سوال منطقی :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

سوال منطقی

يكشنبه, ۱۵ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۰:۱۴ ق.ظ

خانه ام را فروختم.

خانه ام خراب شد.

خانه ام را دزد برد.

 

 

تفاوتهای معناییِ

لفظ خانه

 در سه جمله‌ی بالا را بیان کنید.


نظرات (۳۷)

اینا رو تازه تو اصول خوندیم. ولی بلد نیستم بگم :))

+ شمام بنزین زدین؟ :))
پاسخ:
لزومی نداره عینِ کتاب رو بگید :))
فکر کن اونجا نخوندی.

بنزین؟
♦نه بابا ما آب هویج زدیم :| (آره بابا ما اولِ همه رفتیم )
سه وجه دلات لفظیه دیگه :/
1- تطابقی که منظور کل خانه است(در فروختن کل خانه را می‌فروشیم)
2- تضمنی که منظور جزء خانه است(خراب شدن خانه کلش که ویران نشده منظور شاید یک دیوارش باشه)
3- التزامی که منظور لازم معنای خانه است (یعنی وسایل خانه است که دزد میزنه، دزد کل خونه نمی‌کنه برداره ببره یا حمام را بدزده)
پاسخ:
همه رو درست گفتی؛ الان دلفین بدم؟ :) چشم
🐬

خب استاد ما اینو بدونیم چه فایده ای برای بررسی صحت و سقم گزاره ها داره برامون؟
تا جایی که یادمه؛ در استدلال که با اسم حجت در منطق شناخته میشه و در برهان برای استدلال منطقی فقط اجازه داریم که از دلالت تطابقی استفاده کنیم تا به اشتباه نیافتیم و دلالت تضمنی و التزامی جز با قرینه و شرایط خاص امکان استفاده ندارند.
پاسخ:
یعنی اگر توی یه استدلالی خونه به معنی دومی و سومی به کار برده بشه، نتیجه و اعتبار اون استدلال احتمال زیاد ناقص و غلط در میاد.
هووف خوب شد نرفتم رشته انسانی🤦
چقد دلیل منطق و فلسفه داره یه جمله عادی😐
البته سخت نیس به شرط این که از اول همین چیزارو خونده باشی  ... ولی من سه بار کامنت اقای سید جواد رو خوندم تا فهمیدم البته فهمیدن در عین نفهمیدن:)
پاسخ:
ما هم سه بار میخونیم تا بفهمیم
الکی که نیست که / سه بار خوندن یک جمله یه چیز عادیه واسه ما :)
در کل جالب بود. ولی متوجه نشدم چرا دومی رو تضمنی (این اصطلاحا رو همین الان از شماها یاد گرفتم. خودم نمی‌دونستم. ) گرفتید؟ خب شاید واقعاً کلش خراب شده باشه. یا برای سومی؛ ممکن نیست خونه، قابل‌حمل باشه و دزد کلش رو ببره؟
پاسخ:
دومی ضمن یا بخشی از کل مفهوم خانه منظورش هست.
یعنی مثلا دیوار حیاط فقط خراب شده :)

+ خونه ی قابل حمل/ مثل کانکس . هوم ممکنه. / باید یه مثال دیگه واسه این زد :)
ممنون از توضیحتون. :)
ولی بازم قانع نشدم دربارهٔ دومیه. اگر بگیم جزء «یا» کل خونه مدنظرش بوده یه چیزی. ولی وقتی می‌گین حتماً جزئی از خونه مدنظرشه، «نه» کلش، منظورتونو نمی‌فهمم.
پاسخ:
نه اگه کل خونه مدنظرش باشه میشه دلالت مطابقه
درصورتی که میگه گوشی تلفن همراه هوشمندم سوخت و منظورش مثلا تاچ گوشی باشه میشه دلالت ضمنی
یعنی اینجا مفهوم گوشی به صورت ضمنی بر مصداق (که تاچ گوشی باشه) دلالت میکنه
در راستای خانه:

وقتی از نانوایی سر خیابون نان می‌گیریم و به سمت خانه راه می‌افتیم، می‌گوییم "دارم می‌روم خانه". 
وقتی از شهری که در آن درس می‌خوانیم می‌خواهیم به شهرمان برگردیم، می‌گوییم "دارم می‌روم خانه". 
وقتی از یک کشور خارجی که در آن اقامت داریم، می‌خواهیم به ایران برگردیم ، می‌گوییم "دارم می‌روم خانه". 
فلیکس بام گارتنر ، ماجراجوی اتریشی، وقتی در لبه فضا، از کپسولش بیرون آمد و می‌خواست سقوط آزاد تاریخی‌اش را به سمت زمین شروع کند، گفت "دارم می‌روم خانه".
 فضانوردان ایستگاه فضایی، وقتی دلشان تنگ می‌شود، از پنجره‌های کوچک ایستگاه فضایی، به زمین نگاه می‌کنند ، به خانه نگاه می‌کنند.
 آنها بیشتر وقتها به جای کلمه زمین، از خانه استفاده می‌کنند.
به نظر می‌رسد هر چه از سرزمین آباء و اجدادی، از تعصبات نژادی، از ملیت دورتر می‌شویم، هر چه بیشتر مرزهای قراردادی کشورها و قاره‌ها را پشت سر می‌گذاریم، خانه‌مان بزرگتر می‌شود و آدمها، جدا از نژاد و رنگ و ملیت، عضو خانوادۀ ما و برادر و خواهرمان می‌شوند.
 از نظر فضانوردی که از فضا به زمین می‌نگرد زمین و همه موجوداتش، یک خانواده‌اند. 
اگر روزی آدمها بدون آنکه به مرز فضا سفر کنند، به چنین دیدگاه وسیعی برسند، وقتی که به جای شهرِ من و کشورِ من، بگویند زمین من،  دوره جدیدی برای بشر آغاز خواهد شد. آنوقت است که بشر به جایگاه واقعی و هدف نهایی‌اش  در پهنه جهان هستی پی خواهد برد شاید چیزی به نام "صلح عمومی"
پاسخ:
اونوقت شاعر که میگه پشت دریا شهری است منظورش چیه؟

شباهنگ! بحث الفاظه! از رویای صلح عمومی خارج شو. :)))


دیگه من کل متنو کپی کردم براتون. می‌دونم بحث الفاظه. خواستم گسترهٔ معنایی خانه رو ببینید.
پاسخ:
یعنی قصدت منحرف کردن بحث نبود؟!
همین دیگه. می‌گم از کجای اون جمله می‌شه قاطعانه نتیجه گرفت کل خونه‌ش خراب نشده و یه بخشیش خراب شده؟ (هر دوش ممکنه). به عبارت دیگه فکر کنین سیل اومده و یه نفر کلهم خونه‌ش خراب شده. بعد شما مسئول برآورد خسارت و پرداخت وامین. طرف میاد به شما می‌گه خونه‌م خراب شده. شما تحقیق‌نکرده، از کجا می‌فهمین چه‌قدرِ خونه خراب شده؟ یا چه‌طور نتیجه می‌گیرین یه بخشش خراب شده؟
دربارهٔ گوشی، مثال رساست. می‌پذیرم. مفهومی رو که ورای مثال می‌خواین منتقل کنین، متوجه می‌شم. اما مثال خونه نارساست.
پاسخ:
اگه مثال خونه نارساست میشه عوضش کرد :)
+ اونی که خونش رو سیل برده خسارت نمیدیم چون جای مناسبی نبوده خونه اش :) بهش کانکس میدیم که اگه سیل بردش یکم پایین تر بشه نجاتش داد خونه رو
اصل مطلب همون بود که سید گفت اما حرف دوستان هم صحیحه. حتی مثلا میشه گفت خانه ام خراب شد منظور همون خانه خراب شدنه که کنایه از بدبختیه. یا مثلا خانه ام را فروختم منظور لوازم خانه است. یا همون مواردی که دوستان گفتن هم میشه اسافه کرد.
از این رو برای تبیین صحیح در هنگام ذکر این موارد اتفاقی که واقعا افتاده هم میگن مثلا:
خانه ام را فروختم » زمانی که کل خانه رو فروختم(دیگه کسی نمیتونه اشکال بگیره ممکنه منظور سه دنگ خونه باشه و دلالت تضمنی یا سایر مواردی که اشاره شد)
خانه ام خراب شد » وقتی یکی از دیوارها ریخته
خانه ام را دزد برد » وقتی لوازم خانه را دزد برده

البته چون خانه مجموع اعتباریه باز در این دقت هم میشه اشکال گرفت.
پاسخ:
بعد از این پست فکر مشغول این شده که وقتی توی اتوبوس میگن مثلا آخوندا فلان و بهمان (حرفای سیاسی) منظورشون آخوند به کدون دلالته؟ از اون سه تا که سید جواد گفته :)

+بله توی مثال باید قید کرد شرایطش رو
کمرمان شکست :/
 دو دقیقه میایم وب بخونیم مغزمون آروم بگیره،شمام سوالای سخت میپرسی:))
پاسخ:

هر کی بگه این بحثها سخته ادعای منطقی بودن نکنه خواهشا |😉|
سخت بودن دلیل بر غیر قابل حل بودن نیست
پاسخ:
چه دانشجوی خوبی
ایول :)
نه :)
پاسخ:
:)) ترسوندیمون از قبل :)
اونی که باید فکرت مشغول بشه اینه که کدوم از محصورات اربعه منظورشونه چون اونجا بحث قضیه و کمیت قضیه است نه انواع دلالت.
مثلا موجبه جزییه منظورشونه یا کلیه
پاسخ:
اونم هست :) ولی فعلا این مهمتره که مشخص کنیم اون نقدها به آخوند واقعی وارد نیست. (فردی که به دلالت مطابقه آخوند باشه)
این بحث دیگه ذوقیه و تحت عنوان دلالت بحث نمیشه.

پاسخ:
بستگی داره به این که حد تام آخوندی رو چی بگیرید شما
زنگ اول، زبان فارسی ، کتابِ بنویسیم!
پاسخ:
کلاس چندم؟
در اونجا حد تسامحه وگرنه در این عناوین حد منطقی نداریم.

پاسخ:
هوم
بنزین3000تومانیم آرزوست.
پاسخ:
میرسی بهش
منزل 
زندگی 
دارایی
پاسخ:
احسنت
درود بر شما :) بازم بجای دومی واژه بهتری میشه گذاشت.
تفاوتی وجود نداره!
تنها یک اشتراک وجود داره:
"یک چیز، سَرِ جای خودش نیست!"
پاسخ:
پس کجاست اگه سرجای خودش نیست؟
هر جایی، به غیر از اونجایی که باید باشه :)
پاسخ:
نوچ باید آدرس دقیق بدی :)
شاید اونجا، شایدم، اونجا. :)
پاسخ:
وقتی میدونی جای مناسب اون یک چیز کجاست
باید بدونی اون یک چیز الان کجاست که سر جاش نیست.

هوم؟
چه فرقی می‌کنه؟ وقتی یک چیز سرجای خودش نیست، چه فرقی می‌کنه که جای درستش کجاست؟ این شرایط جدیده! اون دیگه اونجایی که باید باشه نیست؛ چه جای درستش اونجا باشه، چه اونجا! :)
پاسخ:
مسئله اینه که تو از کجا میدونی سر جای خودش نیست یا هست؟ :)
خلاء. بعضی چیزا خلاءش توی زندگی احساس می‌شه. :)
پاسخ:
این خلاء رو حس میکنی بعد فکر میکنی شاید یه چیزی سر جاش نیست که باعث این خلاء شده

محتمله :)
فکر نمی‌کنم، تنها احساسش می‌کنم.
محتمل شاید، بیشتر از اون اجتناب‌ناپذیره.
پاسخ:
فونت قالبت قشنگه
معلومه که کتاب منطق صوری رو شروع کردی !
پاسخ:
آره :) اوایلشم.
  • فرشته ی روی زمین
  • منظور از خانه تو جمله ی دوم ، پناهگاه و یه جای اَمنه برای شخص...ونگرانی ای که ایجاد میشه بیشتر بخاطر صدمه رسیدن به پناهگاهه تا مادیات و اجسام... و  منظورش خونه به این تعریف رایج نیست...
    جمله ی سوم هم آرایه ی مَجاز داره...(خانه مجاز از وسایل داخلش و دارایی هاست)
    پاسخ:
    هوم یعنی جمله دوم و سوم بیشتر معنای ادبی دارن و جمله اول معنی ساده داره/خونه بماهو خونه :)
    :)

    میگم اینا رو الکی سختش میکنیدها...
    قبل از این همه بررسی، آسونتر به نظر نمیان؟ :)
    پاسخ:
    سلام :)
    منطق موضوعش بررسی و تایید تعریف ها و استدلالها است.
    تعریفهایی که ارائه شده باید بررسی بشه
    اون کسی که یک فونت رو زیبا می‌کنه، خالقش نیست؛ نویسندشه! :)
    پاسخ:
    اگه یکی بگه فونتش قشنگ بود ولی محتواش نه؛؛؛ اونوقت چی میگی؟
    نشونم بده :)
    پاسخ:
    :)))
    از دید زیبایی‌شناسی، کسی که به فونتش اهمیت می‌ده، سخت می‌تونه نسبت به محتواش بی‌تفاوت باشه؛ البته واقف به این اصل هم هستم که هیچ صد در صدی توی دنیا حاکم نیست، ولی خب استثنا اسمش روشه! :)
    پاسخ:
    بازم از زیبایی شناسی برام بگو :)
    اگر شرایطش پیش اومد، حتما. :)
    پاسخ:
    مرسی :)
    بخشی از جوابی که به یکی از نظرات آقای ن.ا در این مطلب دادم:

    «فلسفه، علم پایه زندگیه به نظرم. داشتن اطلاعات عمومی فلسفی، کمک می‌کنه یاد بگیری سوال درست بپرسی، درست سوال بپرسی و کمابیش به جواب هم برسی. (در صورت مساعد بودن بقیه شرایط)

    واسه همینه که به نظرم لازمه انواع تفکر و همین طور یه ابتدائیاتی از فلسفه از بچگی به ما یاد داده می‌شد.
    نسل ما گروهین که جواب‌ها رو داشتن و دارن، ولی بلد نیستن سوال بپرسن و بلد نیستن فکر کنن. مخصوصا این دومی. ما از فکر کردن متنفر و فراری هستیم. این مشکل بزرگیه.»
    پاسخ:
    تعبیر جالبیه: نسل ما جواب‌ها رو دارن، ولی بلد نیستن سوال بپرسن... (من اینو تجربه کردم)
  • عاشق و گرفتار
  • هیچ فرقی رو تشخیص نمیدم...
    بده یا خوبه که هیچی رو تشخیص نمیدم!؟
    پاسخ:
    تشخیص ندادن واسه ما آدمای معمولی خوبه
    ولی آدمای روشن دیگه نیازی به تشخیص و دسته بندی اشیاء برای شناختشون ندارن // اونا دچار برهان انی شدن...
  • عاشق و گرفتار
  • برهان انی خوبه یا بد!؟
    پاسخ:
    واسه مقربین؟
    یا ابرابر؟
  • عاشق و گرفتار
  • هر دو رو توضیح بده...
     چند نمره داره استاد؟ از جزوه کلاسی هم سوال میاد؟
    پاسخ:
    1 نمره :)

    سوالا رو جلسه آخر میگم

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات
    • ۶ مهر ۰۰، ۰۸:۲۶ - مک بس
      هعی...