گفت‌وگوی دیشب حبیب و دردانه

دیشب که با حبیب گفت‌وگو می‌کردیم به این نتیجه رسیدیم که هر دویمان طی این سال‌ها «آٰرام»تر شده‌ایم. یعنی بت‌ها و قبله‌هامان کمتر شده‌اند و چیزها را مثل قبل صفر و یکی نمی‌بینیم که عاشق سینه‌چاک یک طرز تفکر یا شخصیت باشیم و دشمن خونی آن دیگری. برای ما اکنون هر کس و هر عقیده‌ای ملقمه‌ای است از راستی و اشتباه، نیکی و پلیدی.

۱۴ نظر

به به

حافظ نه غلامیست که از خواجه گریزد

صلحی کُن و بازآ که خرابم ز عتابت

۴۸ نظر

شب یلداست؛ با نیت فال وارد شوید

اگر به مذهب تو خون عاشق است مباح

صلاح ما همه آن است کان تو راست صلاح

۱۸ نظر

انتقال دموکراسی با کولۀ سربازان

ما به استواری فرهنگ­مان، حقیقت مذهب­مان و اصالت انقلابمان آن قدر باور داریم که، هرگز نمی خواهیم آنها را چونان اهداف استعماری جدید بر کولۀ سربازان صادر کنیم.
۲۲ نظر

آشتی با حافظ

با صبا در چمن لاله سحر می‌گفتم

که شهیدان که‌اند این همه خونین کفنان؟

 

گفت حافظ من و تو مَحرم این راز نه‌ایم

از می لعل حکایت کن و شیرین دهنان

۱۵ نظر
درباره
حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)
آرشیو مطالب
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