امام خمینی :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۲۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «امام خمینی» ثبت شده است

این عیب‌گیری‌هایی که بعضی از ما نسبت به دیگران می‌کنیم، همه‌اش برای این است که ما خودمان را خیلی مهذب و صحیح و آدم کامل می‌دانیم و دیگران را معیوب می‌دانیم و به عیب‌شان ایراد می‌گیریم. اگر این حبّ نفس و خودخواهی نباشد، انسان از دیگران عیب نمی‌گیرد. |تفسیر سوره حمد:جلسه4|

علوم شرعیه، علوم عقلیه [و سایر علوم] وسیله‌اند برای رسیدن به مقصد و هر کدام ما را بازدارند از آن مقصد، دیگر علم نیست. علوم؛ وسایل عمل هستند، [عمل] هم وسیله است. همه برای یک مقصدند، همه برای اینند که بیدار بشود این نفس، از این ظلمت‌ها بیرون برود.  انبیا برای آن آمدند، انبیا آمدند که مردم را از ظلمت‌ها بیرون بکشند؛ به مبدا نور برسانند.

 

ما هنوز از حجاب‌های ظلمانی بیرون نرفته‌ایم،

ما توی حجابها می‌لولیم و تا آخر هم [معلوم نیست ] چه خواهد شد!

علم در نفوس ما تاثیری نکرده، الّا تاثیر سوء؛

اولیا و انبیا قدمشان، قدم برهانی نبوده؛ آنها برهان می‌دانستند؛ اما قضیه، قضیه اثبات واجب به برهان نبوده. ‏‎‏اول مرتبه قیام است:‏‏ قُل انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ ان تَقُومُوا لله ‏‏.‏‎[21]‎‏ اول این است که یک وصیت، یک موعظه به وسیله یک موجودی که خودش یافته است [صادر می‌شود] و می‌فرماید به آنها بگو که:‏‏ انَّما اعِظُکُم بِواحِدَةٍ‏‏؛ فقط یک موعظه، فقط اینکه قیام کنید برای خدا. همه چیز از اینجا شروع می‌شود، همه مسائل از اینجا شروع می‌شود که انسان از این خواب بیدار بشود. کانّه [امر می‌کند] به اینهایی که افتاده‌اند آنجا و خوابند و بی‌هوش، بگو که من به شماها یک موعظه دارم و آن این است که بلند شوید از جا برای خدا، قیام کنید برای خدا، راه بیفتید؛ و ما همین یک موعظه را هم تا حالا گوش نکرده‌ایم، برای او راه نیفتاده‌ایم. راه افتادنمان برای خودمان است؛ حتی آنها هم که خیلی خوب هستند...

 

پ.ن: اولین بیانیه سیاسی امام

انسان از باب اینکه خودخواه هست، مگر اینکه از این جلد بیرون برود، هر علمی را که ادراک کرده و خوانده است، همه کمالات را منحصر به آن می‌داند. فقیه خیال می‌کند غیر فقه چیز دیگر نیست در عالم؛ عارف هم خیال می‌کند غیر عرفان چیزی نیست؛ فیلسوف هم خیال می‌کند غیر فلسفه چیزی نیست؛ مهندس هم خیال می‌کند غیر هندسه چیزی نیست. [...] این حجاب بزرگی است برای همه.‏

 

من نمی‌دانم ما کی [می توانیم ] لااقل آن طور خودمان را مهذب کنیم که اشتغال به علم، اسباب این نشود که از خدا غافل بشویم؛ این غروری که در ملاها هست، چه آنهایی که علوم مادی و طبیعی دارند و چه آنهایی که علوم شرعی یا علوم عقلی دارند. این، اگر قلب مهذب نباشد، یک ‏‎‏غروری می‌آورد؛ همان غروری که انسان را از خدا بکلی بازمی‌دارد.‏ ‏‏وقتی مشغول مطالعه است، غرق در مطالعه است، وقتی مشغول نماز است، پیشِ نماز نیست.

اشاره: امام خمینی در تلویزیون جمهوری اسلامی 5 جلسه تفسیر گفتند و بعد از آن به دلایلی جلوی پخشش گرفته شد! آن 5 جلسه در کتاب «تفسیر سوره حمد» پیاده شده که من تا حالا سه جلسه اش را خوانده‌ام. جلسه سوم عالی بود. خلاصه‌اش این که راه اصلی فهم و شناخت، خودسازی است:

 

قرآن مراتب دارد، هفت بطن یا هفتاد بطن از برای قرآن است؛‏‎ از این بطون تنزل کرده است تا رسیده است به جایی که با ما مردم دربند و در چاه ضلالت می‌خواهد صحبت کند. تا جایی که خدا خودش را با شتر معرفی می‌کند:‏‏ ا فَلا یَنظُرُونَ الَی الابِلِ کَیفَ خُلِقَت ‏‏؛‏‎[غاشیه:17]‎‏ و این برای ما تاسف‌آور است که به همین موجودات نازل [بخواهیم به خدا معرفت پیدا کنیم.] ‏‏خوب وقتی که خدا با شتر معرفی بشود، معلوم است که مرتبه ما چه مرتبه‌ای است، مرتبه همان حیوان است و معرفتی که ما از آن پیدا می‌کنیم چه معرفتی است، یک چیز بسیار ناقص [است].‏

 

‏‏آن جایی هم که گاهی [مطلبی] ذکر می‌شود راجع به انبیا:‏‏ فَلَمَّا تَجَلَّی رَبُّهُ لِلجَبَلِ جَعَلَهُ دَکًّا وَ خَرَّ مُوسی صَعِقاً‏‏، موسی بعد از اینکه تحت ربوبیّت ‏‎‏حق تعالی واقع شد و از این منازل گذشت، آن وقت عرض کرد:‏‏ ارِنِی انظُر الَیکَ ‏‏؛ به من خودت را ارائه بده. ارائه بده، یعنی من با چشمم ببینمت.‏ ‏‏[خب] این [خواسته] که از یک نبی بزرگی صادر نمی‌شود، آن نحو ارائه و آن نحو رویتی که مناسب با مرئی و رائی که دست ما به آن نمی‌رسد. در عین حالی که به آنجا رسیده بود که متکلم بود، با خدا تکلم می‌کرد، [عرض کرد:]‏‏ رَبِّ ارِنِی انظُر الَیکَ؛ جواب آمد که ‏‏ لَن تَرانِی؛ یعنی- محتملًا- تا موسی هستی، رویت ممکن نمی‌شود، تا تو هستی نمی‌شود؛ لکن مایوسش نکرد؛ ارجاعش کرد به اینکه:‏‏ انظُر الَی الجَبَلِ.

 

این «جبل» چیست؟ این جبلی که تجلی حق بر موسی نمی‌شود و بر آن می‌شود، این «جبل طور» است؟ آیا این تجلی، یک تجلی بود که اگر آن روز مردم در کوه طور بودند، آن را می‌دیدند؟‏ ‏‏[آیا] مثل [رویت ] شمس بود؟ این ‏‏ وَ لکِنِ انظُر الَی الجَبَلِ ‏‏، وعده ملاقات است؛ نمی‌بینی ‏‏ وَ لکِنِ انظُر الَی الجَبَلِ فَانِ استَقَرَّ مَکانَهُ فَسَوفَ تَرانِی‏‏. محتمل است که «استَقَرَّ عَلی مَکانِهِ» مراد این جبل باشد؛ این جبل محتمل است که همان انانیّت، نفس موسی بوده [باشد] که باز بقایا داشته است، با همان تجلی جبل را «دک» کرد، به هم زد اوضاع انانیّت را و موسی به مقام موت رسید:‏‏ خَرَّ مُوسی صَعِقاً‏‏.‏‎[اعراف:143]‎‏ برای ما این‌هاقصه است. آنچه آنها با قدمِ شهود یافته‌اند، برای ما که در‏ ‎‏این ظلمتکده هستیم، به صورت قصه [گفته شده] است. انبیا مثل آن آدمی هستند که خوابی دیده، چیزی مشاهده کرده، لکن زبانش عقده دارد و مردم هم همه کر هستند: «من گنگ خواب دیده [و ....»؛] هم آنها عاجزند از گفتن و هم ما عاجزیم از شنیدن.

 

زبان انبیا عقده داشته:‏‏ رَبِّ اشرَح لِی صَدرِی، وَ یَسِّر لِی امرِی، وَ احلُل عُقدَةً مِن لِسانِی ‏‏؛‏‎[طه:25]‎‏ عقده‌هادر زبانشان بوده نه در قلبشان. نمی‌توانستند آنچه یافته اند آن طور که یافته اند بگویند، گفتنی نبوده است. از این جهت با مثال با نظایر می‌خواستند چیزی به ما بفهمانند.‏و کسی که یافته است اموری [را] و میل دارد همه بیابند و نتواند برساند، تاثر [ش چقدر است؟] آن پدری که می‌خواهد بچه‌اش شمس را ببیند، ولی بچه کور است، تاثرش چقدر است؟ بخواهد افهام کند چه بگوید؟ چه بگوید که این نور را بفهمد؟

 

توضیح: اگر کسی جز امام این حرف‌ها را زده بود شاید نمی‌خواندم.

خامنه‌ای در سخنانش از یک روش معتدل توام با متانت استفاده می‌کند. نکات انحرافی واضح در سخنانش دیده نمی‌شود. حتی سال قبل بعد از سخنان وی شخصی جهت خمینی صلوات فرستاده بود و خامنه‌ای این عمل را سرزنش کرد و حال اینکه خود از طرفداران خمینی است. چون او می‌خواهد با سخنان معتدل و متین خود مجالی داشته باشد تا همه را به تدریج شست‌وشوی مغزی دهد که البته این شست‌وشوی مغزی بعدها اثراتی به مراتب خطرناک‌تر و مخرب‌تر خواهد داشت از ده‌ها نطق |گزارش ساواک مشهد|

حضرت امام در واقعه ۲۵ شوال که عوامل رژیم پهلوی بعضی از طلاب را مجروح کردند و بعضی را به شهادت رساندند و بسیاری از آقایان ترسیدند و گفتند: وقت تقیّه است و ساکت شدند، امام فردای آن روز در اعلامیه ای خطاب به رژیم فرمودند: شما روی مُغول را سفید کردید!

 

حشٌ بشٌ بسّامٌ وَ هُوَ شُجاع وَ کَیفَ لا وَ هُوَ بِمُعزلِ عَنْ تَقیَّهِ المَوت. ابن سینا| الاشارات و التنبیهات|| مقامات العارفین

شاید براتون سوال بشه که چجوری میشه اینجوری شد و راهش چیه:

 

انسان وقتی امیال اش را اِماته کند، متحرّک بِالهَواء نباشد، متحرّک بِالهَوس نباشد، متحرّک بِالمِیل نباشد، بلکه متحرّک بِالولایه باشد، از مرگ هراسی ندارد. وقتی که از مرگ هراسی نداشت، چنین می شود. در انجام وظیفه آن چه که جلوی دیگران را می‌گرفت و می‌گیرد، همان ترس از مرگ است. [دوباره بخوانید]

 

منبع

پ.ن: فلسفه هنر در کلام آیت‌الله جوادی آملی

شجاعتِ دست به کار شدن

آدم ساده به خاطر روح خوش باوری سخن را -هرچند بیرون از حقیقت باشد- بمجرد عبارت‌های لطیف و مثال‌های شیرین، بی‌دلیل و منطق باور می‌کند و از این راه زیان‌های بسیار می‌برد. از این جهت شیخ الرئیس فیلسوف بزرگ اسلامی گفته است کسانی‌که چیزی را بی‌دلیل باور می‌کنند از طبیعت انسانیت بیرون رفته اند.

 

آدم باید مقالات با زَر و زیور عصری را کنار گذاشته و ناسزاها و هرزه گوئی‌های این مقالات را به یکسو انداخته و با حس کنجکاوی که خدا به انسان داده به گفتار هر دو طرف نظر کنند و از هیچ یک، حتی یک سخن گرچه کوچک باشد را بدون دلیل درست قبول نکنند.
در این میان چند تن آخوند... که از علم و تقوا دست کم تقوا عاری بودند به نام روحانیت ترویج کردند و با نام اصلاحات، برخلاف دین، آنها را به نوشتن و گفتن وادار کردند و کتابهای آنها را با اجازه اداره مطبوعات[پهلوی] با خرج خود یا کسانی که گول خورده‌اند به طبع می‌رساندند و اگر کتابی بر ضد آن نوشته می‌شد طبع آن را اجازه نمی‌دادند چنانکه کتاب "اسلام و رجعت " که نوشته شد، یکی از روحانیون قم کتاب "ایمان و رجعت" را نوشت و دروغپردازی و خیانتکاری شریعت سنگلجی(1271-1322 ش) را آفتابی کرد و نگذاشتند چاپ بشود. کشف‌الاسرار
 
