اسرائیلیات :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «اسرائیلیات» ثبت شده است

و محققا بعضی از اهل کتاب هستند که تراشیده های خود را به لحن کتاب خدا می‌خوانند تا شما خیال کنید این نیز جزء کتاب خدا است با اینکه جزء کتاب نیست بلکه خودشان آنها را جعل کرده و می گویند از ناحیه خدا است و بر خدا دروغ می بندند با اینکه خودشان می دانند دروغ است وَ ما هُوَ مِنَ الْکِتابِ

 

این آخرین فیش درباره موضوع اسرائیلیات و حدیث های ساختگی هست.

 

 

ابوهریره و کعب‌الاحبار روایاتى از زبان رسول خدا(ص) نقل کرده اند که محل تولد آن حضرت، در مکه، هجرتش در مدینه و سلطنتش در شام خواهد بود.|link|بدیهى است که بخش سوم روایت کاملا سیاسى تنظیم شده است، تا این که هم به نوع حکومت سلطنتى بنى امیه مشروعیت بخشد و هم در سرزمین شام بودن آن را تأیید کند.

 

 

 

کعب الاحبار به عُمر مى‌گفت: ما نام تو را در کتاب خدا (تورات) یافته ایم، در حالى که بر درى از درهاى جهنم ایستاده اى و از ورود مردم به آن جلوگیرى مى‌کنى، امّا پس از این که از دنیا رفتى، مردم دائماً تا روز قیامت به دوزخ وارد مى‌شوند|برخى منابع اهل سنت نوشته اند: اهل کتاب، نخستین کسانى بودند که به عُمر، لقب فاروق دادند.

 

 

 

بسیارى از نویسندگان اهل سنت به نقل از ابوهریره روایت کرده اند که: « مَا مِنْ بَنِی آدَمَ مِنْ مَوْلُودٍ إِلا یَمَسُّهُ الشَّیْطَانُ حِینَ یُولَدُ فَیَسْتَهِلُّ صَارِخًا مِنْ مَسِّ الشَّیْطَانِ، غَیْرَ مَرْیَمَ وَابْنِهَا ». محققى دیگر نوشته است: من نمى دانم اگر این روایت، فضیلت براى عیسى است چرا پیامبر اسلام که سید الانبیاست، از آن محروم است، و اگر فضیلت نیست چه ارزشى دارد که بخارى و دیگر محدثان اهل سنت آن را نقل کرده اند. |link|

  • جالب این است که ابوهریره این حدیث را از زبان پیامبر اکرم روایت کرده است.
  • به نظر شما چرا اصحاب پیامبر و راویان حدیث به راحتی این داستانهای ساختگی را می‌پذیرفتند؟
  • چرا چنین روایت هایی نسل به نسل منتقل شده است و برخی نخبگان مانند دکتر ذهبی از آنها دفاع می کنند؟

 

 

 

روزى ملک الموت نزد موسى(ع) آمد و از او خواست که دعوت خدایش را اجابت کند. موسى چنان بر او حمله کرد که چشمش را کور نمود. فرشته نزد خداوند رفت و با گلایه گفت که تو مرا نزد بنده اى فرستاده اى که نمى‌خواهد بمیرد، به همین جهت چشم مرا کور کرده است. خداوند، چشم او را به وى برگرداند.201  |link| این روایت را ابوهریره از زبان پیامبر(ص) نقل کرده که در صحیح مسلم و بخارى آمده است.

 

 

 

 

  • ابوهریره از قبیله دوس در یمن بود که در سال 7 ق در حالى که پیامبر اکرم(ص)سرزمین خیبر را فتح کرده بود، به مدینه آمد و مسلمان شد. او در سال 59 ق در گذشت.
  • ابوهریره آن چه را از کعب الاحبار شنیده بود به نام رسول خدا(ص)روایت مى کرد.

 

 

 

امام رضا(ع) پرسید: «شما درباره داود پیامبر چه مى گویید؟» على بن محمد بن جهم همان داستان معروف را نقل کرد که پرنده‌اى در وسط نماز بر او ظاهر شد و داود به دنبال پرنده به پشت بام رفت و چشمش به همسر اوریا افتاد و عاشق وى گردید. او براى دست یافتن به آن زن، همسرش را به جنگ فرستاد تا کشته شد و خود او را تصاحب کرد!!

 

امام با شنیدن این سخنان به شدت ناراحت شد به طورى که استرجاع نمود و دست خویش را بر پیشانى زد و فرمود: «شما به یکى از پیامبران نسبت سستى در نماز و ارتکاب عمل زشت و قتل مى دهید». سپس امام(ع) خود، تفسیر صحیحى از این ماجرا، با توجه به تفسیر آیه26 سوره ص، ارائه کردند.|link|

 

 

 

مردى از اهل کتاب نزد آن حضرت آمد و گفت: خداوند آسمان‌ها را با یک انگشت و زمین را با انگشت دیگر و درختان را با یک انگشت و دیگر مخلوقات را با انگشت چهارم نگه داشته و مى‌گوید: من مَلک هستم. پیامبر خندید به طورى که دندان‌هاى او پیدا شد و سپس آیه «وَ ما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ » را تلاوت کرد. |link|

 

منبع: تاریخ در آیینه پژوهش 1383 شماره 3 نویسنده: على غلامى دهقى
فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات