اعتزال درونم :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

اعتزال درونم

سه شنبه, ۱۷ ارديبهشت ۱۳۹۸، ۱۱:۴۱ ق.ظ

 

 

اعتزال درونم گفت یه چیزی بگم؟ گفتم بگو

گفت گوشت خر مکروه است؟ گفتم بله:|

 

گفت گوشت خوک(گراز) حرام است؟ گفتم بله :|

 

گفت کدام را مردم بیشتر می‌خورند؟ گفتم خوک؟

گفت خب پس بهتر نیست به جای اینکه بگوییم فلان چیز حرام است بگوییم مکروه است؟

گفتم خیر :|

 

 

گفت مثلا بگوییم روزه مستحب است تا مثل اعتکاف از آن استقبال بیشتری بشود.

گفتم پس دردت این است؟

 

گفت اتفاقا ما معتزله بیشتر از شماها درد دین داریم

گفتم: پای استدلالیان چوبین بود/ پای چوبین سخت بی تمکین بود؟

 

گفت چقدر مونده تا افطار؟

گفتم 9 ساعت :|

نظرات (۵۳)

پس به اعتزال درونت اعتقاد داری
پاسخ:
خیر به آزادی بیان اعتقاد داریم
رفتم سرچ کردم ببینم اعتزال یعنی چی
شبیه عزلته چطور نفهمیدم
اما بهش بگین گوشت خوک رو به خاطر لذیذیش دوست دارن نه حرام بودن
پاسخ:
لذیذه؟ :)
اعتزال رو سرچ نکن معتزله رو سرچ کن
سلام
پاسخ:
سلام بر ستاره ی آبی :)
یعنی میگین گرایش به مستحبات بیشتر از گرایش به واجباته؟
پاسخ:
با این سوالایی که توی کامنت مطرح شده باید اعتزال درونم رو اینجا بذارم واسه پاسخگویی

+ میگه: توی مستحبات چون تاثیر اراده و انتخاب انسان بیشتر دخیل هست، پس ممکنه مومنین راحت تر به دستور مستحب گرایش پیدا کنند تا دستور واجب.
میگم : پس اینجا مسئله عبودیت که فلسفه عبادت هست کجا میره؟ تو برا لذت بردن خودت داری عبادت ها رو گلچین میکنی.
استقبال از ماه مبارک رمضان اصلا قابل مقایسه با استقبال از اعتکاف نیست :|
پاسخ:
بهش میگم :)
آخه اینطوری نیست اصلا!
شاید کیفیت عمل مستحب بالاتر از واجب در نظر بیاد ولی قطعا کمیت عاملان به واجب بسیار بیشتر از مستحبه. و اونی که مستحب رو با کیفیت انجام میده، واجب رو هم قطعا با کیفیت انجام میده.
لذا در جمع‌بندی هم کیفیت و هم کمیت عمل عاملان به مستحب از واجب کمتر است :)
پاسخ:
بحث کیفیت نیست
ادعاش اینه که توی عمل مستحب گرایشه فرد راحت تر رخ میده! هوم؟

گویا ...
معتزله که یک جریان و گروهه
یعنی شما جزو همونایین؟
پاسخ:
فک کنم تا الان یه پنج درصدی متاثر از اونا بودم.
ولی امروز که صفحه ی اول سوره مریم رو خوندم نظرم عوض شد :)
سلام 
ماهت مبارک...
التماس دعا
پاسخ:
سلام عموی حسن :)
همچنین برای شما پر از برکت و بهره باشه
نه خب مخالفم.
شما نتیجه گرایش رو در چی می‌بینین؟ وقتی گرایش بیشتر باشه چه چیزی بیشتر میشه؟
کیفیت انجام عمل توسط افراد؟
یا کمیت افرادی که انجامش میدن؟
پاسخ:
وقتی گرایش مطرح میشه یعنی آزادی
حق انتخاب
یعنی کرامت انسانی :)

ایناس که باعث میشه طرف راحت تر به امر مستحبی گرایش پیدا کنه
به نظرم اگر میگفتن روزه نگیرین، حرامه.... هیچ‌کسی روزه ی قضا نداشت
پاسخ:
کاملا منطقیه حرفت :)
 در انتخاب دین آزادی بوده و اگر کلیه احکام آزاد باشه نیازی به دین نیست.
و اینم اسمش کرامت انسان نیست.
پاسخ:
پس اسمش چیه؟
انسان محوری؟
اعتزال درونت گشنه‌اش شده داره هذیون میگه.
پاسخ:

زدی توو خال
دمت گرم :)))
و حتی حرام!

پاسخ:
روزه؟
بله انسان‌محوریه. 
داشتم فکر میکردم یه پژوهشی هم این نظر شما رو تایید میکرد و چقدر سرش بحث کردیم! آخر من خجالت کشیدم بحث رو ادامه بدم چون وقت نبود و اینگونه شد که بحث ابتر موند. :/
پاسخ:

کدوم پست؟
یادم نیست.
از سخنرانی مرحوم علّامه جعفری شنیده بودم که از یه شاعر ناشناس میخوند:
خرد مومین قدم، وین راه تفته
خدا می داند و ان کس که رفته.
*
انجام واجبات از انجام مستحبّات افضل است؛ چون اوّلی یعنی: خدایا هرچی تو بگی، دوّمی یعنی: خدایا من بندۀ ویژۀ تو هستم، هوامو داشته باش!
پاسخ:
ذکریا
از خدا فرزند خواست
خدا گفت باشه میدهیم
ذکریا گفت مگه میشه؟ مگه داریم؟

خدا تا سه روز وجود لفظی ذکریا را گرفت.
اعتزال درون: آخه وقتی خودت میگی امکانش نیست(بخاطر سن بالا و غیره) پس چرا دعا میکنی میگی بچه میخام؟

من: این نشون میده که نباید خدا رو محدود به قواعد حاکم بر جهان کرد. یعنی معتزله چرت میگن که حسن و قبح عقلیه و همه چیز قاعده مند. ( تا حالا کسی اینجوری اعتزال درون رو خیت نکرده بود. دلم واسش سوخت☺)
یادمه تو یکی از کتابای شهید مطهری بحث این بود که اگه اون دو تا برادری که برای قضاوت درباره گوسفندها رفته بودن پیش حضرت داوود، امتحان خدا بوده باشن، یعنی خدا تو مسیر امتحان کردن بندش، به دروغ متوسل شده؟ 
از این سوال فهمیدم که «هدف، وسیله رو توجیه نمی‌کنه» قاعده‌ایه که خیلی بیش‌تر از این حرفا بیخ داره. 
پاسخ:
یعنی هدف خدا این نیست که مراسمات ما شلوغ پلوغ تر باشه؟ :)

بی منطق تر از معتذله هم هست :/
پاسخ:
بی منطق ها اشاعره بودن
+دقت کن ماریا :)
قیاس ابوحنیفه کرده طرف
پاسخ:
اینم که -اعتزال درونم- گفته قیاس بود؟
هرچیزی که واجب هست رو حرام کنن!

از باب «حریص علی ما منع»

پاسخ:
:)) نه دیگه در این حد مهم نیست گرایش
منظور از طرف اعتزال درونتون بود دیگه

الان چندساعت مونده؟
پاسخ:
اگه 8 و ربع اذان باشه کمتر از 4 ساعت :)
کلا اگه قرار بود «به هر قیمتی» ماجرا پیش بره، این همه نظام و قانون و دفتر و دستک و امتحان و ... لازم نبود.
پاسخ:
الان بیشترین انحرافات و بدعتها منشاش همین تفکره که به هر قیمتی...

پاسخم به کامنت جناب شمس آذر رو هم ملاحظه کنید

  • مهدی سلمانی ماهینی
  • سلام
    برام سوال پیش آمد خوک همون گراز است؟ اینها با هم فامیل هستد؟ اشتراکات ژنی دارند؟ یا اصلا فامیل نیستند ؟
    پاسخ:
    چه قفسه کتاب بامزه ای داری :) سلام
    کتاب و کتاب خوانی
    عاقا برای زدن معتزله، به عقل توهین نکنید لطفا:|

    هیچ کاری در این عالم «خارج از قواعد» انجام نمی‌شه. بحث اینه چهارچوبی که ما از قواعد می‌شناسیم ناقصه.
    پاسخ:
    + آخه شما که نمیدونی من شب و روز چی میکشم از دست این اعتزال درون که ☹️

    بعدشم| اینجا من و شما اعتراض نکردیم که پیامبری اعتراض کرده که ما معصوم و مطلع میدونیمش
    باید دید اون چیزی که شما می‌گید «اعتراض» واقعا «اعتراض» بوده یا مثلا «ابراز شگفتی».
    ما، قصه‌ها رو به شیوهٔ خودمون روایت می‌کنیم. با پس‌زمینه‌ای از تجربیات شخصی احساسی خودمون.
    پاسخ:
    هوم این نکته مهمیه...
    پس اف بر شما که مرا معتزله خواندید! :|
    پاسخ:
    معتزله بده مگه؟
    در ضمن! اینم برای شما پیدا کردم الان:

    به زعم بعض افراد،
    روحانیت زمانى قابل احترام و تکریم بود که حماقت از سراپاى‏ وجودش ببارد و الّا عالم سیّاس و روحانى کاردان و زیرک، حتما کاسه ‏اى زیر نیم کاسه داشت!.این از مسائل رایج حوزه ها بود که هر کس کج راه می ‏رفت متدین تر بود.
     

    یاد گرفتن زبان خارجى، کفر و فلسفه و عرفان، گناه و شرک بشمار مى ‏رفت. در مدرسه فیضیه فرزند خردسالم، مرحوم مصطفى[سید مصطفی خمینی] از کوزه ‏اى آب نوشید، کوزه را آب کشیدند، چرا که من فلسفه مى ‏گفتم. تردیدى ندارم اگر همین روند ادامه مى ‏یافت، وضع روحانیت و حوزه ‏ها، وضع کلیساهاى قرون وسطى مى ‏شد.
    خوب یا بد، من نیستم، فلذا همون که در کامنت پیشین گفتم!

    اینو یه‌جایی خونده بودما، ولی یادم نمیاد کجا!
    پاسخ:
    من اینو قبلا یه جا شنیده بودم
    توی پست شماره 58 فیشنگار

    + و وای بر اف کنندگان
    این رو در کتاب شهر خدا خوندم فکر میکنم مرتبط باشه و اینکه در رابطه عبد و مولایی اجبار بسی لذت بخش است برای عبد و وقتی خدا اختیار هم میدهد دنبال اطاعت و تکلیف است:

    وجوب روزه یک امر تشریعی است که تجلی خدایی کردن خداست اگر چه در ضرورت های تکوینی بی اختیار تریم و امکان تمرد تنها در اوامر تشریعی وجود دارد ولی به دلیل همین غرابت امر واجب از اوامر مستحبی بسیار بافضیلت تر و دلنشین تر است و الا شما میتوانید تمام سال را روزه بگیرید اما چرا صفای رمضان را ندارد؟
    پاسخ:
    شهر خدای مرحوم قدیس آگوستین؟
    میدونسته برا من سوال پیش میاد اومده رفع شبهه کرده... دمش گرم :)
    نه استاد پناهیان.
    عکس کتاب رو در پست اخیر گذاشتم
    پاسخ:
    آهان ممنون :) آخه من سرچ کردم کتاب شهر خدای آگوستین اومد.
    +الان دیدم پستتون رو
    منم احتمالا همونجا شنیدم.
    پاسخ:
    هوم!
    الان پست 930 هستیم، من حداقل از پست 58 اینجا رو می‌خوندم؛ یعنی کلا حق آب و گل دارم اینجا!
    پاسخ:
    هوم.

    یه بار یه پست طولانی نوشتم و از خیلیا اسم آورده بودم و تهش گفته بودم ببخشید اگه اسم کسی جا موند البته بعضیا هم هستن که میدونم حتی اسمشون رو نیارم ناراحت نمیشن، اونا از خودمونن :)

    اینم یادته؟ :)
    دقیقا نمی‌دونم کدومو میگین، چون به نظرم چند بار |حداقل دو بار| این کارو کردین!
    پاسخ:
    پست 468
    کامنتاشم یه نگاه کردم، دو تا بلاگر خوب توشون بود که دیگه نیستن.
    پاسخ:
    اینم دیدی؟ لینک
    آره دیدم، خب اینکه لینک علامت سوال رو برام بذارین جای سوال داره!
    پاسخ:
    آخه 26 دی دقیقا روز فرار شاه معدمه
  • آشنای بی نشان
  • آقا عمو نونی فقط عموی حسن نیست عموی منم هست:دی
    پاسخ:
    تو که گمنام بودی تا الان!
    هرجور فکر میکنم به جز مبحث حلال و حرومی 
    حاضرم گوشت خر بخورم .ولی خوک نه :/ 
    خوک خیلی بیریخته خب :))

    پاسخ:
    :))) درود بر شرفت
    فرقشون چیه؟! هر جفتشون ی کرباسن :/
    پاسخ:
    فرقشون رو خودت باید بهتر بدونی :)
    بله جفتشون نفی شدن در قاعده ی [الامر بین الامرین]
    بحثم با شما نبود. :)
    پاسخ:
    نه جدی :|
    با حق انتخاب و آزادی و تلاش برای اثبات خودمون و استقلال شخصیتمون موافقم. اینکه این ها باعث میشن یه جاهایی لجبازی کنیم با امر و نهی ها.

    اما فکر میکنم موضوع ریشه ای تر از این حرفاست.

    برمیگرده به انتخاب دین و باور اصول دین.

    کسیکه خدا و شیوه ای که برای زندگی بهمون معرفی کرده رو با تحقیق انتخاب کرده باشه و به جهان بینی توحیدی رسیده باشه، فک نمیکنم درگیر اینگونه جبر و اختیار و گرایش به مسحبات و حرام ها باشه . . .

    شاید به خاطر بعضی سختی ها خسته بشه؛ و کوتاهی کنه توی بعضی اعمال، اما در نهایت به خدا میگه خدایا میدونم حق با توعه ها ولی حالش رو ندارم...

    ولی اینکه بیاد بگه خدایا یه اشتباه کوچیک توی بعضی کلمات دینت داری، درستشون کن لطفا، اینجا باید دوباره درباره دین و توحید و... فکر کنه...


    پاسخ:
    ولی به نظر من (منِ این ساعت) ارزش نداره از اول بری درباره دین و توحید کنکاش کنی
    باید به فهم علما و فقها اعتماد کرد و از سبک زندگی دینی در حد توان لذت برد.

    اگه آخرتی باشه این کار به سود ماست
    اگه نباشه هم که لذتمون رو بردیم. هوم؟ :)
  • آشنای بی نشان
  • مگه آدم گم نام نمیتونه عمو داشته باشه؟
    پاسخ:
    نه دیگه| اگه گمنام باشه دیگه مشخص نیست کیه عموش
  • آشنای بی نشان
  • عجب:)
    پاسخ:
    اینجوریاس...
    گمنامی سخته جوان
    قبول باشه درد دل ها
    پاسخ:
    دیروز من جزئم رو خوندما
    جایی نیاز نیست اعلان کنیم؟ :)
    اتفاقا اصول دین تقلیدی نیست.
    یعنی شما اگر همون آخرت و دنیا هم بخواید ناچار باید برید و تحقیق کنید.

    چون این طوری توی دنیا دایم باید توی شک و تردیدها قدم بردارید و سردرگمی طاقتتون رو طاق میکنه و  در آخرت هم هیچ تضمینی نیست که وقتی ازمون بپرسن رب و پروردگارت کیه بتونیم با ایمان راسخ جواب بدیم الله.

    اینم نظر منه....

    پاسخ:
    اگه دیر بشه چی؟
    یعنی این رفتن و تحقیق کردن طول بکشه/

    یعنی میگید همینجوری قبول کنیم ایمانمون لغزنده است؟
    بنظرم ارزشش رو داره. بعلاوه بنظر من این تحقیق تا آخر عمر ما ادامه داره چون واقعا نمیتونیم همه ی خدا رو بشناسیم اما علممون با گذر زمان و بیشتر شدن ظرفیت و تجربه هامون بیشتر میشه و درجه معرفتمون زیاد میشه.

    منتها یه دانش حداقلی که کم کمش خودمون بدونیم برای چی این دین و چرا خدا و اسلام و شیعه لازمه.

    توی این مدت هم قرار نیست زندگیمون تعطیل بشه، فقط باید بگردیم دنبال یه کتاب و استاد خوب و از شنیدن نظرات مختلف و گاهی متضاد نترسیم و خودمون رو نبازیم.

    خیر. همین طوری آدم نباید چیزی رو قبول کنه. 
    ایمان درجات داره. فکر میکنم با تجربه موقعیت های جدید و بحران ها میتونیم خودمون و درجه ایمانمون رو محک بزنیم و رشد کنیم نسبت به قبلمون.


    پاسخ:
    اره ماها معمولا شناختمون تجربی رشد میکنه :)

    توضیحاتتون واسم مفید بود.+

    نه نیازی به اعلان نیست فقط روزی یک جز رو پیش برید....قبول باشه همراهیتون ان شا الله....:)
    پاسخ:
    متشکرم
    فک کنم خودتون باید چک کنید که همه بخوونن.
    تا ما هر شب با خیال راحت که یه ختم دیگه رفتیم سر بر بالین بذاریم
    از طرف من خیالتون راحت باشه :)
    90 درصد همراهان سالهاست که با من همراه هستن و روند رو میدونن و میخونن :)
    با خیال راحت سر بر بالین بذارین....
    پاسخ:
    پس چشم :)
    امان از این اعتزال مغالطه گر

    پاسخ:
    مغالطش کجا بود؟

    این دوتا:


    "گفت مثلا بگوییم روزه مستحب است تا مثل اعتکاف از آن استقبال بیشتری بشود."


    "گفت اتفاقا ما معتزله بیشتر از شماها درد دین داریم


    اوّلی غلطه

    دومی اثبات نشده

    پاسخ:
    نظر استاد شهید رو رد میکنی؟
    اوّلا مگه نظر استاد شهید، وحی منزله!؟

    ثانیا حالا چی گفته؟!


    پاسخ:
    گفته: اختلاف دید و نگرش معتزله و اشاعره هیچگونه ربطی به میزان پایبندی آنها به دین اسلام ندارد. معتزله عملا از اشاعره نسبت به اسلام دلسوزتر و پایبندتر و فداکارتر بودند...
    خب یکیش حل شد. اون یکی چی؟!


    راستی! نکنه روح استاد حلول کرده جای شما و داره ندا میده؟!
    پاسخ:
    خدا هر کیو بخواد زنده نگهداره مثل شهید مطهری شهیدش میکنه
    پس إن شاءالله با ارّه برقی شهیدتون کنند!
    پاسخ:
    اونایی که با اره برقی شهید میکنن من رو توی لیستشون نمیذارن :)
    به لباس و ظاهر آدما کار دارن اونا

    مواظب خودت باش :)
    اعتزال رو درست نخوندین.
    اهل اعتزال در معارف و نظر،معتقد و باورمند به واجب العقل بودنن
    و در فعل و عمل معتقد و باورمند به واجب السمع بودنن.
    ینی در نظر عقلین وگرنه در عمل به نص ملتزمن. بنابر این این پرت و پلایی که نوشتین رو نمیتونیم به اعتزال درونتون نسبت بدیم.

    در مورد اعتزال و اهلش هم بگم که چیز مزخرفین. کلا تو بحث ورود از روی جهل به دین یکی از انواع ورود به دین با اتکال به عقل و ایناس.
    پاسخ:
    خب این صحبتا هم در حوزه ی نظر و فکر مطرح شده دیگه!

    +پس این صدای چیِ درونم بوده؟ 🤔
  • ریحانه ناصری
  • باحال بود!
    یه جمله ایی بود.یادم نمیاد از کجا خوندمش.میگفت که کافرا بیشتر از خداپرستا دنبال خدا میگردن.
    اگر یه روز خدا نیاز به توجه داشت شاید کافر بشم.
    مرسی ازت
    پاسخ:
    سلام ممنون :) خداپرست ها معتاده خدا هستن بیشتر
    روانشناسی خوندی؟
  • ریحانه ناصری
  • اعتیاد واژه ی جالبیه!ساختمان پزشکان بودا.نمیدونم دیدیش یا خیر.دکتر افشار یه مثال جالبی مید میگفت من به زنم بی محلی میکنم چون شده واسم مثه عینک!همیشه هستش!الان مثال ما و خداست ی جورایی:دی نه داریمش.دیگه بیخیالشیم.فقط توقع داریم:دی
    و اینکه نه روانشناسی نخوندم(:
    پاسخ:
    ممنون که حرف منو تایید کردی :)
    از اون سریال فقط یادمه خانم منشی رو

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات
    • ۶ مهر ۰۰، ۰۸:۲۶ - مک بس
      هعی...