تاریخ تشیع :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۲۷ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تاریخ تشیع» ثبت شده است

متصل است او

وقتی مدیوم (mediums)  روح را احضار می‌کند مای مشتری نمی‌توانیم روح را ببینیم ولی مدیوم سوالات ما را از روح می‌پرسد و وقتی ما جواب‌ها را دریافت می‌کنیم مطمئن می‌شویم که همان روح مورد نظر ما بوده است که توانسته سوالات خاص ما رو پاسخ بدهد.[امیدوارم به سرتان نزند بروید مشتری شوید!]

 

انسان برای ایمان به غیب (یعنی چیزی که قابل دیدن و شهود این‌جهانی نیست) به واسطه (mediums)  نیاز دارد.

 

واسطه مومن با «عالَم غیب» امام است. به همین خاطر است که یکی از نشانه‌های امام را «علم به غیب» عنوان کرده‌اند.[1] شاید بتوان گفت «رسول‌» واسطه میان خداوند با مردم است و «امام» واسطه میان مردم با خداوند (در بحث هدایت) است و به همین خاطر است که حضرت ابراهیم(ع) هم پیامبر است و هم امام. [2]

در بحران کرونا از نظر فقهی باید زیارتگاه‌های مذهبی به‌دلیل سلامتی مردم بسته می‌شد. در حالی که برخی با نگاه عرفانی به هشدارهای بهداشتی گوش ندادند و همچنان همان رویکرد گذشته خود را تکرار کردند. آیت‌ا... سیستانی به محض مسجل شدن خطر کرونا برای سلامتی مردم اعلام کردند حرم مطهر حضرت علی(ع) باید بسته شود و همه اماکن زیارتی باید بسته شود. اقدام آیت‌ا... سیستانی یک اقدام فقهی است نه عرفانی.

 

 

اتفاقات دیشب قم و مشهد نیز قصه ای است که شروع شده و همان بحث اخباری گری است که دارد وجهی رادیکال پیدا می کند. همان اخباری گری که متاسفانه ما پس از انقلاب بازگرداندیم. این موضوع ریشه در اسماعیلیه و اندیشه اشعری دارد. امروز برخی از متفکران قم هم گفته اند که حتی علامه طباطبایی هم اشعری است.(شب گذشته در پی اعلام تعطیلی حرم حضرت معصومه(س)تعدادی از مردم قم درب ورودی حرم حضرت معصومه(س) را برای جلوگیری از تعطیلی حرم مطهر شکستند.) معترضان شبیه منبری مشهوری هستند که در حرم حضرت معصومه(س)اکثرا به منبر می رود و حرفهایی از شیخیه می زند با این تفاوت که رادیکال شده اند.

مورخ ۰۶ بهمن ۱۳۹۸ در جلسه 91 «درآمدی بر نهج البلاغه» آقای حجت‌الاسلام کاشانی با موضوع « آخر الزمان و راه نجات در آن ـ با محوریت خطبه ۱۴۷ نهج البلاغه» مطالبی درباره آثار و پیامدهای گوش سپردن به منبرها و قلم‌های آلوده از منظر نهج‌البلاغه مطرح شد که دوست داشتم شنیدنش را به دوستان فیشنگار پیشنهاد بدهم.

 

برای دریافت صوت این جلسه اینجا کلیک نمایید.

پ.ن:گفت‌وگوی دیشب حبیب و دردانه

پدر تو و فاروقِ وى (عُمر) نخستین کسانى بودند که حقّ علی را ربودند و با او به مخالفت برخاستند و هر دو در این امر هم دست شدند. سپس او را به سوى خود فرا خواندند؛ ولی وى در بیعت با آنان درنگ ورزید و از این کار طفره رفت. سپس آن دو- ابوبکر و عمر- به رنجش افکندند و او را به سختى دچار ساختند تا اینکه وى نیز بیعت کرد و تسلیم ایشان شد... [نامه معاویه به پسر ابوبکر]

 

 

http://fiish.blog.ir/post/1097

اگر رسولخدا زنده بود خون کسانی‌را که موجب سقط جنین فاطمه(س) شدند هدر اعلام می‌کرد.

1394تاریخ اسلام در آینه پژوهش

 

مقاله بررسی اخبار محسَّن بن علی علیهاالسلام در منابع فریقین حاوی مطالبی چون: اعتبارسنجی منابع شیعی دال بر شهادت حضرت محسن، اخبار حضرت محسن در منابع غیر شیعی و... است که در فصلنامه پژوهشی تاریخ اسلام در آینه پژوهش: سال دوازدهم، شماره دوم، پیاپی 39، زمستان 1394 منتشر شده است.

 

مداحی حاج مهدی سلحشور - به یاد غمت دارم میسوزم |link|
در این میان چند تن آخوند... که از علم و تقوا دست کم تقوا عاری بودند به نام روحانیت ترویج کردند و با نام اصلاحات، برخلاف دین، آنها را به نوشتن و گفتن وادار کردند و کتابهای آنها را با اجازه اداره مطبوعات[پهلوی] با خرج خود یا کسانی که گول خورده‌اند به طبع می‌رساندند و اگر کتابی بر ضد آن نوشته می‌شد طبع آن را اجازه نمی‌دادند چنانکه کتاب "اسلام و رجعت " که نوشته شد، یکی از روحانیون قم کتاب "ایمان و رجعت" را نوشت و دروغپردازی و خیانتکاری شریعت سنگلجی(1271-1322 ش) را آفتابی کرد و نگذاشتند چاپ بشود. کشف‌الاسرار
 
توضیح: امام دارد می‌گوید یک آخوند بی‌تقوا و خودفروخته ای آمد به اسم اصلاح دین کتابی نوشت و در آزادگی این اصلاحگر(شریعت سنگلجی) همین بس که رضاخان پهلوی اجازه نداد کتابی که در نقد اندیشه های این آخوند خودفروخته نوشته شد در کشور مجوز چاپ بگیرد.

اولین بیانیه سیاسی امام خمینی|مرتبط|

فارابی با جناب کلینی هم‌دوره است و با نائب سوم امام عصر(عج) گفت‌وگو دارد، با ابوجعفر فرات، وزیر شیعی دولت المقتدر بالله عباسی، کاملا رفیق است. جالب اینجاست وقتی این دوران می‌گذرد فارابی از بغداد کوچ می‌کند. یعنی دوران رحلت مرحوم کلینی و رفتن تفکر امامیه و با فراز و نشیب تاریخی بغداد، فارابی از این شهر می‌رود. چرا فارابی به سمت حمدانی‌ها می‌رود. |link|

تا پیش از دوره ایلخانی، تصوف عمدتاً در میان گروه‌های اهل سنت وجود داشت. علت رواج آن هم به نظر من خلائی بود که از نظر عرفانی در اهل سنت وجود داشت و این خلأ در شیعه به واسطه وجود مقام امامت احساس نمی‌شد. (محمد مشهدی)

 

پ.ن: در این تیتر نیک بیندیش

مشهدی: مگر روضه‌خوانی از ارکان عزاداری نیست؟

خادمیان: روضه‌خوانی یعنی چه؟

مشهدی: طرح اقوال غیرمستند برای گریاندن مردم.

ملاحسین کاشفی که سنی بوده، «فتوت‌نامه سلطانی» را نوشته است. فتوت‌نامه سلطانی یک اثر آئینی است. همچنین این سنی صوفی نقشبندی، «روضة‌الشهداء» را نیز نوشته است. الان اسم روضه‌خوانی از همین کتاب گرفته شده است. بعضی مثل مرحوم مطهری به شدت به این کتاب حمله می‌کنند و می‌گویند سرآغاز تحریفات بوده است، بعضی‌ها هم که نگاه آئینی دارند نگاه خوبی به این کتاب دارند و می‌گویند خوب شد که این کتاب، نوشته و مجالس روضه گرم شد.ahlekashanam.net

 

🌴سنت من چنین است که گمراه کنندگان را یاور وکارگردان خود نمی گیرم: وَ ما کُنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً | کهف: 51

 

 

 

🌴وقتی که امام حسین علیه السلام از عبیداللَّه بن حرّ جعفی در راه کوفه درخواست یاری نمود، او از پیوستن به لشکر امام خودداری کرد و گفت: من اسبی خوب و تندرو دارم که می توانم آن را به شما تقدیم کنم. امام حسین علیه السلام ناراحت شد و این آیه را تلاوت فرمود: وَ ما کنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً

 

 

🌴به حضرت علی علیه السلام گفتند: تا استقرار یافتن حکومتت، معاویه را بر امارت ثابت نگهدار و پس از قدرت یافتن، او را کنار بگذار! حضرت در جواب آنان فرمود: «ما کنْتُ مُتَّخِذَ الْمُضِلِّینَ عَضُداً»

 

پدر شیخ صدوق با دخترعموى خود ازدواج کرد ولى صاحب فرزند نشد. نامه‌اى به شیخ ابوالقاسم حسین بن روح نوبختی نوشت که از حضرت ولی عصر (عج) بخواهد تا براى او دعا کند که خداوند به او فرزند عطا فرماید. از حضرت جواب آمد که از این همسر صاحب فرزند نمى‌شوى ولى بزودى با کنیزی دیلمى ازدواج خواهى کرد که خداوند از او دو فرزند فقیه به تو خواهد داد.

 

 

پ.ن:

* شیخ صدوق در زمان حکومت آل بویه (۳۲۰–۴۴۷ ق / ۹۳۲–۱۰۵۵ م) می زیسته.

* تبار آل بویه دیلمی بود.

* غدیریان عیدتان مبارک 🐠 🐟 🐡 🐬 🐳 🦈 🐋 

 

 

 

 

بزرگانِ علما اینجا می‌‌آمدند، زیارت میکردند، [از جمله] مرحوم فیض کاشانی - فرزند ایشان، مرحوم علم‌الهُدیٰ یک جایی می‌نویسد که من در خدمت پدرم آمدیم مسجد جمکران را زیارت کردیم و اینجا بودیم.

 


محمدمحسن مشهور به ملا محمدمحسن فیض کاشانی زادهٔ کاشان(۱۰۵۸ هجری شمسی)، حکیم و عارف دوره صفوی و داماد ملاصدرای شیرازی است

امام هادی(ع) سال  ۲۱۲ هجری در شهر مدینه به دنیا آمد و  ۲۵۴ در سامرا به شهادت رسید. امام دهم در سال ۲۳۳قمری به سامرا فراخوانده شد و همواره تحت مراقبت بود بطوریکه یاران نزدیک او به سختی می‌توانستند به ملاقات امام بروند (p:848) ماجرای خراب کردن قبور شهدا و شخم زدن کربلا به دستور متوکل در زمان ایشان رخ داد.(p:582).

 

امام در چنین شرایطی از طریق سازمان وکالت و نمایندگان خود مکتب تشیع را اداره و ارشاد کردند.(p: 503)

 


 

🌿🌿بر شما باد به رعایت تقواى الهى و پارسایى و تلاش و کوشش و راستگویى و رساندن امانت به صاحبانش و خوشخویى و خوشرفتارى با همسایگان؛ زینت و آبروى ما باشید نه باعث بى‌آبرویى ما.

صفر: اگر با خواندن این پست اشکتان جاری شد مرا هم به دعا کنید! معلومه دارم تلقین می‌کنم که پست رو چجوری بخونید؟

 

یک: یادمه یه بار توی فیشنگار پرسیده بودم روزهای هفته از چه زمانی نامگذاری شده و مورد استفاده قرار گرفته؟ بعد ادامه دادم توی کتاب مقدس اسلام لااقل از جمعه و شنبه نام برده شده ولی یادم نیست کدام پست بود.|شما یادتون نمیاد کدوم پست بوده؟|

 

دو: امروز چهارشنبه بود. در میانه‌ی بزرگراه اصفهان - کاشان دقایقی برای اسنراحت کنار امامزاده‌ای به نام «شاه سلطان حسین» توقف کردم. محیط باصفا و خلوتی بود. این بزرگوار برادر امام حسن عسکری(ع) و عموی امام زمان(عج) و فرزند امام هادی(ع) هستند (یه حس ناجوری بهم دست داده بود اینکه در محضر کسی هستم که شناختی از شخصیتش ندارم. برای شما هم پیش اومده همچین حسی؟) ده دقیقه ای تا اذان مانده بود.

 

سه: دوستی (شیخ) دارم می‌گفت ما معمولا برای خواندن دعاها سراغ مفاتیح‌الجنان می‌رویم. اما روایت‎‌ها و توضیحات و ماجرای دعاها را مطالعه نمی‌کنیم. گفت مقدمه «زیارت روزهای هفته» حدیث شگفت‌انگیزی هست. در این دقایقی که منتظر اذان بودم یاد صحبت دوستم افتادم و رفتم آن حدیث را خواندم. روایتی از امام هادی(ع) بود که توسط یکی از شیعیان نقل شده بود و در ادامه امام، زیارت روزهای هفته و ترتیب آن را به آن فرد تعلیم می دهد. طبق این روایت روز چهارشنبه اختصاص به زیارت امام هادی(ع) دارد.

