مرگ :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۹ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «مرگ» ثبت شده است

من چند سالی هست که دارم درمان سوگ کودک و نوجوان کار میکنم و راستش را بخواهید این کار برایم راحت تر از چیزی مثل درمان اضطراب یا نافرمانی بود. با این که میتوانستم به شکل خوبی با مراجعم همدلی کنم، اما به نظرم می آمد که سوگ چیز ساده ای است. عمق آن را نمیفهمیدم. فکر میکردم مهم این است که یاد بگیرد با این غم کنار بیاید؛ نه بیش از حد درگیرش شود و نه از آن فرار کند؛ همین! ولی در این ماهها که خودم سوگوار شده ام، دارم چیزهای جدیدی در مورد آن یادمیگیرم؛ آن هم یاد گرفتنی که بیش از آن که به ذهن مربوط باشد، به تجربه، دل و لایه های عمیق روحم مربوط است.  

 

میدانید چیست؟ آدم اگر بخواهد به مرگ از نظر منطقی و عقلانی نگاه کند، واقعا هم اتفاقی ساده و بدیهی است که باید به سادگی پذیرفته شود: همه میمیرند. این را از همان روزی که دست چپ و راستمان را از هم تشخیص داده ایم، فهمیده ایم. دیده ایم که جوجه رنگیمان مرده است، گل بنفشه مان وقتی از ریشه در آمده خشک شده و دیگر رشد نکرده است، پدربزرگمان یک روز به خواب ابدی فرو رفته است و... بزرگتر شده ایم و فهمیده ایم که از نظر علمی، هر چیزی عمری دارد و به دلیل اختلال در کارکرد بعضی از بخشها یا فرسوده شدن یا حوادث طبیعی و انسانی، ممکن است عمرش به پایان برسد. فهمیده ایم که از نظر دینی، مرگ، به قول سهراب، پایان کبوتر نیست و دنیای دیگری وجود دارد که آدمها بعد از مرگ، زندگی حقیقیتری را در آن تجربه میکنند و تک تک ما هم یک روز به آنجا میرویم و دوباره میتوانیم در کنار کسانی که دوستشان داریم زندگی کنیم.

 

 

تازه داشتم می فهمیدم که فهم من چقدر کمه!

اتم تو دنیای خودش حریف صدتا رستمه

 

می‌خواهم پست طولانی بنویسم، تا بقول شباهنگ مطلب به خوبی ادا شود. می‍‌خواهم ناپرهیزی کنم و این بار از عواطف و احساساتم بگویم؛ مثل آن پست اول آشنایی مون که شما مهربان ها گفتید. این بار من می‌خواهم بنویسم. بنویسم که هر چند قصد رفتن ندارم اما دوست دارم با تک تک شما تسویه حساب کنم.

برای جهنم هیزمی جز اهل آن وجود ندارد، بنابراین خاموشی جهنم همانا تمام شدن اهل آن در اثر سوختن است. (محمدحسین طباطبایی, 1361, 80) آیه پیوست: اسراء:97

قیامت بر مردم احاطه دارد و اگر سدی که خداوند در مقابل (مردم و قیامت) قرار داده، نباشد قضاوت قاطعانه‌ی قیامت همه‌ی آنان را در بر خواهد گرفت.  (محمدحسین طباطبایی,1361, 23)

در کافی از ابی بکر حضرمی نقل کرده است که ابوعبدالله (ع) فرمود: در قبر تنها از کسانی سوال و مواخذه خواهد شد که دارای ایمانی محض و یا کفیر محض باشند و دیگران به حال خود رها خواهند گشت تا روز قیامت که وضعشان موقوف به امر خداست.((فرقان/ 21تا 24))

از پیغمر (ص) نقل شده که مردم همگی وارد آتش می گردند سپس به نسبت اعمالشان از آن خارج می گردند؛ نخستین[گروه]شان همچون درخشیدن برق، [گروه] بعدی همچون وزیدن باد، و دسته ی بعدی همچون دویدن اسب و در نهایت دسته ی آخر همچون راه رفتن پیاده.صافات/24 و 25

منظور از پل صراط راهی است که بر سرتاسر جهنم کشیده شده است، محل عبور همه ی خلایق از خوب و بد بوده که البته خداوند کسانی را که پرهیزگارند نجات می دهد و ظالمین را در آن رها می سازد. (طباطبایی,1361,ص81) مریم/72

نفس بشری هنگامی که بدن را ترک می گوید صفت اختیار و توانایی انجام فعل و یا ترک آن را از دست می دهد. (حیات پس از مرگ , 23)

از ملک‌الموت (عزائیل) پرسیدند چگونه در یک لحظه ارواح را قبض میکنی در حالیکه بعضی از آنها در مغرب است و بعضی در مشرق؟! ملک‌الموت پاسخ داد: من این ارواح را به خود می خوانم و انها اجابت می کنند. (علامه طباطبایی, الانسان بعدالدنیا. ص:17)

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات