روایت موسوی خوینی از صدر :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

روایت موسوی خوینی از صدر

شنبه, ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۰۹:۱۴ ق.ظ

فکر می‌کنم سال ۵۳ یا ۵۴ بود. من وقتی به لبنان رفتم، طبق راهنمایی‌های آقای هاشمی، قرار بود بروم مرحوم چمران را اول پیدا کنم -چمران را با رمز و علامت‌ پیدا کردم چون او هم به‌نوعی زندگی نیمه‌مخفی در لبنان داشت. به اتفاق آقای چمران به دفتر آقاموسی رفتیم تا با ایشان ملاقات کنیم.

 

وقتی رسیدیم، قبل از ورود به دفتر، آقای چمران گفت مراقب باشید رئیس دفتر آقاموسی متوجه نشود شما چه کسی هستید و برای چه آمده‌اید. پرسیدم چرا، گفت چون ساواکی است. تعجب کردم که آقای صدر چرا یک ساواکی را به‌عنوان رئیس دفتر گذاشته است. آقای چمران گفت رژیم ایران اگر یک عامل اینجا داشته باشد، مطمئن می‌شود که ما اینجا کار خاصی علیه رژیم ایران نمی‌کنیم.

 

قبل از آنکه برویم به اتاق آقای صدر، در همان دفتر با آقای چمران گفت‌وگو کردیم. ایشان می‌گفت اصلاً این کاری که در ایران شروع شده، اشتباه است و شما بیخود وقت خود را صرف این نهضت می‌کنید. از آقای چمران پرسیدم چطور؟ گفت کار شما اصلاً نتیجه ندارد، اصل کار اینجا در لبنان است و کاری که آقاموسی می‌کند، اصل است. اگر این به نتیجه برسد و ما در اینجا موفق شویم، خودبه‌خود مسئله ایران هم حل می‌شود. اگر اینجا درست نشود، آن هم به نتیجه نمی‌رسد.

 

آقاموسی صدر در نظر چمران بسیار باعظمت بود و امام خمینی (ره) را در کنار آقای صدر یک فرد درجه دوم محسوب می‌کرد. اعتقادش این بود که شخص اول در دنیای اسلام آقای صدر است. حتی یادم هست که آقای چمران وقتی نهضت پیروز شد و امام به ایران آمد، به فاصله یک هفته به لبنان برگشت. من اطلاع داشتم که نرفته که دوباره بازگردد. اما بعد از مدت کوتاهی، امام خمینی برای ایشان پیام فرستاد که بیا ایران کارت داریم. آن زمان، آقاموسی هم دیگر نبود و مشخص نبود شهید چمران اگر در لبنان بماند چقدر مؤثر خواهد بود.

 


مرحوم آقاموسی صدر، تا آنجا که رفتار ظاهری‌اش نشان می‌داد، هیچ نوعی همراهی با انقلاب نداشت.|موسوی خویینی|

نظرات (۴۰)

  • دچار فیش‌نگار
  • مقاله‌ای از امام موسی صدر، درباره انقلاب اسلامی ایران در ۱۹۷۸/۸/۲۳ (اول شهریور ۱۳۵۷)، تحت عنوان «ندای پیامبران» در روزنامه لوموند پاریس به چاپ رسید.


    متن فارسی این مقاله در کتاب «ادیان در خدمت انسان» منتشر شده
    پاسخ:

    پیام انبیاء، سرچشمه قیام

    متن:


    نهضت مردمی ایران با تمامی حرکت‌های مشابه خود در جهان تفاوت دارد، زیرا چشم‌انداز جدیدی فراروی تمدن بشری قرار داده است. بنابراین، شایسته است که همۀ علاقه‌مندانِ قلمروها و مسائل مربوط به انسان و تمدن، تحولات آن را با دقت دنبال کنند.

    نهضت مردم ایران به‌رغم گستردگی‌ای که دارد و به‌رغم اتهاماتی که رژیم بر آن وارد می کند، از گرایش‌ها و ریشه‌ها و اهداف و اخلاقیات اصیل و والایی برخوردار است.

    نیروهای راست از صحنۀ نهضت غایب‌اند، هرچند که نفت و منافع نفت و آنچه نفت نمایندۀ آن است، در آن موضوعیت دارد. نیروهای چپ بین‌المللی نیز از صحنۀ نهضت غایب‌اند، هرچند که ایران و اتحاد شوروی بیش از هزار کیلومتر مرز مشترک دارند. حزب کمونیست ایران حضور چندانی در نهضت ندارد، هرچند که از قدیمی‌ترین احزاب این منطقه به شمار می‌رود. بنابراین، هیچ‌یک از نیروهای چپ و راست محلی، به این اعتبار که نمایندۀ یکی از دو قطب جهان هستند، کمترین تأثیری بر این نهضت ندارند.

    ملت ایران این مسائل را به‌خوبی می‌داند. او می‌داند که این رژیم که نهضت را به واپس‌گرایی متهم می کند، خود با سرکوب آزادی و اتخاذ روش‌های بدوی حکمرانی، همۀ نظام‌های ارتجاعی را روسفید کرده است. ملت ایران می‌داند که این رژیم، برای جلب رضایت قدرت‌های بزرگ، در قربانی کردن منافع مردم و پیشکش کردن ثروت‌های آنان، هرگز تردیدی به خود راه نداده است. ملت ایران وقتی چنین رفتاری را با اصالت مخالفان رژیم قیاس می‌کند، بر ایثار و فداکاری در راه آرمان آنان راسخ‌تر می‌شود. این ملت به‌رغم اینکه سلاحی در دست ندارد، با خون خود، قهرمانانه، مبارزه می‌کند و قدرتی شکست‌ناپذیر ایجاد می‌کند.

    انقلابیان ایران به هیچ طبقۀ خاصِ اجتماعی منحصر نیستند، بلکه از همۀ ایران برخاسته‌اند: دانشجویان، کارگران، تحصیل‌کردگان، روحانیان و... همه و همه در این انقلاب حضور دارند. ملت ایران با همۀ نسل‌های مختلف خود در این انقلاب شرکت جسته است. بازار و مدارس و مساجد و شهرها و حتی کوچک‌ترین روستاها در این انقلاب مشارکت دارند.

    همین حقایق است که رژیم را بر آن داشته تا چپ و راست، شرق و غرب، نظام‌های عربی و حتی فلسطینی‌ها را متهم کند و، به این ترتیب، به گستردگی و عمق مردمی این نهضت اذعان میکند.

    جنبش مخالفان رژیم شاه، امروز سیستم اطلاع‌رسانی خاص خود را یافته است. گفته‌ها و سخنان ضبط شدۀ رهبران آنان از طریق کسانی به ما می‌رسد که مخاطب این سخنان‌اند. این سخنان در قلب‌های همۀ ملت ایران جای گرفته است.

    حق آن است که بگویم خاستگاه این جنبش و ایمان و آرمان آن، همان اهداف گشودۀ انسانی و اخلاقِ انقلابی است. موجی که امروز ایران را درمی‌نوردد، بیش از هرچیز ندای پیامبران را در اذهان انسان‌ها تداعی می‌کند؛ ندای راستین حرکت پیامبران را، قبل از اینکه دستخوش انحراف‌های صاحبان مذاهب و فِرَق و منفعت‌طلبان قرار گیرد.

    اهداف نهضت، در مصاحبۀ مورخ ششم می 1987 رهبر آن، امام خمینی بزرگ، با روزنامۀ لوموند، به‌روشنی تصریح شده است. او با تأکید بر اصالت این جنبش به ابعاد ملی و فرهنگی و رهایی‌بخش آن اشاره می‌کند.

    حوادث جاری ایران و رخدادهای عظیم آن چند نکتۀ اساسی را فراروی جهان امروز قرار داده است:

    1. کسانی که به مسائل انسان و تمدن بشری اهمیت می‌دهند، شایسته است که این تجربه انسانی منحصر به فرد را که اکنون در ایران جریان دارد، به‌دقت بررسی و در برابر تبلیغات مخالف و مغرضانه از آن حمایت کنند.

    2. رژیم شاه پس از 37 سال حکومت و به‌رغم برخورداری از بیشترین امکانات، در همۀ امور، حتی در این حد که خود را از خشم ملت در امان نگه دارد، ناکام مانده است. این همه در حالی است که بزرگ‌ترین انبار تسلیحاتی جهان سوم در اختیار همین رژیم قرار دارد.

    3. ارزش‌های اخلاقی انسان متمدن، امروز در ایران در معرض خطر است. تا زمانی که رژیم ایران با ادعاهای پیشرفت و دموکراسی به اعمال سرکوبگرانه و خونریزی و سلب آزادی ادامه می‌دهد، هرقدر هم که در جهان حمایت شود، نمیتوان از این ارزش‌ها پاسداری کرد.

    4. رژیمی که امروز با امواج نارضایتی مردم و خیل ناآرامی‌های داخلی به لرزه درآمده است، دیروز از تضمین امنیت خلیج فارس، اقیانوس هند و حتی سومالی سخن می‌گفت. این امر بیانگر آن است که هیچ‌چیز بیش از جنبش‌های مردمی اینچنین آن را پریشان و آزرده نمی‌کند. از جملۀ این‌حرکت‌ها «جنبش محرومان» لبنان است که فعالیت آن در میان مردم ایران انعکاس فراوان یافته است.

    قتل‌عام‌های وصف‌ناپذیری که هم‌اکنون ایران را خونین کرده است و رژیم تلاش دارد بر آن‌ها سرپوش بگذارد، هشداری به انسان معاصر، به وجدان و به احساس مسئولیت اوست. شایسته است که انسان‌ها تصویر واقعی این کشتارها و سرکوبگری‌ها را به جهانیان عرضه بدارند و ضمن چنین خدمتی، بیزاری خود را از این اعمال نمایان سازند.

    بوی فیلترینگ میدی!
    پاسخ:
    گویا اینا دعواهای داخلیه یک طیف سیاسیه
    نگران من نباش:)
    دلواپسم!
    پاسخ:
    مصاحبه حسین دهباشی با تاج زاده را می دیدم
    تاجزاده آنجا گفت از نظر ما اسلام ناب یعنی اسلام انقلابی.

    * یه روزنامه ای هم در نقد این حرفای پست  نوشته: گویا درنظر موسوی خویینی، انقلابی یعنی قزافی
    جالب بود ! 
    پاسخ:
    هوم البته این قضیه سال 53 اتفاق افتاده که اون موقع مبارزات جنبش روحانیت توی ایران بروز و ظهور خاصی نداشت.
    متوجه منظورتون از این پست نشدم
    پاسخ:
    منظورم؟ خب این پست مرتبط با فیش های تاریخ انقلاب هست.
    سوال ریزتری داری بپرس
  • آشنای بی نشان
  • به حرف موسوی خوئینی ها هیچ اعتباری نیست
    پاسخ:
    چرا؟
  • آشنای بی نشان
  • چون این اصلاح طلب ها هر روز یه حرفی میزنن
    پاسخ:
    آیا چپ ها را اصلاح طلب میدونی؟
    یادم افتاد برخی از اعضای مهم موسس مجمع روحانیون مبارز مانند دعایی و ... از روحانیونی بودند که با حمایت صدام عفلقی علیه پهلوی مبارزه میکردند.

    عفلقی یعنی بعثی/ همون کمونیست :)
    +نمیدونم شاید اینم به اون حرف شهید مطهری ربط داشته باشه
  • آشنای بی نشان
  • به نظرم همونه فقط اسمش عوض شده
    این مطلب ؛ از جنس خواب های « آیت الله » که نیست ؟؟

    منبع دیگه ای هم غیر از موسوی خوئینی ؛ برای عدم همراهی شهید چمران ؛ یا عدم همراهی شهید صدر با انقلاب هست ؟؟
    هرچند نکته عجیبی نیست چون خیلی از علما با امام مخالف بودن ( البته نوع مخالفت از جنس عدم انقلابی گری نبوده )
    پاسخ:
    آخرین مقاله ای که امام موسی صدر در لوموند فرانسه چاپ کرد در تمجید و تایید انقلاب اسلامی ایران بود.
    ضمن اینکه تاریخ این ملاقات، دوره ای نبوده که هرکسی بطور واضح بگه انقلاب اتفاق می‌افته... خط آخر نقل قول از خویینی با حرفهای خود امام موسی صدر و بعدها امام خمینی، تناقض داره. 
    این تعبیر و تعابیر از این دست، از این طیف سیاسی بسیار تکرار شد چون علاقه و انگیزه ای برای پیگیری ربایش امام موسی صدر نداشتن.  
    پاسخ:
    چرا علاقه نداشتن؟
    صدر که باهاشون نسبت فامیلی هم داشته حتی :)
    خوابهای آیت الله رو خوب اومدی:)

    خدا عاقبتمونو بخیر کنه
    پاسخ:
    جالبه که خواب های ایشون علیه آیت الله هست :)
    دقیقا در زمانی که ایشون در قید حیات نیستن.


    مرحوم موسی صدر؟؟؟
    این موسوی خویینی ها خود سر فتنه اس
    انقدر این آدم در سایه و اثر گذار...
    هنوز از گم شدن مدارک تسخیر لانه جاسوسی داریم زخم میخوریم...

    *فامیلیشون رو هم کامل و درست بنویسین‎(:‎ 
    پاسخ:
    توی مصاحبه اخیرش گفته های فامیلم رو حذف کردم. درستش همینه :)
    متن رو نخوندم ولی موسوی‌خوئینی یک نفر نیست! خودش چند نفره: موسو‌ی‌خوئینی‌هاااااا! :)
    پاسخ:
    بخونید متنو :) +جالبه
    خوندم. خب این که چی؟
    بازم موسوی خوئینی‌ها چند نفره. :)
    )تو پاسختون به کامنتها فهمیدم جدیدا به یک نفر بودن بسنده کرده)
    این چیزها رو هم نمیشه صحت و سقمش رو فهمید. هرچند بعید هم به نظر نمیرسه برای ابتدای امر.
    پاسخ:

    https://www.asriran.com/fa/news/649266
    لینک چیه؟
    راستش حس خوندنش نیست.
    کامنتمم ویرایش کردم.
    پاسخ:
    لینک مربوط به نقد همین اظهارات موسوی خوینی درباره امام موسی صدر هست

    این آدم حتماً باید اوّلش آقای صدر و آقای چمران رو میفرستاد دیار باقی بعد در موردشون اظهار نظر میکرد؟!

    پاسخ:
    • «موسوی خوئینی ‏ها در مسجد جوزستان، برای خودش جریانی شده بود و سخنرانی‏ هایی با این گرایش [مارکسیسم] می ‏کرد.» (حدادعادل، 1389: 28).
    • «خوئینی ‏ها در مسجد جوزستان تفاسیر داشت که مورد تأیید خیلی‏ ها نبود، از جمله شهید مطهری که نسبت به تفاسیر ایشان، انتقادات جدّی داشتند.» (رحیمی، 1389: 179).


    • مطهری از طریق یکی از دوستان روحانی خود، پیامی به این مضمون را برای وی ارسال می‏کند: «به این محمد خوئینی‏ ها بگو این تفاسیری که داری از قرآن می‏ کنی، همه خلاف و تفسیرهای مارکسیستی است» (مطهری، 1389: 151).
    • شجونی تصریح می کند: «آقای مطهری معتقد بود که او [موسوی خوئینی‏ها] مارکسیست شده است» (شجونی، 1389: 94).
    • هاشم صباغیان: «آن موقع برخی از همین دوستان روحانی ما به مرحوم مطهری حمله می ‏کردند و می‏ گفتند آقای خوئینی‏ها دارد جوان‏ ها را جذب می‏ کند، چرا می‏ گویید تفسیرهای او درست نیست؟ ایشان [در مقابل] می‏گفت باید جوان‏ ها را با پایه‏ ریزی فکر صحیح جذب کنیم، اگر این پایه ‏ها صحیح نباشند، در آینده گرفتار این‏ها خواهیم شد.» (صباغیان، 1389: 212)

    لینک

    مستر سین، جالب‌ترین تعبیرهارو در مورد جناب موسوی دارن!

    پاسخ:
    نمیشناسم
  • مهدی صالح پور
  • چه جالب!:)
    پاسخ:
    هوم :)
    شوی ما معتقده کثیف تر از اصلاح طلبها وجود نداره

    میگه این طایفه برای منافع شخصیشون به حزبشون هم رحم نمیکنند.

    (این کامنت از طرف ابوشهرآشوبه)

    پس نمیشه حرف آقای خویینیها رو سند دونست.
    پاسخ:
    چرا هست
    صهیونیست ها
    ئه!
    چطور نمیشناسین؟
    همین دو تا وبلاگ اون‌طرف‌تر هستن! :)

    پاسخ:
    مسترسین؟
    یادم بندازید چنتا از خاطرات اون مرحوم رو این‌جا بنویسم. حالا که قراره فیلتر شید حداقل روشنگری رو به اوج برسونیم.
    پاسخ:
    شما بیانیا خدای اینید که شایعه بندازید ها! :|
    من نه ساسبند میشم نه فیلتر :)
    بله! :|

    پاسخ:
    یه نشونی ازش میدین؟ :)
    نکنه همون که براش پست گذاشتین امروز؟ عخی ...
    http://mrsin.blog.ir/

    بنده خدا! :|

    پاسخ:
    آهان منظورت آقای سین بود؟
    بلی

    پاسخ:
    اسم مردم رو درست بگو
    بعدشم: گناه؛ حرکت عمدی هستش که از افراد سر می‌زنه در حالی‌که خطا غیر عمدی هستش!
    اسم وبلاگش مستر سین دیگه! :|
    من اینگلیسیش رو گفتم!

    خطایی بیش نبود!

    پاسخ:
    :) باید ببینیم خودش راضی میشه یا نه؟
    هر از گاهی غیب میشن!

    هوم؛
    نتیجه رو خبر بدین...

    پاسخ:
    من چه کاره ام این وسط؟ :)
    :) باید ببینیم خودش راضی میشه یا نه؟

    + خودتون گفتین

    پاسخ:
    من اتفاقا دوس دارم ناراحت بشه
    یاللعجب! :| :)

    پاسخ:
    بلی :)
    ما اصلاح طلبا رو مترادف براندازها میدونیم. 

    + مگه صهیونیست ها تو این کشورن؟ 
    منظورشون تو این کشور بود
    پاسخ:
    منظورش از بین داخل کشوریا بوده؟ آهان 
    اصلاح طلب بودن بد نیس چپ بدون فاجعه س.
    پاسخ:
    اونا که چپ بودن و توبه کردن چی؟
    راه توبه رو که کلا باز گذاشتن منتها اینا عاقل نمیشن.
    پاسخ:
    بنظر من نمیشه توبه کرد
    راه ساده را پیچیده کردیم.
    پاسخ:
    حالت خوب نشده هنوز؟
    خوب نباشی، دورت میچرخند و قصد خوب کردن حالت را دارند؛ نمیدانند که دارند حال خودشان را بدتر میکنند...
    پاسخ:
    الان مطمئن شدم رباتی :|
    انسان که باشی گمان میکنی ربات ها کاری را که برایش ساخته شده اند  را انجام خواهند داد، پس جای نگرانی نیست...ربات که باشی به فکر میفتی که کاری به جز اعمال همیشگی انجام دهی: یا جنگ میشود و یا صلح... من طرف هیچ کدام نیستم: چون نه انسانم و نه یک ربات...
  • عاشق و گرفتار
  • تفرقه میفکن!
    پاسخ:
    و حکومت مکن
    + افطاری سفارت انگلیس تو رو دعوت نکرده بودن؟
    شما بیانی نیستید؟😏
    پاسخ:
    من بیانی شایعه نساز هستم:)
    اگر بخاطر پستتون فیلتر نشید
    بخاطر مخدوش کردن افکار بیانی و جمع کردن مخالفان دور خود! حکم جاری میشه:)
    پاسخ:
    و بازنشر کردن مطالب ایرناپلاس :)

    اینها بریده‌هایی از خاطرات «هاشمی رفسنجانی»اند. بیشترشان در سالهای میانی و اواخر دههٔ شصت در سالهای جنگ ثبت شده‌اند: • آقاى «عباس واعظ طبسى» و فرزندش آمدند. از سفر به لندن و عمل جراحى پای‌اش راضى است. تحت تأثیر نظم و پیشرفت آنها قرار گرفته است. - ۲۷ مهر ۷۱

    • آقای «آذری [قمی]» آمد و درخواست ارز برای معالجهٔ پروستات در لندن داشت. برای آقای «مهدوی [کنی]» هم به خاطر کسالت قلبی، گفته شد در لندن جا رزرو کنند. - ۱۹ اذر ۶۴

    • آقای «دعاگو» آمد. از کیفیت معالجه‌اش در لندن گفت. سرطان داشته و با شیمی‌درمانی معالجه شده. راضی است. موهایش در اثر معالجه ریخته‌است. از نتایج معالجه در مدت اقامت، پیشنهاد جلوگیری از اعزام دانشجو به خارج را داشت که ارز آن را صرف تأمین استاد در داخل کنیم. - ۳۱ خرداد ۶۵

    • شب درجلسهٔ شورای مرکزی «[جامعهٔ] روحانیت مبارز» شرکت نمودم. بیشتر صحبتها درباره بد اداره شدن جلسات روحانیت مبارز در دههٔ فجر بود. آقای «مهدوی کنی» که از لندن پس از معالجه برگشته، به خاطر خستگی نیامده بود. میخواستم ایشان را ببینم. - ۲۹ بهمن ۶۴

    صبحانه‌ را در خدمت‌ آقای‌ «منتظری»‌، در منزل‌ ایشان‌ صرف‌ کردیم‌. پس‌ ازخداحافظی‌ به‌ منزل‌ آیت‌الله‌ «نجفی‌ مرعشی»‌ رفتم‌. از اسپانیا برگشته‌ بودند. برای‌ معالجه ‌چشم‌ رفته‌ بودند. - ۸ خرداد ۶۰

    • آقای‌ «احمد توکلی»‌ که‌قبل‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ ممنوع‌ الخروج‌ بوده‌، برای‌ گرفتن‌ گذرنامه‌ جهت‌ سفر برای‌ معالجه‌ دردمفاصل‌ احتیاج‌ به‌ نامه‌ من‌ به‌ اداره‌ گذرنامه‌ داشت‌ که‌ نوشتم‌. - ۱۹ اردیبهشت ۶۰

    • شب تلفنى از «احمدآقا» احوال‌پرسى کردم. از اسپانیا برگشته است. براى معالجهٔ چشم رفته بود. در آنجا همان تشخیص ایران را تأیید کرده‌اند. - ۲۷ اسفند ۷۱

    • خانم‌ شهید بهشتی‌ به‌ خانه‌ٔ ما آمد و با عفت‌ به‌ دیدن‌ همسرامام‌ رفتند که‌ برای‌ معالجه‌ٔ چشم‌ مدتی‌ به‌ خارج‌ رفته‌ بودند. - ۱۸ مرداد ۶۱

    • ساعت هشت صبح آقای «موسوی اردبیلی» آمدند. عازم سفر به اروپا برای معالجه و چک آپ است. برای تسهیلات ارزی و تذکره [گذرنامه] همراهان و حفاظت کمک خواستند. به دکتر «ولایتی» و «میرزاده» دستور مقتضی را دادم. - ۲۹ مرداد ۶۸

    • شب‌، آقای‌ «[علی‌ اکبر] محتشمی»،‌ [سفیر ایران‌ در سوریه‌] آمد. مدتی‌ در آلمان‌ معالجه‌ کرده‌است‌؛ دست‌ مصنوعی‌ گذاشته‌ و دوبار گوشها را عمل‌ کرده‌ و اکنون‌ نسبتاً سالم‌ است‌. - ۵ آبان ۶۳

    • عصر آقای «[محمد علی] رحمانی» مسئول بسیج آمد. پس از معالجه در خارج برگشته و از معالجه دکترهای داخلی ناراضی است؛ خدا به داد مریض‌های معمولی برسد. - ۲۵ مهر ۶۶

    • آقاى «[علی اکبر] آشتیانى»، نمایندهٔ رهبرى در ژاندارمرى آمد. براى معالجهٔ خود در خارج استمداد کرد. - ۸ دی ۶۹

    • در بیمارستان‌ به‌ عیادت‌ آقای‌ «ربانی ‌املشی‌» رفتم‌. قرار است‌ فردا، برای‌ معالجه‌ به‌ سوئیس‌ برود. - ۸ اسفند ۶۳

    • آقاى «[عبدالله] نورى»، [وزیر کشور]، براى سفر جهت معالجه به آلمان، تلفنى خداحافظى کرد. - ۲۲ اسفند ۷۱

    • «[آشیخ‌ محمد] هاشمیان»‌ که‌ برای‌ معالجه‌ٔ چشم‌ به‌ اسپانیا رفته‌ بود راضی‌ برگشته‌، درمنزل‌ ما بودند. گفتند که‌ درک‌ مردم‌ اسپانیا نسبت‌ به‌ مسائل‌ انقلاب‌ ایران‌ بهتر شده‌ است‌. - ۲۸ مرداد ۶۱

    • به ملاقات آیت‌الله «سید محمدرضا گلپایگانی» رفتم. دیروز از لندن برگشته‌اند؛ به احتمال سرطان کیسه صفرا، برای معالجه رفته بودند. ۲۵ روز آنجا بوده‌اند. ایشان و اطرافیانش با خوشحالی و نشاط از سفر انگلستان و استقبال مسلمانان آنجا تعریف می‌کردند. - ۹ خرداد ۶۶

    • آقای «[کاظم] خوانساری» سفیرمان در لیبی آمد. پیام آقای «قذافی» را آورد که گفته‌ بود ‌اگر نمی‌توانید جنگ را تمام کنید برای ختم آن اقدام کنند. خبر داد که پدرش بیمار قلبی است و خوب است برای معالجه به لندن برود. عضو خبرگان است. - ۱۸ خرداد ۶۵


    گردآوری: مسعود شایگان/ توییتر

    +من خودم کتاب رو نخوندم.

    پاسخ:
    لینک هم میتونید بدید؟

    همشم درباره اون ور روی هاست :)
    البته تاثیرات ساواکیا بوده دیگه. این ور درمان نمیشده
    نه! من فالو نکردم آقای شایگان رو. الانم می‌گردم اسمش نمیاد. ولی یادمه تو حساب خودش خونده بودم اینو.
    پاسخ:
    منم سرچ کردم پیج خودش نیامد

    https://twitter.com/lanterninurhan1/status/1086281491649359872
  • عاشق و گرفتار
  • برگام ریخت حاجی...
    سفارت اونم انگلیس!؟؟؟
    خدا بخیر کنه؛ خدا میدونه چی تو مغز این روباه پیر میگذره...
    پاسخ:
    مشخصه :)

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات