فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

قحطی بزرگ

فایل پی دی اف کتاب قحطی بزرگ مجد

معرفی کتاب قحطی بزرگ و نسل کشی در ایران (1298 - 1296 ش / 1919 - 1917 م)

۱ نظر

مشروطه خوش‌وقت نبود

بـسیاری از مقام‌های ایرانی که من با آنها گفتگو کرده‌ام بر لزوم اصلاح جامع نظام مالی ایران در تمام شعب آن تأکید ورزیده اند و از اینکه آقای مورگان شوستر نتوانـست کار خود را پس از آغاز به انجام برساند، اظهار تأسف کرده‌اند. آنها احساس می‌کنند با از میدان بـه در شـدن روسـیه، دیگـر مانعی در کار نیست و ماجرای شوستر تکرار نخواهد شد. اما با توجه به نگـاه مالکانه و صاحب اختیارگونه سفارت انگلستان در تهران نـسبت بـه دولـت ایران، من معتقدم که انگلیـسی‌هـا بـا مستـشاران مـالی آمریکـا و اصـولاً غیرانگلیسی مخالفند. این گزارش امریکایی‌ها از اوضاع آن روز کشور هست که تایید می‌کند که مشروطه تا چه حد در مشت انگلیس بوده!
۶ نظر

استغفار کنیم

از جهت عدم اِعمال قوه عاقله و عامله باید استغفار نموده و عرض کنیم قَالا رَبَّنَا ظَلَمْنَا أَنْفُسَنَا وَإِنْ لَمْ تَغْفِرْ لَنَا وَتَرْحَمْنَا لَنَکُونَنَّ مِنَ الْخَاسِرِینَ (اعراف-٢٣) و تغییر دهیم بی‌حسی را به‌حس و بی‌غیرتی را به‌ غیرت و آیه شریفه  جَاهِدِ الْکُفَّارَ وَالْمُنَافِقِینَ وَاغْلُظْ عَلَیْهِمْ (توبه- ٧٣) و آیه شریفه وَاقْتُلُوهُمْ حَیْثُ وَجَدْتُمُوهُمْ (٨٩- نساء) را به ‌موقع اجرا گذارده و کفار را در امتعه آنها کشته و به‌ ترک مخالطه و مراوده بر آنها خشم نماییم و حس حاجت را منتظِم عالم خود گردانیده و در این مقام برآئیم که امتعه و حوائج مسلمین را به ‌خود آنها و در خود آنها اداره نمائیم.

۰ نظر

خاطره عجیبی از دوران اسارت

در اسارت، اذان گفتن با صدای بلند ممنوع بود. ما در آنجا اذان می‌گفتیم، اما به گونه‌ای که دشمن نفهمد. روزی جوان هفده ساله ضعیف و نحیفی، موقع نماز صبح بلند شد و اذان گفت. ناگهان مأمور بعثی آمد و گفت: «چیه؟ اذان می‌گویی؟ بیا جلو»! یکی از برادران اسدآبادی دید که اگر این مؤذن جوان ضعیف و نحیف، زیر شکنجه برود معلوم نیست سالم بیرون بیاید، پرید پشت پنجره و به نگهبان عراقی گفت: «چیه؟ من اذان گفتم نه او». آن بعثی گفت: «او اذان گفت». برادرمان اصرار کرد که «نه، اشتباه می‌کنی. من اذان گفتم». مأمور بعثی گفت: «خفه شو! بنشین فلان فلان شده! او اذان گفت، نه تو».


برادر ایثارگرمان هم دستش را گذاشت روی گوشش و با صدای بلند شروع کرد به اذان گفتن. مأمور بعثی فرار کرد. وقتی مأمور عراقی رفت، او رو کرد به آن برادر هفده ساله که اذان گفته بود و به او گفت: «بدان که من اذان گفتم و شما اذان نگفتی، الان دیگر پای من گیر است». به هر حال، ایشان را به زندان انداختند و شانزده روز به او آب ندادند. زندان در اردوگاه موصل (موصل شماره 1 و 2) زیر زمین بود، آنقدر گرم بود که گویا آتش می‌بارید. آن مأمور بعثی، گاهی وقت‌ها آب می‌پاشید داخل زندان که هوا دم کند و گرمتر شود. روزی یک دانه سمون (نان عراق) می‌دادند که بیشتر آن خمیر بود. ایشان می‌گفت: «می‌دیدم اگر نان را بخورم از تشنگی خفه می‌شوم. نان را فقط مزه مزه می‌کردم که شیره‌اش را بمکم. آن مأمور هم هر از چند ساعتی می‌آمد و برای این‌که بیشتر اذیت کند، آب می‌آورد، ولی می‌ریخت روی زمین و بارها این کار را تکرار می‌کرد». می‌گفت: «روز شانزدهم بود که دیدم از تشنگی دارم هلاک می‌شوم، گفتم: یا فاطمه زهرا! امروز افتخار می‌کنم که مثل فرزندت آقا حسین بن علی اینجا تشنه‌کام به شهادت برسم».


سرم را گذاشتم زمین و گفتم: یا زهرا! افتخار می‌کنم، این شهادت همراه با تشنه‌کامی را شما از من بپذیر و به لطف و کرمت،‌ این را به عنوان برگ سبزی از من قبول کن. دیگر با خودم عهد کردم که اگر هم آب آوردند سرم را بلند نکنم تا جان به جان آفرین تسلیم کنم، تا شروع کردم شهادتین را بر زبان جاری کنم، دیدم که زبانم در دهانم تکان نمی‌خورد و دهانم خشک شده است. در همان حال، نگهبان بعثی آمد پشت پنجره، همان نگهبانی که این مکافات را سر ما آورده بود و همیشه آب می‌آورد و می‌ریخت روی زمین. از پشت پنجره مرا صدا می‌زد که بیا آب آورده‌ام. اعتنایی نکردم، دیدم لحن صدایش فرق می‌کند و دارد گریه می‌کند و می‌گوید: بیا آب آورده‌ام. مرا قسم می‌داد به حق فاطمه زهرا (سلام الله علیها) که آب را از دستش بگیرم. عراقی‌ها هیچ‌ وقت به حضرت زهرا (سلام الله علیها) قسم نمی‌خوردند، تا نام مبارکت حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را برد، طاقت نیاوردم. سرم را برگرداندم و دیدم که اشکش جاری است و می‌گوید: «بیا آب را ببر ! این دفعه با دفعات قبل فرق می‌کند».


همین‌طور که روی زمین بودم، سرم را کج کردم و او لیوان آب را ریخت توی دهانم، لیوان دوم و سوم را هم آورد. یک مقدار حال آمدم، بلند شدم، او گفت: به حق فاطمه زهرا بیا و از من درگذر و مرا حلال کن! گفتم: تا نگویی جریان چی هست، حلالت نمی‌کنم. گفت: دیشب، نیمه‌شب، مادرم آمد و مرا از خواب بیدار کرد و با عصبانیت و گریه گفت: چه کار کردی که مرا در مقابل حضرت زهرا (سلام الله علیها) دختر رسول الله (ص) شرمنده کردی، الان حضرت زهرا(سلام الله علیها) را در عالم خواب زیارت کردم. ایشان فرمودند: به پسرت بگو برو و دل اسیری که به درد آورده‌ای را به دست بیاور اگر نه همه شما را نفرین خواهم کرد.

حماسه‌های ناگفته (به روایت علی اکبر ابوترابی)
چاپ اول: ۱۳۸۸،صفحات ۱۲۵-۱۲۷

۲ نظر

جواب دندان‌شکن امام به ایمان‌گرایان در جنگ

[محرمانه]

بسم الله الرحمن الرحیم
با یاری خداوند متعال و سلام و صلوات به انبیاء بزرگوار الهی وائمه معصومین صلوات‌الله علیهم اجمعین

حال که مسئولین نظامی ما اعم از ارتش و سپاه که خبرگان جنگ می‌باشند، صریحا اعتراف می‌کنند که ارتش اسلامی به این زودی‌ها هیچ پیروزی به دست نخواهند آورد و نظر به این که مسئولین دلسوز نظامی و سیاسی نظام جمهوری اسلامی از این پس جنگ را به هیچ وجه به صلاح کشور نمی‌دانند و با قاطعیت می‌گویند که یک دهم سلاح‌هایی را که استکبار شرق و غرب در اختیار صدام گذارده اند، به هیچ وجه و با هیچ قیمتی نمی‌شود در جهان تهیه کرد و با توجه به نامه تکان‌دهنده فرمانده سپاه پاسداران که یکی از ده‌ها گزارش نظامی سیاسی است که بعد از شکست‌های اخیر به اینجانب رسیده و به اعتراف جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح، فرمانده سپاه یکی از معدود فرماندهانی است که در صورت تهیه مایحتاج جنگ معتقد به ادامه جنگ می‌باشد و با توجه به استفاده گسترده دشمن از سلاح‌های شیمیایی و نبود وسایل خنثی کننده آن، اینجانب با آتش بس موافقت می‌نمایم و برای روشن شدن در مورد اتخاذ این تصمیم تلخ، به نکاتی از نامه فرمانده سپاه که در تاریخ 2/4/67 نگاشته است، اشاره می‌شود.

۶ نظر

شراکت تیمور بختیار با حاجی طرخانی

در اواخر دهۀ 40 قطعه زمینی به مساحت حدود 600 هکتار را این چهار نفر خریداری می کنند: عبدالله مقدم (صاحب کارخانجات پارچه‌بافی مقدم)، کاظم حاجی طرخانی (حاجی ترخانی)، سپهبد تیمور بختیار (فرماندار نظامی تهران) و داوود القانیان (برادر حبیب القانیان رییس انجمن کلیمیان که بعد از پیروزی انقلاب اسلامی به جرم جاسوسی برای اسراییل اعدام شد). سپس شرکا به آقای علی حاجی‌ترخانی وکالت و اختیار ادارۀ املاک مزبور را اعطا و لیکن آقای تیمور بختیار چندی بعد و در سال 1348 به کشور عراق متواری و در آنجا کشته می‌شود و به دلیل عدم اطلاع وارث از ملک مزبور، آقای حاج علی حاجی‌ترخانی سهم تیمور بختیار را تفکیک و قطعه‌بندی و به نام خودش اقدام به اخذ سند مالکیت و بعضاً به غیر واگذار نموده است. بعد از انقلاب بخشی از اموال علی حاجی‌ترخانی به خاطر شراکت با حبیب القانیان مصادره شد. سید مهدی خاموشی ریاست سازمان اوقاف نسبت خانوادگی نزدیک با حاجی‌ترخانی دارد. خود آقای خاموشی عضو هیأت متولیان موقوفه حاجی‌ترخانی نیست اما فرزند علی حاجی‌ترخانی (محمد باقر) که 15 سال در سازمان تبلیغات اسلامی و در حوزۀ ریاست بوده و گفته می‌شود در سازمان اوقاف نیز با حکم مشاور حضور دارد، عضو هیات متولیان است. جا دارد به این مورد هم توجه شود که عدد 150 هکتار سال 1339 چگونه 20 سال بعد به 62.5 هکتار رسیده و چگونه اکنون صحبت از بازگرداندن 22.5 هکتار به ستاد اجرایی فرمان امام است؟ لینک کوتاه: asriran.com/002i2n

۳ نظر

ناطق نوری در چند حرکت قاضی شد؟

ناطق نوری طی دو حرکت قاضی شد: حرکت اول: «بعد از شهادت مرحوم مطهری به دست گروه فرقان، با جمعی از دوستان نشستیم و گفتیم که نمی‌شود بنشینیم و هر روز مغز متفکرهای ما را بزنند، خوب است گروهی درست کنیم و به تعقیب و مراقبت فرقانی‌ها بپردازیم و طولی نکشید که موفق شدیم در یک شب، ١٥ خانه تیمی آنها را کشف کنیم...

 

حرکت دوم: پس از دستگیری آن افراد، رفتم جامعه روحانیت و به مرحوم بهشتی گفتم که ما اینها را دستگیر کردیم. بالاغیرتا اینها را دست قاضی به‌دردبخور بدهید! خصوصیت آقای بهشتی این بود که اگر کسی انتقادی می‌کرد می‌گفت: خودت بیا! مسئولیت این بخش را بپذیر! تا من گفتم که یک قاضی خوب و به‌دردبخور، گفت خب خودت بیا. گفتم من؟ آقای بهشتی خندید و گفت مگر پدر من رئیس دیوان ‌عالی کشور بود؟ انقلاب است دیگر، بیا! خود ایشان اقدام کرد، حکم برای من گرفت. امام دستور داد و آقای مشکینی و آقای منتظری به من حکم دادند.»

۵ نظر

مراقب باشید آخوندهای اخراجی جذبتان نکنند

«در جوانی تلاش کرده بود که به حوزه علمیه راه یابد، قم او را نپذیرفت اما توانست در حوزه مسجد جامع تهران درس بخواند. شب‌ها همانجا می‌خوابید. طولی نکشید که از آنجا نیز بیرونش کردند. سپس به مدرسه شیخ عبدالحسین (مسجد ترک‌ها) رفت و بعد از مدتی از آنجا هم بیرونش کردند. بعد از مسجد قبا سردرآورد. آقای مفتح نیز از آنجا بیرونش کرد.»

 

اکبر گودرزی در سال ۱۳۵۶ کلاس‌های تفسیر در مناطق مختلف تهران (نازی‌آباد، سلسبیل‌، قلهک، جوادیه و خزانه) برپا و نیروهایش را نیز از همین جلسات جذب می‌کرد. فرقانی‌ها در سال‌های ۱۳۵۶ و ۱۳۵۷ تفسیر قرآن خود را با عنوان «پیام قرآن» منتشر کردند.

 

مضامین کلی کتاب‌ها ارائه تفاسیری انقلابی و البته التقاطی از دین بود. برای مثال آنها آیه دوم سوره بقره را ایمان غیب به انقلاب تفسیر کرده بودند. ارائه این تفاسیر نگرانی‌های زیادی را ایجاد کرد. از این‌ رو شهید مطهری شروع به نقد آنها کرد. مقدمه کتاب علل گرایش به مادیگری حاصل واکنش شهید مطهری به گروه فرقان است.

۲ نظر

راه اکبر گودرزی ادامه دارد

محمدتقی حاجی‌ترخانی (۱۳۰۸ تا ۱۳۵۸) بنیه مالی خوبی داشت و به انقلابیون کمک می‌کرد. روزی یک طلبه نزد او می‌رود و برای تکثیر تعدادی جزوه از او کمک می‌خواهد. طرخانی سوالاتی از او پرسد که «کجا درس می‌خوانی؟ حوزه یا دانشگاه؟»، او در پاسخ می‌گوید: «حوزه موجب تحذیر ذهن جوان‌ها می‌شود و دانشگاه نیز دست‌ساز مستعمران غربی است و جوانان را از انقلاب و نهضت دور می‌کند»

 

پ.ن: اگر شما هم این‌جور فکر می‌کنید راه اکبر گودرزی ادامه دارد.

۳ نظر

من نمی‌خواهم هیتلر سرنوشتم را تعیین کند

ما در  یک جامعه جلادمنش زندگی می‌کنیم. ابتدا طرف را اعدام می‌کنند و وقتی طرف آخرین نفس‌هایش را می‌کشد تازه به او می‌گویند که چه کار کرده است. از سه هویتی که مرا می‌سازد شامل انسان، یهودی و اسرائیلی، احساس می‌کنم عنصر اسرائیلی مانع از دو تای دیگر می‌شود. اسرائیل به آخر خط رسیده است. از دوستان خود بپرسید که آیا فرزندان آنها در اسرائیل باقی خواهد ماند یا خیر؟ ببینید چند نفر پاسخ مثبت می‌دهند؟ حداکثر 50 درصد. به عبارت دیگر، نخبگان اسرائیل، آن را ترک کرده‌اند و بدون نخبگان هیچ ملتی وجود نخواهد داشت.("آوراهام برگ" نویسنده کتاب «غلبه بر هیتلر»)

 

پ.ن: دوستی که دوست داشت امروز دو کیلومتر به افتخار جمهوری اسلامی پیاده‌روی کند و نتوانست برود؛ پیشنهاد می‌کنم نیم ساعت بنشیند بزرگترین مشکلات رژیم صهیونیستی (دشمن ایران را) در مصاحبه یکی از سران مهم صهیونیست مطالعه کند. دریافت

 

برگرفته از: http://basijkhaharan.blogfa.com/post/10 بخش علمی بسیج خواهران سازمان انرژی اتمی ایران

۳ نظر

اشرف افغان در دوگانه ملیت و مذهب

اشرف افغان

اشرف افغان و برادرزاده اش پس از سقوط حکومت صفویان 7 سال در ایران حاکم شد. افغان ها از نظر ملیت خود یکی از اقوام ایرانی محسوب می شدند ولی به خاطر اینکه در مذهب اهلسنت بودند با امپراطوری عثمانی با مرکزیت ترکیه مجانست داشتند.

وقتی اشرف افغان روی کار آمد شاه عثمانی از او خواست تا ایران را به امپراطوری تسلیم کند.

 

احمد پاشا (عثمانی) بوسیله یک ملاى ترک و دو ملای افغان به اشرف پیغام زیر را فرستاد: «‌اشرف شاه! تو باید برای تسلیم به سلطان عثمانی به میل خود نزد احمد پاشا بیایى و سلطان به عنوان یک سُنى هم کیش مقام بیگلر بیگى نواحى مفتوحه ایران و جاهایی را که تسخیر خواهى کرد به تو خواهد داد. تو باید بی درنگ تسلیم شوى و سکه و خطبه به نام سلطان عثمانی زده و خوانده شود.»

اشرف در پاسخ احمد پاشا فرستاد: «‌اگر سلطان عثمانی مایل نیست که معاهداتى را که با امپراطوران صفوی بسته است تجدید کند، من هیچ یک از امتیازات سلطانى خود را یا سرزمین‌هایى را که بتازگى گشوده‌ام تسلیم نکرده و با چنگ و دندان و تا آخرین نفس از آنها دفاع خواهم کرد.».

 

احمد پاشا از پیام اشرف به غضب آمد و امر پیشروى داد. در 80‌ میلـى همدان قواى ترک با نیروهاى اشرف که تعداد آن به 17000 نفر مى‌رسید روبرو شدند.

پس از این نبرد معاهده اى میان طرفین به امضاء رسید که بموجب آن مقرر شد در قلمرو اشرف در خطبه اول نام سلطان عثمانی به عنوان خلیفه اسلام برده شود و بعد نام اشرف. در مقابل سلطان عثمانی شاه اشرف را به عنوان پادشاه ایران شناخت و موافقت نمود که بنام خود سکه ضرب کند.

👈دکتر فلور، مولف کتاب «‌اشرف افغان بر تختگاه اصفهان»

۲ نظر

فردمحوری فلسفه مانع نظریه پردازی تمدنی است

نشست علمی«کارآمدی فقه حکومتی» با حضور حجت‌‌‌‌الاسلام علیرضا پیروزمند قائم مقام فرهنگستان علوم اسلامی و دکتر عطاء الله رفیعی آتانی مدیر بنیاد پژوهشی الگوی اسلامی ـ ایرانی پیشرفت، ۳۰ فروردین ۹۷ در خبرگزاری رسا برگزار شد.
۰ نظر

اصیل ترین قشر جامعه

صرف نظر از اینکه ما با جهان بینی، ارزش ها، شیوه نگرش و نحوه عملکرد فردی و اجتماعی روحانیت شیعه، موافق یا مخالف باشیم، نمی‌توانیم این نکته را به منزله یک واقعیت نادیده انگاریم که این قشر، اصیل‌ترین قشر اجتماعی به لحاظ قدمت و وجاهت اجتماعی است که در کشور ما ایران وجود دارد و یگانه قشری است که می‌تواند اصالت تاریخی، ریشه‌های تاریخی و پیوستگی تاریخی خود را با سند و مدرک مکتوب ارائه نماید.📌بیژن عبدالکریمی، ما و جهان نیچه ای، ص۳۹،

۱۸ نظر

با تنباکو

میرزای شیرازی با فتوای دوران ساز خود در نهضت تنباکو (۱۲۷۰ ه. ش)، نهادِ روحانیت را در برابر نهاد سلطنت نشاند، و قداست الهی را از آن زدود.

۱۲ نظر

این مطلب نه از اصول دین و نه مذهب است

سال 1313 ش از آیت‌الله حائری موسس حوزه علمیه قم درباره «رجعت» سوال شد، جواب ایشان جالب بود:

احقر به واسطه کثرت اخبار، اعتقاد به رجعت دارم، به نحو اجمال، ولی این مطلب نه از اصول دین و نه مذهب است که اگر فرضا کسی معتقد به آن نباشد، خارج از دین یا مذهب شمرده شود و نه از مسائل علمیه(عملیه) است که بر افراد مکلفین لازم باشد اجتهادا یا تقلیدا به دست آورند و در مثل این زمان بیان این نحو از  مطالب به جز تفرقه مسلمین و ایجاد یک عداوت مضره بین آنها فایده ندارد.

جریانها و سازمانهای مذهبی سیاسی ایران رسول جعفریان نشر علم 1390 چاپ اول ص1017

۱۵ نظر

حمایت رضاخان از روشنفکری دینی

در این میان چند تن آخوند... که از علم و تقوا دست کم تقوا عاری بودند به نام روحانیت ترویج کردند و با نام اصلاحات، برخلاف دین، آنها را به نوشتن و گفتن وادار کردند و کتابهای آنها را با اجازه اداره مطبوعات[پهلوی] با خرج خود یا کسانی که گول خورده‌اند به طبع می‌رساندند و اگر کتابی بر ضد آن نوشته می‌شد طبع آن را اجازه نمی‌دادند چنانکه کتاب "اسلام و رجعت " که نوشته شد، یکی از روحانیون قم کتاب "ایمان و رجعت" را نوشت و دروغپردازی و خیانتکاری شریعت سنگلجی(1271-1322 ش) را آفتابی کرد و نگذاشتند چاپ بشود. کشف‌الاسرار
 
توضیح: امام دارد می‌گوید یک آخوند بی‌تقوا و خودفروخته ای آمد به اسم اصلاح دین کتابی نوشت و در آزادگی این اصلاحگر(شریعت سنگلجی) همین بس که رضاخان پهلوی اجازه نداد کتابی که در نقد اندیشه های این آخوند خودفروخته نوشته شد در کشور مجوز چاپ بگیرد.

اولین بیانیه سیاسی امام خمینی|مرتبط|

۷ نظر

نسبت ما با غرب|دیالوگی خواندنی

اشاره: ( پاراگراف اول را بخوانید بعد تصمیم به ماندن یا رفتن بگیرید) مقاله‌ای به دستم رسید درخصوص اینکه«با غرب چه باید بکنیم» (این عنوان را من قرار داده‌ام، نام مقاله چیز دیگری است) مقاله مورد اشاره را به دقت خواندم (دو مرتبه) سپس تصمیم گرفتم چند عبارت از آن را بعنوان فیش انتخاب کنم و با شما به اشتراک بگذارم. بعد اما فکر کردم که اگر شما را با این فیش‌ها در بستر مقاله و دیالوگ زیبایی که درون آن در جریان است مواجه کنم قضیه قابل فهم‌تر می‌شود و اهمیت این جمله‌های کلیشه ای - که دو طرف این گفتگوی مکتوب مطرح کرده‌اند- بیشتر روشن گردد.

حالا پیشنهاد می‌کنم دوستان در این تعطیلات آخر هفته (اعم از دانشجویان و غیر دانشجویان) این مطلب را بخوانند و به آن فکر کنند تا با هم حرف بزنیم.

 

اشاره

تصورات ما از یکدیگر هنگامی درست است که ما دور از حیله‌بازی و نقاب‌سازی منویات خود را بیان کنیم و مصلحت اندیشی‌های ریاکارانه ما را از ابراز اعتقادات خویش منع نکند. مناظره و مباحثه فکری هنگامی به حق خواهد رسید که طرفین برای خود امکان اشتباه قائل شوند و خود راحقّ مطلق نینگارند.

 

اعتراف به تضاد با بنیاد فکری غرب

وزیر فرهنگ و ارشاد در نشستی که به دعوت انجمن اسلامی دانشگاه تهران انجام گرفته بود سخنانی ایراد کرد که سخت قابل تأمل است. ایشان در همان آغاز در جهت " شناخت عالمانه واقعیت‌ها " می‌گوید: انقلاب ما با آنچه در دنیا می‌گذرد در بنیاد فکری و اهداف در تضاد است.

۲۶ نظر

از قانون اساسی خود حفاظت کنیم

اگر ما بخواهیم عمارت بزرگ و رفیعى بسازیم، پِى و ستون لازم دارد تا بتواند به ساختمان شکل کلّى دهد. این پِى ها و ستونها، همان قانون اساسى است. قوانین عادّى عبارت است از کارى که در داخلِ بنا انجام مى گیرد؛ تقسیم بندیها، دیوارکشیها و آرایشها. براى آراستن داخل این بناى رفیع و فخیم سعى زیادى هم شده است.

ما مى توانیم یک بناى مستحکم و زیبا به دنیا ارائه دهیم. همه تلاش دشمن این است که این نمونه ارائه نشود؛ لذا به ستونها و پِى ها حمله مى‌کند، براى این که آنها را فرو ریزد. البته قوانین عادّى منعطف است. براى تغییر و بروز کردن قوانین عادّى، عاقلانه و مدبّرانه نیست که پِى ها را به هم بریزیم. براى تغییر یک دکور، هیچ وقت ستونها را خراب نمى کنند. 15 مرداد 1382

۹ نظر

اصل بحث در نظام جمهوری اسلامی

مثلاً در قضیه سرباز گیری که گفتند همه باید در این سن به خدمت وظیفه بروند و ریختند در حوزه و بسیاری از طلاب را گرفتند، همه گفتند الان حوزه‌ها خالی می‌شود، دانشگاهها چنان می‌شود،امام در واکنش به این موضوع گفتند، نه اصلاً بیایند مصطفی[خمینی] را هم ببرند، تازه اموزش‌های نظامی را هم می‌آموزند.

 

 

اینکه بعضی می‌گویند امام بر اساس مصلحت به رأی مردم تکیه کرده و نه بر اساس اعتقاد، این توهین به امام است.مهدی کروبی. 

۳۰ نظر

عقلانیت اصفهانی و چرخ های بهشتی

یادداشتی اختصاصی از دکتر ابراهیم فیاض (استاد جامعه شناسی دانشگاه تهران)

1. شهید بهشتی اهل اصفهان است. گویا هر کس فلسفه خوانده، به نوعی از اصفهان گذر کرده است؛ از بوعلی سینا گرفته تا سهروردی و... شهید بهشتی در «محله لنبان» زندگی می‌کرد که هنوز هم از محله‌های مهم و اساسی اصفهان محسوب می‌شود. از این رو می‌توان گفت که او خاستگاهی فلسفی دارد. او از عقلانیت اصفهانی شروع می‌کند و به علم کلام می‌رسد.

دکتر بهشتی در تمام آثارش، چارچوب‌های کلامی تشیع در جهان جدید را دنبال می‌کند. «علم کلام» علم ارتباطی دین است. دین در مواجهه با جهان ذهنی و عینی بشر یک چارچوب ارتباطی دارد و آن علم کلام است. شهید بهشتی از فلسفه به علم کلام و از آن به فقه رسید. فلسفه‌ای که ایشان به آن باور دارد، عرفان فلسفی شده ملاصدرا نیست بلکه او به شدت به دنبال چارچوب‌های کلان فلسفی جهان است به همین دلیل دنبال یادگیری زبان‌های مختلف می‌رود؛ از انگلیسی و آلمانی گرفته تا زبان عربی و تا حدی هم فرانسه

۲۹ نظر

طلا را که مس کرد، اکسیر ما

اظهار فقر و بیچارگی کافی است. این رفتارهای درویش‌مسلکانه، وجهۀ جمهوری اسلامی را نزد جهانیان تخریب کرده است. از امروز به خاطر اسلام و انقلاب، مسئولین وظیفه دارند مرتب و باوقار باشند… هرچند ما فقیر باشیم و اقتصادمان به سامان نباشد، اما برای آنکه در دیدگان سایر ملل مسلمان و غیرمسلمان، ملتی مفلوک جلوه ننماییم، لازم است تا جلوه‌هایی از  تجمل در چهرۀ کشور و مسؤولین حاکمیتی رویت شود.

 

 

نماز جمعۀ تهران، ١٨ آبان ١٣۶٩

حجت‌الاسلام هاشمی رفسنجانی

 

۴۰ نظر

سلامِ سیمین به چشم‌هایش

 

 

غروب بود. موسی صدر اومد، در زد. من در رو باز کردم. اون یکی از زیبا‌ترین مردهای دنیا بود. چشم‌های خاکستری، درشت، زیبا. لباس آخوندیش هم شیک، از این سینه کفتری‌ها. گفتم: ببینم! شما امامی، پیغمبری! تو حق نداری این‌قدر خوشگل باشی! خندید. گفت: جلال هست؟ گفتم: آره، بیا تو.

 

۴۵ نظر

رابطه ما با زیردست و مافوق

به خاطر رسوبات دورریختنی ۲۵۰۰ سال استبداد که در فرهنگ ایرانی رخنه کرده، افراد در هر موقعیتی که قرار دارند در عین اینکه مطیع و متملق بالاتر‌ها می‌شوند در برابر زیردستان و همکاران، مستبدهای متکبر هستند.

۸ نظر

ریشه کم‌کاری ملی|یکیشون اینه

 

پیمانکار+کارگر+پول
 
در جوامعی که کارفرما غالباً از صاحبان زر است، کم‌کاری و فرار از وظائف تحمیلی یک واکنش طبیعی و مشروع تلقی گردیده رفته رفته عادت ثانوی مردم می‌شود.|شما هم برای این عکس کاریکاتوری کپشن بزنید. فیش مرتبط: زیردستان و بالاسری های ما
۲۷ نظر

دعوت به بازتولید «نهضت آزادی»

عرصه طوری تنگ شده که کم کم این نحله دارد به غربت می‌رود. البته حرف برای گفتن دارد و اگر کسانی پیدا بشوند و تشکل فکری ایجاد کنند که از آن فکر، سیاستِ درست دربیاید خوب است، نه اینکه اول سیاسی باشند و بعد بروند دنبال یک فکر بگردند. |علی اصغر غروی|ماهنامۀ چراغ روشن شماره 5 ـ تیر و مرداد 97|

۲۶ نظر

تاریخ ایرانی را بخوانیم

دو مطلب که در یک روز خروجی یک وبسایت خواندم: یک: به هر روی قانون اساسی ایران تنها قانون اساسی منطقه، از لب دریای مراکش تا آن سوی چین است که از زمان تصویب تا بهمن ۵۷ تداوم یافت و هرگز علیه آن اعتراضی صورت نگرفت. هیچ یک از حکام بعد از انقلاب مشروطه جرأت نکردند قانون اساسی را نادیده بگیرند، تعطیلش کنند یا کنارش بگذارند. |link| دو: شاه در ۲۵ سال گذشته همواره از قانون اساسی ما عبور کرده است. پدرش هم همین کار را می‌کرد. به عقیده من وقت آن رسیده است که جامعه‌ای پیشرو و دموکراتیک بسازیم. نوسازی ایران تنها خواسته جبهه ملی نیست بلکه همه ملت ایران چنین خواسته‌ای دارند. |link|

۲۳ نظر

انگلیسی ها در ایران

لیست مقالات همایش بین المللی کالبد شکافی سیاست انگلیسی ها در ایران 1800 تا 2012 میلادی که 7 و 8 آبانماه سال 1392 در دانشگاه تهران برگزار شد.
۲۲ نظر

پروژه های زیست محیطی پرزیدنت مریم

از ابتدای امسال تاکنون حدود 10 مورد آتش سوزی در جنگل های دز و کرخه در شمال استان خوزستان رخ داده است. irna

۵۳ نظر

عمر دوساله ی تاریخ 2500 ساله

در دو مجلس شورای ملی و سنا مقرر شد که تاج‏گذاری کوروش هخامنشی در سال 599 قبل از میلاد، مبدأ سال شمسی و سرآغاز تاریخ سیاسی و اجتماعی ایران قرار گیرد. به همین مناسبت، اول سال 1355 هجری خورشیدی، آغاز سال 2535 شاهنشاهی، سال رسمی کشور شاهنشاهی ایران اعلام شد.

۴۲ نظر

مشکل اصلی کشور

مشکل اصلی کشور شما مسئله مالکیت و اقتصاد و آزادی نیست. مشکل شما عدم اعتقاد واقعی به خداست.
۳۲ نظر

شورش نان یا انقلاب اکتبر

در روسیه تزاری حادثه‌یی پیش‌آمد کرد که عبارت از کمبود نان بود. حالا تشکیلات دولتی، یا خیانت کردند و یا بی‌عرضگی نشان دادند و در شهر مسکو نان کم آمد و مردم به خاطر گرسنگی، از خانه‌ها بیرون آمدند. حزب کمونیست هم تا دیدند که قضیه این‌طوری است، به مسأله رنگ سیاسی دادند و با طرح شعارها و هدایت حزبی، مردمی را که برای نان - نان به معنای واقعی، یعنی قرص نان - شورش کرده بودند، علیه حکومت تحریک کردند.

۲۸ نظر
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین