فیشــــــنگار

۶ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «تراژدی سهراب» ثبت شده است.

تلاش دیگری از سهراب

شنبه, ۷ مهر ۱۳۹۷، ۱۲:۱۲ ب.ظ

وقتی سپاه ایران به مرز توران رسید رستم شبانه با لباس سربازان توران وارد لشکر سهراب شد و آمار نیروهای دشمن را گرفت. سهراب هم وقتی متوجه شد سپاه ایران در اطراف اردو زده بر بالای برج رفت و بزرگان لشکر را دید زد.

ستاننده‌ی مرز مازندران

شنبه, ۳۱ شهریور ۱۳۹۷، ۰۹:۱۸ ق.ظ

گژدهم پیر که احتمالا پدر گردآفرید |743| است پیکی پوینده را با گزارشی از وضع پیش آمده شبانه به سمت دربار راهی می‌کند.

 


بگفتش چنان رو که فردا پگاه

نبیند ترا هیچکس زان سپاه

 

گُـــردآفـــرید

يكشنبه, ۲۵ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۱۷ ب.ظ

سهراب با سپاهی که تشکیل داده بود به سمت ایران روانه شد و در اولین مصاف خود هژیر فرمانده مرزبانی ایران را اسیر کرد.

تصمیم کبرای سهراب

پنجشنبه, ۲۲ شهریور ۱۳۹۷، ۰۳:۱۵ ب.ظ

چو رستم پدر باشد و من پسر

نباید به گیتی کسی تاجوَر

کودک عظیم الجثه

سه شنبه, ۲۰ شهریور ۱۳۹۷، ۰۶:۴۶ ب.ظ

چو نُه ماه بگذشت بر دخت شاه

 یکی پورش آمد چو تابنده ماه

 

چو یک ماه شد همچو یک سال بود

برش چون بر رستم زال بود

 

 چو ده ساله شد زان زمین کس نبود

که یارست یا او نبرد آزمود

 

سهراب 9 ماه پس از اینکه رستم سمنگان را ترک کرد زاده شد و به زودی «پیل تن» شد. در همین ده سالگی است که سهراب نزد تهمینه می رود و از او جویای نام پدر می شود.لحن خشن این پرسش به ظاهر ساده آغاز فرایند فردیت در سهراب است. سهراب می پرسد من چرا با فاصله زیادی از بقیه ی همسالان برتر و قوی تر هستم؟

به بهونه‌ی خبر اسب اومده بود!

دوشنبه, ۱۹ شهریور ۱۳۹۷، ۰۷:۰۰ ب.ظ

در داستان رستم و سهراب، رستم پس از گم کردن رخش وارد شهر سمنگان می شود و شب مهمان شاه سمنگان شده، در خوابگاه او به استراحت می­‌پردازد. تهمینه دختر شاه سمنگان نیم‏‌شب همراه ندیمه‌­ای شمع به دست وارد خوابگاه رستم می­‌گردد و به او اظهار علاقه می‌کند.|link|