 

چهار: روز چهارشنبه، روایت از امام هادی(ع) و روز زیارت ایشان و بالای سر فرزند ایشان؛ زیبا نیست این اتفاق؟ من که دوست نداشتم ساده از کنار این نشانه‌ها بگذرم. حالا که تا اینجا را مطالعه کردید دوست دارم خواندن متن آن روایت عجیب را به شما هدیه کنم: در مفاتیح الجنان، به بخش زیارت روزهای هفته هم می‌توانید مراجعه کنید و ماجرا را بخوانید که بهتر هم هست.

 

 

http://1mohajer.ir/wp-content/uploads/2016/09/%D8%A7%D9%85%D8%A7%D9%85%D8%B2%D8%A7%D8%AF%D9%87-%D8%B4%D8%A7%D9%87-%D8%B3%D9%84%D8%B7%D8%A7%D9%86-%D8%AD%D8%B3%DB%8C%D9%86-%D9%86%D8%B7%D9%86%D8%B2-3-300x210.jpg

 


سیّد ابن طاووس در جمال‌الأسبوع گفته: ابن بابویه رحمه‌الله مسنداً از صقر بن ابی دلف روایت کرده که: چون متوکّل حضرت امام علیّ‌النّقی علیه‌السلام را به سامرا احضار کرد روزی به خدمت آن حضرت رفتم تا خبری از احوال آن جناب بگیرم، و آن حضرت را نزد زراقی حاجب متوکّل محبوس کرده بودند، چون نزد حاجب رفتم گفت: چه کار داری؟ گفتم: به دیدن شما آمده ام، ساعتی با هم نشستیم و از هرگونه صحبتی با هم کردیم تا آنکه مردم را متفرّق کرد و مجلس خلوت شد.

 

باز پرسید که: برای چه آمده ای؟ من همان جواب اوّل را دادم گفت: گویا آمده ای که خبری از مولای خود بگیری، من ترسیدم گفتم: مولای من خلیفه است، گفت: ساکت شو که مولای تو بر حقّ است و من نیز اعتقاد تو را دارم، گفتم: الْحَمْدُ لِلَّه، پس گفت: آیا می‌خواهی نزد او بروی؟ گفتم:بلی!

 

گفت: قدری بنشین تا پیک خلیفه از نزد او بیرون آید، من نشستم تا وقتی که پیک خلیفه بیرون شد، آن وقت پسرکی را مأمور کرد که مرا به نزد آن حضرت ببرد.

 

 

چون به خدمت آن جناب رسیدم دیدم بر روی حصیری نشسته است و در برابرش قبری کنده اند، پس سلام کردم، حضرت جواب داد، فرمود: بنشین، پس فرمود که: برای چه آمده ای؟ گفتم: آمده ام که از احوال شما خبری گیرم، پس چون نظرم بر قبر افتاد گریستم، حضرت فرمود که: گریه مکن که در این وقت از ایشان آسیبی به من نمی رسد، گفتم: الْحَمْدُ لِلَّه،

 

 

پس گفتم: ای سیّد من حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله روایت شده که معنی آن را نمی فهمم، فرمود: چیست آن حدیث؟ عرض کردم: لا تُعادُوا الْأَیّامَ فَتُعادِیکُمْ، یعنی دشمنی نکنید با روزها که آنها با شما دشمنی خواهند کرد، فرمود: مراد از ایّام و روزها ما هستیم مادامی که به پا است آسمانها و زمین:

  • شنبه اسم رسول خدا صلی الله علیه و آله است، و 
  • یکشنبه امیر المؤمنین علیه‌السلام، و
  • دوشنبه حسن و حسین علیهما‌السلام، و
  • سه شنبه علیّ بن الحسین و محمّد بن علیّ و جعفر بن محمّد علیهم‌السلام، و 
  • چهارشنبه موسی‌بن جعفر و علیّ‌بن موسی‌الرضا و محمّد‌بن علیّ علیهم‌السلام و منم
  • پنجشنبه فرزندم حسن علیه السلام
  • جمعه فرزندِ فرزندم است، و به سوی او جمع می‌شوند اهل حق
این است معنی ایّام، پس دشمنی نکنید با ایشان در دنیا که دشمنی کنند با شما در آخرت، پس فرمود: وداع کن و بیرون رو که ایمن نیستم بر تو و می‌ترسم اذیّتی به تو رسد، آنگاه (متن زیارت‌ها را بیان) فرمود:
 
 
++ مفاتیح خوب برای نصب روی گوشی چی سراغ دارید؟

 

 

 

 

 

 

در پست‌های اخیر بحث‌هایی درباره تاریخ تشیع مطرح شد و آقای شمس آذر دانش آموخته رشته تاریخ هم در وبلاگ خود مطالبی در این باره نوشت و ادعا کرد که سلسله صفویه تاثیر مستقیمی بر ترویج تشیع در ایران نداشته است. شما را به خواندن خلاصه مطالب ایشان در ادامه پست دعوت می‌کنم. برای من که مفید بود.

 

 

اکثر کسانی که صفویّه را کوبیده اند، با تشیّع مشکل داشتند. ابتدا در دام آنان افتاده‌اند که شیعه مدیون و مرهون آنهاست، سپس شروع به تخریب‌شان کرده‌اند ولی قضیه این بود که عرب‌ها به اسم گسترش اسلام رفتند و کشورگشایی کردند و به تعبیر فردوسی "تخت را با منبر برابر کردند"، اینان[صفویه] که جای جدیدی برای‌شان نمانده بود تا فتح کنند، آمدند و متوسّل شدند به تشیّع تا فتوحات را دوباره در دل فتوحات قبلی ادامه دهند. همین!

 

بعضی از بی‌عقلهای دنیا که نه تاریخ می‌دانند، نه جغرافیا را می‌شناسند و نه اسلام را می‌فهمند، وقتی می‌خواهند راجع به ایران حرف بزنند، فکر می‌کنند که ایرانیها از اوّل تا به حال، شیعه بوده‌اند؛ نه! البته، همیشه دوستدار اهل بیت بوده‌اند؛ اما شیعه نبوده‌اند. از زمان صفویه، ملت ما شیعه شد، اول آذربایجان و اینها، بعد هم بقیه‌ی بلاد ایرانْ شیعه شدند. مگر بعضی از بلاد، مثل «قم» و بعضی شهرهای دیگر که از قدیم شیعه بودند.

 

پس از آنکه رسول‌خدا علی را به خلافت نصب کرد، این خبر در شهرهای گوناگون پخش شد و به گوش نعمان بن حارث فهری رسید، او از دیار خود حرکت کرده و به نزد رسول‌خدا مشرف شد و عرضه داشت: به ما دستور دادی که به لااله الا الله شهادت بدهیم و اعتراف کنیم که تو فرستاده خدایی، و دستور دادی که جهاد کنیم و حج بجا بیاوریم، روزه بگیریم و نماز بخوانیم و زکات بدهیم و ما هم قبول کردیم، آیا به این مقدار راضی نشدی تا اینکه پسر عمویت را به خلافت نصب نموده و گفتی: هر کس من مولای اویم، این علی مولای اوست، حال بگو این مسأله از ناحیه خودت بود و یا از ناحیه خدای تعالی؟

 

پیامبر فرمود: به آن خدایی که جز او معبودی نیست، این دستور از ناحیه خدا بود، نعمان بن حارث برگشت، در حالیکه میگفت: بارالها اگر این سخن حق است و از ناحیه توست سنگی از آسمان برسر ما ببار، همینکه سخنش تمام شد، خداوند سنگی آسمانی بر سرش کوبید و او را در جا کشت و آنوقت خدا آیه‌ |1 تا 3 سوره معارج| را نازل‌ فرمود.|link| تفسیر قرطبی |link|

آیا می‌دانستید حضرت امام هادی علیه‌السلام در فضای مجازی از عروس خود خواستگاری کردند  و آن خانم را با لطایف‌الحیلی [از طریق رویای صادقه] از روم به عراق هدایت می‌کنند؟ |link|


بعد از به خلافت رسیدن جناب ابی‌بکر، در همان روزهای اول، پای منبر ابی‌بکر چند نفر از صحابه بلند شدند، اظهار مخالفت کردند، گفتند: حق با شما نیست؛ حق با علی بن ‌ابی طالب است. اسم این اشخاص در تاریخ ثبت است. یکی از آن اشخاصی که پای منبر جناب ابی‌بکر بلند شد و از حق امیرالمؤمنین دفاع کرد، زبیر است.

در سال 236ق متوکل یکی از فرماندهانش به نام دیزج، ـ که از دین یهود به دین اسلام در آمده بودـ را برای خرابی قبور و اماکن کربلا روانه کرد. دیزج طبق دستور او قبر حسین(ع) و سایر شهیدان و اطراف آن را تا حدود دویست جریب ویران کرد و جمعی از یهودیان را برای زراعت و کشت زمین‌های آنجا منتقل کرد و بدان‌ها دستور داد هر کسی را به زیارت آن قبر آمد، دستگیر کنندبیشتر.

مأمون در سال 218ق نامه‌ای به اسحاق بن ابراهیم ـ والی بغداد ـ نوشت و از او خواست تا قاضیان، محدثان و فقیهان را در مورد مخلوق بودن قرآن آزمایش کند و کسانی که این عقیده را نپذیرند، از کار برکنار و مجازات کند.منبع

حکومت بنی‌عباس با تکیه بر خویشاوندی با پیغمبر و ولایتعهدی امام رضا علیه‌السلام به دنبال کسب مشروعیت برای خود بود و پس از آنکه موفق نشد از این دو طریق مشروعیت خود را توجیه کند به حکومتی خونریز و مستبد بدل شد و مشروعیت خود را به شمشیر تکیه داد. مخالفان و رقیبان از علوی و غیر علوی سرکوب و زندان شدند و حتی امامان شیعه در یک شهرک نظامی در سامرا محصور شدند.

 

در این فضای مخوف عباسی، ائمه از طریق سازمان وکالت که شبکه ای هماهنگ متشکل از پیروان نزدیک و وفادار آنان بود به صورت کاملا سری از موجودیت مکتب تشیع محافظت کردند. امام هادی(ع) شیعه را از درگیریهای بی‌نتیجه نهی کرد. برخی از شیعیان با هدایت و اذن امام، در مناصب حکومتی نفوذ کردند تا بتوانند در مواقع لازم از آلام و مشکلات شیعه بکاهند.

 

نمایندگان امام برای هر منطقه شیعه‌نشین توسط شخص امام مشخص می‌شد و مکاتبات همه این وکلا از طریق عثمان بن سعید عمری به امام مرتبط می رسید: امام حسن عسگری(ع) در نامه ای خطاب به اسحاق بن اسماعیل نیشابوری، به وکیل کل و خزانه دارکل خود عثمان بن سعید اشاره میکند که امانات شیعیان را که از سرتاسر بلاد اسلامی ارسال می‌شود در مشک مخصوص روغن قرار می‌دهد و به امام می‌رساند. روغن فروشی عثمان، وسیله ای برای مخفی نگاه داشتن کارهایش بود.

 

طبق بررسی نامه‌های امام هادی (ع) چهار نماینده اصلی برای نواحی مختلف جهان اسلام (بغداد- کوفه- بصره واهواز- قم- مکه- مصر) وجود داشته است که نام علی بن مهزیار و عبدالعظیم حسنی نیز در آنها دیده می شود. |link|


چند مقاله مرتبط:


خلیفه دوم در حدیث ابن عباس  اعتراف می نماید که: من فهمیدم که پیغمبراکرم (ص) می‌خواهد خلافت علی را تسجیل کند، ولی برای رعایت مصلحت به هم زدم. می گوید: خلافت از آن علی بود ولی اگر به خلافت می نشست مردم را به حق و راه راست وادار می کرد و قریش زیر بار آن نمی رفتند از این روی وی را از خلافت کنار زدیم [!!!]




  • طبق موازین دینی باید متخلف از حق را به حق وادار نمود نه حق را برای خاطر متخلف ترک نمود.
  • این پست میتواند برخی از ابهامات و شبهاتی که در کامنت ها مطرح شده است را توضیح دهد.

گفتم: فدایت شوم من تمایل مردم به پسرعمویت جعفر (امام صادق) را بیشتر از تمایل آنها به سوی تو و پدرت دیدم؛ یحیی بن زید گفت: برای اینکه عمویم محمدبن علی و پسرش جعفر، مردم را به زندگی دعوت کردند ولی ما آنها را به مرگ دعوت می‌کنیم.

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات