندارم.  صبر میکنم به مرور اون ادم رو بشناسم و اگه لازم باشه دید اولیه م رو عوض کنم ولی هیچوقت این اتفاق نمیفته
پاسخ:
این خیلی خوبه که میتونید تصورتون رو از فردی عوض کنید
واسه ما ها که ذهن ضعیفی داریم از نظر منطقی کم پیش میادا :)
  • سرباز کوچولو ...
  • من که دیدم مثل اشعه ایکس کار می‌کنه 😎😎😎😎😂😂😂
    پاسخ:
    اگه میدیدی که این همه دوستات نمی پریدن یهویی :))
    من همیشه تو نگاه اول همه چیزو خوب و عالی میبینم 
    بعدها که نظرم عوض میشه خودمُ سرزنش میکنم...

    🙋‍♀️
    پاسخ:
    خودتو سرزنش نکن
    ذهنتو درست کن :)
  • خورشید ‌‌‌‌
  • نگاه اول که هیچی!
    وقتی براتون پیش اومده باشه (خدا نکنه برای کسی پیش بیاد) زمان نسبتاً کافی برای شناخت یه نفر صرف کرده باشید ولی بعد بفهمید ای دلِ غافل! آدمها میتونند چند شخصیت داشته باشند که به وقتش هر کدوم رو رو میکنند!
    اون وقت نه تنها بهش افتخار نمیکنید، نقطه ضعف هم میدونید این ویژگی رو!
    پاسخ:
    این هم یه نمونه اش هست :)
    خب من که بر عکس هستم چی میشه نتیجه اش؟
    به من بعضی ها توی حیطه مدیریتی ام خرده میگیرن و بعضی های دیگه همین ایراد رو حسن من میدونن
    نوعا در مورد اشخاص خیلی صبر میکنم تا تصمیمات تشویقی و تنبیهی بگیرم...
    یا خیلی از تصمیمات رو میذارم چند هفته یا چند ماه بگذره بعد اتخاذ میکنم... نوعا افراد عجول بهم میگن تو مدیریتت خیلی سیب زمینی گونه هستی... اصلا برخورد قاطع نداری با اشخاص...
    اما کسانی که در طول چند سال مدیریت منو دیدن اعتراف میکنن مجموعه زیر نظر من نسبت به مجموعه های خودشون کمترین تفرق و ناهماهنگی رو داره... 

    یعنی الان از خودم تعریف کردم؟
    این مطلبت موجب شد تصمیم بگیرم در مورد تدبیر مطلبی بنویسم
    مطلبی در وب لوسی می خونده بودم که خیلی منو به فکر فرو برد:
    بلوغ جسمی یا جنسی
    بلوغ فکری
    بلوغ تدبیر...
    سومی خیلی عجیبه...
    تخصصی تر و علمی تر روش فکر کنیم خیلی انسان ساز هست
    پاسخ:
    بله الان دچار خود تمجیدی شدین :))

    بنویس حتما استفاده می کنیم .
  • سرباز کوچولو ...
  • دیگه دوستام که پریدن رو که ندیدمشون که
    پاسخ:
    برمیگردن :)
    البته این حرف شما (پینوشت مطلب) صد در صد درست نیستا
    شناخت در اولین نگاه که یه ادعاست
    اما آدم میتونه توی مصاحبت های اولیه شناخت های زیادی از روحیات طرف مقابل کسب کنه...
    یعنی کلیاتی رو میشه فهمید بعد هر چه بیشتر مصاحبت داشته باشی جزئیات بیشتری رو میفهمی...
    من با همسرم قبل از محرمیت کلا دو جلسه صحبت کردیم... میتونم بگم 80 درصد شناختم از ایشون توی همون دو جلسه شکل گرفت و هر چی بیشتر گذشت به درست بودن شناختم بیشتر پی بردم...
    این هم مثال نقض پی نوشتت
    پاسخ:
    خب یک سوال از شما می پرسم.
    شما توی دفتر کارت نشستی و یکمرتبه یه صدا از توی خیابون میاد.

    • آیا میری نگاه کنی توی خیابون ببینی چی شده
    • یا اینکه با یکم دقت ذهنی میگی خب احتمالا دو تا ماشین باهم تصادف کردن؟

    اینو جواب بدین مشخص میشه که شما تابع پیشفرضها هستین یا شواهد؟ :)

    + بقیه هم به این سوالی که طرح کردم فکر کنند.

    نگفتید پ.ن مستنده یا نه؟
    پاسخ:
    نه پینوشت رو از متن برداشت کردم.
    و از تجربه روابط اجتماعی خودم :)
    برادر اگر بحث قضاوت باشه تا مجبورم نکنن حرفی نمی زنم... ولو از نزدیک هم دیده باشم...
    اما یه وقتی سخن از تصمیم گیری هست... دقیقا مثالش رو در انتخاب همسر میشه بیان کرد...
    اونجا قرار هست تصمیم بگیری در مورد ازدواج کردن با شخصی که شناخت تفصیلی ازش نداری...
    و ممکن هم هست به سادگی نتونی شناخت تفصیلی دقیق و عینی ازش پیدا کنی...
    اونجا باید به نشانه ها و علائم توجه کرد... 
    گاهی باید در یک بازه زمانی محدود تصمیم بگیری... اونجا باید از روش های دیگه شناخت استفاده کنی...
    کی گفته فقط شناخت عینی و تجربی دقیق ترین نوع شناخت هست؟
    و کی گفته که شناخت یا شهودی (به اون معنا که تو تعریف میکنی) هست یا بر اساس پیش فرض های ذهن؟
    این تقابل رو از کجا آوردی؟... 

    اما در مورد پاسخ دقیق سوالت:
    از همکارم با حالت تعجب میپرسم صدای چی بود؟
    اون هم میگه فکر کنم تصادف شده...
    بعد من میگم: تشتکم پرید...
    بعد دیگه بهش فکر نمی کنم... 
    بعد ظهر موقع ناهار بچه ها با عکس و فیلم نشون میدن که چه اتفاقی افتاده بود...
    و من میگم عجب!!!
    بعد هی به این فکر میکنم: تا ساعت شش کارهام تموم میشه یا نه... بعد به همکارم میگم ولش کن این حرفا رو اون کار قلمی رو تکمیل کردی یا نه؟

    بعد بحث عوض میشه...
    عزیزم قضاوت با شناخت دو مسئله جداست...یه اشتراکاتی دارن و یه افتراقاتی
    قضاوت برای این  باید با شواهد عینی باشه چون اساسا یه جدلی در میون هست ممکنه قاضی از ابتدا با نشانه ها یا حتی مطلع بودن از پشت پرده بنا به دلایلی براش قطعی بشه مقصر کی هست اما شواهد عینی رو برای مسئله دیگر نیاز داره...
    والا شناخت که معطل مشاهده عینی نمیشه... مشاهده عینی باشه که الحمدلله... اگر مشاهده عینی نبود یا امکانش فراهم نبود راه شناخت بسته نیست عزیزم

    پاسخ:
    پس جوابتون گزینه دو هست؟ :)

    سوالا رو از اینجا آوردم: لینک

    https://media.licdn.com/dms/image/C4E12AQH3ljPvXDFJIw/article-inline_image-shrink_1000_1488/0?e=1553126400&v=beta&t=cY_7A9qMrvUtNMJz2dBc_5qGaMIUtAXn7CMy3f00-Vs
  • پیـــچـ ـک
  • سلام
    شناخت به مرور زمان اتفاق میفته ولی احساس درسته. در یک نگاه هم احساسات ما درست عمل میکنن.
    یعنی اگه شما در نگاه اول از کسی بدتون بیاد احتمال قریب به صد در صد اون آدم مناسب شما نیست.
    پاسخ:
    اون حس در نگاه اول از کجا پدید میاد؟

    به نظر من ذهن ما آدما رو یا حوادث رو دسته بندی میکنه.
    مثلا میگه توی این چندین سال که من زندگی کردم آدمایی که کلاه سرم گذاشتن این شکلی بودن یا این اشتراکات رو داشتن. یعنی ذهن انسان در همه موارد اینجوری چیزها رو میفهمه.

    تا اینجاش مشکلی نیست.
    بعد میرسه به اینکه به یه شخص جدید که در نگاه اول میبینه چند تاز از ویژگی اون قاچاقچی ها رو داره| این اتفاقات خیلی ناخوداگاه و با همون راه های میان‌بر رخ میده در ذهن ما...

    حالا از شما می پرسم آیا این شخص تازه قریب به چند درصد میتونه قاچاقچی باشه واقعا؟ هوم؟ :)
    من یه زمان فکر می کردم که می تونم افراد رو در اولین برخورد بشناسم ولی بعد از چند بار اشتباه فکر کردن درباره ی بعضی ها  فهمیدم اینکه در اولین برخورد آدم ها رو قضاوت کنم کار درستی نیست.
    +دو نفر که خیلی ادعاشون میشد که افراد رو خیلی خوب میشناسن بهم گفتن من خیلی خوب تو رو شناختم ولی بعد از مدتها گفتن که درباره ام اشتباه کردن.
    ++در جواب سوالتون باید بگم من اگه کسی کنار پنجره باشه ازش می پرسم ببین صدای چیه ؟اگه کسی هم نباشه بستگی داره حال داشته باشم یا نه.
    پاسخ:
    بله اگه ما به ذهنمون اجازه بدیم از راه های میانبر استفاده کنه دچار ضعف منطق میشیم.

    + لینکی که در جواب آقای ن..ا گذاشتم مربوط به همون سواله . ملاحظه بفرمایید :)
  • حسن قاسمی
  • رنگ رخساره نشان میدهد از سر درون 🤔
    پاسخ:
    مثل اینکه سرت شلوغ تر شده ها
    انتخابات نزدیکه؟ :)
  • سوته دلان
  • از همین دسته آدمام اما فکر نمیکنم میانبر مغزی همیشه به معنی قضاوت نادرست باشه...

    خودم میرم از پنجره نگاه میکنم ببینم چه خبره!

    پاسخ:
    میان بر مغزی ...
    علاقمند شدم که درباره این بیشتر تحقیق کنم.

    + پاسخ ها متفاوته :) چون شخصیت ها متفاوته
    مرتضی زدی تو خط روانشناسی؟
    خب این چه دوئیتی هست که این بابا درست کرده؟
    با حساب این بابا کلا آدما اعتدال ندارن یا از اینور بوم می افتن یا از اونور بوم...

    آقا من آدم بدقلقی هستم... توی خدمت دوستام توی فرصت هاشون سودکو حل میکردن من مینشستم الگوریتم سودکو رو در می آوردم و با اون الگوریتم یه جدول جدید درست میکردم...
    بچه ها معما میگفتن و جواب میدادن من مینشستم قاعده ریاضی معماهاشون رو براشون در می آوردم و از روی همون قاعده یه معمای دیگه میساختم...

    حالا شما یه شاخص رفتاری از یه بابایی ارائه میدی که میگه آدما یا رفتار شهودی دارن و یا رفتار حسی... 
    در حالی که من با دلیل بهت ثابت میکنم هر دو تا دسته دچار عدم اعتدال هستن...

    دنبال چی هستی؟
    پاسخ:
    کلا این تست های شخصیت مبناشون بر 4 تا دو قطبی استواره که یکیش همین دوتاست که گفتم :) حرف ایشون نیست.

    + شما کلا بدون تست شخصیتت مشخصه| یه برونگرای درونگرای حسی :)نه این کم بود :))) | الکی گفتم بلد نیستم من
  • حسن قاسمی
  • داریم لیست میبندیم، منتهی باید ببینم این اصلاح قانون انتخابات به کجا میرسه


    سیب سا:
    معلوم‌ نیست ابرا پایین رو نگاه کردن چی دیدن که اینجوری تگرگ میباره
    https://twitter.com/SiibSaa/status/1085882700634959873
    پاسخ:
    تگرگ بودا! :)))

    نزدیک بود طوفانش ما رو ببره!
    به نظرم باید یه تکمله جدول ایشون اضافه کرد که آدمایی که اعتدال مزاج ندارن در ادراکاتشون به دو دسته کاملا کلی تقسیم میشن و ایشون اسمش رو گذاشته شهودی و حسی...
    که البته افراد با ادراکات شهودی به اعتدال نزدیک تر هستن...
    و افرادی هستن که اعتدال مزاج نسبی دارن این انسانها در ادراکاتشون از اجتماع حس و شهود استفاده میکنن که ماهیتا با اون دو دسته قبل تفاوت بنیادی دارن...
    پاسخ:
    شما خودت گفتی علاقه به شکست چارچوب ها و حل کردن جدول ها داری :)
    من خیلی از حرفاشون رو قبول رو قبول دارم
    اما آبم با اینا توی یه جوب نمیره
    پاسخ:
    چون مبنای کارشون روش های تجربی بوده فقط؟
  • پیـــچـ ـک
  • این حس از زبان بدن اون فرد به ناخودآگاه ما منتقل میشه. 
    ربطی به این دسته بندی ها نداره. اونی که شما میفرمایید همون شناخت هست. من در مورد احساس حرف میزنم. 

    دسته بندی و پیشفرضی که گفتید وجود داره و کار غلطیه. بهش میگن تعمیم دادن. نشونه منطق ضعیفه.
    پاسخ:
    مل مل منتقل میشه؟ :)
    شکستن چارچوب رو نگفتم...
    بله... چارچوب غلط رو باید شکست...

    اه اصلا مزاجم بهم میخوره توی زمین اینا بازی کنم
    الان تو مجبورم میکنی تو زمین اینها بازی کنم...

    اینها به اصطلاح قرآنی " اکل من تحت ارجل " میکنن...
    غذایی که از پایین پا منبع ارتزاقش هست هم غذاست... اما آدم خودش رو میخواد برای خوردن...

    پاسخ:
    نمی فهمم حرفاتو داداش :) متاسفانه ...
  • پیـــچـ ـک
  • لام بغل دست الف هست. توی بیان هم وقتی اسپیس میزنم دوباره کلمه تکرار میشه، با یکم حواس پرتی قاتیش کنید، کلمه "ما" تبدیل میشه به "مل مل"
    پاسخ:
    خوب شد زود گفتم و بیان هم این قابلیت ویرایش رو تا نیم ساعت داره :)
    بله روش تجربی هیچ وقت به جامعیت نمی رسه این یعنی همواره باید منظر عوارض ناشی از این روش باشی
    نتیجه اش میشه همون مطلبی که چند روز پیش نوشتی
    دستگاه محاسباتی امریکا...
    و پیش بینی امام در مورد شکستن استخوان مارکسیسم

    امام از علم غیب استفاده نکرد فقط رویکرد نگاهش یه رویکرد درست بوده...
    همین...

    شما وقتی میبینی یه آپارتمان کج شده میگی این آپارتمان با یه باد محکم میریزه... دیگرانی که نمی تونن کل آپارتمان رو ببینن فکر میکنن شما غیب گفتی...
    در حالی که امام بر اساس نشانه ها فرمودن مارکسیسم به تهش رسید...
    البته اگه شما نگی امام از پیش خودش قضاوت کرد...

    نوع رویکرد معرفتی در امام و دستگاه محاسباتی امریکا متفاوته...
    فقط همین...
    چرا ما نمی یایم رو رویکردها به معرفت بحث نمی کنیم؟
    من با روش تجربی مخالف نیستم... بلکه با تجربه زدگی مخالفم...

    پاسخ:
    اهان فهمیدم :) یعنی شما چیزی رو می بینی که امام میدیدن.

    + بحث معرفت شناسی زیاد میشه | و رویکرد های مفید برای سنت عموما مغلوب میشه :|
    مقام معظم رهبری هم که فرمودن اسرائیل 25 سال آینده رو نمی بینه اصلا پیش بینی عجیبی نکردن... خیلی کوچکتر از ایشون هم همچین تحلیلی داشتن... 
    و همینطور عربستان... خیلی ساده میشه فهمید سعودی ها هم به تهش رسیدن...


  • سراسر گنگ
  • برای من آدم ها و سیر شناختنشون جذابه و تقریبا هیچ گاه قطع نمیشه منتهی این دلیل نمیشه که به شناخت فعلیم کم توجهی کنم.
    پاسخ:
    سیر شناختی که از آدمهای پیرامون به دست میاری؟
    من که اون زمان نبودم :)

    اگر هم بودم شاید اون چیزی که امام میدیدن من نمی دیدم اما فرمایششون برام قابل فهم بود...
    مثل بعضی ها در پاسخ به خوش بین نبودن به مذاکرات نمی گفتم :
    عرصه سیاست عرصه خوش بینی و بدبینی نیست...

    ای خدا...
    ما رو به جهنم بندازی یه جور تحمل میکنیم... اما تو رو به خوبانت ما رو با احمق ها همنشین نکن...


    پاسخ:
    آقا بحث سیاسی شد :)
  • پیـــچـ ـک
  • کامنتا بدون تایید نمایش داده میشن. برای همین قبل از تذکرتون تونستم درستش کنم. ولی ممنون از تذکر. 
    پاسخ:
    خواهش میکنم

    مغز به دنبال راهی میگرده که آسونتر پردازش کنه،چرا؟
    به خاطر اینکه کمتر انرژی مصرف کنه و کمتر پردازش کنه.
    اگر مغز من قضاوت یا برداشت اولیه ای از تو در جهان واقعی و نه مجازی بکنه،به خاطر حفظ بقای منه. مثل یک جور عملکرد دفاعی می مونه.نمیشه کاملا در حوزه علوم انسانی در نظر گرفتش.
    و متاسفانه از اون دسته آدمهایی ام که قضاوت اولیه م در مورد هرکس بهتر از شناخت طولانی مدت از اون فرده.و البته این باعث نمیشه که بخوام ارتباطمو کامل کات کنم :)

    پاسخ:
    بخاطر بقا؟ 
  • سراسر گنگ
  • بله
    پاسخ:
    هوم. متوقف نیستی یعنی
  • محمد قاضی
  • محدودیت پردازش عقل در معرفت شناسی بحث میشه و تعصبات شناختی در روانشناسی اجتماعی!
    محدودیت مستلزم داوری اشتباه نیست. عقل سالم هرجا که چیزی رو نمیدونه توقف میکنه.

    ریشه این قضیه رو در مسائل روانشناسی و روانشناسی اجتماعی میشه پیدا کرد. اونجا روی نگرش ها تمرکز دارند. این مسائل رو هم بحث کرده‌اند و ته دیگش رو هم  خوردن!

    عنوان رو هم به "تعصبات شناختی" تقلیل بدید بهتره
    پاسخ:
    مثال بنده در پاسخ به کامنت پیچک را ببینید
    اهوممم سعی میکنم در مورد هیچکس در نگاه اول قضاوت نکنم تا زمانی که ی شناختی در موردشون پیدا کنم 
    یعنی تا زمانی که متوجه نشم باهاشون چند چندم هیچ نظریه در مورشون ندارم 


    پاسخ:
    این خوبه :)
  • سربازِ روزِ نهم
  • من میگم
    بذار برم ببینم ماشینی بیرون تصادف کرده یا نه
    پاسخ:
    درود خدایان عبور و مرور بر شما باد.
    شما از اونهایی که شبا تا فرشته واسه تهجد صداشون می‌زنه بیدار می شن 
  • محمد قاضی
  • «مثال بنده در پاسخ به کامنت پیچک را ببینید»
    دیدم.
    با یه مثال چیزی حل نمیشه.
    اگر میخواید از روش تنبّه به بدیهیات استفاده کنید، باید مثال های متعدد بزنید و مدعا رو تو هرکدوم روشن کنید.
    البته بنده با مدعای شما مخالفم، نهایتا برخی جاها ممکنه درست باشه.

    اگر سر و ته بحثتون واضح بود و مدعا و دلیل تون روشن مطرح می شد، تا ده صفحه هم حاضر بودم نظر بنویسم. امّا اینطوری حال بحث ندارم. چون خیلی  نتیجه نداره.
    پاسخ:
    1. محدودیت مستلزم داوری اشتباه نیست.
    2. عقل سالم هرجا که چیزی رو نمیدونه توقف میکنه.

    عقل وقتی سالم میشه که این محدودیت های ذهنی رفع بشه و از ذهن از چنگ مغالطه‌ها، بت‌های بیکن و پیشداوری‌ها نجات پیدا کند.


    سلام :)
  • سربازِ روزِ نهم
  • بیدار میشم اما متهجد نمی شم:)
    پاسخ:
    :)) منو وسوسه نکن سوالای سخت بپرسم
  • محمد قاضی
  • سلام

    شما اگر اینطوری تو کلاس روش تحقیق، بیان مسأله بنویسی، باید از کلاس بیرونت کنن!

    مرد حسابی! رفتی یه مسأله از روانشناسی اجتماعی، یا نهایتا یک مسأله میان رشته ای رو برداشتی آوردی، چهارخط راجع بهش نوشتی، بعد می خوای مطلبی رو اثبات کنی!؟

    دیگه گذشت اون زمانی که با این جور حرف ها نظریه میدادن!
    نسل اینجور فیلسوف ها ورافتاده!


    الآن اگر میخوای ژست فلسفه غربی بگیری، باید بزنی تو  نخ نسبی گرایی!

    اگر که نه، واقعا میخوای بیای تو فاز علوم اجتماعی مثل جامعه شناسی و روانشناسی اجتماعی و ... باید برای حرفات چارچوب نظری داشته باشی! همون چیزی که احتمالا خودت بهش میگی پارادایم!

    حالا چارچوب نظری هم یا باید از میان نظریه های موجود باشه، یا باید از خودت یکی بسازی!

    الکی الکی نمی تونی بیای تو علوم اجتماعی حرف بزنی و ادعا کنی!
    الآن کسی حرف بدون دلیل محکم قبول نمیکنه.


     
    پاسخ:
    آقا ما حرف میزنیم که بقیه رد و نقد کنند نه قبول
  • محمد قاضی
  • از فاز علوم اجتماعی بیایم بیرون و بریم تو فاز فلسفه.

    الآن تو فلسفه خیلی راجع به ذهن و عقل و وهم و گرایش و توانش و ... کار شده و حرف ها زدن.

    شما بدون نگاه به پیشینه تاریخی این مباحث که حداقل در فلسفه اسلامی مطرحه، نمی تونی کارت رو پیش ببری.

    برای مثال، یه نفر که آشنایی خیلی کمی هم با فلسفه داشته باشه، میدونه که علوم بعضی هاشون فعل نفس هستن و بعضی هاشون از سنخ فعل نیستن، بلکه از سنخ انفعال هستن. یعنی مقام فهم نفس با مقام قضاوت نفس، دوچیز هستن و خیلی راحت میگه که اشکال به مقام قضاوت وارده نه محدودیت فهم.


    یا اینکه عقل صدتا تعریف داره. شما با کدوم تعریف عقل داری میری جلو؟


    اگر میخوای حرفت جایی مورد پذیریش واقع بشه، باید پیشینه کار رو بیاری وسط و بررسی کنی.

    مگر اینکه اونجایی که میخوای حرفت رو ارائه بدی، هیچکس از پیشینه بحث خبردار نباشه!
    پاسخ:
    مثل اینجا قبل از این که شما تشریف بیاورید :))
    حالتی که سخنران معتقد است اگر نسبت به چیزی آگاهی دارد مخاطب نیز باید در این باره آگاهی داشته باشد، می توانند سخنران را به تعصبات شناختی دچار کند.
    اخه اکثر مواقع جواب میده این ذهن خوانی.

    پاسخ:
    ذهن خوانی به این مسئله مربوط نمیشه

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات