گرایش ما به اصلاح ریشه ای کم است :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

گرایش ما به اصلاح ریشه ای کم است

يكشنبه, ۱۶ تیر ۱۳۹۸، ۱۱:۴۷ ق.ظ

من چهره دو طبیب را ترسیم می کنم، ببینم شما کدام را انتخاب می کنید: یک طبیب، طبیبی است که تا بیمار را پیش او می برید یا او را بالای سر بیمار می آورید نگاهی به بیمار می کند، نگاهی به شما

 

و نوع فکر شما و طرز فکر شما و توقعات شما؛ می بیند که شما دلتان می خواهد یک دوایی به این بیمار بدهد که تا عصر راه بیفتد؛ فوراً نسخه ای با یک مقدار دوای دارای اثر فوری می نویسد. نسخه را به داروخانه می برید. داروها را می گیرید و به بیمار می دهید. بیمار داروها را می خورد و عصر هم حالش جا می آید و راه می افتد. اما بیماری این بیمار واقعاً درمان نشده؛ بیماری اش رفته پشت پرده یک بهبودی سطحی موقت. اگر فقط تا فردا به علت این نسخه و طبابت اغفالگرانه درمان واقعی او عقب بیفتد، در حقیقت بیماری یک درجه در او ریشه دارتر و صعب العلاجتر شده است. - این یک جور طبیب.

 

 یک طبیب دیگر را ترسیم می کنم: او را بر سر بیمار می آورید. نگاهی به بیمار و نگاهی به شما می اندازد. می بیند که همه شما دلتان می خواهد که او دارویی بدهد که حال این بیمار تا عصر خوب شود؛ اما او تسلیم این خواست خام شما و بیمار نمی شود. او خوب دقت می کند؛ بیماری را کاملاً تشخیص می دهد؛ حتی چند ساعت صبر می کند تا لوازم و ابزارهای تشخیص و آزمایش، مثل عکس و چیزهای دیگر، فراهم شود و شرح حال مفصل بیمار را ببیند؛ دگرگونیهای موقت او را ببیند، و بعد یک درمان نقشه دار برای بیمار آغاز می کند. حتی شب هم ممکن است تب بیمار شما بالا برود و هزیانهای وحشت آور بگوید؛ شما هم بترسید و به در خانه دکتر بروید: آقای دکتر، دستم به دامنت؛ بیمارم دارد می میرد!

 

 آن دکتر می گوید: برو جانم؛ برو آرام بگیر؛ بیمارت نمی میرد؛ بیمارت در حال درمان است. شما ممکناست خیلی ناراحت شوید، اما آن طبیب وظیفه شناسِ برخوردار از وجدان سالم پزشکی تسلیم این ناراحتیهای زودگذر بیمار و بیماردار نمی شود. او کاری را انجام می دهد که وظیفه پزشکی اش ایجاب می کند. خوب دوستان، فکر می کنید که شما حاضران، شما برادران و خواهران حاضر در جلسه، کدام یک از این دو طبیب را می پسندید؟ الان که دارم حرفش را می زنم همه می گویید طبیب دوم را؛ ولی نگاهی به کارنامه زندگی خود بیندازید: اکثر شما سراغ آن طبیب اولی می روید.|More|

نظرات (۳۵)

  • دچار فیش‌نگار
  • دوستان عزیز چند روز تحمل کنید بعدش قول میدم بیام به همه تون سر بزنم :) ممنونم
    سلام
    آخ آخ.... فقط دنبال مسکن هستیم. هیچ کس حوصله ی فکر کردن به ریشه های بیماری و درمان اصولی نداره!
    جامعه ی مریضمون فقط می خواد هول هولکی از تب بگذره...
    پاسخ:
    اینا همه به خاطر اینه که دچار روزمره‌ایم و نگاه بلندمدت نداریم به امورات. 
    سلام علیکم
    سپاسگزارم.
    واقعاً باید نگاهی به کارنامه‌ی زندگی خود بیندازم.
    پاسخ:
    حتی توی انتخابات سیاسی هم ما غالبا فریب شعار و وعده‌های کوتاه مدت مسکنی رو میخوریم. سلام خواهش میکنم :)
  • میرزا مهدی
  • شهید بهشتی زود از این دنیا رفتند چون طبیب سومی هموجود دارد که ایشون به چشم که هیچ در خواب هم نمیدیدند.

    پاسخ:
    چیست آن؟!
    زمان اومده که مارو شکنجه بده!:/
    فکرمیکنم نوعا اولی رو انتخاب میکنیم
    چون هیچ وقت نتیجه بخش بودن دومی‌رو به وضوح ندیدم!

    پاسخ:
    هوم بعضی کارهای خوب و لازم نتیجه ملموس و عینی م نداره متاسفانه
    ما طبیب دوم را می پسندیم که در حال بررسی حال و احوال وبلاگ های ماست تا در نهایت بیاید و یک نسخه اساسی برای وبلاگ هایمان بپیچد 
    پاسخ:
    کیو میگید؟ واقعا میاد؟
  • ام شهرآشوب
  • ما میریم اورژانس که ارزونتر دربیاد
    پاسخ:
    اورژانس پیش دلژین ؟
  • شنگول العلما
  • بعضیا هم طبیب نمی رند دچار طبیب پنداری می شوند و  سر خود دارو مصرف می کنن. ^o^. 
    پاسخ:
    اوف یکی از بزرگترین دردهای امت همینان
    البته اگه با عقل برسن به نسخه شون بد نیست زیاد
    من که فکر میکنم اگر واقعا طبیبی از جنس دوم رو بشناسم سراغش میرم. نمی شناسم آقا! درد اینه.
    پاسخ:
    ه مایوس میکنید آدم رو :))
  • **هِلِناز **
  • با عمق وجود درکش کردم 
    اوایل کارمونه و همیشه با بیمار ها شروع میکنیم بحث که نه این راه دوم درسته و برو فلان کار رو بکن ‌...
    یکی از دوستهام طرحه چند وقت پیش تو درمانگاه نشسته و دو تا مرد اومدن فحاشی که باید برامون پنیسیلین بدی تا زود خوب شیم ... 
    مشکلشونم بروسلوز (تب مالت) بوده ! 
    مجبور میشه بنویسه براشون تا اونا دیگه نیان سر وقتش... 
    تو بخش و درمانگاهم میبینم مردم همه دنبال علامت درمانین... 
    و وقتی بخوای راه درست درمان رو بهشون نشون بدی عملا نمیپذیرن ...
    چند وقت پیش یکی از آشناها برای بچه ی خردسالش برای سرماخوردگی پیام داده بود ؛ تاکید کردم اانتی هیستامین ندین ...
    خروج همون ترشحات به بهبودی زودترش کمک میکنه و باید بره معاینه گوش و گلو بشه و آنتی بیوتیک مناسب بگیره  ...
    رفته بود به خاله ام گفته بود این دختر خواهرت سواد ی آنتی هیستامینم نداره به من میگه ببرش دکتر معاینه اش کنه :/ 
    دو هفته پیش بود ؛ الان چند روزه دارو نمیخوره دوباره علایمش برگشته :/ 
    اگر مردم نخوان حقیقتا بعد از یه مدت پزشک حال کل زدن نداره ! همه علامت درمانی میکنن و خلاص 
    پاسخ:
    ممنون که توضیح دادی
    یه دلفین خوب هم تقدیم میکنم به خانم دلژین :)

    🐬
    الان شما با کامنتی که زیر پست گذاشتی رسما اعلام کردی
    دوستان این سماق خوشمززه را بمکید تا من سرم خلوت بشه:))
    موفق باشید
    پاسخ:
    آره واقعا :| سماق خوشمزه است که
    عنوان پست خیلی چیز جالبیه.قبلا کلمه "اصلاح ریشه ایی" خیلی برام کلیشه ایی مضحک و بی معنی بود.تا زمانی که متوجه شدم دقیقا  همهما از این رنج میبریم.فک کنم دیر متوجه شدم.که همه ما چشممونبه سر فصله.نه زیرمجموعه هاش.چشمون به درشته.نه ریز ریزاش.که خود اون درشته رو شکل میدن.واسه همین همیشه قاطی میزنیم.واسه همین همیشه همه چیزو باهم قاطی میکنیم.اوضاع داغون مملکتو تقصیر شهیدا میندازیم.وضع بد 1400 با کیلید رو به چشم همه اخوندا میبینیم.ما اصلاح ریشه ایی نداریم که میایم همه چیزو هم تراز هم قرار میدیم.

    پاسخ:
    ممنون که از تیتر تعریف کردی 😊😉
    انشالله پس از 1400
    بله در کامنت اول وعده داده شده
    پاسخ:
    دست میندازی؟ :))
    باشه...
  • مردی بنام شقایق ...
  • سلام

    نکته ای که هست اطمینان و ایمان به طبیبه

    اگه واقعا آدم به طبیب ایمان داشته باشه احتمال انتخاب طبیب دوم بالا میره

    +
    تو سیستم واقعی اینقد کیفیت پایین اومده که غالبا اعتماد نمیکنن!

    من خودم هر وقت دکتر میرم (ملزم هستم به عدم خود درمانی) بعدش تماس میگیرم با پدر و داروهارو با بیماری چک میکنم که به فنامون ندن عزیزان تازه دکتر شده یا دکتر شده با سابقه بی حوصله و تهش هم یه اشتباه پزشکی بچسبونن بهشو الفاتحه...
    پاسخ:
    یعنی ملت به طبیب اطمینان ندارن که طبیب مجبور میشه راهکار سطحی بده؟ 😕
    گاهی ادم خودش نمیخواد ولی مجبور میشه تو دسته اول قرار بگیره...
    پاسخ:
    بخاطر این که همه دکترا همینن؟ یا چی
    بخاطر این که همه دکترا دارن همین میشن، از دسته دوم نمیگم نیست اما هر جایی پیدا نمیشه! به عبارتی هر کسی اینکارو نمیکنه ... یه جورایی میشه به امر به معروف و نهی از منکر ربطش داد🤔😄
    پاسخ:
    چجورایی؟ 😱 :)
    خب مثال دکتر اول مثال ادماییه که یا بر حسب ترسشون یا روشنفکریشون یا نادانیشون ... به این جمله خواهی نشویی رسوا هم رنگ جماعت شو اعتقاد دارند. پس باعث میشه اصلا موافق امر به معروف نباشند و بگن به ما چه مربوط طرف دوروز دیگ اون دنیا باید جواب پس بده یا هر چیز دیگه ای... یا حتی ممکن همین ادما تذکر بدن اما بیمار محل نذار و گوش نده بعد چهار نفر ادم دیگه رو هم با خوب نشدن به موقش؛ حالشونو بد میکنه و از راه به دَر

    اما دکتر دومی زیر بار نمیره و تا جایی که در توانش سعی میکنه اون بیمارو حالشو خوب کنه تا بیماریش به بقیه منتقل نشه هر چند همراهای مریض اونو یه دکتر کم سواد تصور کنند .

    نطقمان تمام شد:))
    پاسخ:
    دکتر کم سواد و با وجدانم  آرزوست :)(
    میکروفن خودش خاموش میشه دست به چیزی نزن.تشکر 😊
    البته چیزای دیگم تو ذهنم بود ولی میشد ویس فرستاد تو کامنتا میگفتم:))
    پاسخ:
    حالا تا دوشنبه وقت داری حرف بزنی 
    دکتر کم سواد؟!؟!

    نه دیگه اصل مطلب رو گفتم بقیش فرعیات
    پاسخ:
    هوم طبق فرمایشات خودتون گفتم دکتر کم سواد رو! :)
    من نگفتم دکتر کم سواد باشه !!!
    اصلا برای مرتبط کردن این داستان و امر به معروف دیگ بحث دکتر کم سواد یا با سواد مطرح نمیشه ... فرض رو بر این میگیرم سواد همه دکتر ها یکی هست اما بعضی ها وجدانشون بیداره بعضیا هم ...
    پاسخ:
    حالا بحث اصلی رو فردا مطرح میکنم
    این مثال مقدمه ای بود :)
    بله متوجه شدم ... ادم کم سواد باشه اما وجدان داشته باشه منظورتون چی بود.

    موافقم !
    پاسخ:
    خب خدا رو شکر که متوجه شدی 
    :)
    به خاطر اینکه معلوم بشه کی به غیب ایمان داره...
    من به شخصه مشکلم عجول بودنه!
    پاسخ:
    غیب کلمه اش یه مفهوم سهل و ممتنع داره
    یعنی فهمش هم سخته هم آسون 
    ذهن خسته ی ما رو درگیر نکن لطفا :))
    توی تمام زندگیمون دنبال راه کوتاه تر هستیم حتی اگر برامون مشکل ساز باشه
    پاسخ:
    به کجا می خواییم برسیم که دنبال راه کوتاهیم؟
  • Daisy ‌‌‌‌
  • یکی میگفت: آدم همینه دیگه! نتیجه ی آنی رو میخواد.

    همون نقد رو بچسب، نسیه رو ول کن؟
    چه ضرب المثلهایی داریم... :))


    + کسی تا آخر با طبیب دوم پیش میره؟
    پاسخ:
    خب انسان های عاقل معمولا با این طبیب پیش میرن :)
    گفت در سر عقل باید
    بی کلاهی عار نیست
    سلام
    در مورد این مثال به طور خاص یه سوالی دارم؛ اگر بیمار و خانواده ش به هیچ وجه با طبیب دوم راه نیان و بگن اصلا بیا مشکلات ما رو سطحی حل کن ما راضی ایم، در نتیجه طبیب دوم این امکان رو نداشته باشه که کارش رو درست انجام بده، باید چکار کنه؟ 
    بگه برید پیش یه طبیب دیگه من غیر اصولی کار نمیکنم؟ 

    حالا اگر بدونه طبیب اولی که در این حالت میرن سراغش، کار رو بدتر میکنه و حداقل دلسوزی ای که خودش به خرج میده رو نداره چی؟

    تن بده به خواسته بیمار و تو همون زمان کوتاه بهترین کاری که ازش برمیاد رو دلسوزانه انجام بده، یا فقط هشدار بده و مسئولیت بقیه ش رو از رو شونه خودش برداره؟ 
    پاسخ:
    خیلی سؤال خوب و البته سختی پرسیدین شما :)
    نمیدونم اینی که میخوام بگم جواب شما توش هست یا نه؟

    مثلا بعد از فوت خلیفه دوم یه شورا تشکیل شد برای تعیین خلیفه سوم
    کاندیدای اصلی امام علی بودن و عثمان

    حضرت یکی از شروط شورا رو قبول نکردن
    یعنی تن نداد به خواسته جامعه بیمار
    تو فقط یک زالوی پست رذل هستی! 
    پاسخ:
    خودت چی هستی؟!
    یاد یه تجربم افتادم از این دو نوع طبیب...
    یه مدت سرگیحه های بدی داشتم که خیلی اذیتم می کرد... هر بار که اتفاق می افتاد دکترها یه قرص ریزی می دادن و چند روز بعد رفع میشد، اما کم کم سنگین شد و ناچار شدم برم پیش متخصص مغز و اعصاب... ایشونم دو تا قرص دیگه اضافه کرد. اما وقتی بعد از‌چند روزحال خراب دوباره که رفتم پیشش، یهیه قرص خواب داد گفت بخورتا خوابت سنگین بشه و متوجه نشی!!!!
    این سبک طب مدرنه، در بیشتر مواقع درمانشون در حد مسکنه نه برطرف کردن ریشه های درد..
    وقتی رفتم پیش طب سنتی، همه ی حالات جسم و روح منو بررسی کرد، بعد شروع کرد به درمان معده ام که اوضاعش خراب بود و کم خونی شدیدم...  یادمه دکتر گفت الان وضع ما شبیه خونه تکونیه. اولش همه ی خونه بهم میریزه اما کم کم همه چی میره سر جاش و خونه مرتب میشه... همینم شد. شکر خدا از اون موقع تمام مسکن هام رو کنار گذاشتم و فقط با تغذیه ی درست حالم بهتر شد...
    حال خراب جامعه مون هم همچین درمانی نیاز داره، اما حتی اگر درمانگری هم باشه، متاسفانه مردم این صبر رو ندارن و هنوز به این باورنرسیدن ...
    پاسخ:
    ربطی به طب مدرن نداره
    چون طب مدرن هم احتمالا میتونه با عامل بیماری ها مقابله کنه
    ولی خب اینکه بیشتر به رفع علامت های بیماری می پردازن نمیدونم چرا. شاید مردم هم همینو میخوان 😕
    بله دقیقاً منظورم همین بود.

    ممنون بابت روایت:)

    منتها من هنوزم فکر میکنم شاید نشه از این نسخه برای همۀ موقعیت های این چنینی استفاده کرد. یعنی شاید این تصمیم در اون سطح و اون موقعیت خاص درست بوده.
    پاسخ:
    شاید
    نمی‌دانم
  • آشنای بی نشان
  • من طبیب اول را انتخاب میکنم
    پاسخ:
    مخصوصا اگه دندون درد باشه :))
  • آشنای بی نشان
  • من جدی گفتم واقعا طبیب اول رو انتخاب میکنم
    پاسخ:
    کار درستی نیست 😱
  • آشنای بی نشان
  • من از دید زندگی واقعی بهش نگاه کردم
    شما آخر پست گفتید یه نگاه به کارنامه زندگیمون بندازیم پس باید از دید زندگی واقعی بهش نگاه کرد.
    ما اینجا یه دکتری رو داریم که حالمون رو خوب میکنه و ما نمیدونیم این خوب بودن موقتیه و یه دکتری رو داریم که حالمون رو بد میکنه و بهمون میگه این بد شدن موقتیه و داری درمان میشی
    و ما واقعا نمیدونیم داره درست میگه یا نه که بهش اعتماد کنیم طبیعیه که اولی رو انتخاب کنیم
    پاسخ:
    خب در این جا مشکل این است که ما به عامل دردمون کاری نداریم
    وگرنه تشخیص طبیب خوب کار سختی نیست
  • آشنای بی نشان
  • چه جوری بفهمیم طبیب دومی خوبه؟
    پاسخ:
    طبیب در درجه دوم اهمیت دارد
    ا
    وقتی بفهمی علت درد چیه دکترش رو هم پیدا می کنیم
  • آشنای بی نشان
  • تشخیص علت درد کار دکتر نیست؟
    پاسخ:
    انگار باید ازش بخوای
  • آشنای بی نشان
  • به قول فردوسی پور اجاره میدید قانع نشم؟
    پاسخ:
    هوم. کامنت دلژین رو بخون که خودش پزشکه شاید قانع شدی:)
    البته هنوز کامل دکتر نشده
    بخاطر همین صداقت داره 😂😊
  • آشنای بی نشان
  • تو کامنتا دلژین نیست که
    پاسخ:
    ببخشید هلناز

    ارسال نظر

    کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
    اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
    تجدید کد امنیتی
    فیشــــــنگار

    حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

    آخرین نظرات