الفِ اُمید :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

الفِ اُمید

سه شنبه, ۱۱ تیر ۱۳۹۸، ۰۸:۴۵ ق.ظ
بعد از اسباب‌کشی که سر حوصله داشتم کتاب‌ها را داخل قفسه می‌چیدم چشمم به کتاب «بایدها و نبایدها» اثر شهید دکتر بهشتی افتاد. همسر توی دبیرستانش(سمپاد) خریده، دارم مطالعه می‌کنم؛ فضاش جالبه: بحث امر به معروف از دیدگاه قرآن.
 
 
⛩ معرفی کتاب در گودریدز

نظرات (۶۰)

  • دچار فیش‌نگار
  • الف امید چیست؟ :)
    چرا به سمپاد اشاره شد؟!
    پاسخ:
    مثلا #پز دادن 🙂
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • الف امید چیه؟ 🤔
    گنگ بود یا من خنگ بودم؟😣
    پاسخ:
    کتاب روو کامل بخونی شاید
    متوجه منظورم بشی :)

    تقصیر ذهن شما نیست
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • خب بازم الحمدلله 😥😅
    پاسخ:
    وبتون بزودی معروف میشه :)
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • چطور مگر؟🤔
    پاسخ:
    مگر؟ :|
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • اصطلاحه😅   یادم نیست توی کدوم فیلم یا سریال اینو می گفت😅

    حالا چطور مگر؟ 
    پاسخ:
    نیدونم :)
    اینم اصطلاحه
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • نیدونم و که لیلون تو برره میگفت 😂

    پاسخ:
    هوم :)
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • یه تنه دارم کامنت دونی رو میترکونم 😂
    پاسخ:
    همین یه وبلاگو داری؟
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • چطور مگر؟🙄
  • دختـرِ بی بی
  • ماهم نمونه دولتی بودیم
    #فقط محض پز دادن

    پاسخ:
    قبول باشه :)
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • جواب چطور مگر دوم رو نمیدی؟ 🤔
    پاسخ:
    نه دیگه
    قشنگ معلومه آخه :)
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • اگع برای منم معلوم بود که نمی پرسیدم 😶
    پاسخ:
    اگه با بله و خیر جواب میدادی مشخص میشد که نداری :)
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • باهوش😏
    ولی چطور مگر جواب نبود سوال بود 🙄 چطوری فهمیدی ؟ منظورم این بود🙄
    پاسخ:
    ما اینیم دیگه 💊 💉 🌡
    با یه نگاه به وبلاگ میتونیم بفهمیم طرف کیه و قبلا کی بوده 😎
  • ام شهرآشوب
  • خب ما فهمیدیم خانمتون سمپادی هستن.
    پست بعدی لطفا!
    پاسخ:
    خوب شد گفتی
    برم فیش بنگارم ازش
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • کی عم  و    کی بودم؟ 
    پاسخ:
    نمیدونم 🤔
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • مگه نگفتی میفهمی کی عم و کی بودم؟
    پاسخ:
    تو ذلیخا نیستی؟ :)
    میدونید بدون استثنا همه وقتی این پست رو میخونند بیش از نام کتاب به اسم سمپاد توجه میکنند شما با کلمه سمپاد بحث اصلی رو به حاشیه بردید عین دولت روحانی
    پاسخ:
    حاشیه چشه مگه؟ :)  رای هم میاره 🤔 🙃
    حالا محض پز دادن بگم من تو مدرسه عادی درس خوندم چون مامانم اعتقاد داره آدم اگه خودش از دورنش مایه چیزی شدن داشته باشه نیازی نیست حتما همه شرایط براش فراهم باشه شدم بهترین رتبه منطقه از دوستان غیر انتفاعی و و نمونه ایم جلو زدم کلا هم هیچ وقت نه برا هیچ کنکوری درس خوندم نه کلاس شرکت کردم :)))))))
    پاسخ:
    قانع شدیم که شما هوشت خوب بوده ولی حالا این کتابو نخوندین؟ :) یا کتابی از شهید دکتر بهشتی
    این دفه رفتم دانشگاه کتاب "بایدها و نبایدها" بود برمیدارم بخونم.
    پاسخ:
    بردار :) احتمال میدم خوشت بیاد
  • ماهی کوچولوی قرمز
  • نع 
    پاسخ:
    خب پس هیچی
    نه چون مدرسمون سمپاد نبود نداشت از این کتابا که بخریم بخونیم کلا از شهید بهشتی چیزی نخوندم تا حالا 
    ولی کتاب حرکت استاد صفائی حایری عالیه
    پاسخ:
    :))) منم از دکتر بهشتی چیز مکتوبی نخونده بودم تا الان.
    اگه برسم اینو بخونم خوبه
  • معلمی از جنس اینده
  • امید داشتن باور به نتیجهٔ مثبت اتفاق‌ها یا شرایط، در زندگی است
    پاسخ:
    هوم درسته
    «همسر توی دبیرستانش (سمپاد) خریده.»
    الان من به اینکه همسرتون سمپادی هستن حسرت خوردم!
    :(
    پاسخ:
    الان باید بگم نوش جان؟
     :)
    چرا اینقد حاشیه ایین اقای فیش نگار(: 
    به خدا این توئیتایی که میزنین... استخفرلله
    درمورد چی حرف میزنه کتاب؟
    رشته همسرتون چیه؟
    و اینکههه اون پستی ک گفتم ذهن خوانی منظورم خود ذهن خوانی نبود.همون گسترش اندیشه ایی ک ما از طرف مقابلمون توی ذهنمون ایجاد میکنیم برای شناخت بهترش،منظورم بود.یه سری جاها جواب میده.

    پاسخ:
    چون مطلب سنگینه نمیشه بدون حاشیه گفتش :))
    من از این پست شما این درس رو گرفتم که اگه میخواهیم یه چیزی خیلی مورد توجه قرار بگیره توی اصل متن نگیم بلکه به صورت حاشیه ای بگیم مردم حاشیه رو بیشتر از اصل دوست دارن حاشیه هیجانش بیشتر از اصله میدونید دونستن این نکته باعث میشه چقدر مسایل سیاسی و اجتماعی اطرافمون رو بیشتر درک کنیم
    پاسخ:
    ممنون که از من تعریف میکنید:)
    دونستن این نکته باعث میشه چقدر مسایل سیاسی و اجتماعی اطرافمون رو بیشتر درک کنی:
    کدوم مسائل مثلا؟ 
    خیلی مطلب سنگینیه.واقعا اعجاب انگیزه که چطور ممکنه بیان چنین چیزی رو ساپورت کنه(:
    پاسخ:
    هوم فعلا توی پیشنویس نگهش داشتم :)
    نه دیگه دلمو شکستید :(
    پاسخ:
    حالا سمپاد چرا نرفتی شما؟
    تعریف کنید ببینیم چی بوده قضیه؟
     :)
    من از شما تعریف نکردم اگه دقت کرده باشید :))) من یه تحلیل انجام دادم از نوع برخورد افراد نسبت به قضایای اطرافشون 
    باید ببینم آیا توی مجازی اینجوریه یا توی واقعیتم این شکلی هست و دیگه اینکه این خصوصیت مردم کشور ماست یا خصوصیت همه جای دنیا 
    کلا حاشیه دوست داریم دقت کنید زمان انتخابات یا زمانی که قراره یه اتفاق مهمی بیفته حواشی خیلی زرد داغ میشند وقتی اخبار رو بررسی میکنید میبینی هیچ اثری از خبر اصلی نیست ولی یه سری خبرهای دست چندم که هیچ اهمیتی نداره داره روش بحث میشه و همه دارند تحلیلش میکنند
    پاسخ:
    بازم ممنون که از من تعریف نکردید :))
    بله متوجهم اتفاقا مردم ما هم بحث درباره فیلتر تلگرام رو بیشتر دوس دارن تا مثلا درباره بیکاری :) یا آلودگی هوا یا وضعیت رشد جمعیت و اینها که دردهای مهمتریه
    من از شما تعریف نکردم اگه دقت کرده باشید :))) من یه تحلیل انجام دادم از نوع برخورد افراد نسبت به قضایای اطرافشون 
    باید ببینم آیا توی مجازی اینجوریه یا توی واقعیتم این شکلی هست و دیگه اینکه این خصوصیت مردم کشور ماست یا خصوصیت همه جای دنیا 
    کلا حاشیه دوست داریم دقت کنید زمان انتخابات یا زمانی که قراره یه اتفاق مهمی بیفته حواشی خیلی زرد داغ میشند وقتی اخبار رو بررسی میکنید میبینی هیچ اثری از خبر اصلی نیست ولی یه سری خبرهای دست چندم که هیچ اهمیتی نداره داره روش بحث میشه و همه دارند تحلیلش میکنند
    قضیه چیزی نبوده. مزاح بود.
    از واکنش‎های این مدلی واسه خودم خسته شدم.
    و خستگی و ناراحتیم اینجا و این شکلی بروز داده شد!

    + احتمالا چون وبم رو دنبال نمی‎کنید متوجه منظورم نمیشید :)
    شما بذاریدش به پای ناراحتی زیاد و ببخشید.
    پاسخ:

    عه!؟ اگه تا الان دنبال نکردم لیاقت نداشتم :) دعا کنید واسم

    هوم حس کردم داری کامنتای دیگرانو مسخره میکنی :|

     از سعه صدر شما تشکر میکنم  اینم یه تعریف 
    پاسخ:
    ممنونم از دعای خوبتون 🤠
    نه میدونم واسه اینکه نظراتم بسته‎ست دنبال نمی‎کنید. گفته بودید :)

    کامنتای دیگران ذیل این پست نه، اما کامنتای خیلی‎ها واسه خودم رو شاید. البته مسخره نمی‎کنم، کنایه میزنم. بلکه میخوام یه ذره از زاویه دید اونا نگاه کنم و ببینم چطوری فکر میکنن که اینطوری میشه.
    پاسخ:
    اومدم دیدم وبتون رو :) معضل رمز هم اضاف شده! خدا بد نده؟

    آره علاوه بر قطع دنبال کردن وبهای بدون کامنت
    شروع کردم اونایی که توی بحثها هم فعال نیستن رو دارم قطع دنبال میزنم :)

    اینم یه مدل از مردم آزاریه🙉
    ازین ضایه تر نمیشد پز بدین؟:))

    پاسخ:
    حسود حسود :)
    سلام
    خوب یه کوچولو ازش می گفتین... موضوعش چیه؟ سبک نوشتنش چیه؟ یا یه بخش از کتاب.
    من خیلی سخت بسندم در مورد نثر و موضوعات کتاب! بیخودی نرم بگیرم نخونم!
    پاسخ:
    فعلا دارم میخونمش :) سلام
    توی پیجی که لینکشو گذاشتم کامل معرفی شده کتاب
    خدایا کمکم کن آقا دچار منو قطع دنبال نکنه:/
    هم گزینه ی پست نظر بسته رو دارم،هم مشارکت غیر فعال تو بحثا:دی
    پاسخ:
    الهی آمین :|
    بعضی وقتا بعضی جمله ها دل خسته ی آدم رو زنده میکنن
    اون جمله ها از جنس نورن

    :))
    زندگیه دیگه. سختی‌ داره دردسر داره. همینام آدمو وادار به اینکارا می‌کنه.
    تو پست ثابت علتش مشخصه.

    من حرفی ندارم که مشارکت نمی‌کنم. 
    گاهی هم دیر میرسم و بحث تموم شده.
    پاسخ:
    نمیدونم چرا نمیفهمم کسی رو که تصمیم میگیره از طریق نوشتن زندگی متاهلیش به بقیه حرفای خوب بزنه
    تهش هم مثل تو اینجوری بهشون فشار میاد :) رمز دار ننویس شامپوتو عوض کن :))


    منم نمیتونم بفهمم چرا کسی از ترس این نگاه‌ها و واکنش‌ها نباید هیچوقت بتونه از زندگی متاهلیش بنویسه؟ اونم نه از زندگی متاهلیش، از دوران خواستگاری تا عقدش (واضحه که اون زندگی متاهلی محسوب نمیشه!) اونم با کلی ملاحظه و حذف داستان و.. خب چرا یکم ظرفیتمون رو بالا نبریم؟ من قبلا کل مسئولیت رو حواله میدادم به نویسنده و میگفتم اون موظفه رعایت کنه و خوب بنویسه. حالا می‌بینم نه، انقد اینو گفتیم یه عده فکر کردن خودشون دیگه هیچ وظیفه‌ای ندارن. من اگه حساسیت زیادی دارم و سعی می‌کنم مطلب حسرت‌برانگیزی ننویسم انتظار یکم درک و منطقم دارم. یکی بود اومده بود میگفت شما همین واژه یار که میگید برای من حسرت‌زاست!! اینو دیگه چیکارش کنم من؟ آدم نمی‌تونه تا هرجا که بقیه میخوان کوتاه بیاد که!
    اینم بگم من اگه یه کامنت این شکلی دریافت کردم، کنارش چندین برابر کامنت تشکر و قدردانی هم گرفتم که گفتن براشون مفید بوده و خیلی استفاده کردن. بالاخره خواستگاری و ازدواج هم فرهنگ خودشو داره، تا کی ننویسیم و کسی یاد نگیره از ترس اینکه الان یکی حسرت می‌خوره؟
    دلم پره‌ها!
    پاسخ:
    هوم خیلی :)))
    دیگه همه دور هم داریم زندگی میکنیم؛ وقتی میگه حسرت میخورم باید درکش کنیم.
    میگما خوب شد من این جمله رو گفتما وگرنه این همه حرفاتون میموند :))
    نگاه کردم‌اون لینک رو، اما خوشم نیومد... شاید سبک خود کتاب بهتر باشه!
    پاسخ:
    باشه پس چنتا فیش ازش میذارم چشم 🐞
    تازه کجاشو دیدین؛ منتظرم سلسله پست‌هام که تموم شد یه پست بذارم و مفصـــــل یه بار برای همیشه این قضیه رو حل کنم و هم خودمو راحت کنم هم بقیه رو. آخه شما ندیدید واکنش‌ها رو که. مرتبه اولم نیست. هرکدومم از حرفشون یه منظوری دارن که هر واکنشی نشون بدی اون یکی دلخور میشه‌.
    پاسخ:
    نه بابا من توی اون یکی وبم نمیدونم شما عضوش بودین یا نه؟ یه همچین صحبتی کردم درباره مثلا اینکه زن و شوهری دست به دست هم توی خیابون قدم بزنن (این مضمونش بود) آقا یَک بحثی شکل گرفت که نگو! هیچکی هم قانع نمیشد!  به هیچ تفاهمی هم نرسیدیم :)

    آهان نه وب من نبود من کامنت داده بودم زیر یه پست
  • Daisy ‌‌‌‌
  • سلام

    یادِ چالش صندلی داغ بخیر...! :)))



    + آخرین مشارکتم کِی بوده؟ :)

    آمار وب من این شکلی شده که تقریبا هر دو هفته یک قطع دنبال! خوبه شما شفاف سازی میکنید.
    پاسخ:
    شما هم در شُرفی :) سلام
    خب منم قبول دارم یه زن و شوهر بهتره دست به دست هم تو خیابون راه نرن. اگه تو رعایت کردن باشه من خودمو براش خفه کردم! چه تو دنیای حقیقی چه مجازی. جزء به جزءش رو ان‎شااءاللـه تو همون پست مفصله میگم. ولی کم کم دارم حس میکنم مردم وظیفه خودشونو دارن فراموش میکنن. آخه مگه فقط ازدواجه؟ تو زندگی هرکس ممکنه هزار و یک مورد دیگه پیش بیاد که برای هزارتا آدم دیگه حسرت‎برانگیزه حتی برای خود من. اون شخص هرچقدم وظیفه داشته باشه مخفیش کنه تا یه حدی میتونه. مسئله اینه که یه طرف قضیه وظیفه خودشو فراموش کرده.
    پاسخ:
    موافقم با حرفت ولی تلاشت بی فایدس :)
  • Daisy ‌‌‌‌
  • خب من سوادم قد نمیده به مطالب شما 🙈
    پاسخ:
    شما که از اول بودی
    یکی از چیزهایی که من دوس دارم خواننده ها انجام بدن اینه که فیشهای مرتبط با پست روز رو یادشون بیاد و مطرحش کنن زیر پست :) یعنی میشه همچین خواننده هایی ظهور کنن؟ 🙏
    فهمیدیم همسرتون سمپادی بودن:دی
    منم بودم :/
    پاسخ:
    ای درد :)
    ای یاتاقان
    لامصبا یعنی این پست هیچ چیزه دیگه ای واسه اظهار نظر نداشت؟ :|
    با همتونم :))))

    میدونم یه چیز دیگه است یاتاقان نیست|خب همون :)
    گیرم همسر شما بود سمپادی؟
    :)

    در اشاره به جوابی که به دزیره دادین باید بگم خودتون پست رو بردین به حاشیه!

    پاسخ:
    عارفه من فقط خواستم رعایت امانت رو کرده باشم !
    این نشون نمیده که خودمم سمپادی بودم؟ :)
    حالا بذارید من تلاشمو بکنم :|
    فوقش نتیجه هم نداد کاری که فکر میکردم درسته رو انجام دادم.
    خودمم یکم سبک شدم.
    بقیه‎ش دیگه با خودشون.
    پاسخ:
    باشه من موافقت خودمو اعلام میکنم با ادامه کارتون :))
  • فرشته ی روی زمین
  • ممنون حتما میخونمش
    بنظرم نهی از منکر خیلی سخته و خیلی جاها ، نشدنیه...

    +یادش بخیر منم سمپادی بودم..البته بیشتر واسمون سمپاش بود تا سمپاد : (
    پاسخ:
    یعنی شما هم داری این کتابو؟ :)

    قابل توجه بعضیا که خارج رفتن باید بگم این کتاب دقیقا در مخالفت با امربمعروفه تا تاییدش :)
    خیر!
    پاسخ:
    خب واقعا نبودمم :)
    ما توی مدرسه ای درس خوندیم که یکی از همکلاسیای من به جرم قتل اعدام شد :| البته دو سه سال بعد از دبیرستان مرتکب شد
  • فرشته ی روی زمین
  • نه متاسفانه ندارم...ما مدرسمون بیشتر درجهت سمپاشی عمل میکرد...

    با امر به معروف مخالفه یا با نهی از منکر؟
    پاسخ:
    با جفتش :) بحث جالبی است
    این نشون می ده که از لحاظ جرم شناسی جای خطرناکی درس می خوندین.
    :|
    پاسخ:
    هوم شدیدن
    اگه مشارکت کنید هم خوشحال میشیم:دی
    پاسخ:
    مگه بازن کامنتا؟
    یکی از دید گاه های جرم شناسی بر تاثیر محیط در مجرم شدن افراد تاکید داره.
    پاسخ:
    یعنی منم میتونم مرتکب شم؟ اوف :)
    برا اون پست باز میشن ان‎شاءاللـه.
    فکر کنم معلومه دارم تو ذهنم خط و نشون میکشم!
    پاسخ:
    نوشتی لینکشو بفرست :)
    از الان موندم موافقت کنم یا نظر خودمو بنویسم 😰😴🤔
  • محمد قاضی
  • کتابش به درد این زمان میخوره؟

    نکته جدید چی داره؟
    پاسخ:
    شدیدن به درد الان میخوره :)
    با خودم میگفتم حیف که این همه مدت همچین اندیشه ای بایکوت شد و تهش داریم میرسیم به همین

    سعی میکنم نکته هاشو فیش کنم
    بذارید من از اونچه بهم گذشته بنویسم، اونوقت شما نظر خودتون رو بدید.
    پاسخ:
    زیاد طولانی نباشه خواهشا :)
    میان تیتر هم خوبه بذارید
  • سربازِ روزِ نهم
  • چراوقتی گفتی سمپاد یاد منافقین افتادم
    پاسخ:
    اون سمپاته
    یعنی هوادار :)
    سازمان دو مدل نیرو داشت یا عضو یا سمپات
    مجید دلبند کی بودی تو؟
  • سربازِ روزِ نهم
  • علم هم دو بخشه
    یا عالم میشی یا سمپادی :))
    پاسخ:
    :)))
    سلامتی دولتیا :ا
    پاسخ:
    :) سلامتی کنکوری های این روزا
    چه جلب.
    پاسخ:
    هوم
    چنتا کتاب ازشون(ره)خوندم.
    چندوقت پیش دو سه سال قبل از این چنتا کتاب جدید هم از ایشون در اومد.کلا عجیبیم.تعداد آهنگای مرتضی پاشایی هم پس از درگذشت بیش از زمان حیات دارن میشن.
    پاسخ:
    پاشایی رو خوب اومدی 😕
  • محمد برزین
  • می خریمش 
    میخونیمش
    ممنون بابت معرفی کتاب 
    پاسخ:
    سلامت باشید

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات
    • ۶ مهر ۰۰، ۰۸:۲۶ - مک بس
      هعی...