دعای پیرزن سیل زده :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

دعای پیرزن سیل زده

دوشنبه, ۲۶ فروردين ۱۳۹۸، ۰۹:۰۷ ق.ظ

حجم آب لحظه به لحظه بیشتر می‌شد و مردم سراسیمه از خانه‌هایشان بیرون می‌آمدند. بعضی از خانه‌ها ویران شده بود و تیرک‌هایشان بیرون زده بود.

 

آقا مهدی متوجه خانه‌ای شد که آب آن را فراگرفته بود. در حیاط خانه پیرزنی فریاد می‌کشید و کمک می‌خواست. مهدی در را هل داد و باز کرد. آب تا بالای زانو رسیده بود. از پیرزن پرسید که آیا کسی زیر آوار مانده یا نه؟

 

پیرزن بر سر و صورت‌زنان گفت که وسایل خانه‌ و کل زندگی‌اش زیر آوار مانده و آب به زیرزمین رفته است. گویا جهیزیه دخترش که با سختی آن را جمع کرده بود در زیرزمین جامانده و خیس شده بود.

 

آقا مهدی به کمک دوستانش جلوی در، سد خاکی درست کردند تا آب بیشتری داخل خانه نیاید. مهدی به سمت کوچه دوید و وانت آتش‌نشانی را پیدا کرد و به خانه پیرزن آورد. آب زیرزمین لحظه به لحظه کم می‌شد. مهدی غرق گل و لای شده بود. پس از دقایقی پمپ همه آب زیرزمین را خالی کرد.

 

پیرزن که حالش بهتر شده بود، شروع کرد به دعا کردن مهدی. گفت: خدا خیرت بدهد پسرم. آن شهردار فلان فلان شده کجاست تا کمی از غیرت تو یاد بگیرد. تا لحظه ای که شهید باکری وسایل را جمع کند و از خانه بیرون برود، پیرزن مشغول دعا کردن مهدی و نفرین شهردار ارومیه بود! |link|

 

مهدیِ ماجرای بالا (شهید «مهدی باکری») به مدت 9 ماه شهردار شهر ارومیه بود.

 

حمید هیچ گاه به مهدی نمی گفت برادر، بلکه می‌گفت آقا مهدی. در صورتی که خود حمید نیز یک فرمانده جامع بود، اما طوری عمل می‌کرد که کسی احساس نکند برادر مهدیِ فرمانده است. این دو اسطوره آذری زبان غریب و گمنام به شهادت رسیدند و هنوز جنازه این دو شهید بزرگوار پیدا نشده است|شاهد یاران: 117|

نظرات (۲۴)

جنازه‌ی اون یکی برادرشون رو هم ساواک تکه‌تکه کرد و بهشون نداد.

پاسخ:
از دیروز دارم فکر میکنم که دفاع مقدس گنجه یعنی چی؟
چجوری میشه گنجاشو پیدا کرد؟ :) پول لازمم
در بهار آزادی...
نه در دوران شدت و سختی
در زمانه ی غفلت و دل سنگی
 واقعا جای شهدا خالی
پاسخ:
غفلت ناشی از ترسه
یاد شهید ترس رو زایل می کند
غفلت گاهی ناشی از ترسه.
گاهی هم ناشی از عافیت طلبیه.

اصولا عافیت طلب، کاری به شهید و شهادت هم نداره. الانم که دور و برمون پر شده از عافیت طلبی و عافیت طلب ها.
پاسخ:
عافیت طلبی هم روی ترس بنا شده
مثل خشیت املاق
من به شهید باکری و شهید برونسی ارادت خاصی دارم. خدا درجات همه‌ی شهدا رو ارتفاع بده!
پاسخ:
خدا ارادت شما رو بیشترتر کنه :)
  • حـ . آرمان (استاد بزرگ)
  • وقتی آدم مسئولینی مثل شهید باکری رو با مسئولین الآن مقایسه می‌کنه میبینه اختلاف هست از زیر زمین تا کره ماه :(
    پاسخ:
    مسئول خوب هم پیدا میشه هنوز
    که دچار گمنامی اند متاسفانه یا خوشبختانه :)
    خیلی از رزمنده های سابق که کارمند(پشت میز نشین)میشن واقعا انعطاف پذیری ضروری برای کارراه اندازی رو ندارن.
    پاسخ:
    هوم اصلا خیلی از دردها به خاطر پشت میز نشینی هست
    مخصوصا دیسک کمر و زانودرد
    خشیت املاق ارتباطش با عافیت طلبی چیه؟
    پاسخ:

    عافیت طلب:(صفت فاعلی)  آن‌که خواهان عافیت و سلامت است.

    خشیت نوعی ترس و اطاعت از مفهوم عافیتی است که در ذهن برای خود ساخته است.

    که این خشیت مانع می شود کاری انجام بدهد که به آن مفهوم (عافیت) ضربه وارد شود


    در سایت تدبر هم اینو خوندم:

    منطق ترس شما (در فرزندکشى) جز این نیست که نمى‏توانید هزینه زندگى آنان را فراهم نمایید و این منطقى است غلط، براى اینکه این شما نیستید که روزى فرزندانتان را فراهم مى‏کنید، بلکه خداى تعالى است که روزى ایشان و خود شما را مى‏دهد، پس شما چرا مى‏ترسید؟

    خیلی خوب بود، مخصوصاً دعا و نفرین همزمانش... :)

    پاسخ:
    :)) درباره حضرت امیر (ع) و یکی از خلفا هم همچین چیزی روایت شده
    سلام:)
    روح هرسه برادر شاد ان شاءالله

    اتفاقا همین چن روز پیش این روایت از شهید باکری رو داشتیم یادآوری میکردیم، واقها چی اومد سر مسئولین که اینجوری شدن ...
    کجا رفتن اون آدما .
    پاسخ:
    سلام این پست رو دیدی؟
    مرتبطه :)

    http://jokestan.blog.ir/post/2638
    واقعا مرتبط بود!؟
    پاسخ:
    آره دیگه
    مرتبط که نه
    الهام بخش بود یه جورایی :)

    مثلا یه گروهی میگفتن سیل سازی کار سپاهه!
    یه عده میگفتن واقعا سپاه بیشتر از همه نهادها اومد پای کار توی کمک به سیل زده ها


    فقط  کامنت های اعضای بیان تایید میشوند؟
    پاسخ:
    توضیحات زیر عکس رو بخونید
    +کامنت با آدرس یا ایمیل باید باشه
  • امید شمس آذر
  • شباهت عجیبی داره به داستان امیرالمؤمنین(ع) با اون همسر شهیدی که رفته بود کمکشون و کارهای خونه شو اجام داده بود و غذا پخته بود و از بچّه‎هاش نگهداری کرده بود و اونم مرتّب میگفت: خدا شما را اجر بدهد و بین من و علیّ بن ابیطالب حکم کند.
    پاسخ:
    بیراه نیست که شهیدِ قلمدار میگه: جنگ ما عصر بعثت دیگرباره انسان بود.

    خداوند بار دیگر انسان را برگزیده است... بیا و بعثت دیگر باره انسان را تماشا کن. خداوند بار دیگر توبه انسان را پذیرفته و او را برای خویش برگزیده است.

    اینان دریادلان صف شکنی هستند که دل شیطان را از رعب و وحشت می لرزانند و در برابر قوه الهی آنان، هیچ قدرتی یارای ایستایی ندارد. اما مگر نشنیده ای که آن اسدالله الغالب، آن حیدر کرار صحنه های جهاد، که چون فریاد به تکبیر برمی داشت و تیغ برمی کشید، عرش از تکبیر و تهلیل ملائکه پر می شد و رعد بر سپاه دشمن می غرید و دروازه خیبر فرو می افتاد، او نیز شب که می شد... چه بگویم؟ از چاه های اطراف کوفه بپرس که هنوز طنین گریه ها و ناله های او را به خاطر دارند.


    اگر سلاح مؤمن در جهاد اصغر تیغ دو دم است و تیر و تفنگ، سلاح او در جهاد اکبر اشک و آه و ناله به درگاه خداست; و اگر راستش را بخواهی، آن قدرتی که پشت شیطان را می شکند و آمریکا را از ذروه دروغین قدرت به زیر می کشد، این گریه هاست.


    این ها بچه های قرن پانزدهم هجری قمری هستند. هم آنان که کره زمین قرن هاست که انتظار آنان را می کشد تا بر خاک مبتلای این سیاره قدم گذارند و عصر بی خبری و جاهلیت ثانی را به پایان برسانند.


    عصر بعثت دیگر باره انسان آغاز شده است و اینان منادیان انسان تازه ای هستند که متولد خواهد شد; انسانی که خداوند بار دیگر توبه او را پذیرفته و او را بار دیگر برگزیده است.


    گریه تجلی آن اشتیاق بی انتهایی است که روح را به دیار جاودانگی و لقاء خداوند پیوند می دهد و اشک، آب رحمتی است که همه تیرگی ها را از سینه می شوید و دل را به عین صفا، که فطرت توحیدی عالم باشد، اتصال می بخشد.

    چه قشنگ بود...
    بدنم مور مور شد 
    هعییی...
    پاسخ:
    همون هعییی... :)

    همشهری شما بود؟
  • امید شمس آذر
  • به نظر میرسه خدا برگزیده ها رو برده پیش خودش! اون از شهردار وقت ارومیه، اینم از استاندار فلان منطقه که برای درختکاری کارتن انداخته زیر پاش تا کفشاش گلی نشه و اونم از معاون اوّل رییس جمهور که برای دیدار مجبوری خانواده های زلزله زده تو چادرشون -که در واقع خونه شون محسوب میشه- مثل موجود مفید و قوی با کفش وارد شده.
    پاسخ:
    اگه همه اینجوری بودیم/یا بودن که دیگه افکار عمومی از این حرکات ناراحت نمیشد که.
    این ناراحتی ها نشون میده که چنین   رفتارهایی ناهنجاری محسوب میشه
    نه همشهری ما نبود:))
    پاسخ:
    هویجوری گفتم :)
    حضرت آقا امروز فرمودند: 

    🔹️ شهیدان خیلی چیزها یاد ما دادند. الان این حرکتی که در امداد به سیل‌زدگان می‌بینید، این آموزش شهدای ماست.

    🔸️ حرکت عظیم مردم از مناطق مختلف کشور به سمت مناطق سیل‌زده، یک پدیده‌ی عجیبی است.

    🔹️ مردم و جوانها به آنجا میروند و همراه جوانان خود آن محل‌ها، با تنشان و دستشان و امکاناتشان و پولشان، امداد میکنند.

    🔸️ حرکت عظیمی راه افتاده که در دنیا کم‌نظیر است؛ اینکه آحاد مردم این‌جور سیل‌‌آسا حرکت کنند و بروند؛ این درس شهدای ماست.
    پاسخ:
    من که دور و اطراف خودم از این جوونا زیاد می بینم
    یکیشون همین اقای ن..ا
    البته خودمم دوس دارم برم کمک...
    هنوز هم هستن چنین افراد گمنامی... و همینا امید به زندگی هستن... خدا خیرشون بده چه اونایی که شناختیم و چه اونایی که هنوز گمنامن
    پاسخ:
    و همینا امید به زندگی هستن... قشنگ بود :)
    واقعا گوهرهای نابی بودن که از دست رفتن
    پاسخ:
    پندار ما این است که شهدا از دست رفته اند :)

    امروز خیلی دارم یاد شهید آوینی میفتم! عجیبه
    چقدر سخت و پیچیده شد! شاید کسی تمایل نداشته باشه آدرس ایمیلش را بفرسته 
    چون تا حدودی خصوصی هست 
    پاسخ:
    میتونید خصوصی ایمیلتون رو در اختیار من قرار بدین
    تا بعد از اون کامنت شما با اسم مستعاری که اعلام می کنید تایید بشه
    سلام.خسته نباشین.تازه با وبلاگتون اشنا شدم.
    یه سوال:اگه بخام وبلاگ رو دنبال کنم چجوریه.
    ینی مثلا اگه بخام بفهمم شما مطلب جدیدی گذاشتین یا دیگران کامنت گذاشتن چی کار باید بکنم؟
    ینی هر چند روز باید بیام ببینم مطلب جدیدی گذاشته شده ؟
    مث تلگرام یا اینستاگرام نوتیفیکیشن نمیاد؟
    کلا چجوریه
    یه توضیحی میدین بی زحمت

    پاسخ:
    اگر عضو بیان بشید اون قسمت بالا سمت چپ رخدادهای جدید رو بهتون نشون میده.
    برای دنبال کردن این وبلاگ هم روی لینک کلیک کنید.

    سلام و درود بر شما
    بازم سوالی بود در خدمتم
    بله عضو بیان شدم
    این لینکی ک دادین برای دنبال کردن وبلاگ میرم توش میگه که باید یه سایت یا وبلاگی ایجاد کنم
    درسته؟
    برم یه وبلاگ فرمالیته ایجاد کنم؟
    سلام
    مخلصیم
    پاسخ:
    اینجاد کنید ولی خیال میکردم با ثبت نام بیان میشه وب دنبال کرد
  • امید شمس آذر
  • ولی خیلی از رفتارهای بد هم هست که دیگه ناهنجاری محسوب نمیشه. چون همه چیز از اینجور جاها شروع میشه!
    پاسخ:
    منظورت رو نگرفتم
  • امید شمس آذر
  • وقتی همچین مواردی در جامعه پیش میاد و به تو چه و به من چه به جای انجام وظیفه برقرار میشه، دیگه حسّاسیت ها از بین میره و هنجارها تغییر پیدا میکنه.
    پاسخ:
    پس شما منظور منو نگرفتی
    من میگم واکنش ها به این فسادهایی که می شنویم نشون میده کلیت جامعه خوب و سالم هست.
  • امید شمس آذر
  • اوّلش عرض کردم "ولی"؛ یعنی منظور و گرفتم و کلّیتش رو تأیید میکنم.
    پاسخ:
    حرف شما هم درسته از این نظر که نمیشه انتقاد اجتماعی نباشه
    و نمیشه دولت پاسخگو نباشه

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات