فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف به سوالات محذوف

جان گشوده سوی بالا بالها

در حدیث آمد که یزدان مجید

خلق عالم را سه گونه آفرید

جانداران سه دسته اند: فرشته - حیوان- انسان

یک گره را جمله عقل و علم و جود

آن فرشته‌ست او نداند جز سجود

 

نیست اندر عنصرش حرص و هوا

نور مطلق زنده از عشق خدا

 

یک گروه دیگر از دانش تهی

هم‌چو حیوان از علف در فربهی

 

او نبیند جز که اصطبل و علف

از شقاوت غافلست و از شرف

 

این سوم هست آدمی‌زاد و بشر

نیم او ز افرشته و نیمیش خر

 

نیم خر خود مایل سفلی بود

نیم دیگر مایل عقلی بود

 

آن دو قوم آسوده از جنگ و حراب

وین بشر با دو مخالف در عذاب

 یعنی فرشته و حیوان خیالشون راحته که ذاتشون تغییر نمیکنه اما آدم...

وین بشر هم ز امتحان قسمت شدند

آدمی شکلند و سه امت شدند

 

یک گره مستغرق مطلق شدست

هم‌چو عیسی با ملک ملحق شدست

 

نقش، آدم لیک معنی؛ جبرئیل

رسته از خشم و هوا و قال و قیل

 

از ریاضت رسته وز زهد و جهاد

گوییا از آدمی او خود نزاد

 این قسم از آدمها جنبه های حیوانی و نفسانی خود را کنترل و مهار کرده‌اند

قسم دیگر با خران ملحق شدند

خشم محض و شهوت مطلق شدند

 

وصف جبریلی دریشان بود، رفت

تنگ بود آن خانه و آن وصف زفت

  

لاجرم اسفل بود از سافلین

ترک او کن لا احب الافلین

 

زانک استعداد تبدیل و نبرد

بودش از پستی و آن را فوت کرد

 قسم دوم هم آدمهای داغان که هیچی را قبول ندارند و به قیامت اعتقادی ندارند

ماند یک قسم دگر اندر جهاد

نیم حیوان نیم حی با رشاد

 قسم سوم هم ما آدمهای معمولی و کم تلاش و بی‌حواس هستیم که...

روز و شب در جنگ و اندر کش‌مکش

کرده چالش آخرش با اولش

 

هم‌چو مجنون‌اند و چون ناقه‌ش یقین

می‌کشد آن پیش و این واپس به کین

ماجرای این دسته از آدمها شبیه ماجرای مجنون و شترش هست که مجنون سوار یک شتر شد و به سمت منزل لیلی حرکت کرد

میل مجنون پیش آن لیلا روان

میل ناقه پس پی کُره دوان

 

یک دم ار مجنون ز خود غافل بدی

ناقه گردیدی و واپس آمدی

اما تا مجنون در فکر فرو می رفت و افسار شتر از دستش رها می شد شتر به سمت خانه خودش برمیگشت چون به تازگی یک بچه شتر شیرخوار به دنیا آورده بود.

عشق و سودا چونک پر بودش بدن

می‌نبودش چاره از بی‌خود شدن

 

آنک او باشد مراقب عقل بود

عقل را سودای لیلا در ربود

 

لیک ناقه بس مراقب بود و چست

چون بدیدی او مهار خویش سست

 

فهم کردی زو که غافل گشت و دَنگ

رو سپس کردی به کره بی‌درنگ

 

چون به خود باز آمدی دیدی ز جا

کو سپس رفتست بس فرسنگها

تا به خودش می آمد متوجه میشد که شتر فرسنگها مسیر طی شده را برگشته است

در سه روزه ره بدین احوالها

ماند مجنون در تردد سالها

 

جان ز هجر عرش اندر فاقه‌ای

تن ز عشق خاربن چون ناقه‌ای

 جان در فراق عرش بود و تن در هوس دهان گرفتن یک بوته خاری مثل شتر

جان گشوده سوی بالا بالها

تن زده اندر زمین چنگالها

 

تا تو با من باشی ای مردهٔ وطن

پس ز لیلی دور ماند جان من

 

روزگارم رفت زین گون حالها

هم‌چو تیه و قوم موسی سالها

 

راه نزدیک و بماندم سخت دیر

سیر گشتم زین سواری سیرسیر

 

سرنگون خود را از اشتر در فکند

گفت سوزیدم ز غم تا چندچند

 

چون چنان افکند خود را سوی پست

از قضا آن لحظه پایش هم شکست

 

پای را بر بست و گفتا گو شوم

در خم چوگانش غلطان می‌روم

توپ چوگان می‌شوم

زین کند نفرین حکیم خوش‌دهن

بر سواری کو فرو ناید ز تن

 

عشق مولا کی کم از لیلا بود

گوی گشتن بهر او اولی بود

 

گوی شو می‌گرد بر پهلوی صدق

غلط غلطان در خم چوگان عشق

 

کین سفر زین پس بود جذب خدا

وان سفر بر ناقه باشد سیر ما

پ.ن: بقول مولوی: اول ای جان دفع شر موش کن! بعد از آن در جمع گندم کوش کن

۹ نظر

وضعیت مدرسه نیمه آنلاین

behappy.blog.ir
شارمین امیریان

دیروز با مدیر یک دبستان دخترانه جلسه داشتم. حقیقتاً اوضاع مدارس نیمه حضوری خیلی خنده‌دار بود. هر کدام از بچه‌ها یک سازی می‌زدند؛ یکی با مانتوی مهمانی آمده بود، آن یکی با بلوز و شلور و روسری و... هر گروه دو ساعت کلاس داشت. ۵_۶ تا از بچه‌های گروه اول، در تایم دوم، ته حیاط (جایی که از دفتر مدرسه به آن دید نداشت) مخفی شده بودند و سرخوشانه بازی می‌کردند! دلشان نمی‌آمد بروند. از آن طرف ناله و فغان معلم‌ها به هوا بود؛ یکی غر می‌زد که دو ساعت دوم برایش عذاب است، چون حوصله‌ی تکرار همه‌ی چیزهایی که در دو ساعت اول گفته است را ندارد. آن یکی اعصابش خرد بود که شاگردی که در دوران تماما آنلاین همه مسائل ریاضی را بی‌عیب و نقص حل می‌کرده، سر کلاس از پس یک جمع ساده هم برنمی‌آید! مدیر و معاون هم همه حواسشان پی این بود که بچه‌ها داخل سالن نمانند و پنجره‌های کلاس‌ها باز باشد! خلاصه وضعیتی بود که بیا و ببین! - آذر 1400

۱۱ نظر

سیر مطالعاتی تاریخ اسلام

در فلسفه کتابی به نام اثولوجیا (تئولوژی) وجود دارد که همه آن را نوشته‌ی افلاطون می‌دانستند؛ بعد از چند قرن مشخص شد که این کتاب اساسا ربطی به افلاطون ندارد. معتقدم قبل از ورود به محتوای هر پدیده‌ای باید تاریخچه آن را بررسی کرد و در مسیر شناخت جریان‌های فکری و فرهنگی، مطالعه تاریخ آنها را اولویت می‌دانم. در مطالعات اسلامی هم ابتدا فرد باید تاریخ اسلام را مطالعه کند و با پدیده اسلام (ظهور و فراز و فرودهای تاریخی آن) بعنوان یک واقعیت تاریخی آشنا شود. از اینرو با شروع سیر از آموزش عقاید [که همه اش بحث های مفهومی و انتزاعی است] همدل نیستم و تاریخ را ترجیح می‌دهم. مطالعه تاریخ اسلام جلوی غلو و الوهیت دادن به رهبران یا کوتاهی در همراهی آنها را می‌گیرد، ریشه شکل‌گیری و سلطه یافتن برخی تفکرات کلامی و فلسفی بر جهان اسلام (مانند تقدیرگرایی، دنیاگریزی و مرجئه) را روشن می‌کند. تاریخ اسلام روشن می‌کند که مذاهب اسلامی چگونه و با چه انگیزه‌هایی به وجود آمده اند. تفسیر بسیاری از آیات قرآن کریم و حتی معنای آنها را بدون اطلاع از برهه‌های تاریخی زمان نزول وحی نمی‌توان فهمید. باید سیر مطالعات تاریخی را برای شناخت اسلام جدی گرفت. (این مطلب حاصل تجربه زیسته نگارنده است)


سیر مطالعاتی تاریخ

معاونت تهذیب حوزه‌های علمیه با استفاده از نظر گروهی از استادان تاریخ، یک سیر مطالعاتی پیشنهادی در تاریخ اسلام از آسان به مشکل و از عمومی به تخصصی تنظیم کرده است:

۷ نظر
بازگشت یخ شکن‌ها

بازگشت یخ شکن‌ها

بسم الله الرحمن الرحیم

چرا فیشنگار را دوست داریم؟ شاید برایتان جالب باشد: در هفته‌هایی که فیشنگار بروزرسانی نمی‌شده است بیش از 200 بازدید روزانه داشته است؛ این یعنی فیشنگار جای خود را در سرچ گوگل باز کرده است و به درد پژوهندگان دانش می‌خورد. یکی از پست‌های فیشنگار بیش از 9 هزار بازدید گرفته است و بیش از 130 پست در فیشنگار بازدیدشان بالای 1000 مشاهده است. هم اکنون در فیشنگار 800  پست با بازدید بالای 500  وجود دارد. |شما هم بگویید چرا فیشنگار را دوست دارید؛ اگر دارید|

۱۱ نظر

وبلاگ‌نویس معیار از نظر فیشنگار

یک وبلاگ‌نویس خوب از نظر فیشنگار -که سال‌ها با وبلاگ‌نویس‌های زیادی رفت و آمد داشته - چند ویژگی دارد:

  1. قلم خوبی دارد و قشنگ می‌نویسد. (نوشته‌اش آدم را جذب می‌کند)
  2. از امور روزمره، سوژه و ایده برای نوشتن پیدا می‌کند (تیزهوشی‌اش آدم را جذب می‌کند)
  3. نظرات را بلد است چگونه پاسخ دهد (اخلاقش آدم را جذب می‌کند)
  4. سعی می‌کند با جهان وبلاگ‌نویسان دیگر آشنا شود و آنها را درک کند. (مرامش آدم را جذب می‌کند)
۱۳ نظر
پ مثل پدر (3) خودم

پ مثل پدر (3) خودم

قرار است تصورات خودم درباره این که چگونه پدری هستم را بنویسم: اگر پدر بشوم احتمالا زندگی‌ام جدی‌تر یا بهتر است بگویم معمولی‌تر بشود. احتمالا مادی گرا‌تر بشوم و به همان اندازه از بلندپروازی‌های خودم در راستای خدمت به بشریت :) دست بکشم.

۹ نظر

همسر یعنی قلب منفصل، عشق متصل

روزی که به خاطر یک آزمایش هولناک و ترسناک باید به بیمارستان می‌رفتم هیچکس خبر نداشت؛ شب قبلش(چون خیلی ترسیده بودم از نتیجه آزمایش) با خیلی‌ها تلفنی صحبت کردم.

۷ نظر

قلم به دست بگیر

ارتباط مستقیم قلم و دست نویسی با پردازش مغز

 


⛩تحقیقاتی که در یک دهه اخیر انجام شده حاکی از این است که افزایش یادگیری، کاهش حواس پرتی و جوان ماندن مغز از مهمترین مزایای نوشتن با دست به جای استفاده از تایپ کردن با کیبورد است.


⛩نتایج تحقیقات استانیسلاس دهاین، عصب شناس کالج فرانسه نشان می دهد وقتی‌ می‌نویسیم، یک جریان منحصربه‌فرد در مغز فعال‌ می‌شود که به بازشناسی آنچه‌ می‌نویسید پرداخته و آن را در ذهن تجزیه و تحلیل‌ می‌کند. این جریان ذهنی، به گونه‌ای ناشناخته، یادگیری را تسهیل‌ می‌کند.


⛩مطالعات نشان داده عدم نوشتن روی کاغذ برای مدت زمان طولانی منجر به از میان رفتن توانایی افراد برای پردازش اطلاعات جدید خواهد شد.


⛩در اعیاد و مناسبت‌ها کارت های تبریک با دستخط خودتان برای دوستانتان بفرستید  و لذت نامه نگاری را دوباره تجربه کنید.

۱۱ نظر

داستان نویس باشید

من یک دوره نسبتا طولانی در حوزه درس خواندم. آن‌وقت‌ها نمی‌دانستم رفتنم به حوزه برای چی بود. یک شیفتگی، یک شور ناگهانی بود. اما حالا که سوادم بالاتر رفته می‌توانم بگویم که انگیزه‌رفتنم علاقه به چیزی بود به‌نام «امر مجرد» که آن‌زمان برایم سوسو زد. امر مجرد در تعریف به موجودی اطلاق می‌شود که ماده در آن راه ندارد. امری است لطیف که در سلسله‌مراتب هستی جزو اولین‌هاست. یعنی اول امور مجرد هستند و بعد از آن عالم هستی نزول پیدا می‌کند و به پدیده‌های مادی، این‌جا و امروز می‌رسد. من اوایل که این بحث‌ها را می‌آموختم، برایم چندان جدی نبود اما کم‌کم فهمیدم که مقوله امر مجرد ‌نقطه کانونی تمام بحث‌های محتوایی و ساختاری است.


حالا من برای بیان تعامل خودم با مجردات، امکانی دارم که همین نوشتن است. نوشتن یک‌جورهایی ارتباط آدم با مجردات را دامن می‌زند. مثل چخماق که به شما کمک می‌کند آتش درست کنید. حالا نوشتن مقاله، یادداشت یا داستان. سراغ داستان رفتم و آن را جدی گرفتم و کم‌کم به این دریافت رسیدم که می‌توانم یکسری تجربه‌های خودم در رابطه با مقوله امر مجرد را در داستان بیاورم، البته این به معنی آن نیست که داستان رسانه و پیام‌رسان من است. این خام‌اندیشی است و جفا به داستان است. آنچه در داستان برای من مهم است چگونگی مادیت یافتن یک معنای لطیف است. داستان‌نویسی برای من چشیدن طعم تکثر و تجسم لطائف هستی است. /مرتضی کربلایی‌لو

۸ نظر

پاره ای توضیحات یا چرا برگشتم

سلام من فیشنگارمcool غیرفعال شدم چون مشکلات، کوتاهی و تقصیراتی داشتم.(ببخشید که یهویی رفتم و شاید دلخور شدید) برگشتم به خاطر حسن اعتماد و نظر مثبت خانومم(هیچ هم اصرار نکرد که برگردم، شاید گفته برگردم تا اوقات فراغت قرنطینه ای‌م پر بشه)smileyخب اینجا در درجه اول یک بانک فیش هست. اگر درباره فیش‌ها نظری دارید(توضیح بیشتر یا نقد آنها) ممنون می‌شوم که مطرح کنید. سعی می‌کنم مطلالب و پست‌ها رو بخونمmailبعضی نوشته‌ها رو هم «مثل قبل» برداشت و گذاشت(کپی پیس) می‍‌کنم توی فیشنگارcoolراضی باشید. در تهایت پیشنهادات و انتقادات شما را خریدارم و از همراهی‌های(دوساله و سه ساله و چهارساله و یکساله) شما قدردانی می‌کنم؛ ممنون.yes

۸ نظر

پویش «ده کاری که باید پیش از مرگ انجام دهم»

راستَش من دیشب یک کتاب درباره تجربه مرگ و اتفاقاتی که نویسنده در حین مردن خودش تجربه کرده بود مطالعه کردم که باعث شد تصمیم بگیرم برای پویش «ده کاری که باید پیش از مرگ انجام دهم» پست بگذارم:

 

1/ نمی‌دانم از چه افرادی باید حلالیت بگیرم (بزرگترین درد اینه)

2/ دوست دارم با پدر و مادرم و همسر و سایراعضای  خانواده سفر کربلا را تجربه کنیم.

3/ باید بانوی عزیزم را ببرم زیارت خانه خدا.

4/ دوست دارم در پویش «شهید جواد محمدی» شرکت کنم.(هرکی دوست داره توی پویش شرکت کنه پینوشت رو بخونه)[1]

5/ بتوانم چهل روز معصیت نکنم.

6/ یک وصیتنامه مکتوب از خودم به جا بگذارم.

7/ باید توی وصیتم بنویسم که برام نماز قضا بخونن.

8/ مخصوصا نماز آیات.

۳۹ نظر

اهل قلم تر باشیم

 

بعضی از اهل قلم دغدغه‌های فرهنگی دارند و در قبال رویدادهایی که در جامعه مشاهده می‌کنند احساس مسئولیت دارند و در این خصوص اقدام به تولیدمحتوا و انشار آن در فضای عمومی می‌کنند.

 

 

طبیعتا این افراد با سه دسته مخاطب مواجه میشوند. دسته اول: مطلب را می‌خوانند و با آن موافق هستند و نویسنده را تایید می‌کنند. دسته دوم: به برخی از مطالب نویسنده انتقاداتی وارد می‌کنند. دسته سوم هم به جای مطلب، به خود نویسنده بد و بیراه می‌گویند.

2

۱۴ نظر

امیرعلی سلام؛ این نامه ی منه

هر بار که دلشکسته را می‌بینم با مشکلاتی که در مسیر عشق تو پیش می‌آید گریه می‌کنم.  گریه ام می‌گیرد؛ مخصوصا اگر تنها باشم. البته در دلم تو را تحسین می‌کنم که -نمی‌دانم با کدام خصلتت- نفس را عاشق خودت کردی و  حتی نمی‌دانم اول کدامتان دلباخته‌ی دیگری شد. 

۲۴ نظر

جدول عادات روزانه

وقتی ارزشهای شخصی و واقعی زندگی خود را مشخص کردید، باید در زندگی روزمره‌ی خود دقت کنید ببینید چه عادتهایی دارید که شما را از آن ارزشها دور می‌کند و شاید چه عادتهای جدیدی برای تحقق ارزشهای خود نیاز دارید. من با هدف مرور و نهادینه کردن عادتهایی که پس از این به آن نیاز داریم یک جدول تهیه کرده ام که کمی با آنچه کتاب اثر مرکب پیشنهاد می‌دهد متفاوت است.(در اثر مرکب 5 عادت مطرح میشود و بنا بر سختگیری در رعایت آن است؛ اما در جدول من باید 20 عادت نوشته شود و ملاک آن تداوم داشتن یک عادت یا کار به صورت روزانه است نه لزوما به طور کامل انجام شدن آن* تفاوت دیگر اینکه جدول برای یک ماه تنظیم شده ولی جدول کتاب برای یک هفته)

۵ نظر

رای دادن؟ جمعبندی

به نام خدا، در هفته های اخیر مباحثی مطرح شد که باعث شد بنده درخصوص انتخابات و مبانی کنش سیاسی صحبتهایی را مطرح کنم. به هر حال این انتخابات هم برای ما تجربه شد. شما خاطره بامزه ای از دیروز دارید؟ خاطره ی من: پدری که دختر و پسر ده و دوازده ساله اش در پیدا کردن اسم برای لیست سی نفره کمکش میکردن.

عکس تزئینی است.


۱۷ نظر

چت انتخاباتی من و همسر

۲۳ نظر

فیشنگار چگونه مقاله می‌خواند

فکر کنید یک مقاله یا یادداشت ده صفحه ای را در اختیار فیشنگار قرار می‌دهید و او تصمیم می‌گیرد که آن را بخواند. او مطلب را در یک فایل وورد کپی می‌کند و در هنگام مطالعه قضاوت‌ها و نتیجه گیری‌هایی که نویسنده انجام داده را حذف می‌کند. با همین سبک تا انتهای مقاله می‌رودو سپس به صدر مطلب برمی‌گردد. حالا باقیمانده مطالب که تقریبا استناد و شواهد اصلی نویسنده است را به طرز دلخواه خود مرتب می‌کند و هر کدام که متناسب با موضوعات پژوهش خود ببیند با هشتگ یا عنوان خاصی ذخیره می‌نماید.
 
 
شما برای مطالعه چه ترفندهایی دارید؟
۱۵ نظر

یادتان بودم

تصمیم داشتم برم ردیف اول نماز بشینم...

بانو رفت دفتر خبرگزاری

از چهارراه ولیعصر تا خ قدس رو مارپیچان رفتم (یعنی اگر تنها نبودم نمیشد رفت)

نماز تمام شد. از درب شرقی رفتم که وارد خیابان انقلاب بشوم

حدود نیم ساعت در همین 50 متر در ازدحام گیر کردم

بناچار :) از روی نرده ها وارد دانشگاه شدم و از درب غربی

از 16 آذر وارد انقلاب شدم

برگشتنی هم کلی راه اومدم

چون از انقلاب نمی‌شد برگشت

دانشگاه رو دور زدم و سر از میدون فلسطین درآوردم

بعد وارد خ ولیعصر شدم

دیگه از متروی تئاتر شهر که نگم براتون

۱۸ نظر

بفرمایید شربت بیدمشک

شهد بیدﻤﺸﻚ با داشتن ترکیباتی همچون ژرانیون سالیسین، تانن، به عنوان داروی موثر در تقویت قلب، آرام بخش و رفع کننده درد و خستگی شهرت یافته است. طبیعت آن سرد و تر است؛ مقوی قوای دماغی و قلب، مفرح روح، ملین مزاج، سردردهای گرم مزاج را نیز تسکین می‌دهد.

 

۴۴ نظر

فیشنگار:: چالش داستان من و وبلاگ‌نویسی

1 . سن وبلاگنویسیتون رو ذکر کنید که چند ساله مشغول نوشتن هستید

 

از وقتی یادم می‌آید پدرم همه خبرها را پیگیری می‌کند. من نیز در عنفوان جوانی به این خصلت دچار بودم. موضوعات خبری و تفریحی و کمی هم درسی ( برای ارائه‌های کلاسی) بهانه من برای استفاده از اینترنت بود.

 

سال دوم دانشگاه روزی یکی از رفقا که مسئول سایت اینترنت خوابگاه بود و در وقت ازدحام، با طرفه العینی(:چشمک) صندلی خالی برای من جور می‌کرد گفت وبلاگ داری؟ [شاید به خاطر اینکه هر شب می‌آمدم] گفتم: نه. گفت: چرا وبلاگ درست نمی‌کنی؟ گفتم بلد نیستم! همان لحظه نشست و درست کرد و پنلش رو داد دستم.

۴۰ نظر

نامه به گذشته

آقا حتما باید ده سال پیش باشه؟

ده سال پیش هم آخه من بچه نبودم که بخوام نصیحتش کنم

سرکوفت ولی میتونم بزنم بهش

دیدی گفتم موهات رو از ته کوتاه نکن دیگه در نمیاد indecision

 

حالا بازم خدا رو شکر ارشد قبول شدی، با اون عکس مسخره روی کارت دانشجویی‌ت

دیدی گفتم بینل آنچنان هم دانشگاه بدی نیست؛ دیدی چقدر دوستای خوبی پیدا کردی!

پایان ده سال پیش

 

پ.ن: با توجه به اینکه خیلیا! دعوت کرده اند نمیتونم اسم تک تک رو بیارم، 🏵

پ:ن: هیچ‌کس دعوت نیست. چالش بامزه ای نبود. برخلاف صاحبش؛ با این حال هر کس دوست دارد بنویسد و این پست را داره می‌خونه من دعوتش کنم بنویسه (ممنونم)

۲۷ نظر

چرا باید در فیش‌نگار کامنت‌ گذاشت

یکی از نگرانی‌های من این است که وقتی شما همراه من این فیش‌های ظاهرا قاطی پاطی را تعقیب می‌کنید چه بر سر روح و روان تان می‌آید؟ در انتها با خودم می‌گویم خب شاید اگر در جایی دیگر شک و شبهه ای مطرح شود شما یادتان بیاید که این بحث در فیشنگار هم مطرح شده بود و اگر لازم شد می‌آیید و از پاسخ‌های کامنت‌گذاران عزیز فیشنگار استفاده می‌کنید. (مرسی که هستید 2)

مرسی که هستید(1)

مرسی که هستید3 و 4

۲۳ نظر

قرار جردن

برای نمایش مطلب باید رمز عبور را وارد کنید

برای برداشتن کد امنیتی

درخواست کد امنیتی هنگام ارسال کامنت باعث می‌شود برخی افراد در پست شما کامنت نگذارند. برای برداشتن کد امنیتی در بخش نظرات مراحل زیر را در پنل مدیریت طی کنید:

  • بخش تنظیمات
  • تنظیمات ساده
  • تنظیمات ارسال نظر
  • تیک هشتم را بردارید

پ.ن: با توجه به اینکه بیشتر ما از بخش «پیام خصوصی» وبلاگ برای صحبت کردن و چت استفاده می‌کنیم بعضی وقتها مجبور می شویم کامنتهای خصوصی که تعدادشان زیاد می‌شود را پاک کنیم. من یک روش برای حذف یکباره پیام های خصوصی پیدا کرده ام که هر کس مایل است به صورت خصوصی درخواست کند تا به رایگان در اختیارش قرار بدهم.

۲۱ نظر

بُرد 12 امتیازی

تایم اول 8 بر صفر از حریف آمریکایی جلو افتادم که باعث شد عصبانی شود. تایم دوم دستم آسیب دید و برای درمان خونریزی نزد پزشک رفتم؛ هنگام شروع مجدد مسابقه دستم را به نشانه ادب سمت حریف بردم که با بی‌احترامی و بی‌اعتنایی پاسخی نداد. از حرکت و عکس‌العمل او خیلی ناراحت شدم چرا که قبل از مسابقه هم مدام کنار تشک کُری می‌خواند. این بی احترامی کشتی‌گیر آمریکایی را بی‌احترامی به مردم ایران می‌دانستم و به همین خاطر خواستم ایرانی بودنم و کشتی ایرانی را نشانش دهم. بلافاصله بعد از سوت داور با فن یک دست، یک پا 4 امتیاز دیگر گرفتم و کاری با او کردم که دیگر ایرانی‌ها را فراموش نکند. فیلم

۲۷ نظر

جمعبندی:: صحبت با شما

برخی از دوستان پیشنهاد داده بودند که فاصله پست گذاشتن ها بیشتر از یک روز باشد تا دوستان بهتر بتوانند در بحث شرکت کنند و بحث به سرانجامی برسد. خب تجربه پست قبلی نشان داد که بیش از نود درصد کامنت ها در روز اول انتشار مطرح می شود و ما کمتر عادت داریم اگر چیزی درباره مطلب و بحث های قدیمی به ذهنمان رسید برویم در ادامه همان مطلب مطرح کنیم.

 

 

یه سوال هم بپرسم: اگر شما در جامعه ای زندگی میکردید که هر کس باید خودش شغل خودش را انتخاب می کرد شما چه کاره می شدید؟ (این سوال کمی شبیه همان پرسشی است که در دبستان از ما می شد: دوست دارید در آینده چه کاره شوید؟) 

الان شد دو سوال 😁

یعنی بعد از این که به سوال من فکر کردید و ج دادین🙈 این روهم بگید که اون موقع جوابتون چی بود.

پ.ن: مطلب سوم اینکه کسی هست که سریال«هیولا» رو دنبال کند؟ من 13 قسمتش رو از طریق فیلیمو دیدم؛ فیلم جالبیه

۶۴ نظر

شعر از کیست ؟ دو نمره

ای زن به تو از فاطمه(س،) اینگونه خطاب است

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجاب است.

 

 

راهنمایی:

 

  • ایرانی نیست
  • عرب هم نیست
  • شیعه نیست.
++ نظرات بعد از تایید نمایش داده می‌شود(چون شاید جایزه بدیم) 
۴۹ نظر

کوله پشتی مهر

این که من فیش ندارم یعنی هم فیشنگار دیگر آن کشش سابق را ندارد و هم اینکه مطالعه شخصی خودم کم شده است. ولی وقتی به کله ی محترمم رجوع می کنم(به این نحو که سر مبارک را به سمت کتف راست متمایل کرده و آن را روی دستی که از قبل آماده ی تکیه کرده بودم میگذارم) می یینم هر روز دارد بر پرسش های ذهنم افزوده می‌شود. و هر روز متوجه چیزهای جدیدی میشوم که مهمند ولی من شناختی از آنها ندارم. 

۳۹ نظر

با سلام

باسلام را نصب کنید و محصولات روستاهای ایران را بخرید. تخفیف های مناسب و مدیریت خوب این نرم افزار تعاملی باعث شده ما از مشتری های دائم این فروشگاه بزرگ ایرانی بشویم. اگه عضو بشی با کد من می‌تونی توی خرید اولت از باسلامی‌ها ۱۵ هزار تومن هدیه بگیری. لینک

۱۸ نظر

دچار متحول می شود

ناشناس ها گاهی آدم های دوست داشتنی هستند؛ فقط راهش رو درست بلد نیستن

 

چند وقته منو میشناسی؟ شاید دوست داری حرفی بهم بزنی ولی مراعات یه چیزایی رو میکنی و نگرانی که از کوره در برم؟ حالا امروز تصمیم گرفتم امکان ارسال کامنت ناشناس رو فعال کنم

 

حرفتو ناشناس بهم بزن😉😐😁

فقط آروم بزنید 😉👌

۹۳ نظر

روش شیرینی گرفتن از لوسی می

سلام😊 سه شنبه رفتیم سینما فلسطین همه با هم هستیم رو تماشا کردیم. فیلمنامه انگار ناپخته و ناتمام بود. هرچند سوژه فیلم خوب بود.

 

ورودی سینما یک دستگاه شبیه نوبت دهی گذاشته شده بود که باید کد خرید بلیط(از سینما تیکت) رو وارد میکردی تا بلیت شما چاپ بشه. یعنی میتونید براحتی رفقای مجازی خودتون رو به این روش مهمان کنید و بهشون شیرینی بدین😊 خانم یک آشنا در نظر داشت یه ربات واسه بلاگ ها بنویسه. کوشش؟  شما هم بهش سر بزنید و اعلام حمایت بکنید😊 مثل فرزندی هستی که از شهر خودش دوره وقتی پنل هستی و بقیه رو نمیخونی! شما هم تجربه کردین ؟😊

 

توضیح عنوان: ایشون هر وقت بحث شیرینی پیش میاد میگن اگه راه مجازی پیدا کنید من حاضرم شیرینی بدم. این یه راه 😉

۳۰ نظر
درباره
پایان سخن پایان من است تو انتها نداری
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ
تصاویر زیباسازی نایت اسکین