معرفی کتاب :: فیشــــــنگار

فیشــــــنگار

۴۸ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «معرفی کتاب» ثبت شده است

گویا انتشارات نور سخن در سال ۱۳۹۵ کتابچه ای با عنوان «روش تدریس فلسفه دکتر دینانی» منتشر کرده. مطالب کتاب در بیست ویژگی بارز روش گفتگو، تدریس و کلاس داری دکتر دینانی دسته بندی شده است.

 

 اصول حاکم بر کلاس های فلسفه دکتر دینانی:

👌   طرح مسئله کنید
👌  انتظار خود را از فلسفه تغییر دهید
👌 مسئولیت سخنان خود را بر عهده بگیرید
👌  دغدغه های اصلی فیلسوفان را بیابید
👌 کلاس فلسفه، کلاس بحث است
👌 در مورد مسائل، فکر کنید
👌  سخنان خود را در کمترین عبارات و به صورت گویا و صریح بیان کنید.
👌  به لوازم سخنان تان توجه داشته باشید
👌 خود را ملزم به استفاده از اصطلاحات فلسفی نکنید!
👌 به سرعت مبهوت نظرات جدید نشوید!
👌  مسائل را تحلیل کنید
👌 ارزش فیلسوفان را بدانیم
👌 معیار حقیقی، تنها عقل است

 

پ.ن: دو ماه در توییتر فعالیت کردم. حالا صفحه ام محدود شده. اگر درست نشد شاید برگردم :)

نیکوکاران چون با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستی نکنند ـ دلهایشان، به سرعتِ درآمیختن باران با آب رودخانه ها، با هم الفت می گیرد و بدکاران هر گاه با هم روبه رو شوند ـ هر چند به زبان اظهار دوستی کنند ـ دلهایشان از هم دور است، همانند چارپایان که از مهرورزی با هم بیگانه اند، گرچه روزگاری دراز بر سر یک آخور، علوفه خورده باشند.

 

 

 

إنَّ سُرْعةَ ائْتِلَافِ قُلُوبِ الأبْرَارِ إذا الْتَقَوا ـ وَإنْ لَمْ یُظهِرُوا التَّوَدُّدَ بأَلْسِنَتِهِمْ ـ کَسُرْعَةِ اخْتِلَاطِ ماءِ السَّمَاءِ بِماءِ الأنْهَارِ

 

 

سید حسن نصرالله: اولین دیدار ما در لبنان بود. بعد از اینکه ایشان به فرماندهی نیروی قدس منصوب شد، آمد لبنان. این‌جا در جلسه‌ی معارفه همدیگر را دیدیم. من قبلش حاج قاسم را نمی‌شناختم. یعنی همدیگر را ندیده بودیم. چون تا آن زمان حاج قاسم یا در ایران توی جبهه‌های جنگ بود، یا در استان‌های کرمان و سیستان و بلوچستان و… مسئولیت داشت. حتی وقتی ما به تهران می‌رفتیم و با مسئولان دیدار می‌کردیم هم ندیده بودیمش. یعنی شناخت قبلی وجود نداشت. پس اولین دیدار ما این‌جا در بیروت بود.

 

آنجا فهمیدیم ایشان پس از منصوب شدن از طرف حضرت امام خامنه‌ای دام ظله الشریف مسئول جدید نیروی قدس شده و از این به بعد این مسئولیت به عهدۀ ایشان است. در جلسه‌ی اولی که من و تعدادی از برادران با ایشان داشتیم (البته طبق معمول فقط اسم شهیدان را می‌آوریم، نام زنده‌ها را الآن نمی‌گوییم) بنده بودم و حاج عماد رضوان الله تعالی علیه، بود، سید مصطفی بدرالدین رحمت الله علیه بود و برادران دیگری که الحمدلله هنوز زنده هستند. از همان دیدار حسی از نزدیکی روحی روانی و فکری به ما دست داد، طوری که انگار ده سال است ما حاج قاسم را می‌شناسیم و او هم ما را می‌شناسد. 

 

توضیح: هفته پیش توی بازارگردی‌هام نرم افزار میزان الحکمه رو دیدم نصب کردم و اولین حدیثی که ازش خوندم همین بود. امروز هم رادیوی ماشین داشت مصاحبه سیدحسن نصرالله درباره حاج قاسم رو پخش می‌کرد که من این ماجرای اول آشنایی رو شنیدم و به قول معرف مصداقش هم جور شد.

همسفر!

در این راه طولانی که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد

بگذار خرده اختلاف‌هایمان با هم باقی بماند

خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم،

حالا که در ایام قرنطینه و خانه نشینی اجباری دوستان اهل کتاب (خواندن) هم شده‌اند این مطلب را منتشر می‌کنم تا با یک نویسنده دیگر بیشتر آشنا شویم: تا انتها بخوانید

 

بیوتن البته به خودی خود جذابیتی برایم نداشت، ولی این که ادامهٔ «ارمیا» بود جالبش می‌کرد. ارمیا نماد یک آدم دردمند بود، از آن آدم‌هایی که «به بیداری دچارند».

 

امیرخانی خود را موظف به روایت دین‌داری در دنیای مدرن می‌داند و بیوتن روایت خمودگی و خستگی یک دین‌دار در مدرن‌ترین کشور این دنیاست.

پدرخانمم عکس دکور جدید خونه‌مون رو که دید گفت چرا اینقدر کتاب دارین؟ بعد پرسید خب بگو ببینم آخرین کتابی که خوندی چی بوده؟! و من نتونستم و اصلا یادم نبود چه کتابی خونده ام. بگذریم که خیلی کم کتاب خونده ام این مدت. البته الان یادم اومد؛ اولین کتابی که توی تعطیلات نوروزی خوندمش «تب مژگان» بود.

بگذار صادقانه بگویم؛ مسلمانی بی عشق خمینی برایم لذتی ندارد. خمینی کجایی؟ ای کاش یک بار، فقط یک بار تو را از نزدیک می‌دیدم، دستت را می‌بوسیدم و با این بوسه به ملاقات خدا می‌رفتم. خمینی! کجایی؟ ای کاش تنها یک بار تو را و تنها یک بار تو را بر آن صندلی که می‌نشستی و امتی را سیراب معرفت می‌نمودی زیارت می‌کردمaminabadi.blogfa.com

ما دو هزار و پانصد سال در قفس نفس کشیدیم؛ ۲۵۰۰ سال پرچم‌هایمان در نسیم شمشیر تکان می‌خورد. مغول‌ها به کاشی‌های ما تجاوز کردند. شرح نیستان سوخته ما یک مثنوی هفتاد من کاغذ است. آنها با هُلاکو آمدند و ما با مولانا برخاستیم. ما برگرد شهیدان خود سماع می‌کردیم، تیمور رویاهای ما را به آتش کشید. اسکندر ما را به کرانه کابوس تبعید کرد. این یک مشت مینیاتور ِمعلول، حاصل محاصره نیشابور است.

 

* یک لیوان شطح داغ: داغترم میشه

چرا خیال می‌کنی همه مردم باید صد سال تنهایی را خوانده باشند؟ پدر من صد سال تنهایی را زیسته است و ما به ادبیات مردمی تری نیاز داریم، ادبیاتی که بشود آن را به قهوه‌خانه برد، ادبیاتی که بشود آن را توی خشاب گذاشت، ادبیاتی که عین عینک دودی باعث تخدیر چشم‌ها نشود، ادبیاتی که در غیبت مذهب هم دلشوره ابدیت را درما زنده نگه دارد، ادبیاتی که قناری قفسه‌ها نباشد، ادبیاتی که ما را به خاور دورِ خورشید ببرد، ادبیاتی که ما را به اعماق مینیاتورها پرتاب کند، ادبیاتی که بتوانیم در آن موهایمان را شانه بزنیم.📌 یک لیوان شطح داغ

عشق مثل تهمت به سُراغ آدم می آیَد

وقتی خداوند از نیلوفر حَوا رویید، آدم برای نخستین بار به خاک اُفتادَن را تجربه کرد.

وقتی خُداوند از لبهای حَوا سُخن گُفت، گردش خون نیایِش در آدَم به جَریان اُفتاد.

⚽️⚽️⚽️

بریده هایی جذاب از کتاب یک لیوان شطح داغ:

پدر من صد سال تنهایی را زیسته است

یک لیوان شطح داغ

جلد نخست این اثر رساله دکتری نویسنده (بررسی پنجاه قاعده فلسفی در فلسفه اسلامی) بوده که در حال حاضر در قالب دو مجلد و شامل صد و پنجاه قاعده فلسفی چاپ شده است. دکتر دینانی در مقدمه کتاب قواعد کلی فلسفی توضیحات زیبا و خلاصه‌ای درخصوص علم و ادراک، وجود ذهنی، معرفت‌شناسی داده است که اشارات آن درباره تفاوت وجود و ماهیت، مطابقت علم با واقع، اتحاد عالم و معلوم، نظریه تکامل و فرایند پیچیدگی حیات و... می‌تواند برای دانشجوی فلسفه مفید و جذاب باشد.

لوی استروس استاد دانشگاه در رشته تاریخ فرهنگ درکتاب «نژاد و تاریخ» نشون میده که ... دید تکاملی به تاریخ اشتباهه. ما نباید فکر کنیم که همون طور که نوعی تکامل در طبیعت وجود داره که اصلح رو نگه می داره، در فرهنگ هم تکاملی هست. فرهنگ ها در طول تاریخ و هزاران سال قبل از تاریخ مکتوب، مسیرهایی آشفته و بسیار پراکنده رو مدام و مدام رفتن و برگشتن و باز رفتن. اینه که نمیشه خطی ترسیم کرد که فرهنگ غرب در انتهای اون قرار داره و باقی فرهنگ ها به تناسب فاصله ای که با اون مقصد دارن، عقب مونده یا پیشرفته یا در حال توسعه محسوب بشن. تاریخ فرهنگ یک خط نیست، انبوهی در هم و بر هم از شاخه های نامتناهیه.

در یکی از همین شب‌های پاییزی در کمال بی‌حوصلگی کتاب«ارتش سری روشنفکران» را برداشتم و ورق زدم. سپس آن را از همسرم امانت گرفتم که بخوانم(اعضای خانواده ما حساسیت زیادی نسبت به کتابهای خود دارند) ورق که زدم عنوان کتاب برایم جذاب نبود؛ عنوان فصل ها نیز. اما بخش مقدمه یا درآمد کتاب مطالب مفیدی درخصوص برخی فیلسوفان مطرح و مکتب‌های معاصر فلسفی داشت.

جنون است این که

هرکس عقیده خویش را بستاید.

اگر اسلام به معنای تسلیم شدن برای خدا باشد

همۀ ما در اسلام به دنیا می‎آییم و

در اسلام می‎میریم...
«گوته - دیوان شرقی»

 

 

معرفی کتاب: یک روز از دوران کودکی پیامبرمان از زبان دایه ایشان حلیمه را در کتاب «سه کاهن» می‌توانید بشنوید.

 

کتاب صوتی «سه کاهن» (فقط امروز و فردا) به صورت رایگان در وبسایت jjp.ir قابل دانلود است.

با دانلود کتاب «سه کاهن» می‌توانید در مسابقه‌ی کتابخوانی «پویش ملی سلام بر محمد» شرکت کنید. (همان لینک)

 

جوایز: پنج ربع سکه برای پنج نفر

(معرفی این پویش عیدی من به شما بود.)

شایگان، به گمان من، روشنفکری معنوی، و نه دینی، و نه لائیک است.
روشنفکر، به اعتبار این که عقلانیت، و به خصوص عقلانیت نقادانه را به جد پاس می‌دارد،
و معنوی (spiritual)، به این اعتبار که سهم روح (spirit) را سرسختانه مطالبه می‌کند. |link|
جمله ملکیان درباره داریوش شایگان👆
 
 
پ.ن: کتاب ملت عشق رو می‌خوام بخونم. کسی خونده؟ (به نظرتون چه‌جور کتابیه؟)
بعد از اسباب‌کشی که سر حوصله داشتم کتاب‌ها را داخل قفسه می‌چیدم چشمم به کتاب «بایدها و نبایدها» اثر شهید دکتر بهشتی افتاد. همسر توی دبیرستانش(سمپاد) خریده، دارم مطالعه می‌کنم؛ فضاش جالبه: بحث امر به معروف از دیدگاه قرآن.
 
 
⛩ معرفی کتاب در گودریدز

با توجه به اینکه دوست دارم کیفیت فیش‌هام بالاتر برود پس دوست دارم دوباره جدی‌تر کتاب بخوانم. حداقل بیاییم هر ماه یک یا دو کتاب بخوانیم. من خودم پیش روی شما اعلام می‌کنم تا از فشار افکار عمومی هم که شده کمی مطالعه کنم. با کتاب منطق صوری شروع می‌کنم ، هر کی پایه است بسم‌الله

 

نتایج پویش موثرترین وبلاگ‌ها

شیطان ما را مجبور نمی کند. او با سماجت درب خانه‌ی دل ما می‌نشیند و هر از گاهی در می‌زند. اگر در را باز کردی کار شیطان شروع می‌شود و با این روند شروع به کار می‌کند: شیطان در سینه‏ ها لانه کرده و به زاد و ولد می‌پردازد(فَبَاضَ وَ فَرَّخَ فِی صُدُورِهِمْ) و دامانشان را به پرورشگاه جوجه‌های خود تبدیل می‌کند. (وَ دَبَّ وَ دَرَجَ فِی حُجُورِهِمْ)|link|


🌿🌿بر شما باد به رعایت تقواى الهى و پارسایى و تلاش و کوشش و راستگویى و رساندن امانت به صاحبانش و خوشخویى و خوشرفتارى با همسایگان؛ زینت و آبروى ما باشید نه باعث بى‌آبرویى ما.

آیا افرادی سراغ دارید که در ابتدای سال تصویری واضح از کارهایی که می‌خواهند انجام دهند دارند ولی خیلی سریع به انتخاب‌های ضعیف و بی‌خیالی در زندگی‌شان باز می‌گردند؟

 

برنامه‌ریزی :: روزهای رنگی ارکیده

گفتار جلسه نهم کتاب همرزمان حسین با عنوان «امامزادگان انقلابی» به شرح موضع‌گیری امام صادق (علیه‌السّلام) درباره‌ی قیام زید، تحریف تاریخ درباره امامزاده ها و لزوم توجه به دو طیف از امامزادگان واقعی و وابسته به حکام ظالم اختصاص یافته است. |link|
 

«بسیاری از من می‌پرسند، چرا همان‌جا نماندم؟! آن‌جا بسیاری به من گفتند، خوش به حالت که برمی‌گردی! این چه رازی است که ساکنانِ غرب، هوای شرق را می‌کنند و ساکنانِ شرق، هوای غرب را؟! رضایت از حضور را، رهایی را، آزادی و لذّت بردن از نفسی که می‌آید و می‌رود. کدام دست و تبر، در کجای جهان از بُن برچیده است؟ شگفتا از آدمی که وقتی می‌ماند، سودایِ رفتن دارد و وقتی می‌رود، سودای بازگشت... پلِ رضایت در کجای جهان شکسته است که هیچ‌کس به روزگارِ خود دل‌خوش نیست؟»

 

 

این مطلب به دعوت سرکار خانم ارکیده و در ذیل پویش تد عزیز نوشته می‌شود. اگر می‌خواهید زودتر به جواب برسید می‌توانید اول وسط متن را بخوانید:

 

دوست پدرم بود، از آن دوست ها که پدرها هزار جهد می‌کنند تا این رابطه حداقل با یکی از زیرشاخه های خودشان ادامه پیدا کند.  پدرم یکی از معمولی های همراه انقلاب است و در گوشه ای از این مملکت ریزش ها و رویش ها باز گوشه ای از کار فرهنگ را در دست گرفته ... پدر من نه در دانشگاه درس خوانده و نه در حوزه ولی در فضایی که قبل حین و بعد از انقلاب تجربه کرد وادار شده بود کتاب های زیادی را بخواند.

 

 

وقتی من خواندن و نوشتن یاد گرفتم این کتاب‌ها در دسترس من بود و پدرم حیفش می‌آمد من به جای خواندن این ها در کوچه با بچه‌ها فوتبال بازی کنم یا موزیک گوش بدهم و ...

یادداشت نویسنده وبلاگ همدم ماه پس از مطالعه کتاب زندگی «سلام بر ابراهیم»:

پیرو این پست آقاگل باید بگم که به نظر می‌رسد تا مادامی‌که در مباحث اعتقادی و حتی تاریخی نیاز به مطالعه داریم؛ خواندن رمان باید مثل تنقلات باشه در مقایسه با مطالعات جدی ما

آیا تا به حال برای تان پیش آمده که برای خرید کتابی مناسب درباره موضوع مورد نظرتان سردرگم باشید؟ یا بخواهید مطالعه کتابی را به دیگری توصیه کنید، اما ندانید چگونه این کار را انجام دهید؟ کلید حل این مشکل، یادداشت های «مرور یا معرفی کتاب» (Book Review) ) است. اما «معرفی یا ریویوی کتاب» چه ضرورت یا فایده ای دارد؟

«لذات فلسفه» یک کتابی است که با ادبیات خیلی شیوا و شیرینی نوشته شده و مرحوم دکتر عباس زریاب هم ترجمه‌ی خیلی خوبی کرده. این کتاب، مباحثه و مناظره‌ی بین فلاسفه‌ی قدیم و جدید غرب است در یک مسئله‌ی خاصی؛ مثل اینکه اینها یک جلسه‌ای تشکیل داده‌اند و دارند با هم بحث میکنند؛ هگل یک چیزی میگوید، بعد کانت جواب او را میدهد، بعد دکارت حرف خودش را می‌زند؛ همین طور دانه دانه اینها شروع میکنند با همدیگر بحث کردن.

مرحوم آقا سید عبّاس تهرانی نقل کرد که: برادرم یکی از رؤسای ارتش روس را در مهمانخانه ای دیده بود که از روی ناراحتی با صدای بلند فریاد می کشد و می گوید: آقا خوب، ولی شماها بد.

 

خوب و بد دنیا را با هم ببینید. آنگاه خواهید دید که دنیا جای خوبی است و این وظیفه ی ماست که بهترین بهره را از آن ببریم و شکرگزار باشیم (بنجامین فرانکلین).

شهامت یعنی «در موقعیت قرار گرفتن» و انتخاب کردن و نه یعنی همیشه خوب و درست را انتخاب کردن. از ترس اشتباه کردن و کج رفتن و پشیمان شدن زمان را تباه کردن جرم است. (نادر ابراهیمی:ص43)

ابوالبرکات بغدادی – فیلسوف یهودی که بعداً مسلمان شده – هزار سال پیش درباره زمان مهمترین حرف‌ها را زده است. اگر هایدگر حرف های او را خوانده بود دیگر حرف های هایدگر تازگی نداشت.معرفی کتاب«معمای زمان، حدوث جهان»

همانطور که منکر ولایت کلیه ی علی بن ابیطالب- روحی له الفدا- دچار زلت و انکار و چشم‌پوشی از کثیری از مسلمات کتاب و سنت می شود، همین طور قائل به اصالت ماهیت دچار هفوات و تناقض گویی در بسیاری از موارد دقیقه از عقلیات می شود.(هستی از نظر فلسفه و عرفان ص78)

فیشــــــنگار

حضرت امیر(ع) می‌فرمایند: آراء و نظرات گوناگون را -مانند دوغ درون خیک- به هم بزنید تا حقیقت -مانند کَره از دل آن- بیرون بیاید. به نظرم فیشنگار به خوبی از عهدۀ این کار برآمده است. (امید شمس آذر)

آخرین نظرات