توضیح: امام دارد می‌گوید یک آخوند بی‌تقوا و خودفروخته ای آمد به اسم اصلاح دین کتابی نوشت و در آزادگی این اصلاحگر(شریعت سنگلجی) همین بس که رضاخان پهلوی اجازه نداد کتابی که در نقد اندیشه های این آخوند خودفروخته نوشته شد در کشور مجوز چاپ بگیرد.

اولین بیانیه سیاسی امام خمینی|مرتبط|

قیام للَّه است که موسای کلیم را با یک عصا به فرعونیان چیره کرد. از شما چه پنهان هفته گذشته کتاب «حدیث بیداری» زندگینامه امام خمینی را مطالعه کردم(مطالب خوبی مربوط به رویدادهای قبل از انقلاب در این کتاب خواندم) این اولین بیانیه سیاسی امام خمینی هست که در 15 اردیبهشت 1323 شمسی منتشر شده(ربطی هم به 13 آبان نداره). متن جالبی دارد؛ دوست داشتم خواندن آن را به شما پیشنهاد کنم.(زمان مورد نیاز: 4 تا 6 دقیقه)

 

بعدنوشت: عصر ما جوری شده که آدم زود به زود دوست و دشمن خودش رو فراموش میکنه، به خاطر همین باید تاریخ معاصر رو بیشتر بخونیم...

مثلاً در قضیه سرباز گیری که گفتند همه باید در این سن به خدمت وظیفه بروند و ریختند در حوزه و بسیاری از طلاب را گرفتند، همه گفتند الان حوزه‌ها خالی می‌شود، دانشگاهها چنان می‌شود،امام در واکنش به این موضوع گفتند، نه اصلاً بیایند مصطفی[خمینی] را هم ببرند، تازه اموزش‌های نظامی را هم می‌آموزند.

 

 

اینکه بعضی می‌گویند امام بر اساس مصلحت به رأی مردم تکیه کرده و نه بر اساس اعتقاد، این توهین به امام است.مهدی کروبی. 

من اطلاعات صحیحی از زندگیش دارم، خیلی آدم باتقوایی است. این را اطمینان داشته باشید که فوق‌العاده باتقواست... و اصولا آدم مادیِ پی چیزی نیست. بختیار| جلسه شورای امنیت 28 دی 1357| لینک
 

 

ملتی که بانوانش در صف مقدم برای پیشبرد مقاصد اسلامی هست آسیب نخواهد دید. ما دیدیم، که زن در این نهضت چه کرد... خون دادند، کشته دادند، به خیابان‌ها ریختند، نهضت را پیروز کردند. مردها به تَبَع زن‌ها در خیابان‌ها می‌ریختند. تشویق می‌کردند زن‌ها مردان را. (خودشان در صف‌های جلو بودند) ما نهضت خودمان رامرهون زن‌ها می‌دانیم.
 

 

 

پله های مقاومت

به یاری خداوند از قطرات پراکنده پیروان اسلام و توان معنوی امت محمد(ص) و امکانات کشورهای اسلامی باید استفاده کرد و با تشکیل هسته های مقاومت حزب الله در سراسر جهان، اسرائیل را از گذشتۀ جنایت بار خود پشیمان و سرزمینهای غصب شده را از چنگال آنان خارج کرد.

من خوف این را دارم که مردم برای خاطر ما و شنیدن حرف ما به بهشت بروند و ما برای خاطر اینکه خودمان مهذب نبودیم به جهنم. و آن خوف زیادی که من دارم این است که ما روبرو بشویم با آنها، ما در جهنم باشیم، آنها در بهشت باشند و اشراف به ما پیدا کنند. و این خجالت را انسان کجا ببرد که اینها برای خاطر ما به آن مقامات رسیده‌اند و ما برای خاطر هواهای نفسانی به این درجه سُفلی‌.

امام همیشه گفتهاند (تا حالا که عقیدهشان همین طور بوده؛ خیلی هم ایستادگی کردهاند) من موافق نیستم حتی در دولت جمهوری اسلامی روحانیین پست دولتی بپذیرند، نخستوزیر بشوند، وزیر امور خارجه بشوند، وزیر دادگستری بشوند. حتی عضویت دولت اسلامی را هم نپذیرد یعنی در دولت اسلامی هم که مردمی است و ملتی هست و دولتی، در صف ملت بماند و دولت را ارشاد و مراقبت و نظارت کند.

 

مرتبط:روحانی ها در پست اجرایی

تاریخ اسلام پر است از خیانت بزرگانش به اسلام؛ از خدا می‏‌خواهم که به پدر پیر مردم عزیز ایران صبر و تحمل عطا فرماید و او را بخشیده و از این دنیا ببرد تا طعم تلخ خیانت دوستان را بیش از این نچشد|امام خمینی در نامه به آیت الله منتظری|

اگر ما بنده مخلص خداییم، چرا شیطان در ما اینقدر تصرف دارد؟ با آنکه او با خدای خود عهد کرده است که به عباد الله المخلصین (حجر:40) کار نداشته باشد؟ (شرح چهل حدیث: 52)

اگر شما مخلصید، چرا چشمه های حکمت از قلب شما به زبان جاری نشده، با اینکه چهل سال است به خیال خود قربه الی الله عمل می کنید، با اینکه در حدیث وارد است که کسی که اخلاص ورزد از برای خدا چهل صباح، جاری گردد چشمه های حکمت از قلبش به زبانش.

امیر المؤمنین (ع) می‌فرماید: من حکومت را به این علت قبول کردم که خداوندتبارک و تعالی از علمای اسلام تعهد گرفته و آنها را ملزم کرده که در مقابل پر خوری و غارتگری ستمگران و گرسنگی و محرومیت ستم دیدگان ساکت ننشینند. (خمینی, 1348, ص. 37)

هر گاه خمسِ درآمد کشورهای اسلام، را حساب کنیم، معلوم می‌شود منظور از وضع چنین مالیاتی فقط رفع احتیاج سید و روحانی نیست؛ بلکه[این بودجه] برای عمدۀ حوایج مردم و انجام خدمات عمومی، اعم از بهداشتی و فرهنگی و دفاعی و عمرانی، قرار داده شده است. (خمینی, 1348, ص. 32)  +پیشنهاد

من گاهی مثال می‌زنم ـ اگر یکوقت زلزله خدای نخواسته بیاید و یک شهر را خراب کند و من بنشینم توی مدرسه درس بخوانم، شما هم بروید در نظام رژه بروید... صحیح است؟ نه، باید همه بیاییم این زلزله‌زده‌ها را نجات بدهیم. آقا، امروز مملکت ما غربزده است که از زلزله‌زده بدتر است!

من از شما آقایان که از مرکز ولایت و از محل قدس ملکوتى آمدید تشکر مى‏کنم. چه سعادتى دارید که چشمهاى شما به آن بارگاه عظیم ملکوتى باز مى‏‌شود و در آن حرم شریف؛ مرکز علم و مرکز ملائکة اللَّه مى‏روید و ما حسرت آن را داریم. من حسرت یک همچو توفیقى را دارم که خداى تبارک و تعالى موفق کند ما را که به پایبوس آن بارگاه معظم بیاییم.  *صحیفه امام، سخنرانى  20 دى 1358

بودند کسانی که دیدگاه‌های مشابه دیدگاه امام(ره) داشتند اما آنچه نداشتند شجاعت اقدام بود و این مسئله موجب خشکیدن آرمان‌های آنان می‌شد. (شرح اسم 1390, 103)+ الحاقیه

با خون خود نوشتیم

یا مرگ یا خمینی

 

پ.ن: خسته بودم روزی از خیابانی می‌گدشتم روی بنری این شعار را دیدم ... خستگی ام در رفت :)

پ.ن: ببخشید که نمیتونم بیام مطالبتون رو بخونم و  کامنتاتون رو (مفصل) جواب بدهم.

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات