غلامحسین ابراهیمی دینانی :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۱۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «غلامحسین ابراهیمی دینانی» ثبت شده است

گویا انتشارات نور سخن در سال ۱۳۹۵ کتابچه ای با عنوان «روش تدریس فلسفه دکتر دینانی» منتشر کرده. مطالب کتاب در بیست ویژگی بارز روش گفتگو، تدریس و کلاس داری دکتر دینانی دسته بندی شده است.

 

 اصول حاکم بر کلاس های فلسفه دکتر دینانی:

👌   طرح مسئله کنید
👌  انتظار خود را از فلسفه تغییر دهید
👌 مسئولیت سخنان خود را بر عهده بگیرید
👌  دغدغه های اصلی فیلسوفان را بیابید
👌 کلاس فلسفه، کلاس بحث است
👌 در مورد مسائل، فکر کنید
👌  سخنان خود را در کمترین عبارات و به صورت گویا و صریح بیان کنید.
👌  به لوازم سخنان تان توجه داشته باشید
👌 خود را ملزم به استفاده از اصطلاحات فلسفی نکنید!
👌 به سرعت مبهوت نظرات جدید نشوید!
👌  مسائل را تحلیل کنید
👌 ارزش فیلسوفان را بدانیم
👌 معیار حقیقی، تنها عقل است

 

پ.ن: دو ماه در توییتر فعالیت کردم. حالا صفحه ام محدود شده. اگر درست نشد شاید برگردم :)

جلد نخست این اثر رساله دکتری نویسنده (بررسی پنجاه قاعده فلسفی در فلسفه اسلامی) بوده که در حال حاضر در قالب دو مجلد و شامل صد و پنجاه قاعده فلسفی چاپ شده است. دکتر دینانی در مقدمه کتاب قواعد کلی فلسفی توضیحات زیبا و خلاصه‌ای درخصوص علم و ادراک، وجود ذهنی، معرفت‌شناسی داده است که اشارات آن درباره تفاوت وجود و ماهیت، مطابقت علم با واقع، اتحاد عالم و معلوم، نظریه تکامل و فرایند پیچیدگی حیات و... می‌تواند برای دانشجوی فلسفه مفید و جذاب باشد.

تمام آنچه را ملاصدرا گفته است، همه را پیش از او ابن سینا گفته بود، حتی حرکت جوهری را هم ابن سینا گفته بود. منتها امتیاز ملاصدرا به این است که او ذوق داشت، بیان اش خوب بود. (نقل به مضمون)این حقه بازی است که بیش از حد طرفداری مرحوم ملاصدرا را کنیم و یکی از آن حقه بازان من بودم. بارها همین آقای مصطفوی به بنده در خصوص ایشان گفته بودند ولی من گوش ندادم. بیشتر

سالن موسسه پژوهشی حکمت و فلسفه پر بود. حضار چهره های متفاوت و اَعمار گوناگونی داشتند. کمتر از ده نفری دانشجو در جمع پیدا می‌شد که بیشتر آنها دانشجوی هنر بودند و به خاطر سخنرانی دکتر بلخاری آمده بودند؛ و جای دانشجوهای فلسفه در این نشست و امثال آن خالی است. (بخوانید) یکی از سخنران‌ها در ابتدای صحبت خود گفت کاش می‌دانستم که سطح سواد حضار محترم چگونه است تا متناسب با آن بحث خودم را ارائه کنم. دبیر جلسه  گفت: بزرگواران از زمان دکتر مصدق شاگرد کلاس های آقای دینانی هستند. پیرزنی که چرتش با |خنده حضار| پاره شده بود گفت: «حتی قبل تر»

 

 

تنها بودم. گفتم حالا که جمعه است بگذار یادی از اموات بی‌وارث بکنیم. تلویزیون را روشن کردم و زدم شبکه چهار. یهویی دیدم فیاض دارد حرف میزند. ریش و گیسوان تمامی سفید، پیر و چروکیده شده بود. [1] میگفت راه بروز ایده و خلاقیت این است که دانش به شعور عمومی تبدیل شود و شبکه‌های اجتماعی در این زمینه می توانند موثر باشند. صحبت هایش برای منِ علاقنمند به مسائل علوم انسانی مفید بود. سپس لختی در خانه چرخیدم و کارهای دیگری کردم و سپس به پای این شبکه‌ی وزین اما بی‌وارث برگشتم و دیدم آقای دکتر دینانی دارند صحبت می‌کنند. با خودم گفتم شبکه چهار هم دیده من علاقمند شدم به برنامه قبلی[2]  گفتن بذار یه برنامه دیگه هم براش بذاریم که بیشتر بمونه پای ما! مخاطب ندیده ها!!

 

جفت برنامه‌ها مفید و الهام بخش بود. ولی من لباس پوشیدم و کتابی را در کیف کوچکم گذاشتم و آمدم توی پارک جمع و جور نزدیک خونه مون. سه تا پیرمرد نشسته بودن منم رفتم نزدیکشون نشستم. پارک تقریبا دو بخش داره [3] و من متوجه شدم این ساکنان همیشگی نیمکت‌های پارک رو زنونه مردونه کردن ... صبح مردها روی نیکمت ها ضلع شرقی می‌نشینند و عصر پیرزن‌ها

 

پ.ن: پیرمردها دیگه چرا تحت تاثیر جنگ نرم قرار گرفتن انصافا؟ می‌گفت: آقایون میگفتن ما تشنه خدمتیم؛ فک کنم دیگه تشنگی شون رفع شده!

 

تغییرات وبلاگ رو هم به فال نیک می‌گیریم. موضوعات رو کم کردم ولی کلمات کلیدی احتمالا بیشتر بشه برای هر پست. کیا قالیبافی بلدن؟ شباهت قالیبافی با فیشنگاری می‌دونید چیه؟

 

[1] به رنگ ابروهایش دقت نکردم.

[2] اسم برنامه «مهمان خانه» بود با اجرای ضعیف امیرحسین مدرس

[3] بخاطر اهتمام شهرداری که هر جا رو خالی دیده به پارک تبدیل کرده.

انسان غیرمهذب، شایستگی تدبیر منزل را ندارد و به طریق اولی شایستگی تدبیر امور اجتماعی را هم نخواهد داشت.

هرکس به حسن و قبح عقلی اشیاء قائل است، قاعده ی ملازمه بین حکم عقل و حکم شرع را نیز می پذیرد و هیچگونه دوگانگی در این میان تحقق ندارد (131)

به اتفاق مسلمانان جهان، حضرت مسیح (ع) پیغمبر و رسول است. در این مسئله نیز اختلافی وجود ندارد که این پیغمبر بزرگ در آخرالزمان نازل خواهد شد و به عنوان یک حاکم عادل، بر اساس شریعت محمدی حکم خواهد کرد. (دینانی, 1375, ص. 158)

گفتگو مسابقه ی ورزشی نیست؛ گفت و شنود هم نیست.|توضیحات دکتر دینانی استاد فلسفه  در مورد روش گفتگو کردن| بشنوید:

 

درباره من

امام محمد غزالی: فقیهی که جز علم فقه، بضاعت علمی دیگری ندارد، نباید مبادرت به صدور حکم تکفیر کند. (دینانی, 1375, ص. 51)

«جوانگ‌جو» در خواب دید که پروانه است. پَرکِشان روی گلها می‌نشیند و از بوی خوش آنها بهره‌مند می‌گردد. پروانه به هیچ وجه نمی دانست که «جوانگ‌جو» بود. [فیلسوف] اکنون بیدار است و خود را «جوانگ‌جو» می‌یابد. (دینانی, 1375, ص. 65)

ابن‌سینا در روز فرصت کافی نداشت؛ زیرا طبیب بود و او را به معالجه عین‌الدوله و فلان الدوله و… وامی‌داشتند، در اصل شیخ را به کارِ گِل می‌گرفتند! به همین جهت شبها در فرصت فراهم شده، با شاگردان خود مشغول درس دادن و بحث کردن و پاسخ دادن می‌شد.

بنده ابن سینا را از هرمسلمانی مسلمان تر می دانم چون اسلام را عقلانی فهمیده و تفسیر کرده است. نظیر او را چه در ایران چه در غرب نداریم و به این زودی ها نخواهیم داشت. بیشتر

ابوالبرکات بغدادی – فیلسوف یهودی که بعداً مسلمان شده – هزار سال پیش درباره زمان مهمترین حرف‌ها را زده است. اگر هایدگر حرف های او را خوانده بود دیگر حرف های هایدگر تازگی نداشت.معرفی کتاب«معمای زمان، حدوث جهان»
من در جایی از کتاب «دفتر عقل و آیت عشق» گفته‌ام در این مرحله، عقل مست می‌شود. عقل که مست شد، سه ساحت انسان بر هم منطبق می‌شود؛ ۱. ساحت اراده، ۲. ساحت محبت یا عشق، ۳. ساحت معرفت یا شناسایی. عقل مست، هیچگاه درگیر این جدایی‌ها نمی‌شود.بیشتر
عشق بدون فهم و عقل بی‌‌معنی است و عقل بدون عشق، متوقف است؛ مثل آبی که در یک جا راکد است و می‌گندد. در عقل مست، عشق و عقل دو روی از یک سکه هستند. |link|
اینکه من به همه چیز رسیده‌ام و همه چیز را فهمیده‌ام، این خود آغاز حماقت است.

معرفت یعنی شناختن. شناختن برای کیست؟ برای عقل. عقل، دین را می‌شناسد یا دین، عقل را می‌شناسد؟ طبیعی است، عقل، دین را می‌شناسد. پس معرفت دینی‌‌ همان معرفت عقلی است؛ منتها عقلی که گرفتار اوهام و نفسانیات نباشد. من اصلاً معرفت دینی غیر عقلانی را نمی‌شناسم. 

شیمیست: هر چیزی اگر وجود دارد پس جرم است.

دینانی: پاسخ در فیلم (58 ثانیه)

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات