فیشــــــنگار

پاسخ‌های مکشوف برای سوالات محذوف

چوپان گفت پول اسب را نمی‌خواهم؛ برو برای ایران بجنگ

خشکسالی و قحطی باعث مرگ سربازان شده بود و به همین خاطر گرشاسپ پادشاه ایران جنگ را پایان داد و زال سردار متفکر ایرانی نیز در زابل اقامت کرد. بعد از مرگ گرشاسب، افراسیاب دوباره به فکر افتاد به ایران حمله کند. زال به پسرش رستم گفت: جنگی در پیش است می‌دانم که تو هنوز جوانی و می‌خواهی جوانی کنی اما چه باید کرد که دشمن درراه است. آیا حاضری بروی؟

۱۴ نظر

هویت ایرانی در کشاکش مرزمندی و بی‌مرزی

آنجا که لحظه تقسیم زمین میان فرزندان فریدون است و در آن لحظه، غرب و شرق به سلم و تور واگذار شده و سرزمین میانی یعنی ایران به‌عنوان پایتخت این سه قلمرو، به فرزند برگزیده یعنی «ایرج» سپرده می‌شود. پس ایده ایران نخست ایده وحدت این تقسیم است و دوم ایده قلمروی میانی و میانجی میان خاور و باختر. پس از مسیر ایران است که شرق و غرب می‌توانند به صلح برسند و مساله ایران همزمان یک «مساله ملی» و «مساله جهانی» است. |link|

۲۴ نظر

تلاش دیگری از سهراب

وقتی سپاه ایران به مرز توران رسید رستم شبانه با لباس سربازان توران وارد لشکر سهراب شد و آمار نیروهای دشمن را گرفت. سهراب هم وقتی متوجه شد سپاه ایران در اطراف اردو زده بر بالای برج رفت و بزرگان لشکر را دید زد.

۸ نظر

ستاننده‌ی مرز مازندران

گژدهم پیر که احتمالا پدر گردآفرید |743| است پیکی پوینده را با گزارشی از وضع پیش آمده شبانه به سمت دربار راهی می‌کند.

 


بگفتش چنان رو که فردا پگاه

نبیند ترا هیچکس زان سپاه

 

۱۶ نظر

گُـــردآفـــرید

سهراب با سپاهی که تشکیل داده بود به سمت ایران روانه شد و در اولین مصاف خود هژیر فرمانده مرزبانی ایران را اسیر کرد.

۱۱ نظر

تصمیم کبرای سهراب


چو رستم پدر باشد و من پسر

نباید به گیتی کسی تاجوَر

۳۷ نظر

کودک عظیم الجثه

چو نُه ماه بگذشت بر دخت شاه

 یکی پورش آمد چو تابنده ماه

 

چو یک ماه شد همچو یک سال بود

برش چون بر رستم زال بود

 

 چو ده ساله شد زان زمین کس نبود

که یارست یا او نبرد آزمود

 

سهراب 9 ماه پس از اینکه رستم سمنگان را ترک کرد زاده شد و به زودی «پیل تن» شد. در همین ده سالگی است که سهراب نزد تهمینه می رود و از او جویای نام پدر می شود.لحن خشن این پرسش به ظاهر ساده آغاز فرایند فردیت در سهراب است. سهراب می پرسد من چرا با فاصله زیادی از بقیه ی همسالان برتر و قوی تر هستم؟

۱۹ نظر

به بهونه‌ی خبر اسب اومده بود!

در داستان رستم و سهراب، رستم پس از گم کردن رخش وارد شهر سمنگان می شود و شب مهمان شاه سمنگان شده، در خوابگاه او به استراحت می­‌پردازد. تهمینه دختر شاه سمنگان نیم‏‌شب همراه ندیمه‌­ای شمع به دست وارد خوابگاه رستم می­‌گردد و به او اظهار علاقه می‌کند.|link|

۲۷ نظر

تقابل ایران و توران

بیش از یک سده، فرمانروایی ستمکارانه، بهره جویانه و تحقیر آمیز مغول ها در ایران، موجب شد گروه­هایی از ایرانیان با استناد به خاطرة حماسی و قومی خود، در یک مشابهت سازی تاریخی، خود را به عنوان نمایندگان هویت و مدافعان جهان ایرانی؛ و مغولان را به عنوان نماد عنصر بیگانة تورانی قلمداد می نمودند. این گرایش بیش از همه در جنبش شیعی سربداران، دیده می شود.

۸ نظر
درباره
حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)
آرشیو مطالب
طراح قالب: عرفـــ ـــان ویرایش توسط نقل بلاگ