فکر روشن :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

فکر روشن

دوشنبه, ۱۰ تیر ۱۳۹۸، ۱۲:۴۵ ب.ظ

حالتی که سخنران خیال می‌کند اگر نسبت به چیزی آگاهی دارد مخاطب نیز باید در این باره آگاهی داشته باشد، سخنران را به تعصبات شناختی دچار می‌کند. (منظورش اینه که وقتی من دارم چیزی می‌نویسم  نیاز هست یه سری چیزایی که واسه خودم بدیهیه رو توضیح بدم برای مخاطب و تصور نکنم چون خودم از یه مسئله ای خبر دارم مخاطب هم خبر داره.)

گفتگو

نظرات (۲۶)

  • جَوونِ تنها
  • خب حالا چه کنیم!؟
    پاسخ:
    رعایت
    نمیدونم چرا این قدر ملاحظه ات رو میکنم و قطع دنبال کردن نمیزنم
    پاسخ:
    چون تلخه ولی برات خوبه :)
    تو هم که عاقل
    اگر مخاطب بیش از سخندان بداند انوقت چه؟.
    پاسخ:
    آنوقت سخندان میگوید درس پس میدهیم 🤒
  • مردی بنام شقایق ...
  • سلام

    بنظرم اولین هنر یه سخنران سخندانی هست
    ینی بتونه تحلیل کنه مخاطبش در چه سطحیه و چقدر درباره مطلبی که میخواد بگه شناخت و آگاهی داره

    بعد استراتژی و برنامه سخنرانیش رو تنظیم کنه و ارائه کنه متناسب با شرایط مخاطب


    +
    تو این زمینه یکی از افرادی که دیدم واقعا تکنیکیه و این هنر رو داره ره بر ایرانه (جدای از اعتقادات دینی و سیاسی و اینا عرض میکنم.)

    ایشون مهارت عجیبی در مخاطب شناسی و ارائه محتوای متناسب با هر مخاطب بدون تکرار و تپق و حشو داره اون هم تو این سن که غالبا این مهارت ها افت میکنه
    پاسخ:
    هوم حوزه مشهد از لحاظ ادبیات و شعر و بیان و خطابه زبانزد بوده از قدیم
    سلام شما هم میگن سخنران توانمندی هستید :)
    سلام
    متوجه حرفتون هستم اما معتقدم مخاطب هم باید بخواد که رشد کنه...

    پاسخ:
    بله بله این قواعد در راستای مسلط شدن بر سخنرانی و مجری گری مطرح میشه
    سلام به شما :) وقت بخیر
    این سخنرانی که فک کنه مخاطبش کاملا به موضوع آگاهه به چه انگیزه ای داره سخنرانی میکنه هدف از سخنرانی اینه که افراد را نسبت به موضوعی آگاه کرد 
    از اصول سخنرانی مخاطب شناسیه مگه نه؟؟؟
    پاسخ:
    یعنی شما تا حالا مطلبی ننوشتی که مخاطبت متوجه منظورت نشه؟
    یا به خاطره ای یا کتابی اشاره نکردی توی پستت که خواننده در جریان نباشه؟
    اگر دقت کنی متوجه میشی که چقدر این تعصب شناختی فراگیره؟ :)

  • مردی بنام شقایق ...
  • من بیشتر در استند آپ کمدی توانمند هستم

    حالا میخواد برنامه مذهبی باشه (نمونه: جشن امام رضا دانشگاه که مجری بودم)
    میخواد علمی باشه(نمونه: دوره نانوفناوری دانشگاه که سخنران بودم)
    میخواد سیاسی باشه (نمونه: بحثای هسته ای که سخنران بودم)

    تو همش بیشتر مردم میخندیدن تا اصل مطلبو بگیرن :))

    البته که مشکل از مخاطبه ^_^
    پاسخ:
    همین کارا رو میکردی که ایده آلیستها هی ازت خواستگاری میکردن :)
    نه من مخاطبام از هرچی که میگم آگاهی دارن اصن من مخاطبای فهمیده ای دارم🚵🚵🚵🚵
    البته زمان هایی وجود داره که دوست داریم مخاطب نفهمه چی میگیم جوری بنویسیم و حرف بزنیم که دقیق متوجع منظورمون نشند
    پاسخ:
    هوم توی وبلاگ گاهی این حق طبیعیه نویسنده است :)
    فنای من به نسیم بهانه ای بند است
    به خاک با سر ناخن نوشته اند مرا 

    الان یهووو این بیت رو دیدم خیلی خوشم اومد گفتم اینجا بنویسم وسط این بحث خشک و بی روح بقیه هم روحشون تازه بشه
    پاسخ:
    به چوب بر شن ساحل نوشته اند مرا :)))
  • سربازِ روزِ نهم
  • یاد ملانصرالدین افتادم
    پاسخ:
    کدوم قسمتش؟
    یه دوست دارم هر موقع کم میاره میگه:
    خب الان مثلا که چی؟!
    :|
    بنظرتون چرا من حوصله این مباحثو ندارم؟🤔
    پاسخ:
    شما پست رو دو یا سه بار بخون :)
    من واسه همین کوتاه می نویسم

    این پست نیازی به واکنش نداره
    صرفا یه تجربه ی ذی قیمته که واسه همه قلم بدستها و تریبون دارها مفیده

  • سربازِ روزِ نهم
  • رفت منبر گفت می خوای درباره یه موضوعی حرف بزنم کیا می دونن چیه والخ
    پاسخ:
    خب؟ شما چی گفتین
  • معلمی از جنس اینده
  • خوب اگر سخنران اگاهی داشته باشه و مخاطب هم اگاهی داشته باشد چی میشه؟
    پاسخ:
    اونوقت دیگه دارن تمرین فن بیان انجام میدن
    ما این پستای شما رو تحمل میکنیم تا مشغله هاتون تموم بشه :)
    پاسخ:
    مرسی که تحمل میکنید :)
    فکر میکنم تند رفتم🤔
    ببخشید-_-
    پاسخ:
    بابا چیزی نشده که!
    هنوز فکر میکنی من اون استادتونم؟ 😵
    :)))
    یک ایمیلم ازشون ندارم،حالشونو بپرسم!
    پاسخ:
    نمیخواد حالشو بپرسی
    ازش حلالیت بطلب اینقدر اذیتش کردین :)
    ولی مارو دوست داشت معلوم بود🙄.
    یادمه یه بار انقد حرف زدم برای یک خلاصه کتاب بهم گفت خداپدر مادرتو بیامرزه بیا برو بشین دیگ🤦
    پاسخ:
    این دوست داشتنه؟ 🤣 🤣 🤣
    پس چیه تقصیر خودش بود، میگفت دیگه چی دیگه چی منم هی که میومدم بشینم یه چیز جدید یادم میومد میگفتم بگم؟میگفت بگو🙄

    حالا دوست داشتن ابعداد دیگه داره که خیلی باید توضیح بدم که مارو دوست داشت:)) به هر حال از دستمون راحت شد:|
    تنها درس عمومی که ۲۰گرفتم درسی بود که ایشون درس میدادن.
    پاسخ:
    هوم همینه که توی فیشنگار هم اینقدر فعالید و هی دلفین میگیرید
    اون زمان جوان بودم و انرژی داشتم.
    الان دیگ شرایط فرق کرده ... ساکتم
    سرکلاسشم اگر بشینم الان فک نکنم حرف بزنم.
    مگه باز بزور ازم حرف بکشه:))
    پاسخ:
    حتما باید زور بالا سرمون باشه ما 🔏 🔐 🔒 🔓
  • سربازِ روزِ نهم
  • ملت گفتن نه
    گفت وقتی نمی دونین پس برا کی حرف بزنم
    رفت
    دفعه بعد که رفت بالا منبر دوباره همین سوالو پرسید
    پاسخ:
    مقصر شماها بودین که دوباره نشستین پای منبرش :)

    دوباره چی گفتن ملت؟
  • سربازِ روزِ نهم
  • دیدن اگه بگن نه ممکنه دوباره بره
    گفتن آره می دونیم
    گفت الحمدلله خب حالا که می دونید دیگه نیاز نیست بگم و رفت
    ماجرا در روز سوم هم ادامه پیدا کرد
    پاسخ:
    خب روزسوم چی جواب دادن؟
  • سربازِ روزِ نهم
  • به منبر ملا علاقه داری یا جواب ملت :))
    پاسخ:
    میخوام خودمو بزنم به اون در
  • سربازِ روزِ نهم
  • اگر در بند در مانند در مانند
    خوبه بزن به اون در
    پاسخ:
    شما ادامه بده :)
    اگر مخاطبین رو جاهل هم فرض کنن ماخولیای مهتری خواهند گرفت.ماخوایای مهتری هم چیز خوبی نیس.ماخولیای مهتری سگ میکند بلعام  را و این حرف من نیس.
    پاسخ:
    چیست ماخولیای مهتری؟
  • سربازِ روزِ نهم
  • مخاطبا برای نجات ملا از تعصبات شناختی و ماخولیای مهتری قبل منبر جلسه گذاشتن و گفتن اگه کلا پرسید نصفمون بگیم آره نصفمون بگیم نه
    همی نطور هم شد و ملا گفت 
    خب اونایی که بلدن برای اونایی که بلد نیستن توضیح بدن 
    اسم این گزینه رو هم خودت یا ایمان اضافه کنید :)
    پاسخ:
    :)))))))))))))))))) عجب ملای اسکلگری بوده نامرد!
    سقراط پیشش لنگ میندازه!
    راستی لنگ انداختن یعنی چی ؟
  • سربازِ روزِ نهم
  • اگه سریال شهریار رو دیده باشی توی قسمتی که با کافه چی مشاعره داره بعد از پیروزی، کافه چیه براش لنگ میندازه
    باید صاحب زنگ باشی تا برات لنگ بندازن
    پاسخ:
    ندیدم یعنی یادم نمیاد دیدم یا نه

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات